All for Joomla All for Webmasters
031-33331578 |
031-33312497 |
آرشیو مطالب گزارش كارگاه‌های آموزشی همسفران

 

 شايد براي يك همسفر واقعيت اين است كه بيمار مصرف‌كننده‌اش درماني نيست، بايد اين را بپذيرد. بايد وضعيت اقتصادي و فرهنگي و امورات زندگي را هرآنگونه كه هست، بپذيريم. وقتي پذيرش داشته باشيم، از هر چيزي برداشت صحيح پيدا مي‌كنيم و با برداشت صحيح مي‌توانيم در جهت حل مسائل قدم برداريم. برداشت آن قدر مهم است كه واژه اول تعريف جهانبيني است. تعريف جهانبيني، برداشت، دريافت، ‌ادراك و احساس ما از جهان درون و بيرون است. وقتي كسي سوالات پي در پي مي‌پرسد يعني هنوز برداشت صحيح از جواب سوال اول نداشته است و هرچه هم جواب به چنين شخصي داده شود، باز هم به او كمكي نمي‌كند، زيرا برداشت صحيحي ندارد. اگر تمام اساتيد جلسه هم جمع شوند و پاسخ كتبي به چنين شخصي بدهند براي او مفيد نخواهد بود. ولي كسي كه به برداشتي از يك سوال برسد، ديگر سوالات بعدي را نمي‌پرسد و به دنبال تجزيه و تحليل است. و اين برداشت بر اساس نگاه و جهانبيني است كه مي‌تواند گره از كار ما باز كند. پس روي برداشت‌هاي خود كار كنيم. اين قدر به خودمان حق ندهيم. 

 

موضوع كارگاه آموزشي: پرسش و پاسخ

استاد: همسفر قاسمي

تاريخ: سه‌شنبه 97/10/18

 

سوال چيست و نحوه سوال كردن چگونه بايد باشد تا به جواب صحيح برسيم؟

همسفر عليزاده: بايد ابتدا مطالب دستور جلسات را خوب گوش كنيم و سپس حتماً مطالعه كرده و بعد حتماً تجزيه و تحليل كرده باشيم و براي ما سوالي پيش آمده باشد و بپرسيم تا براي ما مفيد باشد وگرنه اگر به اين دليل كه فقط سوالي پرسيده باشيم، نتيجه‌اي نمي‌گيريم.

استاد: در همه مكان‌هاي آموزشي خصوصاً جلسات ما، دليل اينكه به پاسخ صحيح نمي‌رسيم اين است كه نوع سوالمان اشتباه است، بايد سوال صحيح باشد تا به جواب صحيح برسيم. پس بايد مطالعه كنيم و منتظر جواب دلخواه نباشيم. هدف اين باشد كه به حقيقت موضوع برسيم، نه آنچه دلمان مي‌خواهد.

 

همسفراني كه در جواب سوالات مشاركت نمودند؟

همسفران: عليزاده- احمدي- زيلايي- عدناني- طالبيان- باقري- موسوي- رضازاده- ملكي- نوروزي- مهمانپذير- اميدوار- كفعمي- شهبازي-

 

- من فهميدم نبايد بيش از حد توان و ظرفيت، مسئوليتي را قبول كرد. اما اگر در يكي از بحران‌هاي زندگي مجبور بوديم مسئوليتي را قبول كنيم، چه كنيم؟

همسفر عليزاده: اگر جايي احساس نياز مبرم به پذيرش كاري است، و موقعيتي پيش آمده كه احساس مي‌كنيم ديگر اين موقعيت برايمان پيش نمي‌آيد، آن را مي‌پذيريم ولي همزمان كه مسئوليت را انجام مي‌دهيم، بايد روزبه‌روز بر دانايي و توانايي خود اضافه كنيم. در يك كفه ترازو، ‌توانايي و در كفه ديگر مسئوليت است و اگر برابر نباشد، متعادل نيست و وقتي كفه مسئوليتي به هر دليلي بالاتر است، بايد ابتدا توانايي و سپس قدرت تشخيص و فاكتورهاي ديگر بالا بردن ظرفيت را تقويت ‌كنيم تا به مرور زمان مسئوليت و ظرفيت به تعادل برسد.

 

استاد: ما بر اساس جايگاه‌هايمان، مسئوليتها و ظرفيتهايي به عهده داريم، هيچگاه مسئوليت دو نفر با هم يكسان نيست، ‌زيرا شرايط با هم متفاوت است. مثلاً خانمي كه به هر دليلي همسرش را از دست داده است، اگر بخواهد بگويد من فقط بايد وظيفه زن بودنم را انجام دهم و مسئوليت ديگري به عهده نگيرد، مطمئناً نمي‌تواند در زندگي خود موفق باشد. اگر بخواهد خود را با كسي كه سرپرست دارد، مقايسه كند، مسلماً خموده خواهد شد و از بين خواهد رفت. زندگي را بر اساس شرايطي كه داريم بايد تنظيم كرد و كفه ترازويي كه به هر دليلي نامتعادل است را بايد برابر كنيم، با دانايي، آگاهي، با استراحت به موقع، آموزشهاي ويژه كه مي‌گيريم و همه اينها دست خود ماست و يك فرمول خاص براي همه ندارد. اگر پيرو يك فرمول باشيم، زندگي برايمان سخت مي‌شود، زيرا هر كس با ديگري شرايطش متفاوت است.

 

- در مورد فرق مشاركت و برداشت صحبت كنيد زيرا گاهي باعث مي‌شود براي مشاركت نتوانم دست بگيرم؟

برداشت يعني در لحظه باشيم و چكيده صحبت‌هاي استاد را با طرز تفكر و نگاه خود تطبيق دهيم و به يك فهم مشترك با استاد برسيم. نمي‌شود استاد در مورد مسئوليت‌پذيري صحبت كند و ما مطلب ديگري بيان كنيم. مشاركت يعني اگر تجربه‌اي در رابطه با موضوع كارگاه داريم، با همسو بودن با صحبت‌هاي استاد در آن موضوع شريك شويم. دليل برداشت يا مشاركت گرفتن، همسو شدن با جلسات است. نه آنچه دلمان مي‌خواهد. نبايد در گذشته‌هاي دور سير كنيم. نبايد بعد از چندين سال كه از سفرمان مي‌گذرد، هنوز روز اول سفر را در مشاركت‌ها بگوييم. بايد از وقايع نزديك كه برايمان اتفاق افتاده، مشاركت كنيم، نه اينكه همچنان در خم يك كوچه مانده باشيم. اگر مشاركت يا برداشت مي‌كنيم بايد همسو باشد، در لحظه باشد و دنبال مسائل خيلي دور نباشيم، ببينيم الان چه چيزي را ياد گرفتيم.

 

- در مورد جاذبه و دافعه بيشتر توضيح دهيد؟

استاد: اگر جذب ارزشها شويم، خودبه‌خود از ضدارزشي‌ها دفع مي‌شويم. اين دو با هم رابطه معكوس دارند. و اگر جذب ضدارزشي‌ها شويم، از ارزش‌ها دفع مي‌شويم. الان كه جذب جلسات و آموزشها شده‌ايم، آيا ديگر محافل غيبت و يا خودنمايي و... برايمان جذابيت دارد؟ الان كه جذب آموزش شديم و متوجه شديم كه در هر سني آموزش‌پذير هستيم، آيا وقت خود را به بطالت مي‌گذرانيم؟ به قول استاد راهنما وقتي يك بند شيطاني قطع شود، خودبه‌خود به يك بند الهي وصل مي‌شويم. شعري در جهانبيني است: در جهان هر چيز، چيزي جذب كرد، سرد، سردي و گرم و گرمي را. اگر جذب افراد مأيوس شويم، ما هم ناراحت و غمگين مي‌شويم و اگر با افراد بانشاط باشيم، ما هم شاد مي‌شويم و اين بستگي به نوع نگاه و جهانبيني هر كس دارد كه جذب چه مواردي شود.

 

- خير و شر مقابل هم هستند ولي نيروهاي بازدارنده تنها هستند يعني چه؟

همسفر عليزاده: ما يك مثلث نفس واحد داريم كه يك رأس آن انسان و دو رأس ديگر خير و شر هستند. شر نيروهايي هستند كه با نيروهاي خير در مقابل هم هستند و تمام تلاش شر اين است كه نيروهاي خير را از كار بيندازد. نيروهاي شر، نفس اماره است و به ما امر مي‌كند و در مقابل روح است. اما نيروهاي بازدارنده، مانع ما براي انجام كارهاي خير و شر هستند و هميشه بازدارنده است.

استاد: نيروهاي خير و شر يعني عمل خير يا عمل شري را انجام مي‌دهيم ولي نيروي بازدارنده متوقف مي‌كند چه در امور مثبت و چه در امور منفي. از اين سوال هر كس بسته به نوع نگاه و دانايي و ميزان مطالعه‌اش مي‌تواند برداشتي از نظر ظاهر داشته باشد، ولي در باطن همه به يك موضوع واحد مي‌رسيم.

 

porsesh8

 

- مراتب دانايي را توضيح دهيد.

استاد: مردم جامعه در مورد اعتياد يك سري صحبت‌ها شنيده‌اند ولي آيا آنچه در مورد بيماري اعتياد اطلاعات كسب كرده‌اند، با آنچه كه خانواده مصرف‌كننده يا خود مصرف كننده مي‌داند، در يك سطح هستند؟! افراد جامعه دور از آتش هستند و در مرحله علم‌اليقين هستند. دانايي داراي مراتب است. يك مادر كه فرزند مصرف‌كننده دارد،‌ خماري و نئشگي و رفتارهاي نامتعادل و حقارت‌هاي فرزندش را با چشم ديده و لمس كرده، مثل كسي كه تا حدودي در آتش قرار گرفته و سوزانندگي آتش را چشيده است. دانايي‌اش در مرحله عين‌اليقين است. خودِ مصرف‌كننده كه ما واقعاً از درون آن بي‌خبريم كه لحظه به لحظه در درون آن چه مي‌گذرد و گرفتار تهيه مواد، مصرف و... است و از خماري مي‌ترسد و آن را با تمام وجود لمس كرده و در وسط حقارت، ‌تحقير و سرزنش و تمام بدبختي‌هاي آن بوده است، در مرحله، حق‌اليقين است. اين در تمام مسائل هم وجود دارد. اگر به حقيقت هر موضوعي برسيم، به حق‌اليقين مي‌رسيم. عين‌اليقين يعني به چشم خود حقيقت را ببينيم. و به خاطر همين مادري كه با تمام وجود درد و رنج فرزندش را ديده و چشيده و دستي بر آتش دارد، وقتي اينجا خدمت مي‌كند، به دل مي‌نشيند و اثر مي‌گذارد.

 

- با چه ابزاري به مبارزه و مقابله با نيروهاي بازدارنده مي‌رويم؟

در شر، نيروهاي بازدارنده است و ما را از خير باز مي‌دارد. پس بايد نيروهاي شر را بشناسيم تا بتوانيم به مبارزه با آنها اقدام كنيم.

 

- خواسته را توضيح دهيد؟

خواسته‌ يعني از حد و حدود نياز خارج شويم، انسان با خارج شدن از اين حد و مرز در مسير شهوتراني در مورد مال، حب دنيا و چيزهاي ديگر قرار مي‌گيرد. خواسته چيزي است كه مدنظرمان است و بايد اتفاق بيفتد، يعني آنچه دلمان مي‌خواهد. تأمين نيازها در زندگي ضروري است ولي گاهي مي‌توان بر حسب شرايط و موقعيت، ‌آن نيازها را تعديل كرد و اگر بستر آن فراهم نيست، با روشهاي ديگر جايگزيني براي آن نياز فراهم كنيم. مثلاً بدن به پروتئين نياز دارد ولي زماني كه به دليل بالا بودن قيمت و نداشتن درآمد مكفي، قادر به تهيه گوشت نيستيم،‌ با حبوبات اين بخش از نياز خود را جبران مي‌كنيم. مسافرت يك نياز است ولي شايد به هر دليلي نتوانيم به مسافرت برويم و مي‌توانيم آن را با يك ديد و بازديد از اقوام و حتي با يك گردش چند ساعته وهوا خوري و رفتن به يك پارك نزديك منزل، مديريت كنيم. ولي خواسته‌ها افسارگسيخته هستند و از مديريت خارج مي‌شوند. انسانهاي كامجو به دنبال شهوتراني در زمينه‌هاي مختلف هستند و مديريت برايشان سخت است و دست به هر كاري مي‌زنند تا خواسته را برطرف كنند.

 

- چگونه به برداشت صحيح برسيم؟

يكي از راهها اين است كه حس مالكيت را از خود دور كنيم. شايد براي يك همسفر واقعيت اين است كه بيمار مصرف‌كننده‌اش درماني نيست، بايد اين را بپذيرد. بايد وضعيت اقتصادي و فرهنگي و امورات زندگي را هرآنگونه كه هست، بپذيريم. وقتي پذيرش داشته باشيم، از هر چيزي برداشت صحيح پيدا مي‌كنيم و با برداشت صحيح مي‌توانيم در جهت حل مسائل قدم برداريم. برداشت آن قدر مهم است كه واژه اول تعريف جهانبيني است. تعريف جهانبيني، برداشت، دريافت، ‌ادراك و احساس ما از جهان درون و بيرون است. وقتي كسي سوالات پي در پي مي‌پرسد يعني هنوز برداشت صحيح از جواب سوال اول نداشته است و هرچه هم جواب به چنين شخصي داده شود، باز هم به او كمكي نمي‌كند، زيرا برداشت صحيحي ندارد. اگر تمام اساتيد جلسه هم جمع شوند و پاسخ كتبي به چنين شخصي بدهند براي او مفيد نخواهد بود. ولي كسي كه به برداشتي از يك سوال برسد، ديگر سوالات بعدي را نمي‌پرسد و به دنبال تجزيه و تحليل است. و اين برداشت بر اساس نگاه و جهانبيني است كه مي‌تواند گره از كار ما باز كند. پس روي برداشت‌هاي خود كار كنيم. اين قدر به خودمان حق ندهيم. احتمال دهيم كه براي شخص مقابل مقدور نبوده كه رفتار مناسب را داشته باشد و در جلسه هم همين طور است. بايد بدانيم گير كار ما در برداشت صحيح است. همسفر واقعي كسي است كه در جهت تعالي اهداف جلسات تلاش مي‌نمايد و اگر مصرف‌كننده‌اش نيايد، تقصير را به گردن اين و آن نيندازد. بداند كه همه اينجا تلاش مي‌كنند كه يك نفر به درمان برسد. به اين برداشت صحيح مي‌گويند.

 

- در مورد بايدها و نبايدها با ذكر مثال توضيح دهيد.

همسفر نوروزي: نقش جايگاه‌ها در زندگي مهم است و بايدها و نبايدها تمام قوانين و حرمت‌هايي است كه بايد در آن جايگاه‌ها رعايت كرد. در جلسات گاهي بايدها و نبايدها نوشته نشده است ولي ما همسفران با رعايت آنها، ‌سلامت به مقصد مي‌رسيم. بايدها و نبايدها مسئوليت ما هستند كه بايد رعايت كنيم تا به سلامت به مقصد برسيم.

 

استاد: طبق صحبت‌هاي آقاي مفتون راجع به قوانين اعتياد، بايد گفت قوانين حاكم بر ما برگرفته از تفكر زائد ماست. همچنين قوانين حاكم بر مصرف‌كننده نيز از قوانين اعتياد است. براي انجام هر كاري، اين قوانين به ما حكم مي‌كند. اگر بخواهيم از آن قوانين عبور كنيم، بايد پيرو قوانين قويتر باشيم تا آنها را خنثي كنيم. جلسات به ما مي‌گويد قوانين حاكم بر ضدارزشي‌ها، مقطعي و موقتي ما را به مقصد مي‌رساند ولي درنهايت ما را نابود خواهد كرد. قوانين قويتر از قوانين اعتياد و تفكر زائد افيوني همان قوانيني است كه در جلسات بيان مي‌شود، قوانين وضع شده، بايدها و نبايدها، حرمتها، مثل سرزنش نكردن، قضاوت نكردن، و... آنقدر قوي است كه قوانين قبلي ما را خنثي مي‌كند.

 

- فرق بين مصرف‌كننده و سوءمصرف كننده را شرح دهيد.

مصرف‌كننده به اندازه نيازش مصرف مي‌كند، به آن اندازه كه بتواند به كار و زندگي‌اش ادامه دهد، زيرا واقعاً بدن يك مصرف‌كننده به مواد نيازمند است. درست مثل كسي كه اگر غذا نخورد، نمي‌تواند كاري انجام دهد. ولي سوءمصرف كننده آن قدر مصرف مي‌كند تا به لذت اول برسد ولي دست آخر هم نمي‌رسد. كامجويي رأس كارش است. مصرفش نه زمان دارد و نه مقدار و خيلي از اين دوستان با منظم كردن مصرف انشاءاله به درمان مي‌رسند.

 

 

مسئول نظم این کارگاه آموزشی:

مسافر میثم2

porsesh6

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید