All for Joomla All for Webmasters
031-33331578 |
031-33312497 |
آرشیو مطالب گزارش كارگاه‌های آموزشی همسفران

اگر بعد از تلاش، نتيجه را به خداوند واگذار كرديم، يعني به خداوند توكل نموديم، نسبت به آنچه خداوند براي ما مقدر مي‌كند، رضايت داريم. حتي اگر به ظاهر به ضرر ما باشد و آن را قبول نداشته باشيم، زيرا متوجه مي‌شويم كه حكمت خداوند در آن است، اما اگر بر اساس آنچه حكمت خداوند بود و بر ما اتفاق افتاد و بر وفق مراد ما نبود و از اندرون و عمق وجودي ما، نگراني به وجود آمد، بدانيم كه انسان راضي نيستيم. چنانچه خداوند در كلام‌اله مي‌فرمايد: چه بسيار چيزهايي كه خوشايند شما نيست، ولي خير شما در آن است و چه بسيار چيزهايي كه خوشايند شماست ولي شر شما در آن هست؛ اگر به اين معتقد باشيم، يعني تسليم خداوند هستيم.

موضوع كارگاه آموزشي: توكل، رضا، تسليم

استاد: همسفر عليزاده

تاريخ: سه‌شنبه 98/2/3

توكل از نظر لغوي به معناي ديگري را وكيل خود قرار دادن است. اما از لحاظ مفهومي به اين معناست كه براي رسيدن به هدف و در راستاي تحقق اهداف، نهايت تلاش و كوشش را بدون لحظه‌اي دست برداشتن از تلاش انجام دهيم و در نهايت نتيجه را به خداوند واگذار ‌كنيم. پس توكل به معناي نشستن و دست روي دست گذاشتن به اين اميد كه كار خودش انجام شود، نيست. توكل يعني تلاش آگاهانه در جهت رسيدن به مقصود، اگر تلاش ناآگاهانه باشد، و در صراط مستقيم حركت نكنيم، تلاش مذبوحانه است و حتي ديگر نمي‌توان به آن تلاش گفت بلكه نوعي تقلا است.

اگر بعد از تلاش، نتيجه را به خداوند واگذار كرديم، يعني به خداوند توكل نموديم، نسبت به آنچه خداوند براي ما مقدر مي‌كند، رضايت داريم. حتي اگر به ظاهر به ضرر ما باشد و آن را قبول نداشته باشيم، زيرا متوجه مي‌شويم كه حكمت خداوند در آن است، اما اگر بر اساس آنچه حكمت خداوند بود و بر ما اتفاق افتاد و بر وفق مراد ما نبود و از اندرون و عمق وجودي ما، نگراني به وجود آمد، بدانيم كه انسان راضي نيستيم. چنانچه خداوند در كلام‌اله مي‌فرمايد: چه بسيار چيزهايي كه خوشايند شما نيست، ولي خير شما در آن است و چه بسيار چيزهايي كه خوشايند شماست ولي شر شما در آن هست؛ اگر به اين معتقد باشيم، يعني تسليم خداوند هستيم.

پس توكل يعني، تلاش آگاهانه و پويا بودن و در صراط مستقيم حركت كردن و مشورت با اهلش كردن و نتيجه را به خداوند واگذار كردن.

انسان در انتخاب وكيل بسيار دقت مي‌كند، حال بايد گفت چه وكيلي بهتر از خداوند متعال كه به همه اسرار آگاه و عالم است و از همه چيز بي‌نياز است، با در نظر داشتن اين موارد، حتماً آرامش خواهيم يافت. اما اگر به هر كدام از اينها، ذره‌اي شك بكنيم، ممكن است زباناً توكل كنيم، ولي در نهايت، آرامش از ما سلب خواهد شد.

رضا از نظر لغوي به معناي خشنود بودن، راضي بودن و خرسند بودن است.

ما در زندگي روزمره هميشه با دو واژه رضايت و شكايت سر و كار داريم. همانگونه كه بارها گفته شده، هر چيزي را با ضدش مي‌شناسيم. اگر جايي ديديم از دنيا، از دوست، از آشنا و هر كس و هر چيزي گله و شكايتي داريم، بدانيم اهل رضايت نيستيم. دو چيز متضاد با هم قابل جمع نيست، يا اهل رضايت هستيم و يا اهل شكايت، پس چرا چرا كردن، مضطرب بودن، نگران بودن، به نتيجه كار راضي نبودن و ... نشاندهنده شاكي بودن ماست و اينكه رضايت حاصل نشده است. و مي‌توانيم اينگونه خود را بشناسيم. قدم اول براي تغيير و قسمت عمده راه اين است كه نقاط ضعف خود را همراه با پذيرش بشناسيم، در ادامه بايد تلاش خود را بكنيم تا به آرامي از آنها عبور كنيم و به ارزشها برسيم.

شخصي كه اهل شكايت است، هيچ‌گاه داشته‌هايش را نمي‌بيند، هميشه نيمه خالي ليوان را مي‌بيند. به هر ميزان كه داشته‌هاي خود را ببينيم، هرچند كم‌كم و آرام، يعني در مسير رضايت در حال حركت هستيم.

شخصي كه اهل شكاست است، هميشه در حال مقايسه كردن است؛ افراد مقايسه‌گر، تمام تلاششان اين است كه شخصي كه مورد مقايسه واقع شده را از حركت بازدارند، در حالي كه افرادي كه اهل رضايت هستند، با كوشش و حركت و اميد تلاش مي‌كنند به فردي كه مدنظرشان است برسند. پس اهل رضايت، افراد برتر از خود را الگو قرار مي‌دهند و اگر ديدند كه از ديگران پايين‌تر هستند،‌ تلاش آگاهانه خود را انجام مي‌دهند تا به آنها برسند.

افرادي كه اهل شكايت هستند، هميشه به پشت سر نگاه مي‌كنند، ‌هيچ گاه در زمان حال زندگي نمي‌كنند. فرض كنيد در راه رفتن يا رانندگي، به جاي نگاه به جلو، به پشت سر نگاه كنيم، قدرمسلم هزاران هزار فرصت جلوي روي خود را با دست خود از بين مي‌بريم. چون نگاه به پشت سر است.

فرض كنيد با ورود به سفر درماني كيفي در درست داريم پر از فرصت و خالي از تجربه، هرچه زمان از سفر درماني بگذرد، به مرور، بايد يكي يكي فرصت‌ها را از اين كيف دربياوريم و به جاي آن تجربه بگذاريم، و زماني به درك درماني خواهيم رسيد كه اين كيف پر از تجربه و آموزش و خالي از فرصت باشد، تجربه، يكي از اضلاع مثلث دانايي است كه همراه با آموزش و تفكر خواهد بود. پس با زندگي در زمان حال و رها كردن گذشته،[از گذشته فقط در حد تجربه استفاده كردن] و فرصت‌هاي آينده را غنيمت شمردن ، در واقع انسان خرسند و راضي خواهيم بود.

تسليم از لحاظ لغوي به معناي فرمانبرداري و اطاعت بي چون و چراست، اصل تسليم يعني فرمانبرداري بي‌چون و چرا از خداوند. در جلسات منظور از تسليم، يعني تسليم راهنما و تسليم تفكرات سروج بودن است كه استاد راهنما در رأس آن قرار دارد. پس اگر بخواهيم در جلسات به درك درماني برسيم، بايد تسليم تفكرات سروج باشيم.

روزها و ماه‌هاي اول كه به جلسات مي‌آييم، شايد خيلي از حرف‌ها را نپسنديم و مورد قبول ما نباشد ولي بايدگوش كنيم و بپذيريم تا آرام آرام به اين نتيجه برسيم كه تمام آنچه در تفكر سروج است، تماماً درست است و هدف استاد راهنما و راهنما وكمك‌راهنمايان جز تبديل شدن رهجويان به عمل سالم، ‌ارتباط سالم و شخص سالم چيز ديگري نيست.

زماني تسليم هستيم كه حتي اگر فرماني هم خوشايند ما نيست، با تمام وجود بپذيريم و اجرا كنيم، اين تسليم جلسات بودن است. پس تسليم بودن به معناي در قيد و بند بودن و محدود بودن نيست. زماني كه در جلسات پروتكل درمان را پذيرفتيم، آرام آرام به تسليم مي‌رسيم و بعد هم اجرا مي‌كنيم. پروتكل درمان براي مسافران، داروي مناسب، زمان مناسب، آموزش مناسب و كاربردي كردن است. اين پروتكل براي همسفران به اين ترتيب خواهد بود: پذيرش مناسب، زمان مناسب، آموزش مناسب و كاربردي.

چه زماني با پذيرش، تسليم خواهيم بود؟

با ورود به جلسات، اولين گام براي رسيدن به پذيرش اين است كه قبول كنيم اعتياد يك بيماري است و مصرف‌كننده يك بيمار است. اينجا كمي از حسادت، كينه، تنفر و ... خانواده كاسته مي‌شود و حساسيت‌ها نسبت به مصرف‌كننده تا حدي فروكش مي‌كند. پذيرش دوم اين است كه بپذيريم خودمان بيماريم. شايد در ابتدا راضي به اين حرف نباشيم ولي به مرور با دقت كردن، متوجه مي‌شويم كه واقعاً خودمان هم خيلي بيماريم حتي شايد بيشتر از مصرف‌كننده و همين ما را يك قدم به جلو حركت مي‌دهد. آرام آرام وقتي اين را پذيرفتيم و وارد جلسات شديم، همسفر مي‌شويم.

پس براي همسو و همفكر و همراه شدن با پروتكل درمان حتماً حتماً بايد پروتكل درمان را بپذيريم، آنگاه همراز و همدرد همدردان ديگر مي‌شويم و حركت رو به جلوي ما سريع‌تر خواهد شد. پس هرگاه مسأله اعتياد را با همان شرايط، نه به زبان بلكه از اعماق وجود پذيرفتيم، يعني با نئشگي و خماري مصرف‌كننده شاد يا ناراحت نشويم، يعني به پذيرش رسيده‌ايم. لازمه رسيدن به پذيرش، نداشتن هيچگونه رنجش و ناراحتي از وضعيت موجود است.

پس پذيرفتن پروتكل درمان، به معناي پذيرش هر سه ضلع آن است. اگر فقط يكي از آن سه ضلع را اجرا كرديم، در واقع پروتكل درمان را نپذيرفته‌ايم. مثلاً فقط با آموزش تنها گرفتن، بدون كاربردي كردن هيچگاه به نتيجه مطلوب نخواهيم رسيد و هيچ اثري در زندگي ندارد.

زمان مناسب در پروتكل درمان همسفران به معناي نتيجه‌گرا نبودن است. نبايد زودخواه باشيم. فاصله گرفتن از ضدارزشيها و رسيدن به ارزشها آرام آرام امكانپذير است. با در نظر گرفتن زمان،‌ در موقع مناسب خود، همه چيز اتفاق خواهد افتاد.

reza3

دوستان در اين زمينه مشاركت نمايند.

همسفران: شمس- مهمانپذير- آردل- دوستي- مزروعي- تقيان- فولادگر-

همسفر شمس: تلاشهاي من مذبوحانه بود، آسيب ديدم و آسيب زدم. در حال حاضر، با آموزش گرفتن، خيلي از آن مسائل كم شده است و خيلي از وضعيت راضي‌ترم، وقتي در برابر اعتياد تسليم شدم، صبرم بيشتر شده و زندگي‌ام آرام تر است.

استاد: رسيدن خانواده به پذيرش،  يك ضلع پروتكل درمان است، حتماً‌ در ادامه رضا و تسليم و توكل خواهد بود. توكل مايه نشاط و آرامش دروني است. توكل به معناي واقعي كلمه، يعني بي‌نياز بودن از هر چيزي غير از آستان خداوند، آنگاه قدر مسلم ما نيز بي‌نياز خواهيم شد و به آرامش واقعي خواهيم رسيد.

وقتي با بيرون رفتن مسافر از خانه و يا ارتباط او با رفقاي قبلي نگران باشيم، يعني هنوز پذيرش نداريم، پذيرش دو نوع است: روحي و جسمي. در پذيرش روحي، هرجا احساس كرديم، حتي كمي اضطراب و رنجش خاطر داريم، يعني هنوز مسأله مورد نظر را روحي نپذيرفته‌ايم. پس پذيرش جسمي مربوط به صور آشكار است و پذيرش روحي مربوط به صور پنهان مي‌باشد. كه در آينده در مورد آن مفصل صحبت خواهيم كرد.

يك محرك و نيروي اوليه لازم است تا مثلث درمان را بپذيريم. آن نيروي اوليه، فاصله گرفتن از وضعيت قبلي است. اولين بار كه واژه همسفر به ما هديه داده مي‌شود، نيروي و انرژي اوليه را براي رسيدن به مثلث درمان مي‌گيريم. هرجا ديديم تغييري نكرديم و همچنان فرد قبلي هستيم، مطمئناً اين نيرو و انرژي در ما ايجاد نشده است، انگيزه و نيروي اوليه با حركت و قدم برداشتن به سمت جلو حادث مي‌شود. سعي كنيم فرد قبلي نباشيم، حتي كوچكترين تغيير را ببينيم تا رضايت حاصل شود.

ما به هيچ وجه براي مصرف كننده، مسافر و به طور كلي براي هيچ كس هيچ كاري نمي‌توانيم بكنيم. زماني به پذيرش روحي مي‌رسيم كه دوربين را به سمت خود برگردانيم. اگر وقتي از مصرف‌كننده نگراني داشتيم، بلافاصله مسأله را به خود ارجاع دهيم، مي‌بينيم كه اين ناراحتي ريشه در وجود خودِ ما داشته، اينجاست كه از ناراحتي و نفرت و كينه كاسته خواهد شد و اگر بخواهيم به آن پذيرش روحي برسيم، در نهايت به اشتباهات خود برگرديم و اگر تلاشگر باشيم و حمايتگري مثل خداوند داشته باشيم، از او مي‌خواهيم تا در پي رفع اشكالات خود برآييم.

زماني مي‌توانيم از خود رضايت داشته باشيم، كه بيش از حد توان خود از خودمان توقع نداشته باشيم. تغييرات به وجود آمده در ما با ديگري، متفاوت است. پس به اندازه توان از خودمان انتظار تغيير و كار داشته باشيم، اگر بيش از آن شد، به يك فرد كمال‌گرا تبديل مي‌شويم. و كسي كه دنبال بهترين باشد، هيچ‌گاه از هيچ چيز راضي نيست، زيرا هميشه به دنبال بهترين است. پس اگر پذيرش روحي داشته باشيم، خروجي آن آرامش است. هر زمان احساس كرديم، آرام نيستيم، يعني ‌تعادل روحي نداريم و ذهن مشغول است و نمي‌توانيم تصميمات درستي اتخاذ كنيم. پس سعي كنيم علاوه بر تعادل جسمي از تعادل روحي نيز برخوردار باشيم.

اگر سه فاكتور، توكل، ‌رضا و تسليم را بتوانيم به معناي واقعي كلمه اجرا كنيم، ‌به تعهد مي‌رسيم. تعهد يعني پايبند بودن به عهد و ميثاقي كه با كسي مي‌بنديم. در جلسات، با تفكر سروج عهد مي‌بنديم كه همسفر واقعي باشيم و براي خود و درمان خود به جلسات بياييم و تمام تلاشمان را در اين راه صرف كنيم. اگر فكرمان را صرف مسافر و درمان او بكنيم، از خود غافل مي‌شويم. پس بايد به تفكرات جلسه، تعهد داشته باشيم.

در قرآن كريم آيات بسيار زيادي راجع به توكل آمده است كه حتي اگر يك مورد از آن را اجرا كنيم،‌ كافي است. «و من يتوكل علي الله فهو حسبه»؛ كسي كه به خداوند توكل كند، خدا براي او كفايت مي‌كند. «و حسبنا الله ونعم الوكيل»؛ خداوند كفايت مي‌كند بر كسي كه به او توكل كند. پس توكل، ‌تلاش آگاهانه و‌ فعاليت در جهت رسيدن به اهداف، قدم گذاشتن در صراط مستقيم و نتيجه را به خداوند واگذار كردن است.

 

 مسئول نظم این کارگاه آموزشی:

مسافر حجت

reza1

 

دیدگاه‌ها

0 #5 پاسخ: توکل، رضا، تسلیمهمسفر غفاری 1398-02-06 23:24
درود وخداقوت از استاد و آموزش این جلسه تشکر میکنم وازتفکرسروج وخدمتگزارن سروج سپاسگزارم
0 #4 توکل، رضا، تسلیممسافر علیرضا 1398-02-06 01:02
توکل وقتی به صاحبِ توکل صورت می پذیرد، که مسیر صراط مستقیم باشد و در این صراط مستقیم حتما رضای خداوند در نظر گرفته می‌شود ودر رضایت خداوند است که خواه ناخواه تسلیم در برابر مقدراتش صورت می پذیرد. کمال تشکر و قدردانی را از تفکر سروج و کمیته اموزش دارم. خداقوت واجراکم علی الله.
0 #3 پاسخ: توکل، رضا، تسلیمهمسفرمحمدیان 1398-02-05 14:32
عرض سلام وخداقوت خدمت همه ی عزیزان
ممنون ازاستادکه به خوبی این موضوع رابیان کردند
پایداربادتفکرسرووووج
0 #2 برداشت از توکل رضا وتسلیمهنسفر احمدی 1398-02-05 12:59
سلام وخداقوت.ممنون از استاد که حقیقت این سه واژه را برای ما توضیح دادند.در طول سفر درمانی ودر مسیر زندگی اگر واقعا توکل کنیم به خداوند واز غیر او چیزی نخواهیم چنان آرامشی درما ایجاد میشود که زندگی را با تمام سختیهایش می پذیریم وراضی هستیم به آنچه برایمان قرار داده شده است ومهم این است که در جهت صراط مستقیم حرکت کنیم واگر زمانی هم شرایط سختی بوجود آمد با پذیرش آن شرایط وتلاش در جهت بهبود آن میتوانیم از آن موقعیت عبور کنیم ونواقص را بر طرف کنیم.
0 #1 توکل رضا تسلیمهمسفر مرادی 1398-02-05 12:23
با تشکر از استاد راهنمای عزیزم همسفر علیزاده...واقعا چه اموزشهای موثری در این دستور جلسه گنجانده شده بود که با رعایت کردن تمام نکات اموزش داده شده ظرفیت روحی وجسمی ما بالا خواهد رفت وبرای ما ارامش به همراه خواهد داشت از خدمتگزاران صدیق سروج سپاسگزارم

Comments are now closed for this entry