All for Joomla All for Webmasters
031-33331578 |
031-33312497 |
آرشیو مطالب گزارش كارگاه‌های آموزشی همسفران

 

وقتي در حالت مچ‌گيري هستيم، همه را منفي مي‌بينيم، شروع به بهانه‌گيري و نق زدن مي‌كنيم و اين ها همه به خاطر اين است كه در مثلث جهالت قرار گرفته‌ايم. جهالت، يعني دانسته‌هاي غلط ذهني، وقتي از اعتياد و مصرف‌كننده شناخت دقيق و درست نداريم، مصرف‌كننده هم از نقاط ضعف ما سوءاستفاده مي‌كند. اولين ضلع مثلث جهالت، ترس است. مصرف‌كننده با داد و فرياد سعي در تهيه مواد دارد و خانواده هم روبه‌روي او ايستاده، اين شروع مچ‌گيري است. بايد خيلي حواسمان جمع باشد. ضلع ديگر اين مثلث، منيت است. وقتي مي خواهيم سر از كار او دربياوريم، در واقع مي‌خواهيم به او ثابت كنيم كه او اشتباه مي‌كند، دنبال برنده شدن خود و بازنده شدن او هستيم. اينجاست كه آرام آرام خانواده به نااميدي مي‌رسد.

 

موضوع كارگاه آموزشي: مچ‌گيري يا دستگيري

استاد: همسفر تقيان

تاريخ: سه‌شنبه 97/11/2

 

مچ‌گيري چيست؟ روبه‌روي فرد ايستادن، چك كردن، پليس بازي كه خيلي وقتها آن را با كنجكاوي توجيه مي‌كنيم. در واقع نظارت و كنترل از راه نادرست آن. مچ‌گيري يك ضدارزشي است و بار منفي دارد و حس منفي به وجود مي‌آورد و حس منفي رفتار اشتباه را رقم مي‌زند. نتيجه كار رو به عقب رفتن است، بدون اينكه متوجه باشيم.

مچ‌گيري فقط مخصوص خانواده‌هاي مصرف‌كننده نيست. زيرا ديگر افراد جامعه نيز به خاطر داشتن تفكر زائد عمومي كه از طريق تربيت، روابط بين يكديگر، آداب و رسوم و... كسب كرده‌اند، مچ‌گيري مي‌كنند. غلظت تفكر زائد بين افراد متفاوت است. اما اين غلظت در بين خانواده‌هاي مصرف‌كننده خيلي بيشتر است. زيرا بر اثر زندگي در كنار يك مصرف‌كننده‌اي كه تمام اعمال و رفتارش از فيلتر مواد مي‌گذرد، دچار تفكر زائد افيوني شده‌اند.

كنترل‌هاي بيجا و پليس‌بازيها اولين آسيب را به خود شخص مي‌زند. اين رفتارها حس منفي دارد و استرس، اضطراب، نگراني، صبر و حوصله نداشتن، بهانه گيري، نق زدن و... را به دنبال دارد. اگر اين شخص همسر مصرف‌كننده باشد، روابط خانوادگي آرام آرام رو به سردي مي رود و روي تك‌تك اعضاي خانواده به خصوص فرزندان تأثير مخرب مي‌گذارد. اينجاست كه فاصله بين فرزند و پدر و مادر و شكاف بين اين دو زياد مي‌شود، و آسيبهاي بعدي را رقم مي‌زند، بدون اينكه شخص بداند.

وقتي در حالت مچ‌گيري هستيم، همه را منفي مي‌بينيم، شروع به بهانه‌گيري و نق زدن مي‌كنيم و اين ها همه به خاطر اين است كه در مثلث جهالت قرار گرفته‌ايم. جهالت، يعني دانسته‌هاي غلط ذهني، وقتي از اعتياد و مصرف‌كننده شناخت دقيق و درست نداريم، مصرف‌كننده هم از نقاط ضعف ما سوءاستفاده مي‌كند. اولين ضلع مثلث جهالت، ترس است. مصرف‌كننده با داد و فرياد سعي در تهيه مواد دارد و خانواده هم روبه‌روي او ايستاده، اين شروع مچ‌گيري است. بايد خيلي حواسمان جمع باشد. ضلع ديگر اين مثلث، منيت است. وقتي مي خواهيم سر از كار او دربياوريم، در واقع مي‌خواهيم به او ثابت كنيم كه او اشتباه مي‌كند، دنبال برنده شدن خود و بازنده شدن او هستيم. اينجاست كه آرام آرام خانواده به نااميدي مي‌رسد.

مچ‌گيري ريشه‌هاي زيادي دارد. وقتي بي‌اعتمادي بين ما و مصرف‌كننده به وجود آمد، به دنبال آن بي‌مسئوليتي مي‌آيد و اينجاست كه شروع به مچ‌گيري مي‌كنيم.

ما در جايگاه مادري و همسري، داراي يك سري بندهاي احساسي و ترحم و دلسوزي هستيم كه اگر نتوانيم آنها را كنترل كنيم و در جاي خود استفاده كنيم، ابزاري براي دور خوردن ما توسط مصرف‌كننده مي‌شود. و اگر دور خورديم، مطمئن باشيد كه شروع به مچ‌گيري مي‌كنيم. زيرا در مثلث جهالت هستيم و اعتماد از بين رفته، ديگر در خانواده نه امنيتي هست، نه حرمتي و نه شفافيتي.

آيا تابحال فكر كرده‌ايد چرا مصرف‌كننده يا گاهي فرزندان در خانه صحبت نمي‌كنند و با ما حرف نمي‌زنند؟ وقتي شفافيت و امنيت و حرمت در خانه نيست، هيچ كس براي او احترام قائل نيست، كسي به حرفش گوش نمي دهد، فاصله ايجاد مي‌شود و به خاطر مچ‌گيري‌هاي ما پنهانكاري‌ها شروع مي شود.

طبق دستور جلسه ظرفيت و مسئوليت، ظرفيت همان ميزان دانايي است. آيا ما ظرفيت داشتن يك مصرف‌كننده را داريم؟ وقتي نسبت به مصرف‌كننده شناخت پيدا كنيم و تمام اعمال و رفتار او را تشخيص دهيم، ديگر مچ‌گيري نمي‌كنيم. اما اگر ندانيم و نشناسيم شروع به مچ‌گيري مي‌كنيم و فرد را به سمت بي‌مسئوليتي سوق مي‌دهيم. به جاي اينكه حواسمان را به جسم و روح و اعمال و رفتار خود در زندگي معطوف كنيم و ببينيم خودمان چه كاره هستيم، زيرا ما در ابتدا مسئول خود و بعد فرزندان و بعد كليه اعضاي خانواده هستيم، به دنبال مچ‌گيري و به رخ كشيدن و ثابت كردن اشتباهات او هستيم تا برنده شويم و ثابت كنيم ما مي‌دانيم كه تو چه كار مي‌كني.

با آن جهالتي كه داشتيم، مچ‌گيري‌هايي كه انجام مي‌داديم را به ديگر خانواده‌هاي مصرف‌كننده‌دار نيز انتقال داديم و به آنها ياد داديم كه آنها نيز از اين راه وارد شوند و آسيبش هم ما و هم اطرافيان را گرفت.

هميشه مي‌گفتيم مي‌خواهيم و مي‌توانيم ولي «دانستن» كه بين اين دو واژه قرار مي‌گرفت را نداشتيم. در هر مقوله‌اي كه دانايي و شناخت نداشته باشيم يا آگاهي و دانايي ما از آن قضيه كم باشد، بدانيم مچ‌گير هستيم نه دست‌گير.

نمي‌شود هم مچ‌گير باشيم و هم دست‌گير. يا مچ گير هستيم يا دست‌گير. هر چه ميزان دانايي بالا برود،‌ مچ‌گيري پايين مي‌آيد.

 

دستگيري چيست؟

كنار هم بودن با علم و آگاهي، يار بودن نه بار بودن. كمك كردن به كسي. دستگيري يك عمل ارزشي است، داراي بار مثبت است و يك رفتار صحيح و سالم است. در جلسه شناخت به ما آموزش داده شد كه ما يك بيمار داريم كه داراي تفكر افيوني است، پس يك بيمار به پرستار نياز دارد، اولين ويژگي‌ پرستار اين است كه علم پرستاري داشته باشد، به ما واژه همسفر هديه داده شد، ما به عنوان همسفر بايد يار باشيم. ما در قبال همسفري مسئوليت داريم، وقتي همسفر شديم بايد آرام آرام با در نظر گرفتن پارامتر زمان با گرفتن آموزشها، از كينه و نفرت و انتقام و مچ‌گيري دوري كنيم. خيلي از مشكلاتي كه در زندگي داريم به خاطر اين است كه مي‌خواهيم به طرف مقابل بفهمانيم كه در حال اشتباه است. اگر ميزان دانايي را بالا ببريم و برداشت صحيح از هر دستور جلسه‌اي داشته باشيم، يك دست‌گير مي‌شويم. همسفر به ما همسر خوب بودن، ‌مادر خوب بودن را نيز هديه مي‌دهد، يعني جايگاه خود را در هر جايي كه هستيم، بشناسيم، بدانيم كجا چه حرفي را بزنيم. يك همسفر بايد واقع‌بين باشد، از روياپردازي دوري كند. در فكر خود به دنبال برنده و بازنده نباشد. تا وقتي ميزان دانايي به مرتبه حق‌اليقين نرسد، نمي‌توانيم واقع‌بين باشيم و بفهميم قوانين اعتياد بر يك مصرف‌كننده حاكم است، همسفر كسي است كه دنبال ناجي نگردد، مدام چرا چرا نكند، بلكه آن را به چگونه تبديل كند. و اين از نتيجه كار مشخص مي شود كه دست‌گير بوده‌ايم يا مچ‌گير.

يكي ديگر از پارامترهايي كه به ما كمك مي‌كند، داشتن قدرت تشخيص است كه در لحظه بدانيم چه عكس‌العملي در قبال داد و فرياد،‌ پول خواستن و هر كاري كه مصرف‌كننده مي‌كند، انجام دهيم، اين نوعي دست‌گيري است. اگر ميزان دانايي بالا برود، قدرت تشخيص هم بالا مي‌رود. پس دست‌گيري خيلي هم سخت نيست.

moch3

دوستان در اين زمينه مشاركت نماييد.

همسفران: ابراهيمي- مهمانپذير- ولي زاده- حسيني- عدناني- اميدوار- آردل- اكبري- مرادي-

 

استاد: پارچه‌نوشته‌اي كه در مقابل خود مي‌بينيم، به ما خيلي كمك مي‌كند تا از مچ‌گيري دور شويم. صبر، مهر، تفكر، گذشت، عدالت و شجاعت؛ اينكه مهربان باشيم و مهر داشته باشيم، مهربان بودن با علم و آگاهي همراه باشد، وقتي قوانين اعتياد و قوانين درمان را بدانيم و به درك آن برسيم، با پيدا كردن مواد در جيب مصرف‌كننده به هم نمي‌ريزيم و از تعادل خارج نمي‌شويم.

 

همسفر حسيني: يكي از كارهايي كه در زمان سوءمصرف فرزندم كردم اين بود كه از پزشكي خواستم كه به من كمك كند تا من بفهمم پسرم مواد مصرف مي‌كند يا نه و او هم كپسولي داد كه در آب بريزم و به او بدهم و من هم اين كار را كردم و باعث شد كه نيمه شب او را به بيمارستان ببريم. اما بعد از اينكه با جلسات آشنا شدم و آموزش گرفتم فهميدم كه مچ‌گيري‌ها اشتباه بوده و خوشحالم كه توانستم ديگر آن اشتباهات را تكرار نكنم و الان به جايي رسيدم كه فرزندم دست‌گير من شده است.

 

استاد: در مچ‌گيري، شايد ما از اينكه توانسته‌ايم اشتباه طرف مقابل را پيدا كنيم و به او ثابت كنيم خوشحال باشيم، ولي آسيبي كه به او وارد مي‌كنيم بسيار زياد است و حتي تخريب مصرف‌كننده هم بيشتر مي‌شود. از يك مواد به مواد ديگر روي مي‌‌آورد و مسائل بعدي كه اوضاع بدتر و بدتر مي‌شود.

مواقعي كه بدون در نظر گرفتن شرايط، فقط مي‌خواهيم خواسته ما انجام شود، مچ‌گير هستيم. اما بايد شرايط را در نظر گرفت كه چه حرفي زده شود، چه كاري انجام شود و... . همچنين بايدياد بگيريم دوربين را روي خودمان بيندازيم، آنگاه آرام آرام مي‌فهميم چگونه آموزش بگيريم و چه موقع چه كاري را انجام دهيم.

 

همسفر اميدوار: قبل از آشنايي و شناخت با اعتياد، هميشه فاصله من و همسرم بيشتر و بيشتر مي‌شد و صحبتي براي همديگر نداشتيم ولي حضور در جلسات و گرفتن آموزشها، اثرات خيلي خوبي داشته، باعث شده كه همسرم با من حرف بزند، براي بيماريهايش به دكتر مراجعه كند و همچنين به مسافرت برويم.

 

استاد: در مچ‌گيري، امنيت، شفافيت و حرمت از بين مي‌رود، با دست‌گيري امنيت بازمي‌گردد، خانه محل امني براي اعضا مي‌شود، روابط گرم مي‌شود و چيزي از يكديگر پنهان نمي‌شود و آرام آرام حرمت بازمي‌گردد. هميشه يادمان باشد خواسته‌ها را بسنجيم و متوجه باشيم در چه شرايطي چه حرفي بزنيم و چه عملي انجام دهيم.

اگر اشتباهي كرده ايم بدانيم مربوط به گذشته است و ما مي‌توانيم آن را جبران كنيم. اما نبايد شور بگيريم و بخواهيم يكدفعه دست‌گير باشيم. رفتارهاي اشتباه ما تأثيرات منفي زيادي دارد. به دنبال برنده و بازنده بودن نباشيم، نخواهيم بگوييم ما درست مي‌گوييم، اجازه دهيم بقيه هم فكر كنند و به اشتباهاتشان پي ببرند. بدانيم به چه چيزي فكر كنيم و به چه چيزي فكر نكنيم.

نكته حائز اهميت ديگر اين است كه ما فقط با كلام مچ‌گيري نمي‌كنيم، بلكه با نگاه، با رفتار، با حركات چشم و ابرو، با پوزخند، با اشاره و همه اينها نيز مچ‌گيري مي‌كنيم.

قبلاً به واسطه مچ‌گيري‌ها حرمت،‌ امنيت و شفافيت از خانه رخت بربسته بود و الان مي‌توانيم با كنار گذاشتن ضدارزشي‌ها مثل كينه، ‌نفرت، ‌حسادت، و.... دست‌گيري كنيم بدانيم دست‌گيري يعني دور شدن از ضدارزشي‌ها. بدانيم در برابر هر عملي، ‌چه عكس‌العملي نشان دهيم.

 

همسفر مرادي: دوران سوء مصرف پسرم، سعي مي‌كردم مواد را پيدا كنم كه پدرش نبيند و بين آنها تنش به وجود نيايد و اين باعث پنهانكاري من مي‌شد و فرزندم از اين سوءاستفاده مي‌كرد و حتي چند روز به خانه نمي‌آمد، اما در طول سفر، فرزندم گريزي زد و من آنجا مچ‌گيري نكردم و فقط از او خواستم با راهنمايش صحبت كند و او اين كار را كرد و خداراشكر نتيجه مثبت گرفت و خوشحالم كه ديگر اشتباهات قبل را تكرار نكردم.

 

استاد: هر وقت توانستيم دور نخوريم، بدانيم دست‌گير هستيم. صداقت با راهنما، كمك كننده ما براي دست‌گيري است.

به عنوان كلام آخر بايد گفت دست‌گيري يك مصرف‌كننده با سوءمصرف كننده متفاوت است، البته آموزش جداگانه نياز ندارد، بلكه از همين آموزشها اگر درك درست داشته باشيم، آنها را مي‌آموزيم. همچنين اگر جهانبيني يعني مواد اوليه تفكر تغيير كند، به جاي مچ‌گيري، دست مي‌گيريم و اگر برداشت صحيح از جلسه داشته باشيم و به درك و دريافت درست برسيم،‌ مطمئناً دست‌گيري را ياد خواهيم گرفت. به خاطر داشته باشيم كه ما يا مچ‌گير هستيم يا دست‌گير و در يك زمان نمي‌شود هم مچ‌گير بود و هم دست‌گير.

 

 

 مسئول نظم اين كارگاه آموزشي:

مسافر مظاهر

moch1

 

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید