All for Joomla All for Webmasters
031-33331578 |
031-33312497 |
آرشیو مطالب گزارش كارگاه‌های آموزشی همسفران

 

ما ياد گرفتيم به چه فكر كنيم و به چه فكر نكنيم و اينكه چه موقع چه كاري انجام دهيم ولي باز هم در بعضي مسائل هنوز به تجربه‌اي كه ديگران در اختيار ما قرار داده‌اند، بي‌توجهيم و باز هم راه را اشتباه مي‌رويم. اينجا يعني مثلث دانايي در ما شكل نگرفته، هر موقع اين اتفاق افتاد،‌ بدانيم در مثلث جهالت قرار گرفته‌ايم. يا در ترس هستيم يا در نااميدي و يا در منيت. اين مثلث خيلي نامحسوس عمل مي‌كند. و براي همين حالمان خوب نيست. هرچند حل يك سري مشكلات از حيطه توانايي ما خارج است كه طبق آموزشهايي كه گرفته ايم بايد فعلاً آنها را كادوپيچ كرده و در كناري قرار دهيم تا به موقع حل شود ولي در حالت كلي، وقتي در مثلث جهالت قرار بگيريم، ديگر از عهده حل هيچ مشكلي برنمي‌آييم و دچار تشويش و نگراني و ناآرامي مي‌شويم.

موضوع كارگاه آموزشي: مثلث دانايي

استاد: همسفر مكري

تاريخ: سه‌شنبه 98/4/4

در جزوه جهانبيني از مثلث دانايي صحبت شده است. اين مثلث شامل سه ضلع آموزش، تفكر و تجربه مي باشد و تا زماني كه اين سه ضلع با هم رشد نكنند دانايي شكل نمي‌گيرد. يعني بايد اضلاع اين مثلث مساوي باشد تا مثلث متساوي الاضلاع شكل بگيرد.

خيلي مواقع با اينكه يك سري چيزها را آموزش مي‌گيريم ولي در موقع عمل نمي‌توانيم از عهده آن برآييم و در كاربردي كردن آن كم مي‌آوريم. با بررسي دقيق اين مثلث مي‌توانيم علت اينها را متوجه شويم.

تفكر چيست؟

حركت از مجهول به معلوم و يا حركت از يك مبدأ به مبدأ ديگر كه توسط نيروي عقل انجام مي‌شود.

آموزش چيست؟

آموزش يك فرآيند مهم است، زيرا تجربه‌اي را كه افراد طي سالها و در پي تفكر به دست آورده‌اند، در اختيار ديگران قرار مي‌دهند.

تجربه چيست؟

وقتي موضوع يا فرآيندي را با تمام وجود لمس و حس كنيم، تجربه به دست مي‌آيد. مثلاً يك مصرف‌كننده با تمام وجود، مصرف مواد را حس و تجربه كرده است.

در تجربه، ‌حس اولين نقش را دارد زيرا حس انسان را وادار به انجام كاري مي‌كند و به او قدرت مي‌دهد كه وارد مرحله عمل شود و آن موضوع را تجربه كند كه آن هم خيلي مهم است.

قبل از ورود به جلسات، شايد همه ما از اين سه مؤلفه در زندگي خيلي استفاده كرديم ولي نامتقارن، آن زمان اينها را نمي‌دانستيم، از تجربه ديگران استفاده مي‌كرديم و در اين مسير آزار زيادي ديديم زيرا فقط مي‌خواستيم تجربه كنيم و يا اصلاً نمي‌دانستيم راجع به اعتياد بايد آموزش ببينيم. از نظر ما اعتياد كار خطايي بود و فقط نبايد انجام مي‌شد و در پي كارهايمان هيچ تفكري نبود، براي همين يك مثلث نامتقارني در ما به وجود آمده بود. زيرا اولين بار بود كه با قضيه اعتياد مواجه شده بوديم. وقتي اينجا آمديم، به مرور زمان و با آموزش گرفتن، ياد گرفتيم كه تجربه، تفكر و آموزش را بايد در كنار هم متقارن رشد دهيم. هر سه ضلع اين مثلث داراي اهميت يكسان هستند، يعني تجربه چيزي كمتر از آموزش و تفكر نيست، همچنين آموزش كمتر از تفكر و تفكر كمتر از آموزش و تجربه نيست و بايد در كنار هم و در يك جهت حركت كنند تا مثلث دانايي شكل بگيرد.

با ورود به جلسات توانستيم تا حدودي اين مثلث را در درون خود شكل دهيم و تا حدودي با قضايايي پيش رو مواجه شده و كاري كه بهترين است انجام دهيم. پس اين سه با در كنار هم بودن ارزشمند است. نمي‌توان فقط آموزش گرفت ولي تفكري نكرد، نمي‌توان فقط تجربه كرد ولي آموزشي نگرفت.

مبناي آموزش جلسات وادي‌هاست. وادي اول، وادي تفكر است. در اين وادي آموزش مي‌گيريم كه به چه چيزهايي بايد فكر كنيم و به چه چيزهايي نبايد فكر كنيم و براي هر كاري بايد ساختاري به وجود آوريم و در آن جهت حركت كنيم. بايد از نيروي عقل استفاده كنيم تا بتوانيم ضلع تفكر را حركت دهيم و اين زماني شكل مي‌گيرد كه وادي اول را با تمام وجود درك كرده و كاربردي كرده باشيم، آنگاه مي‌توانيم به جايي برسيم كه تجربه و آموزش را در كنار تفكر قرار دهيم.

دانايي در مسائل مختلف با هم متفاوت است و بايد در هر كاري، هر چيزي جاي خودش قرار بگيرد تا دانايي شكل بگيرد. اما چه اتفاقي مي‌افتد كه در مرحله‌اي دانايي شكل نمي‌گيرد؟

ما ياد گرفتيم به چه فكر كنيم و به چه فكر نكنيم و اينكه چه موقع چه كاري انجام دهيم ولي باز هم در بعضي مسائل هنوز به تجربه‌اي كه ديگران در اختيار ما قرار داده‌اند، بي‌توجهيم و باز هم راه را اشتباه مي‌رويم. اينجا يعني مثلث دانايي در ما شكل نگرفته، هر موقع اين اتفاق افتاد،‌ بدانيم در مثلث جهالت قرار گرفته‌ايم. يا در ترس هستيم يا در نااميدي و يا در منيت. اين مثلث خيلي نامحسوس عمل مي‌كند. و براي همين حالمان خوب نيست. هرچند حل يك سري مشكلات از حيطه توانايي ما خارج است كه طبق آموزشهايي كه گرفته ايم بايد فعلاً آنها را كادوپيچ كرده و در كناري قرار دهيم تا به موقع حل شود ولي در حالت كلي، وقتي در مثلث جهالت قرار بگيريم، ديگر از عهده حل هيچ مشكلي برنمي‌آييم و دچار تشويش و نگراني و ناآرامي مي‌شويم.

danaee2

دوستان در اين زمينه مشاركت نمايند.

همسفران: مرادي- مهمانپذير- محمديان- امامي- رضايي- حسيني- سيدمحسني- فولادگر-

همسفر مرادي: قبلاً هميشه درگير مثلث جهالت بودم و چيزي كه روشن بود، دانسته‌هاي غلط ذهني بود. وقتي وارد جلسات شدم،‌ اولين چيزي كه آموزش گرفتم اين بود كه تغيير تفكر بدهم و زماني كه به فكر فرورفتم وخواستم چيزي شوم كه قبلاً نبودم، از الگوها و تجربه‌ ديگران استفاده كردم و براي من مؤثر بود و تجربيات همسفران خيلي در من تأثير داشت و از آنها خيلي استفاده كردم.

همسفر مهمانپذير: قبل از آشنايي با جلسات، كاملاً در مثلث جهالت بودم و ترس زيادي داشتم، ترس از آبرو و اينكه كسي متوجه مصرف‌كننده من نشود. منيت من بالا بود و فكر مي‌كردم من بايد كار كنم و اطلاعاتم بالاست و خيلي هم نااميد بودم كه هرچه تلاش مي‌كردم به جايي نمي‌رسيدم ولي وقتي با تفكر،‌ تجربه و آموزش در جلسات آشنا شدم و الگوها را ديدم كه اين مسير را طي كرده‌اند، دوربينم را از روي مسافر برداشتم و به خودم پرداختم و سفر دروني شروع كردم. الان تا حدودي معناي تفكر را متوجه هستم و اول فكر مي‌كنم و بعد كاري را انجام مي‌دهم.

استاد: زماني مثلث دانايي شكل مي‌گيرد كه مثلث جهالت را شناخته باشيم. زماني كه منيت داشته باشيم،‌ اصلاً‌ نمي‌توانيم آموزش بگيريم و همين باعث مي‌شود نتوانيم درست فكر كنيم و تجربه‌اي بگيريم. زماني كه ترس داشته باشيم، نمي‌توانيم فكر كنيم و وقتي وجود ما ناآرام باشد، هيچ چيزي روي ما اثر ندارد. يا وقتي نااميد باشيم، اصلاً حسي نداريم كه حركتي كنيم.

خودِ من مدتها به خاطر منيت و نااميدي نمي‌توانستم در جلسه شناخت اعتياد شركت كنم. فكر مي‌كردم من اعتياد را خيلي خوب مي شناسم و در آن شرايط اصلاً پذيرش آن را نداشتم، اينجا اصلاً مثلث دانايي نمي‌تواند كارش را انجام دهد و از نظر تفكر سروج چنين كسي دانا نيست و حتماً ضربه‌اش را خواهد خورد، كمااينكه براي همه ما آسيب‌هايي را در پي داشت.

كساني كه تجربه خود را در مورد موضوعي در اختيار ديگران قرار مي‌دهند، هزينه زيادي براي كسب آن تجربه‌ها پرداخته‌اند، راهنمايان جلسه از اين افراد هستند كه كسي كه دانا باشد، از آن تجربيات استفاده مي‌كند تا نخواهد خودش دوباره آن هزينه‌ها را بپردازد. بارها استاد راهنما فرموده‌اند ما افراد خاصي نيستيم، فقط اين راه را تا آخر طي كرده‌ايم و به همه پستي‌ها و بلندي‌هاي آن آگاه هستيم. تا زماني كه در موقعيت و شرايط خاصي قرار نگيريم، نمي‌توانيم به اهميت تجربه‌اي كه ديگران در اختيار ما قرار داده اند، پي ببريم. سالها طول كشيده تا شخصي تجربه‌اي را اندوخته و الان به راحتي در اختيار ما قرار مي‌دهد. پس نبايد در برابر استفاده از تجربه ديگران مقاومت كرد، ‌اينگونه كار، خيلي سخت مي‌شود، زيرا اگر بخواهيم همه چيز را خودمان تجربه كنيم، شايد ديگر فرصتي برايمان باقي نماند.

همسفر محمديان: همسر من يك بار اقدام به ترك كرد و در ترك خود هم باقي ماند، تجربه اعتياد را هم داشتيم و از آموزشي هم كه در مركز ترك داده شده بود استفاده مي‌كرديم ولي به خاطر اينكه تفكر درستي در پشت آن نبود، وضعيت مثل زمان سوءمصرف بود. ولي در مسير درمان كه قرار گرفتيم، مثلث دانايي را شناختيم، ‌خيلي مواقع ترس، نااميدي و منيت سراغم مي‌آمد، اما ياد گرفته بودم كه حس نااميدي مرا خانه نشين مي‌كند و بايد در جهت مخالف آن هرچند كم حركت كنم تا بتوانم بر آن حس غلبه كنم.

استاد: يكي از اضلاع مثلث دانايي آموزش است. از ابتداي ورود يك شخص به اين تشكيلات، به عنوان اولين آموزش به او گفته مي‌شود كه شما نمي‌توانيد براي مصرف‌كننده هيچ كاري انجام دهيد. اين يك شعار، يك توصيه و يك آموزش است كه در لژيون تازه واردين به شخص گفته مي‌شود. در ابتدا پذيرش اين نكته سخت است ولي كم‌كم با ادامه حضور در جلسات، متوجه خواهد شد كه بهترين كار همين است، زيرا هم از تجربيات راهنمايان كه قبلاً اين راه را رفته‌اند استفاده مي‌كند و حتي خودش هم متوجه شده كه نمي‌تواند براي مصرف‌كننده كاري بكند. اما متأسفانه ما خانواده‌ها به خاطر زندگي با مصرف‌كننده دچار تفكر زائد افيوني‌ شده‌ايم و منيت اجازه نمي‌دهد كه اين مسأله را قبول كنيم كه تحت شرايط مصرف‌كننده قرار گرفته‌ايم خانواده فقط مصرف مواد را ندارد ولي دقيقاً تفكر او را دارد. آنجاست كه مثلث جهالت نمايان مي‌شود و شخص را از آموزش گرفتن دور مي‌كند.

آموزشها به ما كمك مي‌كند تا بمانيم و كاري براي خود انجام دهيم، آن هم يك كار درست، زيرا در شرايطي كه قبل از اينجا داشتيم، اصلاً‌ نمي‌توانستيم تفكر كنيم. تفكر سالم در سايه آموزشها و استفاده از تجربيات ديگران و خواهان بودن، مثلث دانايي را شكل مي‌دهد، خواهان بودن خيلي مهم است زيرا تا زماني كه هر كاري را نخواهيم، هيچ كس هيچ كمكي نمي‌تواند بكند.

با توجه به تجربياتي كه داشته‌ام،‌ به نظر من خطرناكترين ضلع مثلث جهالت، منيت است. در جايي با توانايي‌هايمان، خود را نابود كرديم. در مقوله اعتياد فكر مي‌كرديم ما خيلي از مصرف‌كنندگان بهتر هستيم و همه چيز را بهتر از آنها مي‌فهميم و آنها افراد نادان و بي‌خاصيتي هستند و نمي‌توانند در مورد هيچ كاري فكر كنند. اين خودبزرگ‌بيني و خودبرتربيني باعث مي‌شد كه نتوانيم مسأله اعتياد را قبول كنيم.

شايد كساني كه در جلسات ماندگار نمي‌شوند، ناشي از منيتشان باشد. يا خيلي خود را بيشتر از چيزي كه هستند مي‌بينند يا آنقدر خود را ضعيف و ناتوان مي‌بينند كه نمي‌توانند آموزشي بگيرند و مطلبي را بياموزند. بايد حركت كرد و چيزي را ياد گرفت. گاهي مواقع آنقدر به خود مي‌گوييم نمي‌توانم كه باورمان مي‌شود و اين قضيه خيلي خيلي آسيب‌زاست و با همين خصلت دروني خود، بدون كوچكترين عامل بيروني، ضربه فني مي‌شويم و خود را نابود مي‌كنيم. پس شناخت مثلث جهالت در به دست آوردن دانايي خيلي مهم است.

 

در پايان اين كارگاه آموزشي از بازيگران نمايشنامه ادموند و هليا كه در اردوي همسفران اجرا شده بود، تقديبر گرديد و به آنها جوايزي تقديم شد.

تقدير از همسفر عليزاده، كارگردان نمايشنامه و گروهشان

danaee4

danaee5

 

danaee6

 

danaee7

تقدير از همسفر غفاري، اردوبان كه مخلصانه و صادقانه در اين اردو ايفاي مسئوليت كردند.

danaee9

تقدير از افرادي كه با صداقت و عشق در ياري رسادن به اردوبان، مضايقه ننمودند.

danaee8

 

مسئول نظم اين كارگاه آموزشي:

مسافر عباس

danaee1

دیدگاه‌ها

0 #9 مثلث داناییهمسفربندعلی 1398-04-10 10:11
باسلام وتشکرازاستادبرداشت من ازدستورجلسه یادگرفتم وقتی حالم خوب نیست درمثلث جهالت هستم وبایدداناییم رابالاببرم
0 #8 مثلث داناییهمسفر عدنانی 1398-04-09 19:14
  • باسلام وتشکر از استاد .دستور جلسه ی خوبی بود . وبرداشت من این بود که زمانی که من در نگرانی وترس ونا امیدی هستم واز عهده حل مشکلاتم بر نمی ایم در مثلث جهالت هستم وبا شناختن مثلث جهالت میتوانم به دانایی برسم .
0 #7 پاسخ: مثلث داناييهمسفر حبیب فر 1398-04-07 09:55
با سلام برداشت من از دستور جلسه این بود که من برای تغییر باید مثلث جهالتم را که در ابتدای ورود به جلسات حامل آن بودم را با مثلث دانایی که در سروج آموزش داده می شود جایگزین کنم تا بتوانم آن آدمی که قبلا بوده ام دیگر نباشم با تشکر از استاد که موضوع را به خوبی توضیح دادند
0 #6 پاسخ: مثلث داناييهمسفرخراط زاده 1398-04-06 13:51
باتشکرازهمسفرمکری که دستورجلسه رابه خوبی
بازکردند.
0 #5 پاسخ: مثلث داناييهمسفر سید محسنی 1398-04-06 12:45
باعرض سلام و خسته نباشید خدمت شما عزیزان وخداقوت، منم ازاین دستورجلسه، یادگرفتم که چه طورباشم، باتشكر ازاستادکه، چه طورموضوع، را به خوبی بازکردند. پیشاپیش تولدهمسفرمکری، رو تبریک میگم. با تشکر فراوان
0 #4 پاسخ: مثلث داناييهمسفرمحمدیان 1398-04-06 10:35
باسلام
ازاین جلسه یادگرفتم برای رسیدن به اهدافم بایدداناییم رابالا ببرم.
پاینده بادتفکرسرووووج
0 #3 مثلث داناییهمسفر مرادی 1398-04-05 20:59
با تشکر از استاد گرامی...برداشت من از دستور جلسه به این صورت است که موضوع حائز اهمیت دانایی موثر است وان مرحله از دانایی که کار بردی شود اگر سه ضلع دانایی بطور مساوی با هم رشد نکند ما نمیتوانیم به دانایی رسیده باشیم وهنوز در مثلث جهالت هستیم ....با تشکر
0 #2 پاسخ: مثلث داناييهمسفر غفاری 1398-04-05 18:08
درودوخداقوت..... از استادتشکرمیکنم
از کمیته آموزش وهمسفرعلامی بابت زحمات بی دریغ شان تشکر میکنم
0 #1 پاسخ: مثلث داناييهمسفرفولادی 1398-04-05 17:48
باسلام وتشکرازاستادبرداشت من ازدستورجلسه اینکه مابایداموزش بگیریم وکاربردی کنیم وسه ضلع مثلث رامهم بدانیم نابه نتیجه برسیم چون سه ضلع به یک اندازه مهم است

Comments are now closed for this entry