All for Joomla All for Webmasters
031-33312497 |
آرشیو مطالب گزارش كارگاه‌های آموزشی سفر دوم

روان‌باختگان منظور كساني هستند كه روان‌شان را از دست داده‌اند، اما به نظر من منظور از روان، همان روح است. علت آزردگي و اذيت شدن روح اين است كه اطلاعات ما كم است. همه در تفكر زائد و تفكر افيوني خيلي تلاش كرديم و به مشاوره‌هاي مختلف مراجعه كرديم، ولي موفق نشديم، زيرا به اين نكته توجه نداشتيم كه ما روح خود را آزرده كرديم و به قول جناب مهندس، روان خود را باختيم، زيرا مي‌خواستيم برنده شويم.

موضوع كارگاه آموزشي سفر دوم: روان‌باختگان

استاد: جناب آقاي مفتون

تاريخ: سه‌شنبه 98/12/13

در ابتدا دوستان برداشتشان را از سي دي بيان كردند.

بارها گفته‌ام و باز هم مي‌گويم كه جناب مهندس در سخنانشان زمينه‌اي براي القا به مخاطبانشان كه مصرف‌كنندگان خانم هستند، مهيا كرده‌اند، چون يك گوينده فقط مي‌تواند القا كند و احيا توسط كسي كه گوش مي‌كند انجام مي‌شود.

يكي از نكاتي كه همه انسانها در آن ضعف دارند، درك مطالب است. همه ثبت مي‌كنند ولي كم هستند كساني كه درك مي‌كنند. نوشتن در جلسات، ثبت كردن است و شايد يكي از موانع درك كردن باشد. زيرا تمركز از بين مي‌رود، و نشان مي‌دهد حضور ذهن نداريم تا بتوانيم مطلب را بگيريم و كاربردي كنيم. جناب مهندس عكس گرفتن را به عنوان ثبت كردن مثال مي‌زنند، زيرا سيستم ذهني به اين پي برده كه فقط چيزي را ثبت كند بدون اينكه به حقيقت آن پي ببرد.

در جلسات سروج، سالهاست كه روي برداشت صحيح تأكيد داريم و بارها گفته شده كه كلمات را معنا نكنيد، بلكه مفهوم آنها را متوجه شويد.

همچنين جناب مهندس در خصوص كسب اطلاعات در اين سي‌دي صحبت مي‌كنند.

دليل اينكه در زندگي مشكل داريم اين است كه خيلي مسائل را فقط شنيده‌ايم و نمي‌دانيم چيست و با آنها طبق خواسته‌ها و نوع تربيتمان رفتار مي‌كنيم، چون فكر مي‌كنيم نوع تربيت ما بهترين است. هرچقدر اطلاعات ما بيشتر باشد، مشكلات ما كمتر مي‌شود. اين است كه شايد از نظر ظاهري و يا وضعيت مالي زندگي‌مان خوب باشد، ولي باطن زندگي ارزشمندي نداريم.

پس براي هر چيزي بايد ابتدا اطلاعات آن را به دست آوريم. مثلاً در مورد زندگي و ازدواج، اول بايد اطلاعات زندگي را به دست آوريم و بفهميم مفهوم زندگي چيست. زندگي آن چيزي نيست كه من به عنوان يك زن يا يك مرد مي‌خواهم، زندگي يعني مشكل و مشكلات بايد حل شود، حال زماني من مشكل را ايجاد مي‌كنم و زماني هم همسرم، وقتي به جاي حل مشكل، مدام به دنبال مقصر كردن طرف مقابل هستيم، يعني دركي از مفهوم زندگي نداريم. زماني مفهوم زندگي را مي‌فهميم كه مشكل را جزء لاينفك زندگي بدانيم.

روان‌باختگان منظور كساني هستند كه روان‌شان را از دست داده‌اند، اما به نظر من منظور از روان، همان روح است. علت آزردگي و اذيت شدن روح اين است كه اطلاعات ما كم است. همه در تفكر زائد و تفكر افيوني خيلي تلاش كرديم و به مشاوره‌هاي مختلف مراجعه كرديم، ولي موفق نشديم، زيرا به اين نكته توجه نداشتيم كه ما روح خود را آزرده كرديم و به قول جناب مهندس، روان خود را باختيم، زيرا مي‌خواستيم برنده شويم.

هر كدام از ما در زندگي و رفتار و كار مي‌خواهيم برنده باشيم و حرف حرف ما باشد. ولي گاهي مواقع هم مي‌بازيم، آنجاست كه سيستم ذهن و انديشه ما ضعيف مي‌شود و روي جسم ما اثر مي‌گذارد و باعث بيماري‌هاي جسمي شده و توان حركت را از ما مي‌گيرد و حوصله هيچ كس را نداريم.

شايد به خاطر انديشه‌اي كه مربوط به ما نبود، بلكه به خاطر اشتباه يك نفر ديگر بود، روح خود را آزرده كرديم و در پي آن جسم بيمار ‌شد و به تحليل رفت و حتي توان كارهاي روزمره را نيز از دست داديم.

هر كاري را با شناخت انجام دهيم، موفق مي‌شويم، براي همين هر هفته جلسه شناخت اعتياد داريم. البته اينكه چه كسي آموزش شناخت اعتياد را داشته باشد نيز مهم است، مثلاً افرادي كه زودخواه هستند را نمي‌توان براي آموزش شناخت اعتياد گذاشت، زيرا زودخواهي را به مخاطبان خود آموزش مي‌دهند، حتي در خدمت دادن هم بايد اين دقت را داشت. همه توانايي دارند، ولي آيا درون و صور پنهان آنها مثل زودخواهي، جاه‌طلبي، برتري‌طلبي و... تغيير كرده است، اگر درست نشده باشد خدمت كردن يا آموزش دادن به ضررشان مي‌شود. اما به تجربه ديده‌ايم كه خيلي افراد ناراحت مي‌شوند و مي‌روند چون فكر مي‌كنند جلوي خدمت كردن آنها گرفته مي‌شود. اين افراد بايد بدانند كه اطلاعات خدمت را ندارند، فقط شور خدمت دارند.

هر دردي كه هست، درمانش هم هست. در قديم، كودكان زيادي بر اثر مخملك، سرخك، آبله و... جان خود را از دست مي‌دادند، چون درمان اين بيماري كشف نشده بود، آن را درمان نشدني مي‌دانستند، ولي آيا در دنياي كنوني كسي بر اثر مخملك، آبله، سرخچه و... جان خود را از دست مي‌دهد؟!! اين نشان مي‌دهد كه درمان اين بيماري بوده ولي كشف نشده بود. حتي زماني كه واكسن آمد، خيلي از پدر و مادرها از واكسن زدن بچه‌هايشان جلوگيري مي‌كردند، زيرا كسي از واكسن شناخت نداشت

ravanbakhtegan2

دوستان در اين خصوص مشاركت نمايند.

مسافران: عليرضا ر- رضا- حسين ويلاشهر- عباس جعفرخاني- غضبان-

همسفران: نوروزي- احمدي- كشاورز-

مسافر عليرضا: چند روز بود كه دخترم سرماخورده بود و وقتي به پزشك مراجعه كرديم، گفتند كه اينها علائم استرس است و يك سرماخوردگي ساده است و بيماري ديگري نيست. و من متوجه شدم كه اين مي‌تواند در هر موردي براي من اتفاق بيفتد اگر تفكر نكنيم، روي جسم هم تأثير منفي مي‌گذارد.

استاد: من شخصاً به روحيه مثبت، باور و اعتقاد دارم. دليل باز بودن جلسات در اين مدت كه اكثر جاها تعطيل است، اين است كه وقتي كسي مي‌آيد، موظف است بهداشت خود را رعايت كند و در ضمن از استرس او هم كاسته مي‌شود و چند ساعت به كرونا فكر نمي‌كند. شايد 90درصد مردمي كه فكر مي‌كنند بيمار شده‌اند، استرس كرونا آنها را بيمار كرده است. استرس، مولد بيماري‌هاي مختلف است. براي همين ما جلسات را ادامه مي‌دهيم تا حداقل در آن چند ساعت به اين بيماري فكر نكنيم، كرونا يك بيماري است كه قبلاً هم بوده فقط درمان آن كشف نشده،‌ اگر بهداشت و شستن دست و ... را رعايت كنيم، هم بيمار نمي‌شويم و هم به اين باور مي‌رسيم كه بدن خود را قوي كنيم تا اين بيماري را نگيريم.

بعد از آن بحث آموزش است. جناب مهندس مي‌فرمايند تمام اين مطالب را از كلام‌اله مي‌گيريم. هميشه گفته‌ايم كه آموزشهاي ما پشتوانه الهي دارد. تمام كتب آسماني، ما را هشيار كرده و اميد مي‌دهد، بعضي آيات، فرمان به اجراي بعضي نكات مي‌دهد و بعضي از آيات، به پيامبر مي‌فرمايد كه تو بگو، اينكه انجام بدهند يا ندهند، به عهده تو نيست.

جناب مهندس هم در سخنانشان مي‌فرمايند كه هر كسي هر عملي انجام دهد، پاسخش را مي‌گيرد. اگر قلباً، دروناً و ذاتاً بخشنده باشيم، مطمئناً نتيجه هم خواهيم گرفت. البته نبايد عيار خداوند را با حركت خود بسنجيم، باور و ايمان يعني اينكه اگر حركت اشتباهي كرديم، خدا را زيرسوال نبريم. ايمان يعني براي هر چيزي به دنبال علت العلل باشم و اين باوري است كه جناب مهندس روي آن تأكيد دارند. اگر با وجود شايعاتي كه در جامعه هست، باور داريم و به جلسه مي‌آييم، بدانيم هدفمان از آمدن چيست و براي چه مي‌آييم. مي‌آييم اطلاعات بگيريم، اطلاعاتي كه زندگي و آينده ما را مي‌سازد، تغيير مي‌دهد و دگرگون مي‌كند. علت اينكه خيلي‌ها در مشاغل خود نمي‌توانند موفق شوند اين است كه بدون كسب اطلاعات در زمينه آن شغل، وارد آن شده و بعد با شكست مواجه مي‌شوند.

مسافر رضا: چندسال پيش اتفاقي براي من افتاد كه به شدت منزوي شده و اشتهايم كور شد و وزنم به شدت كاهش يافت و متوجه شدم وقتي ذهن درگير شود، جسم بيمار مي‌شود. الان ياد گرفتم چگونه با مشكلات برخورد كنم، زيرا قبلاً با بروز يك مشكل، به خاطر افكارم من هم يك مشكل ديگر به آن اضافه مي‌كردم. ولي الان تا حدودي مي‌توانم فكر كنم و با مشكلات به خوبي برخورد كنم.

استاد: علت برخورد درست با مشكلات، زياد شدن اطلاعات است. وقتي نسبت به گذشته اطلاعاتمان بيشتر شود، برخورد ما با هر چيزي درست‌تر مي‌شود. البته كساني هم هستند كه نمي‌خواهند اطلاعات كسب كنند. به قول بزرگان، سخت‌ترين كار دنيا فهماندن مطلب به كسي است كه نمي‌خواهد چيزي را بفهمد. بارها به سرلژيون تازه‌واردين گفته‌ام كه شما فقط به تازه‌واردين اطلاعات بدهيد، هيچ كسي نمي‌تواند كاري براي تازه‌وارد انجام دهد، مگر اينكه اطلاعات صحيح به او بدهد، هنر ما زماني است كه اطلاعات را طوري بدهيم كه او بتواند آنها را درك كند، آن موقع موفق شده‌ايم.

شايد يك كمپ آمار بدهد كه 6000 يا 7000 مراجعه كننده داشته ولي به راستي چند نفر از آن چندهزار نفر درست شدند و از كمپ بيرون رفتند. اين افراد مشكل ندارند، زيرا اطلاعات درست به آنها داده نشد، ولي كسي كه وارد حوزه درمان مي‌شود، اگر درست رفتار نكند، مشكل از اوست نه سيستم، زيرا با كسب اطلاعات درست باز هم دست به اشتباه زده است.

مسافر حسين: برداشت من اين است كه براي هر كاري، نياز به اطلاعات است چه رذايل و چه فضايل. وقتي اينجا آمدم، در ابتدا اطلاعات به من دادند كه مثلاً دروغ گفتن، متادون مصرف كردن، غيبت كردن و... كار ضدارزشي است تا به درك برسم و ديگر آنها را انجام ندهم و بعد كم‌كم اطلاعات فضايل را دادند و اين باعث رشد من شد و چيزي كه برايم خيلي جالب بود اينكه ديدم مسافر ايمان پس از سالها كه اينجا آمده هنوز برگشت نخورده، با اينكه مصرف‌كننده در محله ما زياد است و ديده بودم كساني كه ترك مي‌كنند بعد از مدتي برگشت مي‌خورند و به نظر من اطلاعات درست دادن شرط است و به اين رسيده‌ام كه اطلاعات اينجا پشتوانه الهي دارد.

استاد: اگر سفر دوم آمديم، خواه ناخواه الگو هستيم و تمام رفتار ما تأثيرگذار است. مسافر ايمان كسي بود كه در خانه مصرف‌كننده بود. اما اطلاعاتي كه از ايمان به حسين رسيد،(با ديدن رفتار او) باعث شد تا حسين به جلسات ايمان بياورد. نكته ظريف اينجاست كه اطلاعات را صحيح بگيريم، آن را حفظ كنيم و صحيح به ديگران بدهيم. براي همين گفته مي‌شود هيچ كس با تازه‌واردين صحبت نكند و آن را به مسئول تازه‌واردين ارجاع دهند، زيرا مي‌خواهند اطلاعات از يك طريق به شخص داده شود تا بتواند درست برداشت كند. همچنين به خيلي از همسفران كه براي مشورت مي‌آيند، مي‌گويم با سرلژيونتان بياييد تا با بيان سرلژيون انجام شود. اين كارها از روز اول بوده تا اطلاعات درست داده شود. زيرا ما در قبال آمدن به اينجا مسئوليم. زيرا خودمان به هر نحو و به هر شكلي، قرباني اطلاعات غلط هستيم.

انديشه كه درگير باشد، روح را آزرده مي‌كند و بالتبع جسم هم درگير مي‌شود. خداوند در كلام‌اله مي‌فرمايد ما انسان را از آب و گل آفريديم و در او روح دميديم، پس روح هديه الهي است، ‌اين انديشه و ذهن و تفكرات ماست كه باعث مي‌شود روح آزرده شود و بالتبع جسم ضعيف شده و بيماري‌ها شروع ‌شود. ما بايد ياد بگيريم به چه چيز فكر كنيم و به چه چيز فكر نكنيم. اين يكي از بزرگترين اطلاعات است.

يكي از دلايلي كه جناب مهندس روي درك مطلب تأكيد دارند نه ثبت آن، به اين علت است كه وقتي وارد جلسه مي‌شويم، تمركز داشته باشيم، كساني كه تمركز دارند، موفق‌ترند، زيرا حضور دارند نه فقط وجود. مثلاً بعضي خاطرات چندين سال پيش با جزييات به يادمان است، چون به دلمان نشسته ولي خيلي جاها و خيلي خاطرات ديگر هم اصلاً يادمان نيست، زيرا آن زمان آن جا حضور نداشتيم. اگر تمركز داشته باشيم و با تمركز وارد جلسه شويم، مي‌توانيم مطالب را درك كنيم. براي همين من آخر هر جلسه مي‌گويم اگر يك نفر به فهم يك مطلب رسيده باشد، ما اجرمان را از خداوند گرفته‌ايم، ‌زيرا اين خيلي سخت است. ما به استاد امين احترام مي‌گذاريم زيرا مثلث دانايي را مطرح كرده و آن را مقابل مثلث جهالت گذاشت، زيرا تا آن زمان باسوادان و دانشگاهياني كه به كنگره مي‌آمدند، ادعا داشتند و استاد امين از آنها الگو گرفت و تجربه و تفكر و آموزش را بيان كرد و گفت كساني مي‌توانند دانا شوند كه اين سه پارامتر را همزمان با هم داشته باشند، حتي استعداد و هوش و سواد را رد كردند.

پس پايداري در تغييري كه در ما اتفاق افتاده ما را دانا مي‌كند، پايداري ما را ماندگار مي‌كند و روزبه‌روز به جلو هدايت مي‌كند. اگر در تغييرات اوليه پايدار نباشيم، ماندگاري هم نداريم. مثلاً چون در زمينه سيگار اطلاعات نداشتيم، بارها آن را ترك كرديم و موفق نشديم، ولي من به شخصه وقتي متوجه شدم سيگار با بدن من چه كار مي‌كند و اطلاعات را گرفتم، كه ويتامين‌هاي بدنم را گرفته و شادابي و جواني را از بين مي‌برد، باعث شد خودبه‌خود انگيزه‌اي در من ايجاد شود، اين بار نه با سيگار مبارزه كردم و نه جنگ، زيرا در مبارزات قبلي، شكست خورده بودم، بلكه با اطلاعات و دانايي و برنامه‌ريزي با آن برخورد كردم تا آرام آرام خودش كنار رفت. وقتي در مسير درمان سيگار پايداري كردم، آن موقع ماندگاري اتفاق ‌افتاد.

خداباوري به زبان نيست، خداباوري يعني اينكه همه گونه خدا را باور داشته باشيم، وقتي خداوند مي‌فرمايد دروغ بد است، همه جا بد است، نه تنها مي‌فرمايند دروغ بد است كه مي‌فرمايند پيروي از دروغگويان نيز بد است و تأكيد دارند از دروغگويان پيروي نكنيد. زماني خداباور هستيم كه تمام اين نكات را بفهميم و رعايت كنيم. خداباوري يعني لجن‌زدايي از بدن. تا زماني كه لجن در وجود ما باشد، يعني آموزش نديده‌ باشيم و اطلاعاتمان در حد پايين باقي مانده باشد، اجازه نمي‌دهد كه همه جانبه باور داشته باشيم، اينجا مي‌آييم تا آموزش بگيريم و اطلاعاتمان را زياد كنيم. اگر از خداباوري صحبت مي‌كنم، بايد به خداباوري رسيده باشم و اگر اتفاق ناخوشايندي هم براي من بيفتد، بدانم حكمتي در آن است. اگر ذهن و انديشه غلط بر ما غالب ‌شود، بدانيم ايمانمان ضعيف است. هرچند در ظاهر خداباوري داشته باشيم.

اگر زندگي به غير از ثروت، توأم با آرامش نيست و احساس خوبي نداريم، بدانيم خروجي زندگي ما خوب نيست و بگرديم و سهم خود را در آن پيدا كنيم. ما عادت كرديم ديگران را مقصر بدانيم، بارها گفته‌ايم خروجي يعني بفهميم سهم ما چقدر است. تمام تلاش تفكر سروج با وجود ضربه‌هايي كه طي ساليان سال به او خورده و زده شده، اعتلاي سلامت روح و جسم است و اين دو اتفاق نمي‌افتد مگر اينكه اطلاعات بيشتر و بيشتر شود. طبق فرمايش حضرت علي(ع) اگر دو روز شما مثل هم باشد، ضرر كرده‌ايد. براي همين تأكيد بر آموزش است، زيرا با آموزش گرفتن، رفتار ناشايست انجام نمي‌دهيم، شايد خطا ‌كنيم، زيرا انسان خطاكار است ولي درصد خطاها پايين مي‌آيد و اگر خطايي از كسي ديديم، روي آن خطا برج نمي‌سازيم، بلكه به اين فكر مي‌كنيم كه ممكن است طرف اشتباه كرده باشد و اجازه نمي‌دهيم ريشه بدواند، به اين دليل گفته مي‌شود سفردومي‌ها الگويي هستند كه رفتارشان بايد خيلي سنجيده باشد، توأم با آگاهي و باور باشد، خودشان را باور كنند و به خودشان و به تفكرشان ايمان داشته باشند، اگر اينها را ياد گرفتيم، مطمئناً به كائنات هم ايمان مي‌آوريم. قرار نيست هرچه ما دلمان مي‌خواهد، انجام پذيرد تا ما خداباور شويم، خداباوري يعني بروز اتفاقي كه مي‌خواهيم و نمي‌خواهيم در يك سطح باشد.

زماني روان خود را مي‌بازيم كه اطلاعات ما كم باشد، باور ضعيف باشد و جسم و روح ما از تعادل خارج شده باشد. روان، فرزند روح و انسان است. زيرا در كلام‌اله كلمه‌اي از روان نيست و روح مطرح مي‌شود. روان چيزي است كه علم جديد روانشناسي ابداع كرده است. به جاي روان، روح بگوييم. اگر روح ناآرام باشد، مطمئناً جسم تضعيف مي‌شود و قدرت و توانايي خود را از دست مي‌دهد.

مسئول نظم این کرگاه آموزشی:

مسافر میثم

ravanbakhtegan1

دیدگاه‌ها  

0 #2 پاسخ: روان باختگانسبحا نی 1398-12-27 07:57
با سلام هر چه ما اموزش ها را کاربردی کنیم وحل مشکلات خود را بدانیم جسم وروح خود را تقویت میکنیم با تشکر از جناب اقای مفتون
نقل قول کردن
0 #1 پاسخ: روان باختگانهمسفر عدنانی 1398-12-15 00:21
  • باسلام وخدا قوت به استاد عزیز وکمیته سروج استفاده بردم
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید
اگر کد نمایش داده شده برای شما خوانا نیست بر روی کلید تصویر امنیتی جدید کلیک کنید