All for Joomla All for Webmasters
031-33331578 |
031-33312497 |
آرشیو مطالب گزارش كارگاه‌های آموزشی همسفران

خانواده وقتي به اينجا مي‌آيد با شركت در جلسه شناخت اعتياد متوجه مي‌شود كه با زندگي در كنار مصرف‌كننده تفكرش بيمار شده و به تفكر زائد افيوني تبديل شده است و بايد درمان شود. پس مي‌پذيرد كه بيمار است. ضلع دوم آموزش ديدن است. اما آيا مي‌شود يك روزه يا دو روزه كسي كه غرق در تفكرات زائد است خود را تغيير دهد؟! مسلماً خير. اين نوع توقع داشتن از خود، درست نيست و بايد ضلع سوم، پارامتر زمان را در نظر گرفت تا به نتيجه رسيد. اين راه تدريجي و آرام آرام است. تغييرات بايد تدريجي باشد تا تبديل صورت گيرد.

موضوع كارگاه آموزشي: كوتاهترين راه، بهترين راه نيست

استاد: همسفر محمديان

تاريخ: سه‌شنبه 98/4/11

اين دستور جلسه، برگرفته از نوشتار بهترين راه است.

«اكثر انسانها تصور مي‌كنند كوتاهترين راه، بهترين راه است، درنتيجه به درستي يا نادرستي آن توجه ندارند، راهي را مي‌روند كه زودتر به خواسته‌هايشان برسند، لذا به نتيجه مطلوب نرسيده، مجبورند راههاي ديگر را تجربه كنند،‌ غذاهايي كه با حرارت بالا و سريعاً پخته شود، بيشتر خواص خود را از دست داده و برخي از بيماريهاي رايج در جوامع بر اثر مصرف اين نوع غذاها مي‌باشد»

اكثر انسانها مي‌خواهند زود پولدار شوند، يا هرچه زودتر خانه‌اي را كه مي‌خواهند بخرند، يا هرچه زودتر درمان شوند، براي همين به درستي و يا نادرستي راهي كه مي‌روند، توجه ندارند فقط رسيدن به خواسته مدنظرشان است.

اكثراً تجربه كرديم كه دوست داشتيم مصرف كننده فقط مواد مصرف نكند و چون در جهالت بوديم به اينكه از چه راهي باشد، اصلاً توجه نداشتيم.

تجربه خودِ من اين بود كه مسافر من، يك بار ترك كرد و 10سال هم در ترك باقي ماند و اصلاً سراغ مواد نرفت ولي اصلاً حالش خوب نبود. با اين ترك كوتاه و چند روزه، هيچ چيزي درست نشد و شايد شرايط خيلي بدتر از زماني بود كه ايشان مواد مصرف مي‌كرد، زيرا توقع من در قبال ايشان بالا رفته بود، فكر مي‌كردم چون مواد مصرف نمي‌كند همه چيز بايد درست شود، ولي اينگونه نبود، زيرا راه كوتاه بود و به نتيجه مطلوب هم نرسيده بوديم. در اين راهي كه ما رفته بوديم، آموزش نبود. اما اينجا اولين چيزي كه ياد گرفتيم اين بود كه بايد آموزش ببينيم. طبق دستور جلسه قبل- مثلث دانايي-، يكي از اضلاع مثلث دانايي آموزش است. آموزش ديدن هم به يكباره ممكن نيست و به زمان احتياج دارد، بايد زمان سپري شود تا بتوانيم آموزش بگيريم و مهمتر اينكه آموزشها را كاربردي كنيم.

پروتكل درمان براي همسفران از سه ضلع تشكيل شده است، پذيرش، آموزش و كاربردي كردن، زمان؛ اگر اين سه ضلع به موازات هم رشد كند، ما در مسير درست حركت مي‌كنيم و اگر هر كدام از اينها نباشد و يا آن را در نظر نگيريم، نمي‌توانيم مسير را درست طي كنيم.

خانواده وقتي به اينجا مي‌آيد با شركت در جلسه شناخت اعتياد متوجه مي‌شود كه با زندگي در كنار مصرف‌كننده تفكرش بيمار شده و به تفكر زائد افيوني تبديل شده است و بايد درمان شود. پس مي‌پذيرد كه بيمار است. ضلع دوم آموزش ديدن است. اما آيا مي‌شود يك روزه يا دو روزه كسي كه غرق در تفكرات زائد است خود را تغيير دهد؟! مسلماً خير. اين نوع توقع داشتن از خود، درست نيست و بايد ضلع سوم، پارامتر زمان را در نظر گرفت تا به نتيجه رسيد. اين راه تدريجي و آرام آرام است. تغييرات بايد تدريجي باشد تا تبديل صورت گيرد. اصلاً ممكن نيست يك شبه همه چيز درست شود. شايد در طي اين مسير با موانع سختي برخورد كنيم، ولي هيچ وقت نااميد نمي‌شويم. شايد حس نااميدي سراغ ما بيايد ولي وقتي آن را بشناسيم، دوباره حركت مي‌كنيم. انسان مختارالخطاست. يعني خودش انتخاب مي‌كند كه چه راهي را برود. انجام يك عمل اشتباه در اول اشتباه است ولي بار دوم حماقت است، چون فهميده‌ايم كار ضدارزشي است و دوباره انجام دادن آن، ناشي از انتخاب خود انسان است.

آيا با متوجه شدن يك ضدارزشي در درون خود، توانستيم با تفكر و آموزش گرفتن آن را تغيير دهيم و يا اينكه فقط زود مي‌خواستيم به خواسته خود برسيم و بدون در نظر گرفتن نتيجه،‌ از شرّ آن خلاص شويم؟!

raah2

دوستان در اين زمينه تجربه خويش را بيان نمايند.

همسفران: صادقي- محمدي- مهمانپذير- تقيان- فولادي- ابراهيمي- بنده علي- اميدوار- سيدمحسني- فرامرزي- موسوي-

همسفر صادقي: من فرد زودخواهي بودم و دوست داشتم بيمارم سريع به درمان برسد، غافل از اينكه باكارهايي كه مي‌كردم او هر روز از درمان دورتر مي‌شد. خودم را به آب و آتش مي‌زدم تا او ترك كند. هزينه‌هاي زيادي براي ترك تقبل مي‌‌كردم، و به هيچ نتيجه‌اي نمي‌رسيدم، تا اينكه وقتي اينجا آمدم،‌ به اين نتيجه رسيدم كه با زودخواهي من هيچ چيز درست نمي‌شود، حتي مي‌دانم براي درمان خودم و تفكراتم، زمان نياز است و براي آن تلاش مي‌كنم.

استاد: زودخواهي چيزي است كه در همه انسانها هست، همه دوست دارند سريع و بدون زحمت از هر راهي كه باشد، به خواسته خود برسند، ولي خدا را شكر با آموزشهايي كه در جلسات سروج گرفتيم، فهميديم كه بايد به موقع خواه باشيم، بايد زمان انجام هر كاري فرابرسد. با پذيرش و در نظر گرفتن پارامتر زمان، بايد آموزش بگيريم و مهمتر از آن، كاربردي كنيم. آْموزش بدون عمل كردن به آن هيچ سودي ندارد.

همسفر محمدي: قبل از آموزشهاي اين جلسات، در جهل بودم و براي خوب شدن بيمارم كارهاي متعدد از جمله مراجعه به پزشك، دارو،‌ درمان، كمپ و... را انجام مي‌دادم و باعث تخريب بيشتر او مي‌شدم. به هر دري مي‌زدم، فايده نداشت، زودخواه بودم، در حاليكه در جلسه شناخت متوجه شدم كه چه تخريب‌هايي در بدن يك مصرف‌كننده به وجود آمده و سيستم‌هاي بدنش ازكار افتاده و براي از نو ساختن هر چيزي پارامتر زمان لازم است. بايد با شركت در جلسات و آموزش گرفتن و كاربردي كردن و در نظر گرفتن پارامتر زمان، بال پروازي براي مسافر شوم. اميدوارم همگي در مسير درست درمان قرار بگيريم.

همسفر مهمانپذير: وقتي وارد جلسات شدم و آموزش گرفتم مي‌خواستم خيلي زود تغيير كنم، براي شركت در جلسه روزهاي پنجشنبه، حتي اگر كار مهمي پيش مي‌آمد، انجام نمي‌دادم و نزديك بود كه مسافرم از درمان دور شود ولي وقتي فهميدم كه براي هر چيزي بايد زمان را در نظر گرفت، و نبايد عجولانه و بدون تفكر كاري كرد، دوباره مسافرم به جلسات برگشت.

استاد: اگر تمام تمركز خود را روي اين قرار دهيم كه ديگران تغيير ما را متوجه شوند، دقيقاً نتيجه عكس دارد. تمركز خود را بايد روي اين قرار دهيم كه لايه هاي دروني ضدارزشي خود را بشناسيم. اين لايه‌ها در درون همه همسفران هست ولي كشف نشده است. خودِ من اولين لايه‌اي كه در خود مي‌ديدم، ‌حسادت بود. وقتي روي آن كار كردم و نگاهم را روي خودم انداختم، لايه بعدي كه مقايسه بود به رو آمد، با كنار رفتن هر لايه‌اي از ضدارزشي، لايه بعدي نمايان مي‌شود. بارها گفته شده كه اينجا آدرس هر كسي را به خودش مي‌دهند. بايد ضدارزشي‌ها را بشناسيم، زيرا هيچ كس به ميزان خودمان از درون خودمان اطلاع ندارد.

همسفر تقيان: وقتي وارد جلسات شدم و الگوها را ديدم به اين فكر مي‌كردم كه چگونه آنها به اين جا رسيده اند و مي‌خواستم سريع مثل آنها شوم. اينجا بود كه باب مقايسه باز شد. پروتكل درمان همسفر را در نظر نمي‌گرفتم و زودخواه بودم، مقايسه مي‌كردم و مي خواستم سريع برسم. ولي با آموزش گرفتن متوجه شدم هرچه جهالتهاي خود را بشناسم و از غلظت تفكر زائد كم كنم مي‌توانم به موفقيت برسم و به اين نتيجه رسيدم كه هر راه كوتاهي، من را به نتيجه نمي‌رساند.

استاد: شناخت جهالتها و مهمتر از آن پذيرش ما را به موفقيت مي‌رساند. شايد ظاهراً بگوييم پذيرفته‌ايم كه اعتياد بيماري است ولي وقتي در شرايطش قرار مي‌گيريم، عكس اين را نشان مي‌دهيم. اگر پذيرفتم كه اعتياد بيماري است، نبايد به اعتياد بد نگاه كنيم، نبايد آن را مايه ننگ بدانيم، نبايد از مصرف‌كننده داشتن خجالت بكشيم و اگر اينها بود، نشان مي‌دهد كه هنوز نپذيرفتيم كه اعتياد بيماري است. بايد خصوصيات بيماري اعتياد و بيماري تفكر زائد افيوني را بشناسيم. وقتي بيمار مصرف‌كننده خمار و يا نئشه است بايد تشخيص دهيم كه در آن لحظه چه كاري انجام دهيم، اين تشخيص به آموزش نياز دارد و آموزش هم به زمان نياز دارد.

در جلسه شناخت اعتياد بيان مي‌شود كه درخت تفكر افيوني داراي ميوه‌اي است به نام مصرف مواد. همه ما خواهان اين هستيم كه اين ميوه چيده شود، در صورتي كه اين درخت همچنان ريشه و شاخه و برگ دارد. مطمئن باشيد تا زماني كه اين درخت باقي است، هرچه ميوه‌اش را بچينيم باز دوباره ميوه مي‌دهد، آبدارتر و تلخ‌تر. ترك‌هاي متعدد، نتيجه‌اي جز مصرف بيشتر با تخريب بيشتر در پي نخواهد داشت.

بايددر نظر گرفت درمان پروسه است نه پروژه. پروژه ابتدا و انتها مشخص دارد ولي در پروسه زمان در نظر گرفته نمي‌شود. ميزان تخريب و غلظت تفكر زائد افيوني همسفران با هم متفاوت است. همه مي‌دانيم كه آموزش هم سقف ندارد. پيامبر(ص) فرموده‌اند: ز گهواره تا گور دانش بجوي، پس ما هميشه به آموزش گرفتن نياز داريم و زمان مشخصي براي آموزش و درمان نيست.

هيچ گاه يك بيمار نمي‌تواند پرستار بيمار ديگري باشد. ما همسفران دچار بيماري تفكر زائد افيوني هستيم و بايد براي درمان بيماري خود تلاش كنيم تا بتوانيم پرستار بيمار ديگري باشيم. تفكر يك مصرف‌كننده خراب نيست، اتفاقاً مصرف‌كنندگان فكورترين افراد هستند فقط تفكرشان تغيير كرده و به تفكر افيوني تبديل شده و اين تفكر 95درصد بيماريشان را تشكيل مي‌دهد.

اينجا ياد گرفتيم كه هيچ كسي نمي‌تواند به مصرف كننده كمك كند. مصرف‌كننده بايد خودش بخواهد درمان شود ولاغير. پس خانواده بايد براي خودش آموزش بگيرد.

اينجا هركس درمانگر خودش است. قبلاً چون نمي‌توانستيم مشكلمان را حل كنيم، به مشاوران زيادي مراجعه و هزينه‌هاي زيادي مي‌داديم و فقط در حد چند روز اوضاع بهبود مي‌يافت. هيچ چيز ريشه‌اي حل نمي‌شد ولي اينجا كه آمديم ياد گرفتيم همه چيز بستگي به خودمان دارد و بايد آنها را آرام آرام حل كنيم.

ما با نوشتار بهترين راه، يادگرفتيم كه حتي نبايد غذاها را زود بپزيم، زيرا خواص آن از دست مي‌رود. اينجا ياد گرفتيم كه تغذيه سالم، براي داشتن جسم سالم لازم است و بايد هم جسم و هم روح هر دو به سلامت برسند تا ما به درمان برسيم. سروج، به معناي سلامت روح و جسم مي‌باشد.

مسئول نظم این کارگاه آموزشی:

مسافر رضا

raah3

دیدگاه‌ها

0 #7 کوتاهترین راه بهترین راه نیستمسافر مسعود 1398-04-26 09:07
در اوایل سفرم آقای مفتون یک جمله به من گفت که برای من خیلی مفید بود گفتند خسارتهای که ما وارد کردیم به زندگیمان مانند خراشهایی هست که با یک دستگاه به یک سنگ وارد کرده ایم و برای پاک کردن آن به یک پارچه ابریشمی احتیاج است یعنی ما باید صبر پیشه کنیم تا به آرامی صیقلی شود این یعنی پارامتر زمان
0 #6 پاسخ: کوتاهترین راه، بهترین راه نیستهمسفر سید محسنی 1398-04-19 17:28
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما خداقوت. این دستورجلسه که استادبه، خوبی بازکردند. واقعا توی تفکر زائد خودمان بودیم و به این جلسات که امدیم آموزش گرفتیم و کاربردی کنیم. با تشکر فراوان
0 #5 برداشتهمسفر جزی 1398-04-15 17:53
سالهای زیادی را برای رسیدن زود به خواسته ها از دست دادم نه به خواسته رسیم نه حال خوب داشتم و برعکس عقب گرد هم داشتم انشاالله از این پس بتوانم با تفکر سالم و الهی در جهت رسیدن به اهداف انسانی پیش بروم . به امید رسیدن به این مرحله
0 #4 پاسخ: کوتاهترین راه، بهترین راه نیستهمسفرخراط زاده 1398-04-15 12:59
باسلام وتشکرازاستاد،گاهی انتخاب راه کوتاه مراچندین سال به عقب پرتاب میکند،حتی اگرطولانی
ترین راه رامیرفتم زودتربه نتیجه میرسیدم.
باتشکرازتفکرسروج.
0 #3 پاسخ: کوتاهترین راه، بهترین راه نیستتقدیر و تشکر 1398-04-14 22:07
تبریک مجدد به همسغر مکری و تفکر سروج و تشکر از استاد جلشه
0 #2 کوتاهترین راه بهترین راه نیستهمسفر عدنانی 1398-04-14 12:32
با عرض سلام وتشکر فراوان از استاد جلسه وکمیته سروج .برداشت من از این دستور جلسه خوب این است که زود خواهی یک تفکر غلط است که باعث میشود به نتیجه مطلوب نرسم وبه دنبال راههای غلط باشم و تفکر درستی درباره موضوع نداشته باشم
0 #1 تشکرهمسفر حبیب فر 1398-04-12 21:07
با سلام و تشکر از جلسات سروج من از استاد گرامی بسیار تشکر می کنم که این دستور جلسه رو به نحو احسن توضیح دادند و من برداشتم این بود که در کارها و اهدافی که پیش رو دارم زود خواه نباشم که نتیجش این بشه که وسط راه جا بزنم و خسته بشم و به هدفم نرسم آهسته و پیوسته قدم به طرف خواسته هام بردارم

Comments are now closed for this entry