All for Joomla All for Webmasters
031-33331578 |
031-33312497 |
آرشیو مطالب گزارش كارگاه‌های آموزشی همسفران

 در بندبند حرمت‌هاي جلسات، گفته مي‌شود كه نگاه روي خودمان باشد و هيچ كس را سرزنش نكنيم،‌دروغ نگوييم، در كار كسي تجسس نكنيد و...، اما آيا به اين اصول و قوانين دقت و توجه مي‌كنيم؟! وقتي همچنان دروغ مي‌گوييم، ‌در كار مصرف‌كننده تجسس مي‌كنيم، او را سرزنش مي‌كنيم و... چگونه انتظار داريم كه از سفر خود راضي باشيم و تغيير كنيم. بدون تغيير نگاه،‌ قطعاً تغييري صورت نمي‌گيرد. براي تغيير كردن بايد بپذيريم كه خودمان هم بيمار هستيم، با هنر پذيرش، قدم اول را برمي‌داريم تا در ادامه با آموزش گرفتن حركت كنيم و به رضايتمندي برسيم. وقتي ياد بگيريم با يك بيمار مصرف‌كننده چگونه رفتار كنيم و به قوانين و حرمت‌ها احترام گذاشته و رعايت كنيم، قطعاً رضايتمندي حاصل خواهد شد وگرنه...

 

موضوع كارگاه آموزشي: رضايتمندي در سفر

استاد: همسفر احمدي

تاريخ: سه شنبه 28 فروردين 1397

 

در ابتدا كلمه رضايت را معني مي‌كنيم. رضايت به معناي راضي و خرسند بودن از موضوعي است و سفر به معناي حركت از يك مبدأ مشخص به يك مقصد مشخص است.

رضايت اگر در زندگي نباشد، هيچ لذتي از زندگي نخواهيم برد و زندگي معنا و مفهومي نخواهد داشت. رضايتمندي، يك حس دروني است. خيلي از ما فكر مي‌كنيم رضايت داشتن از زندگي مربوط به پول زياد داشتن، تحصيلات عاليه، مصرف‌كننده نداشتن، داشتن شرايط خوب شغلي و اجتماعي و ... است، اما شايد خيلي‌ افراد اين شرايط را تجربه كرده‌اند ولي همچنان ناراضي هستند. زيرا خاصيت انسان اين است كه هميشه طالب بهترين‌هاست و هر چه هم كه داشته باشد، دنبال اين است كه بيشتر از آن را داشته باشد، ولي اگر مهارت‌هاي زندگي را آموزش بگيريم، باز هم در بدترين شرايط و كمبودها مي‌توانيم احساس رضايت داشته باشيم.

آنچه كه جلسات روي آن تأكيد دارد اين است كه اگر جهانبيني و نگاهمان تغيير كند، مي‌توانيم به احساس رضايت برسيم، ولي اگر جهانبيني را تغيير ندهيم، حتي اگر مصرف‌كننده هم به درمان برسد، باز هم به رضايتمندي نمي‌رسيم، زيرا هميشه در زندگي مشكلاتي وجود دارد كه اگر انسان نگاهش را تغيير نداده باشد، نمي‌تواند از پس آن مشكلات برآيد و هميشه شكايت مي‌كند.

مشخصات فرد راضي و ناراضي چيست؟

هر چيز را با ضدش مي‌توان شناخت. نقطه مقابل رضايت، شكايت است. فرد ناراضي از همه چيز زندگي شكايت دارد و مدام چرا چرا مي‌كند، يعني مشخصه انسان ناراضي، گله و شكايت است. ولي اگر جهانبيني تغيير كند، مي‌توان با تغيير ديدگاه، تحولي در درون ايجاد كرده و به رضايتمندي رسيد.

براي مفهوم بيشتر، سفر درماني را به مسافرت‌هايي كه معمولاً داريم، تشبيه مي‌كنيم. ما براي رفتن به سفر، به يك سري چيزها نياز داريم، مثل وسايل مورد نياز، وسيله نقليه مطمئن، پول كافي، از همه مهمتر مبدأ مشخص و مقصد مشخص كه بدانيم به كجا مي‌خواهيم برويم، مسيري كه در طول سفر تعيين مي‌كنيم و همراه و همسفري كه انتخاب مي‌كنيم. شايد در مسافرتهايي كه فقط و فقط هدفمان رسيدن به مقصد بود، از طول مسير هيچ لذتي نبرديم و مدام غر مي‌زديم كه چرا زود نمي‌رسيم، چرا با هواپيما يا با ماشين بهتري نرفتيم كه زود به مقصد برسيم و ... كه نه تنها هيچ لذتي نمي‌بريم، بلكه خسته و كسل هم مي‌شويم، ولي اگر در لحظه حال باشيم و هدف را در نظر بگيريم و بخواهيم آب و هوايي عوض كنيم و خستگي كاري از تنمان بيرون برود، مي‌توان از لحظه لحظه سفر استفاده و بهره برد و با وجود مشكلات كه در هر سفري وجود دارد، سفر خوبي را رقم بزنيم.

حال در سفر جلسه‌اي، مبدأ ما تفكرات زائد و مقصدمان، درمان تفكرات زائد و رسيدن به تفكر سالم است. اما آيا به واقع ما اين مبدأ و مقصد را براي خود تعيين كرده‌ايم؟! اكثر ما روز اولي كه به جلسات وارد شديم، هدفمان درمان مصرف‌كننده‌مان بوده است. و شايد از اينكه در اين جايگاه قرار گرفتيم ناراحت بوديم، با خود مي‌گفتيم مصرف‌كننده مواد مصرف كرده، چرا من بايد اينجا باشم و... . در روز اول در جلسه شناخت اعتياد به ما گفته شد كه تا زماني كه مصرف‌كننده نخواهد، هيچ كس نمي‌تواند براي او كاري بكند و تنها كاري كه مي‌توان كرد اين كه آموزش بگيريم و بستري مهيا كنيم كه جلوي آسيب و تخريب بيشتر را بگيريم، ولي آيا به واقع هدف ما اين بود و در اين جهت حركت كرديم. تقريباً‌ هدف همه ما مصرف‌كننده بود، ديدمان فقط روي مسافر بود كه يا بيايد يا اگر آمده، برنامه دارويي او چگونه است، مدام او را كنترل كنيم، ببينيم با چه كسي رفت‌وآمد دارد و دوربين كاملاً روي مصرف‌كننده بود و اينها چيزهايي است كه باعث مي‌شود در سفر، به رضايتمندي نرسيم.

مشخص نبودن مبدأ و مقصد و براي كسي ديگر آمدن ما را از رضايتمندي دور مي‌كند. اگر از اول هدف خود را اينگونه مشخص كنيم كه مبدأ ما تفكرات زائد خودمان (حسادت، كينه، نفرت، مقايسه و... ) است و بتوانيم غلظت آنها را كم كنيم و به درمان برسانيم، به جايي مي‌رسيم كه شايد ‌مصرف‌كننده هم اگر خواهان باشد، در مسير درمان قرار بگيرد و الا تا زماني كه خودمان به درمان نرسيم، هيچ كاري نمي‌توانيم بكنيم.

وقتي گفته مي‌شود تغيير نگاه داشته باشيم، يعني به مصرف‌كننده به چشم يك بيمار نگاه كنيم، ‌آنگاه مي‌توانيم فراپرستار شويم، يعني از او مراقبت كنيم نه كنترل، كارهايي كه قبلاً انجام مي‌داديم و باعث مي‌شد به خود و مصرف‌كننده ضربه و آسيب برسانيم، را كنار بگذاريم و انجام ندهيم، شيوه و روش خود را ‌تغيير دهيم. اينها چيزهايي است كه ما را به رضايتمندي مي‌رساند، در غير اين صورت صددرصد از مسير منحرف مي‌شويم. اين آموزشها بارها در جلسات بيان مي‌شود، ولي به دليل اينكه ديد ما روي مصرف‌كننده است، گوش نمي‌دهيم و از رضايتمندي دور مي‌مانيم.

در بندبند حرمت‌هاي جلسات، گفته مي‌شود كه نگاه روي خودمان باشد و هيچ كس را سرزنش نكنيم،‌دروغ نگوييم، در كار كسي تجسس نكنيد و...، اما آيا به اين اصول و قوانين دقت و توجه مي‌كنيم؟! وقتي همچنان دروغ مي‌گوييم، ‌در كار مصرف‌كننده تجسس مي‌كنيم، او را سرزنش مي‌كنيم و... چگونه انتظار داريم كه از سفر خود راضي باشيم و تغيير كنيم. بدون تغيير نگاه،‌ قطعاً تغييري صورت نمي‌گيرد. براي تغيير كردن بايد بپذيريم كه خودمان هم بيمار هستيم، با هنر پذيرش، قدم اول را برمي‌داريم تا در ادامه با آموزش گرفتن حركت كنيم و به رضايتمندي برسيم. وقتي ياد بگيريم با يك بيمار مصرف‌كننده چگونه رفتار كنيم و به قوانين و حرمت‌ها احترام گذاشته و رعايت كنيم، قطعاً رضايتمندي حاصل خواهد شد وگرنه با غفلت از اينها، اگر هر روز هم به جلسه بياييم باز هم رضايتمندي نه تنها حاصل نمي‌شود بلكه از همه چيز از صندلي گرفته تا استاد راهنما و استاد جلسه و سرلژيون و... گله و شكايت داريم كه همه اينها باعث پرت شدن از سفر درماني و دور شدن از رضايتمندي مي‌شود.

 

rezayat1

دوستاني كه از سفر خود راضي هستند و كساني كه راضي نيستند، مشاركت نمايند.

همسفران: مزروعي- رضايي- ترابي- زيلايي- قاسمي- - غفاري- رضايي- عدناني- مكري - حسيني

 

همسفر مزروعي: در اوايل كه سفرم را آغاز كردم با رضايتمندي بود و با تمام وجود تفكرات زائدم را پذيرفتم و تا مدتي پيش رفتم تا اينكه چند هفته پيش، ديگر رضايتي نداشتم و متوجه شدم دوربينم روي مسافرم است و در كارش تجسس مي‌كنم و باعث مي‌شد حالم بد شود و زودخواهي و تفكرات زائدم دوباره شروع شده بود، حتي مي‌خواستم لژيونم را عوض كنم ولي وقتي فكر كردم ديدم عيب از خودم است و خودم نمي‌توانم آموزش بگيرم.

 

استاد: ممكن است براي فرد ديگري سفر را شروع كنيم و دوربين روي كس ديگري باشد، اما اگر بعد از مدت زماني مثل شش ماه يا يك سال متوجه شديم كه مبدأ سفر را اشتباه شروع كرده‌ايم، مي‌توانيم دوباره از نو مبدأ را بنا نهيم و هدف خود را دوباره پي‌ريزي كنيم. همسفر كسي است كه براي تعالي اهداف جلسات تلاش مي‌كند و اهداف جلسات، شناخت انسان و مواد مخدر و ارائه طريق به مصرف‌كننده وخانواده‌هايشان است. وقتي با اين هدف بياييم، يعني با ويژگي‌هاي انسان آشنا شويم و خصوصيات و تفكرات مصرف‌كننده را بشناسيم، مي‌توانيم به او كمك كنيم، به شرط اينكه اول از همه روي تفكرات زائد خود كار كنيم، ‌اگر هدف غير از اين باشد، حاصلي در پي نخواهد داشت.

اگر امروزمان با ديروزمان حتي جزئي متفاوت است، بايد حس رضايتمندي در ما به وجود آيد، قرار نيست تمام جهالت‌ها به يكباره از بين برود. اگر با آموزش گرفتن و كاربردي كردن، حتي بتوانيم يك پله، از ضدارزشي‌ها فاصله بگيريم و كمي از غلظت كينه، نفرت، مقايسه، سرزنش و... كم كنيم، جاي رضايت است كه در پي آن تحول و دگرگوني ايجاد مي‌شود. وقتي به دنبال اين باشيم كه بهترين باشيم و همه چيز كامل باشد يعني تأييدطلب هستيم و اين ما را از رضايتمندي دور مي‌كند.

 

همسفر ترابي: من از اول به خاطر خودم به جلسات آمدم، هرچند كم و كاستي‌هايي دارم ولي فكر مي‌كنم هر روز بهتر از روز قبل هستم، مي‌توانم گذشت و صبر داشته باشم و از كنار خيلي اتفاقات راحت مي‌گذرم، آرامش دارم و مي‌توانم به ديگران آرامش بدهم و همسرم از برخورد من راضي است و به نظرم چيزي در زندگي وجود ندارد كه ارزش غصه خوردن داشته باشد و از اين بابت خدا را شكر مي‌كنم.

 

استاد: تا وقتي خودمان را تغيير ندهيم و ديدگاهمان عوض نشود، هيچ اتفاقي نمي‌افتد. عملكرد ما با تغيير خودمان روي ديگران تأثير دارد و باعث ايجاد آرامش در وجود خودمان و براي ديگران مي‌شود و اين باعث رسيدن به رضايتمندي مي‌شود. مشكل هميشه در زندگي بوده، هست و خواهد بود، مشكل داشتن چيز بدي نيست ولي عيب اين است كه با خودمان مشكل داشته باشيم؛ وقتي نتوانيم با شرايط هماهنگ شويم و با ديگران ارتباط برقرار كنيم، با آن تفكرات خودمان مشكل درست مي‌كنيم.

 

همسفر زيلايي: چندين ماه ديرتر از مسافرم به جلسات آمدم و به خاطر تغييراتي كه در ايشان مي‌ديدم جذب جلسات شدم و خدا را شكر آرامش نسبي در زندگي‌ام است، قبلاً خيلي زود عصباني مي‌شدم ولي با آموزش گرفتن و تغيير نگاه، توانستم حرمت‌هايي كه قبلاً شكسته شده بود، برگردانم و خدا را شكر توانستيم پله پله به آرامش نسبي برسيم.

 

استاد: اهل رضايت، قانع، صبور و تسليم آموزشهاست. اگر خود را تغيير دهيم، ‌خيلي راحت‌تر مي‌توانيم روي ديگران تأثير بگذاريم تا اينكه دنبال اين باشيم كه ديگران را تغيير دهيم و به هيچ نتيجه‌اي نرسيم. اگر خودمان تغيير كرديم، ‌تحولي در زندگي ما ايجاد خواهد شد و روي ديگران هم تأثير مثبت دارد يعني به عمل سالم مي‌رسيم كه حتماً به رضايتمندي خواهيم رسيد.

 

همسفر قاسمي: من رضايت را با ضدش يعني شكايت براي خودم معني كردم و قبل از شروع سفر سروج، خيلي اهل شكايت بودم زيرا در تمام كارها كمال‌گرا بودم. در مسافرت‌ها هميشه شاكي بودم و دنبال نقطه ضعف بودم و نه خودم لذت مي‌بردم و نه اجازه مي‌دادم به اطرافيانم خوش بگذرد ولي در مسافرت اخيري كه رفتيم، بسيار خوش گذشت و خودم و اطرافيان همچنان به نيكي از آن سفر ياد مي‌كنيم. هم شكايت و هم رضايت حس است و هر دو دست ماست. از جلسه ياد گرفتم كه زماني رضايتمندي دروني و بيروني از سفر درماني دارم كه نتيجه‌گرا نباشم، زيرا دقت به نتيجه، مرا از مسير درمان بازمي‌دارد و اجازه نمي‌دهد لذت ببرم. حتي زمان‌هايي كه برگشت به عقب داشتم و يا تغييرات نسبي و اندك داشتم، از سفر خود راضي ‌بوده‌ام.

 

استاد: كسي كه اهل رضايت است، خود را با شرايط وفق مي‌دهد، يعني اول از همه با خودش سازگار است و بعد با محيط و اطرافيانش. ديگر حال خوبي او منوط به درمان مصرف‌كننده يا آمدنش به جلسه، نمي‌شود و با درمان نشدن او حالش بد باشد.

اگر عيب و نقص‌هاي خود را ببينيم، قطعاً به رضايتمندي مي‌رسيم، هرچند در طول سفر، ناملايمات باشد. نااميد نباشيم كه اگر مصرف‌كننده به جلسه نيايد، نمي‌توان هيچ كاري انجام داد. وقتي هدف درمان خودمان باشد، با تغيير هرچند كوچك اميدواري به وجود مي‌آيد و زندگي رو به سوي آرامش مي‌رود، زيرا فردا هم مي‌توان حركت كرد و باز هم تغييري در زندگي به وجود آورد. خيلي از دوستان و الگوهاي سفر دومي هستند كه شايد بعد از گذشت ماه‌ها يا چند سال كه خودشان به جلسات مي‌آمدند، مصرف‌كننده‌شان به جلسات آمد. زماني كه خودشان را عوض كردند و عيب و نقص‌هاي خود را شناختند و در حدّ توان خود آموزشها را كاربردي كردند، رسيدند به جايي كه مصرف‌كننده را نديدند و اعتياد ديگر خيلي آسيب و تخريب برايشان نداشت، ياد گرفته بودند كه از آموزشها سپري درست كنند و جلوي آسيبها را بگيرند.

اهل رضايت، دنبال بازسازي و سازندگي خود هستند. دنبال اين نيستند كه ديگران را تحقير و تخريب كنند، همچنان كه در حرمت‌ها هم هست، تخريب و سرزنش باعث دور شدن از مسير سفر مي‌شود، اين يكي از بيراهه‌هاي مسير سفر است كه ما را از هدف دور مي‌كند.

با كم كردن روحيه طلبكاري، هرچند ناملايمات و مشكلات هم وجود داشته باشد ولي مي‌توان به رضايت رسيد.

بايد در حد توان خود، از خود توقع داشته باشيم نه بيش از اندازه؛ يعني اگر بتوانيم در هر جلسه يك نكته از آموزشها را بگيريم و متوجه يكي از ضعف‌هاي خود شويم و سعي كنيم روي آن كار كنيم تا از شدت آنها كم شود، هرچند ماه‌ها طول بكشد، به رضايتمندي مي‌رسيم. رسيدن به نقطه رضايتمندي به يكباره ممكن نيست. مي‌توان از امروز خود راضي بود و روزهاي ديگر آموزش بيشتر بگيريم و تلاش بيشتر بكنيم.

اگر نگاهمان به داشته‌هايمان باشد و آنها را ببينيم، رضايتمندي به وجود مي‌آيد. فقط داشته را اين نبينيم كه مصرف‌كننده درمان شود. وقتي بدانيم مي‌توانيم در كنار همسر و فرزندان زندگي آرامي داشته باشيم و آنها نياز به آرامش دارند، خيلي راحت‌تر مي‌توانيم سفر خود را طي كنيم و از مسير سفر لذت ببريم هرچند ناملايمات وجود داشته باشد، اينجا از ناملايمات درس مي‌گيريم و در جهت رفع آن برمي‌آييم.

اگر خود غرق در تفكرات زائد مثل كينه، نفرت، مقايسه و... باشيم، هرچند مصرف‌كننده هم به درمان برسد، باز هم نمي‌توانيم در كنار يكديگر زندگي آرامي داشته باشيم و با او ارتباط برقرار كنيم، شكاف موجود را كه سالهاي سال به وجود آمده نمي‌توان به سادگي پر كرد. اين نياز به آموزش دارد، ‌نياز به اين دارد كه روي كينه، حسادت، نفرت، مقايسه، سرزنش و... خود كار كنيم تا بتوانيم لذت زندگي را بچشيم و به حس رضايتمندي كه يك حس دروني است، برسيم. ممكن است هنوز در كينه و حسادت، ايراداتي داشته باشيم ولي اميد داريم كه مي‌توانيم با آموزش گرفتن كم‌كم آنها را درست كنيم، شايد نتوانيم با مصرف‌كننده ارتباط درستي برقرار كنيم ولي با پذيرفتن او به عنوان بيمار، در كنار او قرار بگيريم و به جاي مچ‌گيري، دست‌گيري كنيم. اينها همه به اين برمي‌گردد كه ديد و نگرش و جهان‌بيني ما تغيير كند.

اگر رضايتمند باشيم، سرشار از حس مثبت و پرانرژي مي‌شويم و با اين انرژي بهتر مي‌توانيم كارهاي خود را انجام دهيم و از پس مشكلات برآييم. پس سعي كنيم براي به دست آوردن حس رضايتمندي، نگاه مثبت به همه چيز داشته باشيم. از مشكلات پيام بگيريم و مثل شكلات ببينيم اگر مي‌توانيم حل مي‌كنيم و اگر نمي‌توانيم آن را كنار مي‌گذاريم براي زمان ديگر و امروز را به خاطر آن مشكل خراب نمي‌كنيم.

 

براي رسيدن به رضايتمندي؛

- نگاهمان رو به داشته‌هايمان باشد هرچند جزئي؛ حتي اگر همسر مصرف‌كننده داريم مي‌توانيم در كنار او هم زندگي خوبي داشته باشيم، ‌به شرط اينكه آموزش بگيريم و او را به عنوان ولي و سرپرست خود بپذيريم. اگر همسر ما بيكار است، مي‌توانيم با تدبير و درايت اين مشكل را حل كنيم در صورتي كه مثبت بنگريم، ولي با ديد منفي قطعاً به جايي نمي‌رسيم.

- اين خود ما هستيم كه رضايت يا نارضايتي را ايجاد مي‌كنيم. اگر راضي باشيم و با حس خوب به امروز بنگريم كه خداوند فرصت دوباره به من داده،‌ خيلي راحت مي‌توانيم از پس مشكلات برآييم.

- مفهوم بيماري اعتياد و تفكر زائد و تفكر افيوني را درك كرده باشيم و بپذيريم كه مصرف‌كننده بيمار است و درصدد اصلاح تفكرات زائد خود برآييم؛ خوشبختانه بستر آموزش مهياست و مي‌توانيم با آموزش گرفتن و رعايت قوانين و حرمت‌ها، در اين جهت گام برداريم.

رضايتمندي در سفر= يادگرفتن اصول و قوانين سفر و زندگي؛ اگر به اين تابلوها توجه كنيم مي‌توانيم در كل سفر رضايتمندي داشته باشيم.

انشاءله با توجه به اين نكات، از امروز اگر مي‌خواهيم به حس رضايت برسيم،‌گله و شكايت را كنار بگذاريم. نكته مهم اين است كه شاكي نباشيم، هرجا شكايت باشد، رضايت نيست.

 

 

مسئول نظم این کارگاه آموزشی:

مسافر محمد پورحسین

 

rezayat4

 

دیدگاه‌ها  

0 #1 تشکرهمسفر زیلایی 1398-02-03 00:18
تشکر ویژه از استاد که معلم گونه مثل همیشه مطالب را ریشه ای بازگو کردند
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید