تكلم، يعني قدرت حرف زدن، كه خداوند اين امتياز را فقط به انسان داده است. همانطور كه در جلسات قبل توضيح داده شد، زماني قدرشناس مي‌شويم كه بتوانيم از هر نعمتي كه خداوند در اختيار ما قرار داده، به نحو احسن و در جاي خود استفاده كنيم‌، زبان هم يك نعمت خدادادي است كه اگر بدانيم كجا و چگونه از آن استفاده كنيم، يعني كجا صحبت كنيم، چه نوع صحبتي كنيم و كجا سكوت كنيم، تا حدي مي‌توانيم قدردان اين نعمت خداوند باشيم.

 

موضوع كارگاه آموزشي: جايگاه سكوت و سخن

استاد: همسفر عليزاده

تاريخ: سه‌شنبه 30/11/97

 

جايگاه چيست و ما به عنوان زن چه جايگاه‌هايي داريم؟

استقرار در يك مكان يا محل قرار گرفتن در جايي را جايگاه گويند. به عبارت ديگر، هر محلي كه چيزي در آن ثابت باشد، جايگاه است. مثلاً به عنوان يك مادر يك جاه و مقامي داريم كه به آن جايگاه گفته مي‌شود. ارتباط جايگاه با سكوت و سخن اين است كه هر جا بخواهيم سخن بگوييم يا سكوت كنيم بايد در نظر بگيريم زمان و مكان مناسب است يا نه. يعني هم فاكتور زمان و هم فاكتور مكان را بايد مورد توجه قرار داد.

سخن به معناي كلام، گفتار و بيان است. سكوت هم به معني خاموشي است.

ما انسانها موجودات اجتماعي هستيم و نياز به روابط اجتماعي با يكديگر داريم و براي اين تعامل، به ابزار زبان يا تكلم نيازمنديم. اگر تكلم نباشد، ارتباطي برقرار نمي‌شود. انسان نسبت به موجوداتي كه خداوند خلق كرده، داراي امتيازاتي دارد: تعقل، تكلم، تدبر و اختيار چهار ويژگي ممتاز انسان نسبت به ساير موجودات است. حيوانات نيز داراي عقل هستند ولي تعقل، نحوه به كارگيري عقل است. يعني چگونه فكر كنيم تا عقل خود را به كار اندازيم، وقتي عقل را به كار انداختيم، به قدرت تشخيص مي‌رسيم. يعني تشخيص مي‌دهيم كجا حرف بزنيم كجا نزنيم، كجا دلسوزي كنيم، كجا نكنيم و... تدبر يعني فكر كردن به آخر و عاقبت هر موضوعي، يعني چاره‌انديشي كنيم كه چه حرفي را كي و كجا بزنيم. براي تدبر بايد ديدِ شش وجهي يا مكعبي داشته باشيم. تكلم، يعني قدرت حرف زدن، كه خداوند اين امتياز را فقط به انسان داده است. همانطور كه در جلسات قبل توضيح داده شد، زماني قدرشناس مي‌شويم كه بتوانيم از هر نعمتي كه خداوند در اختيار ما قرار داده، به نحو احسن و در جاي خود استفاده كنيم‌، زبان هم يك نعمت خدادادي است كه اگر بدانيم كجا و چگونه از آن استفاده كنيم، يعني كجا صحبت كنيم، چه نوع صحبتي كنيم، كجا سكوت كنيم، تا حدي مي‌توانيم قدردان اين نعمت خداوند باشيم.

چگونه و كي سخن بگوييم و چه زماني سكوت كنيم؟

سخن با صحبت متفاوت است. منظور از سخن، حرف آگاهانه و از روي فكر و تعقل است. طبق دستور جلسه پنجشنبه با موضوع غفلت يا هوشياري، بايد گفت اگر انسان هوشياري باشيم مي‌توانيم بسنجيم كه كجا صحبت كنيم و كجا سكوت؛ ولي اگر غافل باشيم، هر جايي به هر صورتي با هر شخصي كه روبه‌روي ما باشد، حرف مي‌زنيم. پس انسان هوشيار هميشه سخنانش آگاهانه و همچنين سكوتش نيز آگاهانه است.

زبان عضوي است كه هم مي‌تواند عامل تخريب و هم عامل كارگشا باشد. اشتباهي كه اكثر ما همسفران مرتكب آن شده‌ايم اين است كه موقع بيرون رفتن همسر از خانه به جاي بدرقه همسر با يك خداحافظي دلنشين و نگاهي گرم مدام غر مي‌زنيم و نيازهاي خانه را به او متذكر مي‌شويم. يك زن هوشيار با انرژي مثبت همسر و فرزندانش را بدرقه مي‌كند، صبح اول وقت، از آنها طلبكار نيست. يا همچنين موقع برگشتن همسر به خانه، از دردسرهاي روزانه و رفتارهاي فرزندان، شكايت نمي‌كند، زيرا مي‌داند كه همسرش خسته از يك روز كاري به خانه برگشته است و اصلاً آن موقع جاي اين صحبتها نيست. تشخيص مي‌دهد كه با چه چيزي و چه حرفي خستگي او را رفع كند، با يك نوشيدني گرم يا نوشيدني سرد، يا درآوردن كت، يا يك استقبال گرم، فضاي امني را در خانه ايجاد مي‌كند.

يكي از مشخصه‌هاي همسفر، تعادل است. تعادل اين است كه هر صحبتي و سكوتي را در جاي خودش استفاده كنيم. پس يك همسفر تشخيص مي‌دهد كجا و چه زماني با مصرف‌كننده‌اش صحبت كند. نه سكوت مطلق و نه صحبت مطلق، بايد حد اعتدال را رعايت كرد.

سكوت خلاق يا منطقي چيست؟

سكوت خلاق يا منطقي، سزاوار كسي است كه بتواند حرف بزند و جواب طرف مقابل را بدهد و از خودش دفاع كند ولي بنا به تشخيص و مصلحت و در نظر گرفتن جايگاه زمان و مكان، حرفي نزند. ممكن است جايي مورد بي‌احترامي كسي واقع شويم، ولي به دليل در نظر گرفتن شرايط زمان و مكان بايد سكوت كنيم. شايد طرف مقابل هم فكر كند از ناتواني ماست كه نمي‌توانيم جواب دهيم ولي مهم اين است كه ما عمل سالم را انجام دهيم بدون در نظر گرفتن قضاوت ديگران.

هر جايي حس ما آلوده بود مطمئن باشيد، هر سخني به زبان رانده شود، سخن آگاهانه نيست. اگر از روي كينه، نفرت، حسادت و... با كسي صحبت كنيم، سخن خوب و مطلوب نيست.

جلسات از بدو ورود، عملاً به ما سكوت و سخن را مي‌آموزد. در ابتداي جلسات، ده ثانيه سكوت و به خداوند پناه بردن به خاطر تمركز گرفتن است تا ذهن را از هياهوهاي بيروني خالي كنيم و با ذهن باز در جلسه حضور داشته باشيم تا ياد بگيريم كجا حرف بزنيم و كجا سكوت كنيم. كجا غافليم و كجا هوشيار. همچنين خواندن حرمت‌ها دو بار در هر جلسه نشان اهميت آن است و هر كدام از بندها به ما جايگاه سكوت و سخن را مي‌آموزد. هر جايي كه احساس كنيم دروغ در حرف ما هست بايد سكوت كنيم. گاهي شك مي‌كنيم كه آيا حرف ما خوب است يا نه، آيا بايد سكوت كنيم يا نه، در اين موارد طبق وادي پنجم بايد خودداري كنيم. يعني اگر امكان دهيم كه ممكن است حرف ما حاشيه‌اي به وجود آورد و يا موجب تحقير طرف مقابل شود، بايد از حرف زدن خودداري كنيم. در مواردي مثل عليه شخصي سرزنش كردن؛ قطع كردن حرف ديگران، حرف ناشايست بيان كردن نيز بايد سكوت كرد. گاهي حرفي، ناشايست نيست ولي نامربوط است، موقع غيبت و ديگران را قضاوت كردن نيز بايد سكوت كنيم. شايد فكر كنيم قضاوت به تكلم نياز ندارد ولي تا قضاوت نكنيم، شروع به غيبت كردن نمي‌كنيم. در مورد مطالبي كه در آن تخصصي نداريم بايد سكوت كرد: بدون اجازه سخن گفتن، بحث سياسي نمودن؛ هرگونه ارتباطي بيرون از اين مكان برقرار كردن اشتباه است، يعني ارتباط، تكلم را هم شامل مي‌شود. اينها همه تجربه شده است كه به صورت حرمت دو بار خوانده مي‌شود و اگر اينها را در جلسات رعايت كنيم، قدرمسلم در بيرون هم مي‌توانيم آنها را كاربردي كنيم.

موقعي كه مردي نياز جنسي داشته باشد و از همسرش درخواست ارتباط كند و زن اين درخواست را با شرط و معامله و يا درخواست‌هاي متعدد، پاسخ دهد يا شروع به غر زدن و ... نمايد، يعني جايگاه سكوت و سخن را نشناخته است و شكافهاي عميقي در زندگي مشترك به وجود مي‌آيد و حتي ممكن است منجر به روابط ناسالم شود. خيلي مواقع زنان از درك نشدن توسط همسرانشان شكايت دارند، اينجا بايد گفت كه زن به رفتارهاي خودش رجوع كند تا ببيند كجا تخم اين فاصله كاشته شده كه الان محصول آن را برداشت مي‌كند.

sokot3

 

دوستان در اين زمينه مشاركت نمايند.

همسفران: شمس- ولي زاده- سبحاني- رضايي- مهمانپذير- صادقي- غفاري- باقري- احمدي- مزروعي- طالبيان-

 

همسفر شمس: اكثر مشكلات زندگي‌ام به اين خاطر بود كه نه سكوت را رعايت مي‌كردم و نه سخن آگاهانه، حرفهايي مي‌زدم كه مي‌شد حتي 10دقيقه بعد بزنم و مشكلي به وجود نيايد هميشه مي‌خواستم همه چيز را ثابت كنم و وقتي رعايت كردم،‌ تأثيرش را در زندگي ديدم.

استاد: اگر جايي سكوت كنيم، فرصت براي بيان سخن است ولي اگر حرفي را ناآگاهانه و بدون تعقل و تفكر بيان كرديم، جايي براي اصلاح نيست. اختلاف بين زن و شوهر، مسلماً فرزندان را هم درگير مي‌كند و متأسفانه مي‌خواهيم در اين درگيري ما برنده باشيم و اين جر و بحث‌ها دامن فرزندان ما را مي‌گيرد و بعد اتفاقات و آسيبهايي مثل اعتياد كه رخ مي‌دهد، چرا چرا مي‌كنيم.

خيلي مواقع بعد از مدت زمان خيلي كم از گفتن حرفي، به خود مي‌آييم كه اي كاش فلان حرف را نزده بودم، و آرامش از ما سلب مي‌شود. پس براي داشتن آرامش، حتماً بايد جايگاه سكوت و سخن را رعايت كنيم.

گاهي سخن شر است، ولي خيلي از جاها سكوت، شر است و اين را با به دست آوردن قدرت تشخيص مي‌توانيم حل كنيم.

بزرگترين جهالت، بي موقع سخن گفتن است. اگر اين جهالت را به دانايي و آگاهي تبديل كنيم، به قدرت تشخيص مي‌رسيم.

همسفر رضايي: قبلاً نه نئشگي را مي‌شناختم و نه خماري، موقع خماري صحبت مي‌كردم و باعث دعوا مي‌شد و موقع نئشگي هم صحبت مي‌كنم و او بي‌توجه بود و در حال خودش بود و هميشه به دنبال تأكيد روي نقاط ضعفش بود و باعث ناراحتي او مي‌شد و فكر مي‌كردم همه اينها مربوط به اعتياد است، در حالي كه من بي‌موقع سكوت و سخن داشتم و باعث حال خرابي خودم مي‌شد.

استاد: انسان هوشيار هميشه در زمان حال زندگي مي‌كند. وقتي هوشيار باشيم و زندگي در زمان حال را تجربه كنيم سكوت و سخنمان به جاست. در حالت خماري مصرف‌كننده، پرحرفي كرده و او را سرزنش كرديم، مدام مي‌گفتيم اين كار را بكن، آن كار را نكن، من كه گفتم، مگر نگفتم و... با اين حرفها هم حالمان خودمان خراب‌تر مي‌شد و هم حال مصرف‌كننده. حتي موقع نئشگي هم چون مصرف‌كننده در حال خودش است، حرف زدن تأثيري ندارد. اينجاست كه به اهميت جايگاه سكوت و سخن پي مي‌بريم، پس بايد تحليل مشخص از افراد مشخص و اوضاع مشخص داشته باشيم. انسان غافل هيچگاه تحليل مشخص از اوضاع و افراد ندارد. انسان هوشيار تدبر دارد، فكر مي‌كند اگر حرفي را بزند اوضاع بهتر مي‌شود يا بدتر و اگر سنجيد كه باعث بدتر شدن اوضاع مي‌شود،‌ سكوت مي‌كند. گاهي مواقع سكوت، سرشار از سخن است.

اول بايد تفكر سالم شود تا به حس سالم برسيم، حس سالم ما را به عمل سالم مي‌رساند و عمل سالم ما را به سخن سالم و نهايتاً ارتباط سالم مي‌رساند. اگر اين فرآيند را در نظر داشته باشيم، به ارتباط سالم مي‌رسيم.

تكلم و صحبت كردن، مثل غذا خوردن نياز طبيعي بدن است ولي همانگونه كه چگونه و چطور و در چه زماني غذا خوردن را بايد رعايت كنيم، بايد در تكلم هم تعادل داشته باشيم. پرگويي و كم‌گويي هر دو بي‌تعادلي است. همانگونه كه نمي‌توانيم هر غذايي را بخوريم، بايد در موقع صحبت هم تشخيص دهيم كه چه بگوييم و چه نگوييم و هرآنچه در غذا خوردن رعايت مي‌كنيم بايد در مورد سكوت و سخن هم رعايت كنيم.

در جلسات آموختيم كه با كاربردي كردن آموزشها مي‌توانيم تأثيرگذار باشيم. ضرب‌المثلي است كه مي‌گويد دو صد گفته چون نيم كردار نيست. ما با حرف زدن نمي‌توانيم كسي را نصيحت كنيم، بلكه بايد با عملكردمان سرمشقي براي ديگران به خصوص فرزندانمان باشيم.

آن جایی که باید سخن گفت خاموشی جایز نیست و آن جایی که بایستی ساکت باشی سخن گفتن سودی ندارد. اين به قدرت تشخيص بازمي‌گردد.

چه جاهايي بايد سكوت كنيم؟

- در مقابل هيجاناتي كه بر ما حاكم است بايد سكوت كنيم، زماني كه خيلي خشمگين و عصباني هستيم يا وقتي خيلي خوشحاليم و شور و هيجان ما را فراگرفته و تعادل نداريم، بايد سكوت كنيم.

- در مقابل افراد جاهل و نادان بايد سكوت كرد. ما بايد به جهالت افراد احترام بگذاريم.

- در مورد مسائلي كه هيچ اطلاعي نداريم بايد سكوت كنيم.

- جايي كه با حرف زدنمان در كار ديگران دخالت مي‌كنيم، بايد سكوت كنيم.

- در برابر پارامترهايي كه در حرمت ذكر شده و قبلاً توضيح داده شد بايد سكوت كرد.

- سكوت در مقابل تحقير ديگران؛ احترام هر كسي دست خودش است، اگر سكوت ‌كنيم، زماني فراخواهد رسيد كه اگر حرفي نگفته مانده آن را بيان كنيم.

- زماني هم كه فردي روي نقطه ضعف ما دست مي‌گذارد بايد سكوت كنيم، زيرا معلوم است كه قصد او به حرف آوردن ماست. اما سكوت جايي كه حق و حقوقي در حال پايمال شدن است، اشتباه است.

 

داستان‌هايي مثل داستان پرواز لاك‌پشت و مرغابي‌ها و همچنين داستان زاغ و روباه در كتاب درسي دوره ابتدايي ما را به سكوت و صحبت كردن به جا سوق مي‌داد. تمام آموزه‌هاي ديني و آموزشي سعي در ياد دادن اين نكته مهم به ما بوده ولي ما آن را ياد نگرفتيم و رعايت نكرديم، خدا را شكر جلسات براي ما مهياست و انشاءاله بتوانيم از اين بستري كه آماده شده، نهايت استفاده را ببريم.

 

مسئول نظم اين كارگاه آموزشي:

مسافر جلال

sokot1