All for Joomla All for Webmasters
031-33331578 |
031-33312497 |
آرشیو مطالب گزارش كارگاه‌های آموزشی همسفران

 

 

انسان عاشق بايد داراي چند ويژگي باشد: صبر، مهر، تفكر، گذشت، شجاعت و عدالت.  اگر كسي اين ويژگي‌ها را داشته باشد مي‌تواند بگويد كه عشق را شناخته است. ولي هنوز به مرحله عشق نرسيده است، زيرا كسي كه اين پارامترها را داشته باشد، تازه توانسته است عشق را بشناسد. در ادامه بعد بايد به لياقت عاشق بودن برسد، آنگاه مي‌تواند رفتاري عاشقانه داشته باشد. حافظ مي‌فرمايد: طي اين مرحله بي همرهي حضر مكن/ ظلمات است بترس از خطر گمراهي.

 

موضوع كارگاه آموزشي: رفتار عاشقانه يا حسابگرانه

استاد: جناب آقاي مهرداد مفتون

تاريخ: سه‌شنبه 98/1/27

وقتي يك همسفر به جلسات مي‌آيد، بايد تمرين كند كه مالكيت را از خود بگيرد، و طبق وادي نهم با تكرار و تمرين اين هدف را دنبال كند، با كاربردي كردن آموزشها مي‌تواند در بيرون از جلسات، در روابط زندگي و خانوادگي و جامعه، از همه آنها بهره‌مند شود، به شرط اينكه آموزشها را جذب كند نه اينكه فقط حفظ نمايد، وقتي آموزشي جذب شد، حتماً به آن مي‌رسيم.

داشتن رفتار عاشقانه در جامعه كنوني خيلي سخت است، براي همين موضوع امروز را در مورد جلسه بررسي مي‌كنيم تا ببينيم رفتار ما در تشكيلات سروج عاشقانه است يا حسابگرانه. اگر در جلسات توانستيم اين آموزش را جذب و هضم كنيم، در بيرون از اينجا هم مي‌توانيم آن را كاربردي كنيم و تأثير آن را ببينيم. به شرط اينكه برداشت صحيح داشته باشيم.

عشق، يك طيف است. همه شعرا، فضلا، فيلسوفان، عرفا و... راجع به عشق زياد صحبت كرده‌اند، ولي امروز ساده‌ترين تعريف عشق را بيان مي‌كنيم.

انسان عاشق بايد داراي چند ويژگي باشد: صبر، مهر، تفكر، گذشت، شجاعت و عدالت.  اگر كسي اين ويژگي‌ها را داشته باشد مي‌تواند بگويد كه عشق را شناخته است. ولي هنوز به مرحله عشق نرسيده است، زيرا كسي كه اين پارامترها را داشته باشد، تازه توانسته است عشق را بشناسد. در ادامه بعد بايد به لياقت عاشق بودن برسد، آنگاه مي‌تواند رفتاري عاشقانه داشته باشد. حافظ مي‌فرمايد: طي اين مرحله بي همرهي حضر مكن/ ظلمات است بترس از خطر گمراهي.

كسي كه مدتهاست به جلسات مي‌آيد با يك كنكاش در درون خود بررسي كند چقدر گذشت دارد، چقدر مهر مي‌ورزد، چقدر تفكر مي‌كند، چقدر صبر و شجاعت دارد و چقدر به عدالت معتقد است.

صبر، يعني براي رسيدن به يك هدف، مسيري را با رعايت قوانين آن، طي كنيم، مدت زماني كه براي طي كردن اين مسير، سپري مي‌شود، صبر نام دارد.

مهر، يعني نسبت به هيچ كس قهر نداشته باشيم، انساني كه مهر دارد، حتي بدترين چيز را خوب مي‌بيند.

تفكر، يعني بدانيم به چه چيز فكر كنيم و به چه چيز فكر نكنيم. انسان متفكر، ذهن خود را مشغول به افكار متعدد و بيهوده كه هيچ سودي برايش ندارد، نمي‌كند.

گذشت، يعني كسي را ببخشيم، به نحوي كه ديگر هيچ اثري از كاري كه به خاطرش دلگير شده بوديم، در ذهن ما باقي نماند. حلال كردن، يعني تمام نقاط منفي كه از شخصي داريم، از ذهن و وجود ما بيرون برود و تمام شود.

شجاعت: شجاعت تعادل بين ترس و تحور است. تحور، بي‌باكي ناآگاهانه را گويند كه ناپسند است. شجاعت، يعني آگاهانه و از روي دانايي نسبت به موضوعي ترس نداشته باشيم.

عدالت: عدالت آن نيست كه همه چيز به نفع ما باشد، عدالت يعني هرچه كاشته‌ايم،‌ درو مي‌كنيم. براي همين گفته مي‌شود وضعيت كنوني ما عين عدالت است.

اگر به تمام اين پارامترها رسيديم، تازه به نقطه ابتدايي شناخت عشق رسيده‌ايم ولي هنوز عاشق نشده‌ايم. زيرا بايد لياقت عاشق بودن را داشته باشيم، همه كس اين لياقت را ندارد. دليل لياقت نداشتن براي عاشق بودن اين است كه رفتارهاي ما حسابگرانه است.

رفتار حسابگرانه مانعي است براي رسيدن به عاشق شدن. ما از بدو تولد مورد آموزش رفتار حسابگرانه قرار مي‌گيريم تا انتها، حتي در مورد ازدواج هم زندگي خود را حسابگرانه آغاز مي‌كنيم نه از روي انسانيت و همين‌ها باعث مي‌شود حتي اگر ويژگي‌هاي عشق را هم بشناسيم، اما به لياقت عاشق شدن نائل نشويم.

آموزشهاي جلسات سروج به ما ياد خواهد داد كه اين ويژگي‌ها را به دست آوريم، اين ويژگي‌ها همه الهي است و در وجود همه ما هست. فقط بايد اينها را تمرين كنيم تا در ابتدايي‌ترين مرتبه بسنجيم چقدر عاشقانه به جلسات مي‌آييم و چقدر حسابگرانه.

ما اينجا مي‌آييم تا يك كلمه ياد بگيريم و آن را هضم كنيم، به هر ميزان كه آموزشي در ما جذب شد، آرام آرام صبر در ما احيا مي‌شود،در ادامه مهر به وجود مي‌آيد و ديگر نسبت به هيچ كسي قهر نداريم، قهر نداشتن با همه انسانها نه فقط چند فرد خاص. حتي گاهي ما حسابگرانه به ديگران احترام مي‌گذاريم. اكثر خانم‌ها در مسائل زناشويي حسابگرانه رفتار مي‌كنند. زيرا شريك جنسي نيستند، بدون اينكه بفهمند، خودشان را در نظر مرد، ابزار جنسي معرفي مي‌كنند، بعد هم توقع دارند كه همسرشان آنها را درك كند.

اگر كسي لياقت عاشقانه رفتار كردن را پيدا كند، ‌صبر، مهر، تفكر، گذشت، عدالت و شجاعت هميشه با اوست و از هيچ چيزي مكدر نمي‌شود. در مورد هر پيشامدي، شرايط و اوضاع را تحليل مي‌كند. اگر كسي با او رفتار بدي داشت، سريع از او كينه به دل نمي‌گيرد، بلكه به اين فكر مي‌كند كه او چه كار كرده كه طرف مقابل با او چنين رفتاري داشته است. يعني به درون خودش رجوع مي‌كند تا ببيند كجاي كارش اشكال دارد. اين اوج مهر است. ولي اگر رفتار حسابگرانه باشد، خودمشغولي پيدا مي‌كند. هميشه مشغول خود است، ‌زيرا در همه چيز به دنبال حساب و كتاب كردن است، خروجي اين گونه رفتارهاي حسابگرانه و خود مشغولي‌ها رنجش، عصبانيت، ترس و... است.

رنجش، در برابر مسائلي پيش مي‌آيد كه باب ميل ما نباشد. يعني نمي‌سنجيم كه درست است يا غلط، فقط مي‌خواهيم همه چيز باب ميل ما باشد.

عصبانيت، واكنشي است براي رويارويي با واقعيت. وقتي واقعيت را نمي‌پذيريم عصباني مي‌شويم. مثلاً عصبانيت در برابر مصرف‌كننده دار شدن غلط است، زيرا مصرف كننده داشتن واقعيت زندگي است.

ترس، احساسي است در برابر ناشناخته‌ها. وقتي خودمشغول باشيم، همه چيز ناشناخته مي‌شود. اين ترس باعث مي‌شود يا در گذشته زندگي كنيم، يا در آينده. براي همين از حال غافل شده و آن را از دست مي‌دهيم.

asheghane3

دوستان در اين زمينه مشاركت نمايند.

همسفران: عدناني- فولادگر- احمدي- مهمانپذير- اميدوار- شمس- شهبازي- حبيب‌فر- عليزاده- غلامي- محمديان- كشاورز- شريفي- خراط‌زاده- امامي2- موسوي-

همسفر احمدي: براي عاشق شدن مسير طولاني دارم، ولي مطمئنم با كنار گذاشتن تفكرات زائد، كينه‌ها و كليه ضدارزشي‌ها به آن مي‌رسم. روزهاي اول ورودم به خاطر برادرم آمده بودم، فكر مي‌كردم عاشق برادرم هستم و حق خواهري را در مورد ايشان به جا آورده‌ام، تلاش مي‌كردم تا ايشان درمان شود، ولي روزي استاد راهنما به من گفتند، تو مي‌خواهي برادرت درمان شود به خاطر خودت و به خاطر آبروي خانوادگي است، نه براي اين كه او درمان شود، با فكر كردن روي اين مسأله متوجه شدم از ترس معتاد نداشتن مي خواستم درمان شود، دوست داشتن بود ولي عشقي نبود و حسابگرانه بود.

همسفر اميدوار: با وجود اينكه بيمارم، قصد درمان شدن ندارد ولي خودم عاشقانه مي‌آيم زيرا از چيزهايي كه اينجا ياد گرفتم و در زندگي خود پياده كردم، احساس خوبي دارم.

همسفر شهبازي: مدت زيادي است كه مي‌آيم و تغييراتي را در خود احساس كرده بودم، ولي متوجه شدم اين تغييرات مثبت نبوده، همه آنها حسابگرانه بود. فكر مي‌كردم با محبت كردن رفتارم عاشقانه است ولي همه آن به خاطر اين بود كه فرزندم را ترغيب كنم به درمان بيايد، حتي فرزندم به زبان مي‌آورد كه مادر، محبتت واقعي نيست. امروز متوجه شدم آن خروجي رفتار حسابگرانه بود.

استاد: اگر محبت كردن به خاطر اين باشد كه مصرف‌كننده به درمان بيايد، حسابگرانه است نه عاشقانه و مصرف‌كننده به خوبي اين را حس مي‌كند. عشق چيزي نيست جز سكوت. مولانا يكي از شعراي بزرگ، هيچ گاه از خودش صحبت نكرد و با بشنو از ني شروع كرد نه از خودش وتخلصش را نيز سكوت قرار داد. پس اگر محبت حسابگرانه باشد، طرف مقابل به راحتي آن را متوجه خواهد شد. به اين دليل با وجود تلاش‌هاي زياد خانواده، مصرف‌كننده اصلاً او را نمي‌بيند، زيرا واقعي نيست كه بخواهد كسي ببيند، همه حسابگرانه است.

استاد: داشتن لياقت عاشق بودن، يك نعمت الهي است، وقتي رفتار ما شيطاني باشد، غير ممكن است كه در مسير الهي حركت كنيم. عشق الهي است و نبايد آن را با هوس اشتباه گرفت. عشق برگرفته از فضايل دروني ماست. ولي حسابگري از رذايل ماست. براي همين گفته مي‌شود كه برداشت صحيح داشته باشيم نه اينكه چيزي را برداشت كنيم كه به نفع ماست و ما مي‌پسنديم.

همسفر غلامي:‌ هر وقت نوع نگاه و حس همراه با توقع باشد و به دنبال منافع خود باشيم، ‌رفتارها حسابگرانه مي‌شود و خروجي آن رنجش و عصبانيت است. اما اگر طبق وظيفه خود كاري را انجام دهيم، خودبه‌خود قدرشناسي از طرف ديگران انجام مي‌شود و حتي اگر قدرشناسي هم نباشد، از كار خود احساس رضايت و لذت داريم و همين لذت، تجربه يك ذره كوچكي از عشق است.

استاد: عشق طيف است، از صفر تا بي‌نهايت. مهم اين است كه ظرفيت ما در كدام يك از اين مراحل جا بگيرد.

وقتي ويژگي‌هاي عشق را نمي‌شناسيم، چطور مي‌توانيم عاشق بودن و رفتار عاشقانه داشتن را تجربه كنيم. خيلي مواقع بعضي افراد مي‌گويند كه من چندين سال با همسرم زندگي كردم و او را تحمل كردم. تحمل كردن، به معناي صبر كردن نيست. تحمل به معناي حمل كردن چيزي است. اما صبر، حركت در جهت هدف مقدس براي رسيدن به آن است، اگر صبر نهادينه شد، زودخواهي از بين مي‌رود، به موقع خواه مي‌شويم. آنگاه طبق قوانين كائنات، آن چيزي كه بايد اتفاق بيفتد، اتفاق خواهد افتاد.

كساني كه مي‌آيند به جلسه تا انرژي بگيرند، رفتارشان حسابگرانه است. انرژي بايد از درون توليد شود، بايد به جايي برسيم كه ما بتوانيم انرژي از خود ساطع كنيم. براي همين به بعضي افراد گفته مي‌شود كه به جلسات نيايند زيرا به ضررشان است، فنداسيون رفتارشان كج چيده مي‌شود و خراب كردن اين بناي كج، بسيار سخت‌تر از زماني است كه هيچ بنايي چيده نشده باشد.

ما اينجا آموزشهاي فيلسوفانه نداريم، آموزشها از دل سينه سوختگاني برخاسته كه تجربه اعتياد را داشته‌اند، تمام قوانين و آموزشهايي كه اينجا هست، ‌روبه‌روي قوانين اعتياد و قوانين زائد قرار دارد و كسي كه فكر كند همه چيز را مي‌داند و خود را بالاتر از اين آموزشها بداند، نمي‌تواند موفق شود، هر كس در هر مقام علمي كه باشد، علمش به درد اينجا نمي‌خورد. آموزشهاي اينجا هم سخت است و هم سهل. سهلي آن زماني است كه آموزشها را ساده بگيريم، ما اينجا مي آييم تا يك نفر درمان شود. ويژگي‌هايي كه براي داشتن رفتار عاشقانه بيان شد را بايد در خود پرورش دهيم. فكر مي‌كنيم ويژگي‌هاي شناخت عشق را داريم، اما نداريم. از امروز خود را محاسبه كنيم كه چقدر از اين ويژگي‌ها را داريم. اگر در جلسات ياد گرفتيم رفتارمان حسابگرانه نباشد، آرام آرام در تمام ابعاد زندگي اشاعه خواهد يافت.

 

 

مسئول نظم اين كارگاه آموزشي:

مسافر شكراله

asheghane1

دیدگاه‌ها

0 #9 پاسخ: رفتار عاشقانه يا حسابگرانههمسفر حبیب فر 1398-02-03 13:03
با سلام و درود از استاد تشکر می نمایم که به این زیبایی این بحث را باز کردن و من ازاین دستو ر جلسه پذیرفتم که رفتار های من تا به امروز تمام حسابگرانه بوده و از این زمان به بعد باید مراقبت کنم از عشقی که خدا در من نهاده و همانگونه که هست آنرا منتقل کنم بدون حساب و کتاب و هیچ توقعی همانگونه که خدا این کار را می کند
0 #8 رفتار عاشقانه یا حسابگرانههمسفر موسوی 1398-02-01 19:22
با سپاس فراوان از استاد جلسه که چه ماهرانه ایندستورجلسه را باز نمودند وچنان تاثیر گذار بود که گویی من شکستم ان ساختار حساگرانه که در طی سالها برای خود ساخته بودم فرو ریخت امیدوار سازندگی جدید از روی عشق در من شکل گیرد تا اثرش در زندگیم نمودا گردد
0 #7 پاسخ: رفتار عاشقانه يا حسابگرانههمسفر رضازاده 1398-01-30 23:00
باتشکر وآرزوی سلامتی برای استاد راهنما و همه خدمتگزاران و امید فراگیر شدن تفکر زیبای سروج
0 #6 پاسخ: رفتار عاشقانه يا حسابگرانههمسفر رضازاده 1398-01-30 22:51
باتشکر وآرزوی سلامتی برای استاد راهنما و همه خدمتگزاران مخلص جلسه از این جلسه یاد گرفتم که عاشقی و حسابگری یک جا جمع نمی شود من فقط باید در درون خودم و اعمال و رفتار خودم حسابگری داشته باشم حسابگری اجازه نمی دهد من به پارامتر های عاشقی برسم
0 #5 رفتار عاشقانه یا حسابگرانههمسفر مرادی 1398-01-29 10:35
در جلسات عشق ورزیدن را اموختم در وهله اول عشق به مسافرم راواز بین بردن کینه نفرتی را که از او داشتم در جلسات با گرفتن اموزشها به مرور رفتار عاشقانه در من تجلی میکند زیرا رفتار عاشقانه است که ضد ارزشیها را به ارزشها مبدل میکند تا قبل از دستور جلسه نمیدانستم رفتارهای من حسابگرانه است ولی حتی اگر اینرا هم ندانم ولی با گرفتن اموزشها وکاربردی کردن انها خود به خود رفتارم به رفتار عاشقانه مبدل خواهد شد واموزشهای جلسات از من یک انسان عاشق وصادق خواهد ساخت ممنونم از تشکیلات مقدس سروج که شرکت در این جلسات ضامن سلامتی روح وجسم ماست با تشکر
0 #4 پاسخ: رفتار عاشقانه يا حسابگرانههمسفر غفاری 1398-01-28 22:36
درود وخداقوت از استاد تشکرمیکنم وبرداشت من ازاین کارگاه اینست که وقتی میتوانم لیاقت عاشق شدن را داشته باشم که دیگرحسابگرانه تفکر.صحبت.رفتار.عمل نکنم وقتی حرف وعمل من یکی باشد انموقع عشق را شناخته ام
0 #3 رفتار عاشقانه یا حسابگرانهمسافر علیرضا 1398-01-28 16:11
بسیار نکات ظریف و دقیقی در این زمینه عنوان شد. درسهایی از زندگی که برای مسافر و همسفران واقعی دنیایی از کلیدها، جهت قفلهای زنگ زده مان خواهد بود. کمال تشکر و قدردانی را از تفکر سروج و کمیته اموزش دارم. خداقوت واجراکم علی الله.
0 #2 تشکرهمسفرمحمدیان 1398-01-28 14:17
باسلام
خداراشکرمیکنم که باچنین تفکرزیبایی آشناشدم ازاین دستورجلسه آموزش گرفتم برای عاشق شدن چه چیزهایی رابایدبشناسم.
ممنون ازتفکرسروج
0 #1 پاسخ: رفتار عاشقانه يا حسابگرانههمسفرکشاورز 1398-01-28 13:32
باسلام.باآرزوی سلامتی وتندرستی برای استادراهنماوراهنمایان جلسه که عاشقانه خدمت میکنند.

Comments are now closed for this entry