All for Joomla All for Webmasters
031-33312497 |
آرشیو مطالب گزارش كارگاه‌های آموزشی سفر دوم

تا زماني كه منيت حاكم بر نگرش ذهن است، احساس رضايت و شادماني، سيري، كفايت، بسندگي يك امر محال است. فرد دوست دارد به چيزهايي برسد و با وجود اينكه به آنها مي‌رسد و دست مي‌يابد، باز دوباره يك خواسته جديد ديگري در او شكل مي‌گيرد. اگر منيت بر ما حاكم شد، هيچ وقت به داشته‌هايمان قانع نمي‌شويم و به دنبال نداشته‌ها مي‌دويم.

موضوع كارگاه آموزشي سفر دوم: منيت

استاد: جناب آقاي مفتون

تاريخ: سه‌شنبه 98/12/6

در ابتدا دوستان برداشت‌شان را از اين سي‌دي بيان كردند.

اين سي دي از آموزشهاي سفر دوم كنگره است و چون آقاي امين جزوه جهانبيني را تدريس مي‌كند و استاد جهانبيني است، جناب مهندس از ايشان دعوت مي‌كند كه در مورد منيت صحبت كند و خودش را در اين جايگاه نمي‌گذارد، تا ما هم ياد بگيريم در هر شرايطي كه هستيم، ‌جايگاه خود را حفظ كنيم.

منيت، يك امر فطري نيست، بلكه اكتسابي است. انسان به مرور زمان كه رشد مي‌كند، به كمبودها، ناتواني‌ها، جاه‌طلبي‌ها و چيزهايي كه در صور پنهانش است، متكي مي‌شود، اين اتكا به امور منفي، آرام آرام يك حلقه زنجير منيت در حافظه درست مي‌كند. مثلاً اگر پدر يا مادري فرزندش را دوست نداشته باشد، دوست نداشتن مي‌شود اولين حلقه زنجير منيت فرزند، وقتي رشد مي‌كند حلقه‌هاي ديگري به آن حلقه اضافه مي‌كند و اين چنين منيت شكل مي‌گيرد. يعني تمام تلاشش در زندگي اين مي‌شود كه يكي به او بگويد دوستت دارم، خدمت مي‌كند، كار مي‌كند، خرابكاري مي‌كند، زيرآب‌زني مي‌كند و... تا آن حلقه اوليه ارضا شود و اين يكي از عظيم‌ترين، خشن‌ترين و بي‌رحمانه‌ترين خودزني‌هاي انسان نسبت به صور پنهان خودش است.

براي همين گفته مي‌شود كه به سفر دومي‌ها آرام آرام خدمت داده شود، زيرا سالهاي سال دچار اعتياد بوده و شاخصه اصلي اعتياد، منيت است. به ميزان تغيير، منيت نداشتن مشخص مي‌شود. هم در جهالت و دانسته‌هاي غلط ذهني، منيت است و هم در توانايي و ماهر شدن در كاري. عزيزاني هم هستند كه بدون داشتن توانايي، به خاطر عقده داشتن، منيت برايشان ايجاد مي‌شود. اين يك طيف است و چون ذاتي و فطري نيست، مسبب تمام ناآرامي‌ها، فقط و فقط همين است. مثلاً وقتي ازدواج مي‌كنيم، احساس مي‌كنيم نسبت به خانواده همسر خود برتريم، اين حس، باعث ايجاد يك منيت در ما مي‌شود و مانع نگاه واقع بينانه به خانواده همسر مي‌شود و در ادامه با حركات و رفتارها و سخنان خود حلقه‌هاي ديگر را به آن حلقه اوليه اضافه مي‌كنيم.

پس منيت، ذاتي و فطري نيست، هرچقدر از خود واقعي دور شويم، منيت شكل مي‌گيرد. فرقي هم نمي‌كند كه فرد باسواد باشد يا بي‌سواد، هنرمند باشد يا ‌بي‌هنر، ثروتمند باشد يا فقير و... در همه سطوح وجود دارد.

«منيت چيزي است كه در حافظه ما درست مي‌شود و حيات خود را به وسيله جهل ادامه مي‌دهد(يعني هرچه جاهل‌تر باشيم، ‌منيت ما بيشتر مي‌شود، حتي اگر بهترين در هر رشته‌اي باشيم)، در حقيقت اين پديده،‌ زائده‌اي است بيگانه، در وجود ما، نه حالات كيفي ما و مسبب تمام رنج‌هاي ما مي‌شود.»؛ يك فرد كه منيت دارد، ‌براي خودش رنج توليد مي‌كند و ناخودآگاه به ديگران هم انتقال مي‌دهد، ولي متأسفانه رنجهايي كه اطرافيان مي‌كشند را نمي‌بيند، زيرا منيت، حجابي در مقابل ديدن واقعيت‌ها است.

جمله‌اي زيبا در اين سي دي است كه مي‌گويد كساني كه منيت دارند، مي‌توانند اعتماد به نفس داشته باشند ولي كساني كه اعتماد به نفس دارند، منيت ندارند. اين دو با هم متفاوت است و نكته خيلي ظريفي است. مثلاً كسي كه دست به قتل مي‌زند، ناشي از اعتماد به نفس او نيست، بلكه نهايت رذالت اوست.

در مورد خدمت دادن به افرادي كه وارد سفر دوم مي‌شوند، بايد آرام آرام و مرحله به مرحله پيش رفت، جلسه مي‌داند هر آن ممكن است منيت شخص را بربايد. براي همين به او خدمت مي‌دهد و مي‌گيرد تا عيار منيت براي خود شخص هم مشخص شود، تا اگر خدمتگزار شد، عاشقانه خدمت كند، وقتي اينجا ياد گرفت عاشقانه خدمتگزاري كند، مطمئناً عاشقانه هم زندگي مي‌كند و حتي در خانواده و فاميل هم عاشقانه روابط را حفظ مي‌كند و گسترش مي‌دهد. جلسات در ابتدا شخص را تست مي‌كند تا ببيند هنوز منيت با او هست يا نه. ولي اگر شخص كينه به دل بگيرد و در ذهن خودش براي خودش جايگاه درست كند، چون جاي منيت در ذهن است و زماني كه خود را در آن جايگاه نمي‌بيند، ناراحت مي‌شود و تنافر به وجود مي‌آيد، يعني جدايي و دور شدن. مقابل تنافر، تمايل است. يعني تمايل داشتن به اينكه در جمع باشيم.كسي كه منيت ندارد، براي خود جايگاه درست نمي‌كند، ‌چون ايمان دارد تشكيلات جايگاه  او را پيدا خواهد كرد. ايجاد جايگاه در ذهن باعث به وجود آمدن حس برتري‌طلبي براي ما مي‌شود. حتي خود را از سرلژيون برتر مي‌بيند و شروع به اختلال در لژيون مي‌كند و سوالاتي مي‌پرسد كه خودش جوابش را مي‌داند، چون مي‌خواهد سرلژيون را تخريب كند. اين تنافر آرام آرام تبديل به تنفر و بيزاري مي‌شود. اما جلسات آرام آرام در خدمت دادن و گرفتن پيش مي‌رود تا شخص جايگاه خودش را پيدا كند.

تا زماني كه منيت حاكم بر نگرش ذهن است، احساس رضايت و شادماني، سيري، كفايت، بسندگي يك امر محال است. فرد دوست دارد به چيزهايي برسد و با وجود اينكه به آنها مي‌رسد و دست مي‌يابد، باز دوباره يك خواسته جديد ديگري در او شكل مي‌گيرد. اگر منيت بر ما حاكم شد، هيچ وقت به داشته‌هايمان قانع نمي‌شويم و به دنبال نداشته‌ها مي‌دويم.

maneyat3

دوستان در اين زمينه مشاركت نمايند.

مسافران: عباس- عليرضا- هادي- ميثم- حسين-

همسفران: ياراحمدي- محمديان- زيلايي- قاسمي-

مسافر عليرضا: به نظر من كسي كه منيت دارد، ‌يك اعتماد به نفس تك‌بعدي دارد و اگر در هر قضيه‌اي عيب و ايرادش را بگيريم، پرخاشگر مي‌شود و تنفر به وجود مي‌آيد ولي كسي كه اعتماد به نفس كه منشأش از منيت نيست، دارد، چون نگاه چند بعدي دارد، شجاعانه اشتباهاتش را مي‌پذيرد.

استاد: اعتماد به نفس واژه‌اي مثبت و منيت واژه‌اي منفي است. كسي كه مي‌تواند در گاوصندوق را بازكند، فقط تبحر دارد، اعتماد به نفس اين است كه كسي بتواند به راحتي گاوصندوق را باز كند، ولي اين كار را نكند. اين مي‌شود توانايي.

همسفر ياراحمدي: طبق دستور جلسه سفر اول امروز همسفران، منيت، يكي از موانع قانع بودن و رضايت داشتن است و اجازه نمي‌دهد تسليم شويم و توكل داشته باشيم. در ابتدا فكر كردم من منيت ندارم ولي وقتي ريز شدم، مي‌بينم در جوانب مختلف زندگي اين منيت هست. در رابطه با فرزندم چون من در يك سري كارها از او تواناترم، اجازه نمي‌دهم كه او خودش تجربه كند و توانايي‌اش بالا برود و ناتوان بارمي‌آيد.

استاد: خيلي وقت‌ها فكر مي‌كنيم منيت نداريم. اما وقتي از خود واقعي دور مي‌شويم، در مركز ذهني خود يك حلقه زنجير ايجاد مي‌كنيم و به مرور زمان بدون اينكه بدانيم اين حلقه را اضافه و اضافه مي‌كنيم زيرا آن را از قدرت، ‌تبحر، آگاهي و توانايي خود مي‌دانيم. مطمئناً تمام ما كه اينجا هستيم، با مشكل مواجه شديم هرچند پدران و مادران ما مي‌خواستند كه ما بهترين باشيم. اما نتوانستيم، زيرا حلقه‌هاي منيت اجازه نمي‌دهد. منيت مثل تومور مغزي است. دستور جلسات مخصوصاً سفر دوم، به خاطر اين است كه آن تومور را بدون بيهوشي، عمل كنيم و خود بيمار، بايد خودش را جراحي كند و آن تومور را از مغزش بيرون بياورد. براي همين گفته مي‌شود آموزشها طوري است كه بايد به آن برسيم تا درك كنيم. بايد با آگاهي، صفت ناپسندي كه در وجودمان است را كنار بگذاريم نه به خاطر اينكه يك نفر از ما خوشش بيايد. با دانايي و آگاهي آن تومور جراحي مي‌شود.

همسفر محمديان: استاد در سي‌دي فرمودند كه وقتي كار خوبي انجام مي‌دهيم، احساس خوبي به ما دست مي‌دهد، آنگاه خود را با ديگري مقايسه مي‌كنيم، ‌اينجا اگر دانايي و ظرفيت داشته باشيم، نمي‌گويم من بهتر از ديگرانم، اما اگر گفتم بهتر از ديگرانم، شروع منيت است چون باعث ايجاد كينه، حسادت، نفرت و... مي‌شود و در اين چرخه سرگردان مي‌مانيم. با كشيدن اين چرخه مي‌توانم بفهمم هنوز منيت دارم.

مسافر هادي: در بدو ورود مصرف‌كننده به جلسه، به جاي معتاد به او مسافر مي‌گويند و براي همين وامدار جلسه است و هرچه جلوتر مي‌رود به او خدمت‌هاي مختلفي داده مي‌شود. بايد متوجه باشم كه تمام خدمت‌هايي كه به من داده شده، حق من نيست، يك جايگاه است كه توسط جلسه به عنوان وام به من داده مي‌شود، و من بايد در جايگاهي كه هستم هميشه يادم باشد كه پا را اندازه گليمم دراز كنم و در جايگاهي كه هستم، در حد خودم خدمت كنم، آن هم خدمتي كه تفكر سروج مي‌دهد نه چيزي كه خودم مي‌خواهم. من چون ورزشكار بودم، فكر نمي‌كردم مصرف‌كننده ‌شوم و دقيقاً چون اين فكر را مي‌كردم، مصرف‌كننده شدم و به اعماق تاريكي رفتم، منيت انسان را ضربه‌فني مي‌كند.

استاد: آموزش گرفتن و رسيدن به دانايي و آگاهي، يعني عمل كردن تومور مغزي بدون بيهوشي. قرار نيست منيت را درست كنيم، بلكه بايد كارهاي ديگر را درست كنيم تا منيت خودبه‌خود كمرنگ شود، زيرا خيلي گسترده است و در ابعاد مختلف زندگي انسان نفوذ دارد.

دايره مسئوليت‌پذيري در هر زمينه‌اي، متناسب با دايره مديونيت است. وقتي ازدواج مي‌كنيم بايد ببينيم چقدر به زندگي مديونيم، وقتي بچه‌دار مي‌شويم بايد ببينيم چقدر به فرزند خود مديونيم، و متناسب با همان دايره مسئوليت براي ما شكل مي‌گيرد. افرادي كه به دنبال اين هستند كه به آنها خدمت داده شود، احساس مسئوليتي ندارند، زيرا احساس دين نمي‌كنند. منيت باعث مي‌شود، دايره مسئوليت با دايره مديونيت تناسب نداشته باشد، منيت باعث مي‌شود خود را مديون ندانيم، آنجاست كه هميشه مي‌خواهيم اول شويم. ديگري را خراب كنيم تا به جايگاه او برسيم. مديون بودن مانع اضافه شدن حلقه‌هاي زنجير منيت به حلقه اوليه موجود در ذهن، مي‌شود.

همسفر قاسمي: از بچگي از بس كه از هر لحاظ، از ما تعريف مي‌كردند در ما منيت ايجاد كرد و كار دست ما داد و گفتيم كسي در حد ما نيست و كسي نمي‌تواند روي ما تأثير بگذارد و اين به ضرر ما شد كه من در درون خودم دنبال عيب‌هاي خودم نگردم، ولي خدا را شكر وارد جلسه كه شدم، شكل آن عوض شد و بعد از يك سال و اندي كه به جلسه آمدم، با خدمت استادي كه گرفتم، استاد راهنما به من گفتند كه تو خودت را در زمينه فرزندت جمع و جور كن چون براي چنين خدمت‌هايي در آينده مي‌تواني آماده باشي و واقعاً تلنگري شد كه من هيچ وقت منيت مرا نگيرد و خودم را فرد نيازمند آموزش ديدم و وقتي مسئول همسفران شدم، استاد راهنما به خاطر تفكرشان و ايجاد فضاي خدمت، به من گفتند كه در دفتر باش و من تقاضا كردم كه در فضاي آموزش و جلسه باشم و نظارت هم داشته باشم، نوع تربيت بچگي و حتي تعريف كردن از ما مي‌تواند منيت را زياد كند و تربيت جلسه هم باعث شد كه من از منيت دور شوم

استاد: گاهي طوري تربيت مي‌شويم كه ديگران را قبول نداريم. آن فرد با همان ديدگاه، وارد جلسات مي‌شود و آموزشها او را وامي‌دارد كه تومور مغزي‌اش را جراحي كند. جناب مهندس بعد از صحبت‌هاي استاد امين در سي‌دي بيان مي‌دارند كه تلاش ما سعي و خطاست و سعي مي‌كنيم خطا را درست كنيم. براي رشد كردن بايد چيزهايي از جمله خودبرتربيني را از دست بدهيم. ديگر محتاج تعريف و تمجيد ديگران نباشيم. حلقه‌هاي زنجيروار خودساخته منيت را بايد يكي يكي از دست دهيم تا منيت برود. اين حلقه‌ها خيلي قوي هستند و نمي‌خواهند از ما جدا شوند، فقط آگاهي و نگرش ما نسبت به حقيقت هر موضوعي آنها را جدا مي‌كند.

هر كسي خودش بايد با درك مطالب، تومور مغزي خود را جراحي كند. تا زماني كه فقط بخواهيم معلم باشيم، يعني منيت داريم و جايگاه خود را گم مي‌كنيم. اگر در سي‌دي گفته مي‌شود كه چيزهايي كه آموزش گرفتيم را بايد آموزش دهيم معنايش اين نيست كه فقط سرلژيون شويم و چيزهايي را كه ياد گرفتيم به ديگران آموزش دهيم. كميته آموزش از روي تجربه و شناخت جايگاه را تعيين مي‌كند، مهم اين است كه خود را مديون بدانيم و دين خود را پس بدهيم. به جاي حلقه اوليه منيت كه در ذهن درست شده، يك حلقه مسئوليت و مديونيت درست كنيم، اين يعني آموزش دادن چيزهايي كه آموزش گرفتيم.

گاهي محيط براي ما منيت ايجاد مي‌كند و حلقه ايجاد شده و به مرور اضافه مي‌شود و زنجير بلند و محكمي مي‌شود كه بايد آن را بشناسيم.

روش ما سعي و خطاست. ما هم خطا مي‌كنيم و براي همين روش‌هايمان عوض مي‌شود. مسئوليت از يك نفر گرفته شده و به ديگري سپرده مي‌شود، اينجا اگر به كسي بربخورد، يعني در حال قطور كردن حلقه‌هاي زنجير است و براي همين گفته مي‌شود «افتادگي آموز اگر طالب فيضي» شايد به خاطر داشتن توانايي مي‌توان غرور داشت ولي منيت آفت آن است. غرور همان احساس دين است.

ما يك حلقه اوليه در ذهن خود مي‌سازيم و هرچه جلوتر مي‌رويم هيچ چيزي غير از من نمي‌بينيم و خود را از همه برتر و بهتر مي‌بينيم. دليلش اين است كه مركزي كه منيت را توليد مي‌كند، ‌با جهالت ما فعاليت مي‌كند، هرچه جهالت ما بيشتر شود، آن حلقه‌ها قويتر، مستحكم‌تر، قطورتر و پيچيده‌تر مي‌شود. كار آن مركز، نقشه كشيدن مداوم است تا شخص بتواند حلقه‌ها را محكم‌تر كند و مدام مشغول خود باشد و از ديد خودش چون به نفع خودش است، كارهايش درست است و آن چيز را در ذهنش به صورت ايده‌ال در مي‌آورد و هرجا سدي  جلوي اين ايده‌آل ذهن مي‌بيند، تنفر، بيزاري، پرخاشگري، خشم و حتي اهانت و توهين به وجود مي‌آيد. آن مركز به او مي‌گويد اين برخوردها حق توست و بايد اين كار را بكني، زيرا مديون نيست و مسئوليت را هم نمي‌پذيرد. به تجربه مي‌گويم هرجا مديون بوديم، احساس مسئوليت مي‌كنيم و هر جا براي خوشايند كسي كاري را انجام دهيم، بدانيد از مديون بودن نيست، مديون بودن يعني به خود واقعي برسيم و مسئوليت كار را بپذيريم و با عشق انجام دهيم.

مسئول نظم این کارگاه آموزشی:

مسافر مسعود

maneyat1

دیدگاه‌ها  

0 #4 پاسخ: منیتسبحا نی 1398-12-11 23:19
با سلام وخدا قوت برداشت من این است که با ید تومور منیت را خود جراهی کنم و امو زشی که می گیرم را مد یو نیت را جای گزین کنم با تشکر از کمیته امو زش
نقل قول کردن
0 #3 پاسخ: منیتهمسفرمحمدیان 1398-12-11 10:25
عرض سلام وخداقوت
خداراشاکرم برای آشنائی با این تفکر زیبا وآموزشهای متفاوتش
ماندگارباد**تفکرسروج**
نقل قول کردن
0 #2 پاسخ: منیتعلیرضا 1398-12-10 11:07
درود و سپاس تفکری که مرا بسوی ارزشمندی سوق میدهد. خداوندا کمکم کن ذهنم را از منیت پاک ،و در راه افتادگی قدم بردارم.امین
کمال تشکر و قدردانی را از کمیته آموزش بابت دستور جلسات کلیدی دارم.
نقل قول کردن
0 #1 منیتهمسفر یاراحمدی 1398-12-09 21:19
سلام و خدا قوت خدمت استاد و کمیته اموزش دستور کارگاه بسیار عالی و روان و قابل فهم بود .
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید
اگر کد نمایش داده شده برای شما خوانا نیست بر روی کلید تصویر امنیتی جدید کلیک کنید