All for Joomla All for Webmasters
031-33331578 |
031-33312497 |
آرشیو مطالب گزارش كارگاه‌های آموزشی همسفران

 

ما بايد در پيمودن اين سفر به سه نكته زير توجه نماييم: 1- از تغيير به تبديل برسيم، 2- در جهت ارزشها حركت كنيم؛ مثلاً بدانيم همسر يك ارزش است، پس بايد حتي اگر همسرمان بيماري اعتياد دارد، باز هم برايش ارزش قائل شويم، وظايف همسري خود را به نحو احسن بجا آوريم و تمام مسئوليت‌هاي خود را بدون چون و چرا قبول كنيم و نگوييم چون همسرم فلان مسئوليت را انجام نداده، من هم انجام نمي‌دهم و 3- هدف داشته باشيم و براي آن برنامه‌ريزي كنيم...

 

موضوع كارگاه آموزشي: ارزيابي، نظارت، پايش

استاد: همسفر نوروزي

تاريخ: سه شنبه 96/8/23

اين دستور كارگاه، سال‌هاي قبل به صورت نظارت، ارزيابي، پايش بوده كه به صلاحديد كميته آموزش ارزيابي قبل از نظارت قرار داده شده است.

ارزيابي به معناي سنجيدن، انتخاب كردن و ادله آوردن است. ارزيابي در كل زندگي ما جريان دارد و شامل كليه انتخاب‌هايي است كه انجام مي‌دهيم. سروج كه به معناي سلامتي جسم و روح مي‌باشد، هم به مقوله جسم و هم روح توجه دارد. مثلاً در بعد جسمي، هيچ كس دوست ندارد بيمار باشد، يا اضافه وزن و چاقي داشته باشد و سالم نباشد و بُعد جسمي همه صور آشكار و قابل رويت را در برمي‌گيرد. ما در جلسات مي‌آموزيم كه به سلامت جسم خود بايد اهميت دهيم و براي همين روي اعمالي كه اين سلامتي را شامل مي‌شود، نظارت داريم. نظارت به معناي نگريستن و ناظر بودن، تفكر و انديشه كردن است. چنانكه در كلام‌اله مي‌فرمايد: به آنچه مي‌خوريد بنگريد؛ يعني به نوع غذايي كه مي‌خوريم و خواص و سلامت آن نظارت داشته باشيم نه فقط به صِرف سير شدن باشد و بايد طبق نياز بدن خود نوع غذا را انتخاب كنيم. بعد از آن به سراغ سلامت روح مي‌رويم. آيا ما تا به حال رفتارها و تفكراتي را كه داشته‌ايم، ارزيابي كرده‌ايم كه سالم بوده يا نه؟! سفري كه ما آغاز نموده‌ايم، مبدأ و مقصد دارد. مبدأ اين سفر، انتخاب است كه همان آمدن ما به جلسات سروج است كه مي‌خواستيم يك همسفر باشيم، همسفري كه خواهان تغيير افكار، رفتار، عقايد و باورهاي غلط خود باشد و مسلماً بايد روي تغييرات، نظارت نيز وجود داشته باشد.

همه ما در هر جايگاهي كه هستيم، ناظر بر زندگي خود هستيم، مثلاً در جايگاه مادري، روي رفتار و كارهاي فرزند خود نظارت مي‌كنيم و يا در جايگاه همسري به همين شكل؛ امّا آيا تابحال روي اعمال و رفتار و در كل انتخاب‌هاي خود نظارت داشته‌ايم كه ببينيم درست بوده يا نه؟! مثلاً با انتخاب همسر، روي رفتارهايي كه در برابر او ابراز مي‌كنيم، نظارت داشته‌ايم؟! يك همسفر، هدفش تغيير خودش است كه بايد روي اين انتخاب و هدف خود، نظارت داشته باشد، يعني به اعمال و رفتار خود بنگرد تا اشكالاتش را بفهمد، زماني كه به اين مرحله رسيديم، پايش انجام مي‌شود. پايش، حركت در مسير و سنجيدن نتيجه هر كاري است. در واقع، يك نوع عملكرد بر ارزيابي و نظارتي است كه در هر مقوله‌اي داريم. به ديگر سخن، يعني پيمودن مسير راهي است كه انتخاب نموده‌ايم.

همانگونه كه گفته شد، مبدأ ما انتخاب سفر درماني است و پيمودن اين مسير پايش است و هر كسي بخواهد اين سفر را به سلامت به پايان برساند، بايد به دو نكته توجه داشته باشد: اول به علائم و نيروهاي بازدارنده، دوم به نيروهاي هدايت كننده كه ما را در مسير سفر راهنمايي مي‌كند.

در اين رهگذر همسفران به چند دسته تقسيم مي‌شوند: گروهي از آنها، متأسفانه به خاطر نبودن در لحظه، نمي‌توانند آموزشها را درست بگيرند تا بتوانند كاربردي هم بكنند. گروهي ديگر هستند كه آموزشها را مي‌گيرند ولي هنوز پذيرش ندارند، يعني دوربينشان روي ديگران است، مدام چراهاي مختلف مي‌گويند؛ چرا عصباني شد؟ چرا بدقولي كرد؟ چرا به وظيفه‌اش عمل نكرد، چرا چرا و چرا در اينجاست كه نيروي بازدارنده هواي نفس بر همسفر غالب مي‌شود. از ديگر نيروهاي بازدارنده، حس‌هاي آلوده است كه به محض اينكه مسأله‌اي بر وفق مراد شخص نباشد، شروع به لجبازي و سرزنش مي‌كند، حس‌هاي آلوده‌اي مثل كينه، نفرت، حسادت، مقايسه، انتقامجويي، بودن در گذشته و... دارد، براي همين نمي‌تواند اصول و قوانين را چه در جلسات و چه در خانه و اجتماع رعايت كند. همچنين پيروي از هواهاي نفساني ديگر همچون تأييدطلبي، حس طلبكاري و كليه ضدارزشي‌ها موانع سفر هستند كه از همه مهمتر بي‌صبري، و زودخواه بودن چه براي خود و چه براي مسافر است كه يكي از آفت‌هاي مسير درماني است و به دنبالش قضاوت، مقايسه را به دنبال دارد كه براي رهايي از اين نيروهاي بازدارنده بايد آنها را خوب بشناسيم تا بتوانيم از آنها عبور كنيم. بايد براي خود هدف داشته باشيم، چه از نظر سلامت جسم و چه از نظر سلامت روح، و خود را بي‌جهت از همه چيز و همه كس بي‌بهره نكنيم و مدام در غم و اندوه به سر نبريم.

گروهي ديگر از همسفران هستند كه واقعاً در جلسات موفقند و هر آموزشي را كه در جلسه مي‌گيرند، كاربردي مي‌كنند. اين افراد در ابتدا پذيرش پيدا مي‌كنند كه خود بيمار تفكر زائد هستند و همچنين نسبت به بيمار يا مسافرشان نيز پذيرش دارند و در پايش خود(پيمودن سفر) مراقب هستند، زيرا هر لحظه امكان لغزش وجود دارد و مي‌كوشند كه آسيبهاي اعتياد را به حداقل ممكن برسانند. اين افراد با آموزش گرفتن درست و صحيح و به دست آوردن اطلاعات به نيروي تشخيص و سپس پذيرش مي‌رسند كه مي‌توانند براي هر رخدادي چاره‌اي بينديشند، چرا كه روي اعمال و رفتار خود نظارت دارند و مدام به رفتار خود در به وجود آمدن پيشامدي مي‌انديشند، يعني هميشه و همه جا در لحظه هستند و نقاط ضعف خود را شناسايي مي‌كنند.

ما بايد در پيمودن اين سفر به سه نكته زير توجه نماييم: 1- از تغيير به تبديل برسيم، يعني حتي در اعماق درونمان از كسي كينه و نفرت نداشته باشيم و درونيات را به حالتي غير از حالتي كه قبلاً داشته‌ايم تبديل نماييم. 2- در جهت ارزشها حركت كنيم؛ مثلاً بدانيم همسر يك ارزش است، پس بايد حتي اگر همسرمان بيماري اعتياد دارد، باز هم برايش ارزش قائل شويم، البته اين به معناي معتادپروري نيست و بايد در عين اينكه دور نمي‌خوريم و كنترل‌هاي مستقيم نداريم، و رودرروي او نمي‌ايستيم، وظايف همسري خود را به نحو احسن بجا آوريم و تمام مسئوليت‌هاي خود را بدون چون و چرا قبول كنيم و نگوييم چون همسرم فلان مسئوليت را انجام نداده، من هم انجام نمي‌دهم و 3- هدف داشته باشيم و براي آن برنامه‌ريزي كنيم.

arzyabe2

7 همسفر در مورد موضوع از تجربياتشان مشاركت نمودند.

همسفر مزروعي: نظارت و ارزيابي من قبلاً بر اثر جهالت بود و مي‌خواستم آن طور كه من دوست دارم بيمارم رفتار كند و تفاوت‌ها را نمي‌شناختم ولي خدا را شكر وقتي وارد جلسات شدم،‌اولاً اعتياد را شناختم و بعد هم بر تمام اعمال و رفتار بيمارم، به پذيرش رسيدم و همچنين توانستم رابطه خود را با ديگران مسالمت‌آميز كنم.

همسفر قاسمي: سالها پيش زماني كه با بحران بزرگي مواجه شدم، احساس نياز بزرگي داشتم و كائنات مرا براي رفع نيازم به جلسات سروج رساند. از همان بدو ورودم، چندين جلسه ساكت نشستم و خوب ارزيابي كردم، با آموزشهايي كه هم در جلسه شناخت گرفتم و هم در جلسات عمومي، به اين نتيجه رسيدم كه بايد بر رفتار و اعمال خودم نگاه كنم كه چطور بوده كه باعث شده مسير زندگي من به اينجا كشيده شود. تفكر زائد را شناختم و بر اعمال و رفتار خود افسوس خوردم و از خود پرسيدم كه آيا با رفتارهايي كه تابحال داشته‌ام، توانسته‌ام كمكي به خانواده بكنم يا روزبه‌روز اوضاع را وخيم‌تر كرده بودم و همين باعث شد بمانم و حركت كنم، چرا كه اولين ارزيابي را روي خودم داشتم و بعد هم مسيرهاي ديگر را طي كردم و ارزيابي به من ثابت كرد كه اينجا با جاهاي ديگر متفاوت است، همه خواستند به من كمك كنند ولي نشد زيرا هيچ گاه روي خودم ارزيابي نداشتم و ارزيابي، نظارت و پايش را هميشه از طرف خانواده براي خود مي‌خواستم.

همسفر احمدي: ارزيابي از نظر من به معناي برآورد كردن كاري است. يعني در ابتدا ببينيم بايد از كجا شروع كنيم و بعد به نظارت برسيم. با نگاه كردن به الگوهاي درمان شده انتخاب مي‌كنيم و در پس آن حركت مي‌كنيم. مثل اينكه مي‌خواهيم خريدي انجام دهيم در ابتدا به ميزان پولي كه داريم و بعد در نظر گرفتن مايحتاج اصلي به دنبال خريد مي‌رويم. همه نظارت و ارزيابي را در زندگي داشته‌ايم، ولي چيزي كه من در جلسات به آن رسيدم اين است كه براي خودشناسي و درمان تفكر زائد بايد ناظر اعمال خود باشيم، چرا كه تا قبل از اين، ناظر اعمال همه بوديم غير از خودمان و همه را مقصر مي‌دانستيم غير از خودمان. و با تغيير تفكر و جهانبيني متوجه شديم كه اگر اشكالات خود را رفع كنيم، مطمئناً روي ديگران هم اثرگذار است و ياد بگيريم براي هر كاري و هر حرفي ابتدا موقعيت را بسنجيم تا بتوانيم راحت تصميم گرفته و انتخاب درستي داشته باشيم.

استاد:

ارزيابي= كاشت = انتخاب

نظارت= داشت= مراقبت و نگهداري

پايش= برداشت= نتيجه كار و عدالتي كه بر ما جاري مي‌شود.

اگر همسفر بودن را انتخاب كرديم بايد سختيهاي اين سفر را نيز به جان بخريم، زيرا تغيير كردن و گذشتن از ضدارزشي‌هايي كه سالهاي سال با آن بوده‌ايم، خيلي مشكل است، و بايد فراز و نشيب‌هاي سفر را با پوست و گوشت و خون خود بپذيريم و سختي آن را تحمل كنيم.

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید