All for Joomla All for Webmasters
031-33312497 |
آرشیو مطالب گزارش كارگاه‌های آموزشی سفر دوم

عدم تعادل بين همه افراد هست، پس تغذيه، تربيت،‌ نوع رفتار و كردار و پندار و نوع جهانبيني و ... همه مي‌تواند تفاوت داشته باشد و بزرگترين ناهنجاري كه همه ما با آن درگير هستيم و انرژي ما را مي‌گيرد و به بيراهه مي‌برد، و ما را به كارهايي كه حتي باب ميل ما هم نيست وادار مي‌كند، مقايسه است.

موضوع كارگاه آموزشي سفر دوم: سي دي «روان چيست»

استاد: جناب آقاي مفتون

تاريخ: سه‌شنبه 98/11/8

در ابتدا دوستان برداشتشان را از اين سي دي بيان نمودند.

ديدگاه ما اين است كه انسان از خاك و گل آفريده شده و در آن روح دميده شده است. روح همان جان مي‌تواند باشد. وقتي جسم و جان از تعادل خارج شوند، يك سري ناهماهنگي‌ها بدون اينكه بخواهيم در ما ايجاد مي‌شود، چه در مصرف‌كننده و چه در غيرمصرف‌كننده. پس ببينيم جسم و جان، چگونه از تعادل خارج مي‌شوند؟

وقتي هورمون‌هاي مترشحه بدن دچار اختلال مي‌شود، هم مي‌تواند ذهني در ما ايجاد تخريب داشته باشد و هم جسمي. پس به موقع ترشح نشدن غدد مترشحه، مي‌تواند عدم تعادل ايجاد كند و عدم تعادل ما را به سمت ناهنجاري‌ها مي‌برد. به طور كلي، يكي از عوامل ناهنجاري‌ها كه همه انسانها را از موقعي كه دست چپ و راست خود را مي‌شناسند، تا آخر طول زندگي، درگير مي‌كند،‌ همين است و كسي به اين نكته توجه نمي‌كند.

عدم تعادل بين همه افراد هست، پس تغذيه، تربيت،‌ نوع رفتار و كردار و پندار و نوع جهانبيني و ... همه مي‌تواند تفاوت داشته باشد و بزرگترين ناهنجاري كه همه ما با آن درگير هستيم و انرژي ما را مي‌گيرد و به بيراهه مي‌برد، و ما را به كارهايي كه حتي باب ميل ما هم نيست وادار مي‌كند، مقايسه است. كل مبحث سي ‌دي روي اين قضيه است زيرا هر چيزي اعم از هورمون‌ها، افكار، جهانبيني، نگاه، اعتقادات و ... مي‌تواند متفاوت باشد، ولي داشتن خواسته‌ كه چون يك نفر ديگر آن طور شده من هم بايد بشوم و ... ما را وادار به ناهنجاري مي‌كند.

با مقايسه كردن،‌ آموزش سطحي مي‌شود نه عمقي، زيرا دنبال مقايسه بوده‌ايم نه آموزش و هر آن، به رفتار گذشته خود برمي‌گرديم و آموزشها تأثيري روي ما نداشته، چون نهادينه نشده است. نتيجه‌اش اين مي‌شود كه جناب مهندس مي‌فرمايند من بعد از ده سال مكاتبه با يك نفر هنوز در بحث شناخت اعتياد مانده‌ايم، تلاش ما اين است كه نظر خود را اعلام كنيم و خيلي خوب بيان مي‌كنند كه ما اين را مي‌نويسيم شايد براي 500 سال ديگر مفيد باشد، پس نبايد زور بزنيم كه ثابت كنيم ما درست مي‌گوييم و مي‌دانيم، چون به اندازه‌اي كه حس‌هايمان باز شود، چيزي را مي‌فهميم.

چيزي كه باعث مي‌شود فكر كنيم خيلي مي‌دانيم، اين است كه تفاوت‌ها را تشخيص ندهيم. جناب مهندس تلاش مي‌كنند كه با مثال‌هاي متعدد اين را به افراد بفهمانند و ما هم بايد چند بار اين سي‌دي را گوش كنيم تا به برداشت عميق برسيم. براي همين جناب مهندس تأكيد بر نوشتن داشتند كه خوب بفهميم و سطحي برداشت نكنيم.

رفتار ما مثل موسيقي يك هارموني دارد، دليل ناراحت شدن اعضاي خانواده يا همكاران و... به اين خاطر است كه ساز خود را مخالف مي‌زنيم. فكر مي‌كنيم با پنهانكاري، كسي نمي‌فهمد، تلاش هم مي‌كنيم، ولي چون جهانبيني تغيير نكرده، آموزشها تماماً سطحي و ساز ما گوش‌خراش است و اين صدا را طرف مقابل مي‌شنود و بدون اينكه دليلش را بفهميم با ما سر سازگاري ندارند. صداي ساز ماست كه باعث مي‌شود طرف مقابل متأثر، نگران و حتي اذيت شود و دنبال چاره‌جويي باشد.

اگر بتوانيم تفاوتها را متوجه شويم، نه عجله مي‌كنيم، نه تقلاي بيهوده، بلكه فقط و فقط به دنبال اين هستيم كه ياد بگيريم اگر جسم من ناسالم باشد، روي جان يا همان روح اثر مي‌گذارد و اگر روح ناآرام باشد، مطمئناً روي جسم تأثير خواهد گذاشت، ناآرامي جسم و روح باعث مي‌شود حركات و رفتارها يا نمايشي باشد يا تظاهر و ريا و خلوصي در آن نباشد. زماني رفتار خالص مي‌شود كه روح و جسم با هم در تعادل باشند. در پزشكي اصطلاحي به نام هموستاز داريم كه در اين حالت بين جسم و روح هماهنگي است. حتي شرايط ذهني هم متعادل مي‌شود. براي همين جناب مهندس تأكيد دارند كه حتماً انسان را بشناسيم، انسان از ميلياردها سلول زنده و هوشيار تشكيل شده و تا زماني كه هموستاز و هارموني برقرار نباشد، نمي‌توانند كار خود را به خوبي انجام دهند.

براي همين قطع مصرف سخت است، زيرا اين سلولها نياز به مواد دارند و تفكر افيوني هم آن را قوت مي‌دهد. قطع مصرف باعث مي‌شود هارموني سلولهايي كه ساليان سال به مصرف مواد عادت كرده، به هم بخورد، براي همين وقتي دوباره مصرف مي‌كند آن هارموني را براي مدتي بازمي‌گرداند. وقتي دوباره شخص به مواد پناه مي‌برد، به مرور زمان تخريب در جسم ايجاد مي‌شود و تأثيرش را روي جان و روح مي‌گذارد و آن را از مدار اصلي خود خارج مي‌كند، آنگاه آن اتفاقاتي در رفتار و كردار و... مي‌افتد كه مي‌بينيم. مثل بدخواه كسي بودن، غيبت كردن، كمك نكردن، حتي راضي نمي‌شود به كسي كمك كند، زيرا تشخيص نمي‌دهد كمك چيست و آن را نمي‌شناسد، منيت و حس مالكيت مي‌گيرد. براي همين جناب مهندس تأكيد مي‌كنند كه هيچ رهجويي ملك شخصي راهنمايش نيست، زيرا ماهيت انسان را مي‌شناسند. اگر بناست به كسي كمك كنيم، در حد وظيفه، به هر كسي كه باشد، اين كمك را مي‌كنيم، ولي اگر در ازاي كمكي كه كرديم، بخواهيم از ما تمجيد و تعريف كنند، يعني منيت داريم. اگر خوبيم براي خود هستيم، ولي اگر دوست داشتيم، به ما بگويند كه خوبيم، آن موقع بدانيم كه اختلال هست و هنوز آن را تشخيص نداده‌ايم و واقعاً ما را به انحراف مي‌كشاند و از مسير خارج مي‌كند. براي همين جناب مهندس تأكيد دارند كه حتماً آموزشهاي سفر دوم را شركت كنيد، زيرا با قطع دارو، از يك چاله درآمده و هر لحظه ممكن است به چاه‌هاي ديگر بيفتيم كه خيلي خطرناك‌تر است، زيرا قبلاً نمي‌دانستيم و كاري را مي‌كرديم ولي الان فكر مي‌كنيم آگاهي و دانايي داريم و اگر معتقد باشيم، هم گناهش بيشتر است و هم تخريبش.

يكي از چيزهايي كه هارموني ما را برقرار مي‌كند، ترشح غدد درون ريز و برون ريز است. انسانهاي سالم روي تغذيه تأكيد دارند، زيرا تغذيه سالم، باعث مي‌شود غدد به موقع ترشح شوند. خواب شب، كار، تغذيه جزء اركان درمان است، تا هارموني سلولي اتفاق بيفتد، وقتي هارموني اتفاق افتاد، روح و جسم با هم درست حركت مي‌كنند، مثل اسب و سواركار، ولي اگر دنبال ذهنيات خود باشيم، مطمئن باشيد هارموني اتفاق نيفتاده و براي همين گاه گاهي در آرامش هستيم نه هميشه. جناب مهندس در اين زمينه بيان مي‌كنند كه من روان را فرزند روح و جسم مي‌دانم. تركيب جسم و روح، رفتار، خلق و خو و كردار ما را تشكيل مي‌دهد كه به آن روان مي‌گويند.

هر جا ديديم يك انسان يك كار درست را مرتب انجام مي‌دهد نه اينكه تظاهر داشته باشد، بدانيم جسم و روح او در هماهنگي است. ولي اگر رفتارهايي مثل تأييدطلبي و چيزهايي كه جناب مهندس در سي دي بيان مي‌كنند، باشد مطمئن باشيد كه جسم و روح با هم همسو نيستند و هر كدام ساز خودشان را مي‌زنند و حركات ما مي‌شود نواي آن ساز.

 ravan2

دوستان در اين زمينه برداشت‌هاي خود را بيان كنند.

مسافران: غضبان- عليرضا- ميثم1- ميثم2- مظاهر-

همسفران: تقيان- ابراهيمي- مكري- زيلايي- خراط‌زاده-

يكي از دلايل بروز يك سري رفتارهاي ناهنجار و انجام ضدارزشي‌ها و عدول از فرمانها، ريشه در عدم هماهنگي جسم و روح است. وقتي جسم قوي باشد ولي روح با آن در هماهنگي نباشد، از اين بنيه قوي جسمي در كارهاي ضدارزشي مثل اخاذي و... استفاده مي‌كند. اما قهرمانان و پهلواناني هم داريم همچون غلامرضا تختي كه هيچگونه نقطه منفي در زندگي‌شان نيست، زيرا روح و جسم‌شان در هماهنگي بوده است و از زور بازو هماهنگ با روح در جهت خير و امدادرساني به مردم سرزمينش استفاده كرد.

مسافر ميثم: وقتي درك كنم كه من با يك نفر ديگر متفاوت هستم، ديگر مقايسه كردن به وجود نمي‌آيد. من قبلاً خيلي زندگي خودم را با ديگران مقايسه مي‌كردم ولي از موقعي كه فهميدم بايد خودم را تغيير دهم، ديدگاهم را تغيير دادم و افراد را هر طور كه بودند، پذيرفتم، و باعث شد بهتر با آنها كنار بيايم.

استاد: درك تفاوت‌ها، يك واقعيت حياتي زندگي هر فردي است. زيرا اگر به اين درك رسيديم كه انسانها با هم متفاوتند، آن گاه مطمئناً در هر جايگاهي كه باشيم، آن را حق خود مي‌دانيم و هر رفتار و برخوردي با ما شود، خود را مستحق آن مي‌دانيم. ولي اگر تفاوتها را درك نكرده باشيم، درهر جايگاهي هم كه قرار بگيريم، ناراضي هستيم. فهم اين نكته خيلي حياتي است.

مسافر ميثم: جمله‌اي در سي دي براي من جالب بود كه در مورد خيلي چيزها صحبت مي‌كنيم، بدون اينكه جزييات آن را بدانيم مثل پزشكي كه بدون شناخت جزييات بيماري، آن را مربوط به اعصاب مي‌كنند، برداشت من اين است كه عدم تفاهم،‌ در نشناختن جزييات است. در مورد خيلي چيزها صحبت مي‌كردم، بدون اينكه جزييات آن را بدانم. مثل دستور جلسه عشق به خدمت يا خدمت عاشقانه كه در نگاه اول يكي بود ولي با شركت در آن جلسه، فهميدم خدمت عاشقانه خيلي متفاوت است با عشق به خدمت.

استاد: هر انساني يك مختصات جغرافيايي خاص خودش را دارد. اگر از آن محدوده خارج شود، هم به ضرر خودش است هم براي ديگران تخريب ايجاد مي‌كند، به خصوص در تشكيلات و امور اجتماعي، اگر دنبال عاشقانه خدمت كردن باشيم، ديگر چيزي غير از خدمت كردن مهم نيست و فرقي نمي‌كند چه كار كنيم. ولي اگر دوستدار خدمت باشيم، بر مبناي ارضاي تمايلات روحي خود مي‌خواهيم خدمت كنيم، آن موقع نه تنها نمي‌توانيم اثر مثبت داشته باشيم، بلكه تخريب هم ايجاد مي‌شود واين نكته خيلي ظريفي است.

يك سفر دومي هم داراي مختصات جغرافيايي خود است و اگر بداند در چه محدوده‌اي حركت كند، مطمئناً از نظر روحي و جسمي به هارموني خواهد رسيد ولي اگرغير از اين باشد، از هارموني خارج مي‌شود. چه بسا افرادي كه داشتيم و خدمت‌هاي زيادي مي‌كردند ولي نتيجه‌اش انفعال شد و حتي در جايي معاند شدند، زيرا در ارضاي تمايلات روحي خود بودند. اين دسته از افراد اولين كاري كه مي‌كنند اين است كه نمكدان مي‌شكنند.

همسفر ابراهيمي: وقتي كسي تذكري به من مي‌داد، من مي‌گفتم مي‌دانم، ولي امروز متوجه شدم كه دقيقاً نمي‌دانم، بررسي نكردم و نظارتي روي آن موضوع نداشتم و براي همين نقد شدم. امروز به اين نتيجه رسيدم كه مي‌دانم را نگويم و بررسي خودم را روي موضوع بيشتر كنم و اگر از اين عادت جدا شوم، به مرور اعتقادات، افكار و انديشه من سالم شده و در كل روان من را سالم مي‌كند.

استاد: يكي از ناهنجاري‌ها اين است كه بگوييم مي‌دانم و در هر موردي خود را صاحب نظر و آگاه بدانيم و از مختصات و محدوده خود خارج ‌شويم. آن موقع اگر صحبت يا حركتي مورد پسند ما قرار نگرفت، معارض شده و سعي مي‌كنيم جبهه بگيريم.

اگر روح و روان و جسم ما در هارموني باشد، مي‌توانيم روي ديگران از جمله تازه‌واردين تأثير بگذاريم. يك تازه وارد با آشفتگي وارد جلسات شده و مثل پرنده زخمي است كه هم احتياج به آب و غذا و تيمار دارد و هم مي‌ترسد كه از كسي چيزي بگيرد. تازه‌وارد هزاران خواسته دارد و هر جوابي بدهيم يك چيز ديگر مي‌گويد، پس بايد آنقدر انعطاف داشته باشيم تا بتوانيم او را جذب كنيم.

شناخت طبع‌ها در نوع تغذيه خيلي مهم است. اگر طبع ما سرد باشد و يك غذاي سرد مثل ماهي بخوريم، باعث مي‌شود كه خلق و خوي فرد به هم بريزد، پس تغذيه خيلي راحت روي خلق و خو اثر مي‌گذارد و خيلي مواقع اين را نمي‌فهميم، زيرا يكنواخت غذا مي‌خوريم و متوجه اين نيستيم كه طبع انسانها با هم متفاوت است. قرار گرفتن جسم و روان در يك راستا، يكي از بزرگترين مواهب در مسير تكامل و رشد و اعتلاي انسان از طرف خداوند است. همچنين وقتي روح و جسم در يك مسير واقعي قرار بگيرند و در هارموني باشند، هر اتفاق ناگوار قبلي را فراموش مي‌كنيم. يكي از بزرگترين مواهب الهي، فراموشي است. انسانهايي كه مسائل منفي را فراموش مي‌كنند، بدانيد كه هارموني آنها برقرار است و از اين موهبت الهي استفاده مي‌كنند، زيرا اگر فراموشي نبود، انسانها ديوانه مي‌شدند. البته طيف است و به ميزان هارموني برمي‌گردد. براي همين تأكيد بر شناخت نوع غذاست، همانگونه كه خداوند در سوره عبس مي‌فرمايند كه به آن چه مي‌خوريد، بنگريد. پس بايد در نظر گرفت چه مي‌خوريم و از چه راهي آمده است.

خداوند ابتدا نعمت را به ما داد، بعد رزق و سپس بركت را به ما ارزاني داشت. مي‌توانيم نعمت، رزق و بركت را به شكل مثلث درآوريم؛‌ نعمت هر آن چيزي است كه داريم. رزق، آن نعمتي است كه از آن استفاده مي‌كنيم و بركت رزق و نعمتي است كه همه مي‌توانند از آن استفاده كنند. بخشش باعث ايجاد بركت مي‌شود. اگر اينها را متوجه شويم درمسائل اقتصادي زندگي هم موفق خواهيم بود.

براي به دست آوردن نعمت بايد تلاش كرد، زيرا رزق و بركت در گرو بودن نعمت است. اگر بي‌تفاوت باشيم و بنشينيم و دست روي دست بگذاريم و بگوييم مي‌رسد،‌ اشتباه است، اينگونه در نعمت را به روي خود مي‌بنديم. اينها همه نكاتي است كه در هارموني روح و جسم به وجود مي‌آيد، اگر اينها را شناختيم، آرام آرام خود را مي‌شناسيم و خطايي نمي‌كنيم كه نگران باشيم.

وقتي از خود واقعي و خودي كه خداوند خلق كرده دور مي‌شويم، خود را فراموش مي‌كنيم. در پيام سفر دوم مي‌خوانيم، «خداوندا! كساني تو را با جستن يافتند، ما تو را باخود فراموش كردن يافتيم، » ما خود واقعي را فراموش كرديم و از آن دور شديم و با هويت خود ساخته به هر سويي مي‌رويم و تمام حركات ما نشأت گرفته از آن است.

هدف از بررسي سي‌دي‌هاي جناب مهندس به چالش كشيدن يكديگر است. و اگر كسي حتي يك كلمه ياد گرفته باشد، اجرش مربوط به جناب مهندس دژاكام است، پس سعي كنيم باعشق و با تمام وجود گوش كنيم و فرمان را اجرا كنيم، مطمئناً خودمان به آرامش مي‌رسيم و موفق مي‌شويم.

از بزرگترين دلايل بروز يك سري رفتارهاي ناهنجار و انجام اعمال ضدارزشي و عدول از فرمانها، عدم هماهنگي بين جان و جسم است. اگر پنهانكاري مي‌كنيم بدانيم عدم هماهنگي در روح و جسم يا جان و جسم ماست و صداي اين ساز ناكوك، نواخته مي‌شود و همه مي‌شنوند، هرچقدر هم فرد تيز باشد و بخواهد مخفي بماند، زيرا بدون اينكه بداند، در حال نواختن آهنگ است. پس جايگاه امروزي‌مان از نظر معنوي و يا روحي يا جسمي تنها و تنها بر اساس استحقاق و لياقت ماست؛ چيزي كه ما هميشه مي‌گوييم «وضعيت كنوني ما عين عدالت است».

 

مسئول نظم اين كارگاه آموزشي:

مسافر جلال

 ravan1

دیدگاه‌ها  

0 #1 روان چیست ؟مسافر حسین 1398-11-10 09:58
خداقوت و سپاس از تمامی خادمین سروج
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید
اگر کد نمایش داده شده برای شما خوانا نیست بر روی کلید تصویر امنیتی جدید کلیک کنید