All for Joomla All for Webmasters
031-33312497 |
آرشیو مطالب گزارش كارگاه‌های آموزشی سفر دوم

همه ما از يك جهنمي بيرون آمديم، پس مي‌آييم تا زكات رهايي‌مان را بپردازيم، نه اينكه بياييم و هر طور كه خواستيم رفتار كنيم و آموزشها را سطحي بگيريم، اينگونه ديني پرداخت نمي‌شود. براي همين تأكيد مي‌شود جايگاه را بشناسيم، اگر جايگاه را شناختيم، حس سالم مي‌شود، ديگر مهم نيست در كدام پله‌ ايستاده‌ايم. با حس سالم، وقتي خدمتگزار شديم، مي‌شويم خير محض. اصلاً حضور و آمدن مي‌شود خير محض. زيرا ارتعاشات چنين كسي پر از انرژي مثبت است. ولي اگر حس منيت، برتري‌طلبي، ديده شدن، مورد توجه بودن و... باشد، آمدن مي‌شود شرّ محض. خدمت هم بكند، شر است.

موضوع كارگاه آموزشي سفر دوم: عشق و ايمان3

استاد: جناب آقاي مفتون

تاريخ: سه‌شنبه 99/3/27

ايمان كه باشد، استقامت در ما شكل مي‌گيرد و زماني كه استقامت داشته باشيم، ديگر زودخواه نيستيم. چون زودخواهي در وجود همه هست، زودخواهي يعني ايمان نداشتن. وقتي كسي در جلسه مي‌خواهد خودش را نشان دهد، يعني به تفكر ايمان ندارد و وقتي ايمان ندارد، استقامت شنيدن را هم ندارد، زيرا به آن عشق ندارد و عشق ندارد چون پذيرش ندارد.

در جلسه قبل گفتيم كسي كه عشق دارد، جاه طلب نيست. جاه‌طلبي با عشق متفاوت است. جاه طلبي اين است كه همه جا خودمان را نشان دهيم و بخواهيم خودمان را مطرح كنيم. مثلاً افرادي كه خيلي دوست دارند مشاركت كنند از اين دسته‌اند؛ من از مجري‌ها تقاضا مي‌كنم كه از آنها مشاركت نگيرند، زيرا به ضرر خودشان است، آنها تغيير را در حرف زدن مي‌بينند، تغيير را در بافتن مي‌بينند نه در يافتن. وقتي هم كه به مشاركت‌هايشان گوش مي‌كنيم، مي‌بينيم همه يكي است، فقط موضوع جلسه را با آن مرتبط مي‌كنند، اين اوج نشناختن خود و نشناختن تفكر است. اينجاست كه بايد آدرس هر كس را به خودش داد تا به درون خود برود.

درون كه آباد باشد، مثل چشمه‌اي، اطرافش هميشه آباد است، ولي اگر درون خراب باشد، اطراف را هم خراب مي‌كند، يعني هر جا كه باشد، آنجا را خراب مي‌كند، براي همين در خدمتگزاري، سفر دوم، ورزش و... گفته مي‌شود با دقت به افراد خدمت داده شود، زيرا احتمال دارد درون يك نفر خراب باشد و ما ندانيم، بنابراين با توجه به تجربه‌اي كه داريم، از رفتار تشخيص مي‌دهيم كه فرد آماده خدمتگزاري هست يا نه و قضاوت نمي‌كنيم.

وقتي درون خراب باشد، به ظاهر فكر مي‌كنيم، درست عمل مي‌كنيم، ولي جز اينكه خودمان را تحقير و كوچك ‌كنيم، چيز ديگري نيست. ما سفر دومي‌ها چه بخواهيم چه نخواهيم، رفتار و كردار و عملكردمان الگوست، براي همين تأكيد مي‌شود به درون خود برويد تا ببينيد آباديد يا خراب. زيرا فقط آمدن و رفتن و حفظ كردن و تحصيلات و استعداد، كافي نيست.

همانطور كه در جلسه قبل توضيح داديم، تعريف جديد سواد از نظر يونسكو آن است كه از آموخته‌هاي خود در جهت تغيير خود قدم برداريم نه براي ديگري، نه براي مطرح كردن خود، زيرا خيلي مواقع دنبال مطرح كردن خود هستيم، اين يعني درون آباد نيست. اما درون كه آباد باشد، همچون چشمه‌اي از آن آب زلال بيرون مي‌آيد و نياز هم ندارد كسي ببيند. اما اگر درون خشك شده باشد، هرچقدر هم آب در آن بريزند، خيس مي شود ولي آباد نمي‌كند، حتي گاهي همان آبي كه دستي در آن مي‌ريزند، مي‌تواند مخرب هم باشد.

وقتي درون آباد باشد، راجع به ديگران تجسس نمي‌كنيم. پرداختن به اينكه چرا فلان شخص استاد شده، چرا فلان شخص سرلژيون شده و ... تجسس است. ما مي‌توانيم يك نفر را نقد سازنده كنيم، ولي اگر طبق ميل خود نقد ‌كنيم، تجسس است.

تشخيص جايگاه يكي ديگر از نكات مهمي است كه بايد به آن توجه داشته باشيم. تفاوت يك سفردومي با يك سفر اولي اين است كه سفر اولي مي‌تواند الگو نباشد ولي يك سفر دومي حتماً الگو هست. پس بايد آموزشها را درست و عمقي گرفته باشد نه به ميل خود و سطحي، زيرا كسي كه سطحي آموزش گرفته باشد، نمي‌تواند آنها را كاربردي كند. كسي كه فقط در جلسه رعايت حرمت‌ها و قوانين دارد و در بيرون از اينجا همه چيز را فراموش مي‌كند و دست به كارهاي ضدارزشي مي‌زند، شايسته خدمت كردن در اينجا نيست و حتماً اگر خدمتي داشته باشد، از او گرفته مي‌شود. زيرا نشان داده حرف و عمل او يكي نيست. ما بايد جايگاه و اندازه خودمان را بدانيم. اينجا خدمت داوطلبانه است نه اجباري، ولي اگر كسي با اختيار مي‌آيد، بايد با جلسه هماهنگ و همسو باشد، يعني بايد سه اصل زير را با تمام وجود درك كند:

1- جمعيت سروج چيست؟

2- رعايت حرمت‌ها و قوانين

3- آموزش

اگر با اين سه اصل هماهنگ و همسو شديم، توانايي ادامه سفر را داريم و آن را بيمه كرده‌ايم. افرادي كه بعد از چند ماه آمدن به سفر دوم، ديگر نمي‌آيند، آمدنشان را بيمه نكرده‌اند، آنها هنوز در ذهنشان خواسته دارند.

همه ما از يك جهنمي بيرون آمديم، پس مي‌آييم تا زكات رهايي‌مان را بپردازيم، نه اينكه بياييم و هر طور كه خواستيم رفتار كنيم و آموزشها را سطحي بگيريم، اينگونه ديني پرداخت نمي‌شود. براي همين تأكيد مي‌شود جايگاه را بشناسيم، اگر جايگاه را شناختيم، حس سالم مي‌شود، ديگر مهم نيست در كدام پله‌ ايستاده‌ايم. با حس سالم، وقتي خدمتگزار شديم، مي‌شويم خير محض. اصلاً حضور و آمدن مي‌شود خير محض. زيرا ارتعاشات چنين كسي پر از انرژي مثبت است. ولي اگر حس منيت، برتري‌طلبي، ديده شدن، مورد توجه بودن و... باشد، آمدن مي‌شود شرّ محض. خدمت هم بكند، شر است. و كسي كه به شر محض رسيد، حتي اگر از قطار تشكيلات هم پياده شود، سنگ مي‌زند، چون فكر مي‌كند حقش خورده شده، در صورتي كه اينجا زكات است و براي كسي حقي نيست. حق بايد حمايتش كند و پشتوانه‌اش باشد.

هماهنگ شدن با سه اصلي كه گفته شد، فقط به دست خود شخص است و نمي‌شود هيچ كس را به زور با آن هماهنگ كرد. كسي كه هماهنگ نباشد، مطالب را طبق ذهنيتي كه دارد مي‌گيرد و آنجاست كه لايه‌هاي سطحي را مي‌گيرد و به عمق توجه ندارد، زيرا نگاهش اين است كه تفكر سطحي است، پس خدمت سطحي مي‌شود، وقتي خدمت سطحي شد، خدمتگزاري هم سطحي مي‌شود و به دنبال اين است كه از ميان خدمت‌ها فقط خدمت استادي را بگيرد، يا استاد شناخت اعتياد يا مجري شود، اما اگر آموزش عمقي شد، همان رفتن و آمدن و حضور داشتن و همياري داشتن در مسائل علمي و مالي را هم خدمت مي‌داند.

اساسي‌ترين و اصولي‌ترين شاخصه تغيير، تبديل و ترخيص، تعهد است. قبلاً هم در سفر دوم راجع به تعهد صحبت شده است، تعهد داشتن نسبت به تفكري كه مرا درمان كرده و تعهد داشتن نسبت به خدمتگزاري، ولي خيلي‌ها فقط به تمايلات نفساني خود تعهد دارند، دوست دارند فقط استاد بنشينند و از نگهبان نظمي بدشان مي‌آيد. زيرا تعهدي نسبت به خودشان ندارند، فكر مي‌كنند اگر نگهبان نظم باشند، شخصيتشان پايين مي‌آيد، ولي اگر كسي به تفكر تعهد داشته باشد، اصلاً برايش مهم نيست كجا خدمت كند، مهم اين است كه حضورش خير محض باشد.

اگر كسي خواستار خدمت باشد، ولي تعهد نداشته باشد، چيزي جز خرابي به بار نمي‌آورد. اينجاست كه هر كس بايد خودش را قضاوت كند كه چقدر به اميال و خواسته‌هاي خود متعهد است و چقدر به تفكر درمان متعهد است و چقدر با آن تفكر هماهنگ است؟

دليل اينكه گفته مي‌شود به پيشكسوتان احترام بگذاريد به خاطر همين تعهد است. كسي كه چند ماه است به رهايي رسيده، حتماً بايد به كسي كه زودتر از او به رهايي رسيده، احترام بگذارد و اين نشانه متعهد بودن است. اينها همه مدنظر تفكر درمان است تا ببيند شخص جايگاهي براي خدمت دارد يا نه، جايگاه خدمت را خود شخص و خواسته‌هاي او تعيين نمي‌كند، بلكه طبق كردار و رفتار شخص، تشكل تعيين مي‌كند.

كساني كه خودشان تعيين مي‌كنند در چه خدمتي باشند، چون آن خدمت را حق خودشان مي‌دانند، در صورتي كه حقي در كار نيست، اداي دين و زكات رهايي است. حال كسي كه چنين ديدگاهي دارد، از درون خراب است و به مرور از جلسات هم پرت مي‌شود، حتي اگر اين شخص با چنين تفكري در جلسات هم بماند ويروس مي‌شود. كمااينكه اثرش را روي ديگري مي‌گذارد و فرقي هم نمي‌كند اين فرد چه كسي باشد، چه سفردومي، چه استاد، چه با تحصيلات و هوش و... همين كه نسبت به تغييري كه در زندگي‌اش افتاده و نجاتي كه يافته، تعهدي ندارد، نشان مي‌دهد كه خودش را مي‌بيند و كسي كه خودش را مي‌بيند، منيت دارد و تا منيت هست، ‌نمي‌توان به هيچ كس و هيچ چيز تعهد داشت. احساس مي‌كند براي خود تلاش مي‌كند، ولي تعهدي نيست.

عشق چيست؟

اي كه مي‌پرسي نشان عشق چيست

عشق چيزي جز ظهور مهر نيست

عشق يعني مشكلي آسان كني

دردي از درمانده‌اي درمان كني

در ميان اين همه غوغا و شر

عشق يعني كاهش رنج بشر

عشق يعني گل به جاي خار باش

پل به جاي اين همه ديوار باش

عشق يعني دشت گلكاري شده

در كويري چشمه‌اي جاري شده

عشق يعني تشنه‌اي خود نيز اگر

واگذاري آب را بر تشنه‌تر

عشق يعني ترش را شيرين كني

عشق يعني نيش را نوشين كني

هركجا عشق آيد و ساكن شود

هر چه ناممكن بود، ممكن شود

اگر به اين ديدگاه برسيم و اين معاني عشق را در زندگي و در خدمت سرلوحه كار خود قرار دهيم، در هر شرايطي مي‌توانيم خير محض باشيم. مثلث عشق شامل سه ضلع سايه، حس و جذب است. بايد موجوديتي باشد تا سايه وجود داشته باشد، حس هم كه ناقلي است براي جذب. بارها گفته‌ايم همه مخلوقات از خودشان ارتعاشات ساطع مي‌كنند، سايه و موجوديت نيز از خود ارتعاشاتي دارد و اين ارتعاشات است كه باعث جذب مي‌شود و طبق قانون، ذرات همنام يكديگر را جذب مي‌كنند، همچنين بايد حسي باشد كه ارتعاشات را به هم مرتبط كند و سپس به هم جذب كند. حال اگر اين حس آلوده باشد، جذبي صورت نمي‌گيرد. وقتي ايمان آورديم، به ايمان خود متعهد مي‌شويم و اينكه ديگران كار ضدارزشي بكنند باعث نمي‌شود كه ما هم آن كار را بكنيم. وقتي تغيير، تبديل و ترخيص شديم، به ايماني كه داريم متعهديم و به عشق خود نيز متعهديم.

پس اين سه دستور جلسه سفر دوم مي‌خواست به ما ياد دهد كه بدانيم مي‌خواهيم به كجا برسيم، اندازه، جايگاه و موقعيت خود را بدانيم، ما مي‌توانيم نياييم، كسي هم كار ندارد ولي اگر آمديم، متعهد باشيم، يعني رفتار، كردار و عملكردمان متعهدانه باشد.

هرجا تعهد باشد، مطمئن باشيد كه به دنبالش عشق است ولي اگر تعهد نبود، عشق نيست، تنفر و كينه مي‌آيد و حداقلش دلخوري است، تجسس است. چرا چرا مي‌آيد كه چرا به ما فلان خدمت را دادند يا ندادند. دليل اينكه مجري با رأي‌گيري انتخاب مي‌شود، اين است كه ميزان تعهد مجري مشخص شود. يكي سطحي مي‌بيند و يكي عمقي، سطحي ديدن و عمقي ديدن خيلي در قضايا مهم است.

عشق و ايمان عيار ما سفر دومي‌ها را براي خودمان مشخص مي‌كند، زيرا همه ما نقش بازي كردن را بلديم و مي‌توانيم كاري كنيم كه ديده شويم، استعداد داريم و... ولي گاهي اينقدر نقش بازي مي‌كنيم كه خودمان هم باور مي‌كنيم حق ماست، هر جا احساس كرديم چيزي حق ماست بدانيم كه مسير را اشتباه مي‌رويم، ‌زيرا اينجا حقي نيست، اداي دين است، زكات است. آيا به زكات معتقد هستيم يا نه. وقتي به زكات معتقد نباشيم، ايمان، عشق و تعهد نداريم، فقط مي‌آييم تا كاره‌اي شويم و خودمان را ارضا كنيم. آقاي مهندس چند سال پيش در سفر تهران تأكيد كردند كه اگر مي‌آييد چيزي شويد، نياييد. زيرا وقتي براي چيزي شدن مي‌آييد، يعني تعهد، عشق و ايمان، استقامت، باور و... نداريد.

عشق و ايمان، ‌تعهدي در ما ايجاد مي‌كند و از فردي كه با تمام وجود مي‌پذيرد، سرمايه انساني مي‌سازد. ولي اگر تعهد و عشق نباشد و به جايش جاه طلبي باشد، نيروي انساني مي‌شويم. نيروي انساني زياد داريم ولي سرمايه نيست. سرمايه انساني هميشه سرمايه است چه باشد و چه نباشد، دو نفر از بچه‌هاي قديمي هستند كه هر وقت اينجا كاري دارد، بدون معطلي مي‌آيند، كار را انجام مي‌دهند و مي‌روند، نه مي‌خواهند كسي آنها را ببيند و نه به رخ بكشند. اينها سرمايه‌هاي انساني جلسات هستند ولي نيروها هرجا باب ميلشان نباشد، پرخاشگري، ناراحتي و ... است و شروع به لطمه زدن مي‌كنند و نمونه‌هاي زيادي داريم. ولي سرمايه هيچ‌گاه لطمه نمي‌زند.

دوستاني كه در اين خصوص مشاركت نمودند: مسافران: ميثم2- عليرضا   همسفران: ابراهيمي- غلامي- قاسمي-

مسئول نظم این کارگاه آموزشی:

مسافر حسین

eshgh6

 

دیدگاه‌ها  

0 #1 پاسخ: عشق و ایمان3همسفرکشاورز 1399-03-30 10:16
سلام.تشکر از تمام کسانی که عاشقانه وصادقانه درجمعیت سروج خدمت میکنند.
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید
اگر کد نمایش داده شده برای شما خوانا نیست بر روی کلید تصویر امنیتی جدید کلیک کنید