All for Joomla All for Webmasters
031-33331578 |
031-33312497 |
آرشیو مطالب گزارش كارگاه‌های آموزشی همسفران

خوشبختي مجموعه شرايط محيطي، روحي، رواني و جسمي است كه باعث مي‌شود انسان در وجود خودش احساس شعف و شادي كند. خوشبختي به ميزان درك افراد بستگي دارد و براي افراد مختلف، متفاوت است....

موضوع كارگاه آموزشي: خوشبختي يا خوش وقتي

استاد: همسفر عليزاده

تاريخ: سه شنبه 98/5/22

در ابتدا عيد سعيد قربان را تبريك عرض كرده و پيشاپيش عيد سعيد غدير خم را نيز خدمت همه دوستان تبريك عرض مي‌نماييم.

براي رسيدن به مفهوم موضوع، ابتدا واژه‌ها را معنا مي‌كنيم.

خوشوقتي يعني اوقات خوب داشتن، وقتي به هم مي‌رسيم مي‌گويیم صبح بخير، عصر بخير، شب بخير؛ يعني آن لحظه به خير باشد. وقتي وقت به خير باشد، شادي و سرور نصيب انسان است. يعني تمام لحظاتي كه در 24ساعت داريم، اوقات ما را مي‌سازد و مهم اين است كه چگونه از تك تك لحظات استفاده كنيم تا اوقات خير باشد.

بخت يعني چه؟

بخت به معناي اقبال، شانس، بهره، نصيب، قسمت، زندگي، روزي و... است. خوشبخت كسي است كه از بخت نيك برخوردار باشد. زمانهاي گذشته بر اثر يك سري جهالتها، خوشبختي را در اين مي‌ديدند كه با كسي ازدواج كرده كه خانه، ماشين و... دارد و يا مي‌گفتند انشاءاله خوشبخت شوي، يعني يك شوهر خوب نصيبت شود. در حالي كه امروز مي‌خواهيم بررسي كنيم كه آيا خوشبختي يافتني است يا خير؟ خوشبختي يك چيز نيست كه بتوان آن را يافت، خوشبختي از درون نشأت مي‌گيرد و يافتني نيست، بلكه آمدني است. البته نبايد بنشينيم تا خوشبختي به سراغ ما بيايد، بلكه بايد خودمان بستر را فراهم كنيم تا به خوشبختي برسيم، يعني ما در آمدن خوشبختي سهم داريم.

خوشبختي مجموعه شرايط محيطي، روحي، رواني و جسمي است كه باعث مي‌شود انسان در وجود خودش احساس شعف و شادي كند.

خوشبختي به ميزان درك افراد بستگي دارد و براي افراد مختلف، متفاوت است. خيلي‌ها خوشبختي را به ماديات مي‌دانند. امكانات مادي ممكن است رفاه و آسايش بياورد ولي آرامش نمي‌آورد. ماديات در حد رفع نيازها لازم است ولي شرط خوشبختي نيست. زيرا انسان هرچه داشته باشد، باز هم يك چيز بهتر از آن را مي‌خواهد و دامنه خواسته‌هاي بي‌انتهاست. پس خوشبختي در ماديات نيست.

معناي خوشبختي چيست؟

خوشبختي در ارتباطات معنا پيدا مي‌كند. اگر با اطرافيان ارتباط سالم داشته باشيم مي‌توانيم احساس خوشبختي بكنيم. يعني بايد در جمع باشيم تا خوشبختي به سراغ ما بيايد. براي فهم بيشتر يك مثال مي‌زنيم. اگر يك بذر خوب و اصلاح شده را در يك كيسه نگه داريم و نكاريم، نمي‌تواند رشد كند و يا اگر فقط در خاك بكاريم و به آن آب و نور نرسد، ‌باز هم نمي‌تواند رشد كند، يعني بايد همه عوامل اعم از خاك، آب، نور و بذر اصلاح شده باشد تا يك گياه رشد و نمو داشته باشد. پس ما هم در ارتباطات سالم است كه مي‌توانيم بگوييم خوشبختيم. هرچه تلاش كنيم كه ارتباطات را سالم كنيم، به مفهوم خوشبختي بيشتر نزديك مي‌شويم.

شايد به نظر برسد خوشبختي دور از دسترس است. ولي اگر سهم خود را در آمدنِ خوشبختي بدانيم و بستر را مهيا كنيم، خوشبختي قابل دسترس مي‌شود. اگر داشته‌ها را ببينيم و چشم را از نداشته‌ها برداريم، انسان خوشبختي هستيم. اگر به داشته‌ها توجه كنيم، ديگر از مقايسه كردن دور مي‌شويم. مقايسه آفت خوشبختي است.

خوشبختي رسيدن به خواسته‌ها نيست، بلكه لذت بردن از داشته‌هاست.

اگر از خود و از درون خود راضي باشيم، انسان خوشبختي خواهيم بود. زماني از خود راضي هستيم كه به خودِ‌ واقعي و خودِ خداگونه برسيم. زماني به خودِ واقعي مي‌رسيم كه آهسته آهسته يك قدم از ضدارزشي‌ها به سمت ارزشها برويم، به سمت خودِ واقعي مي‌رويم. اينگونه به يك انسان بالنده و ارزشمند تبديل مي‌شويم.

خوشبختي تصادف نكردن با مشكلات زندگي است؛ در همه زندگي ها مشكلات هست، چگونگي برخورد با اين مشكلات خوشبختي ما را رقم مي‌زند. خيلي‌ از ما با بروز كوچكترين مشكلي زانوي غم بغل مي‌كنيم، اينها باعث تلخي اوقات مي‌شود.

زماني خوشبخت هستيم كه آنچه را كه تفكر مي‌كنيم و به زبان مي‌آوريم و عمل مي‌كنيم، ‌با هم هماهنگ باشد. خوشبختي كيفيت تفكر است و بايد در اعمال و رفتار و گفتار ما تأثير داشته باشد. اين يعني هماهنگي بين تفكر و اعمال و گفتار. اين يعني خوشبختي يعني سلامت روح و جسم،

وقتي خوشبختي را معنا مي‌كنيم، مي‌بينيم راحت و در دسترس ماست. خوشبختي يك تصميم است، تصميم بگيريم كه خوشبخت باشيم، اما چگونه؟ اولين قدم شناخت خود و دوري از ضدارزشهاست و همه اينها ما را به خوشبختي نزديك مي‌كند.

خوشبختي يعني مديريت بحران؛ در همه زندگي ها مشكلات و سختي‌ها وجود دارد ولي چگونگي و نوع برخورد با مشكلات است كه خوشبختي ما را رقم مي‌زند. با بروز مشكل خود را نبازيم، تلاش كنيم آنها را حل كنيم. خيلي از آنها به زمان نياز دارد و خيلي را هم بايد كنار گذاشت تا در وقت خودش حل شود. همه اينها به دست خود ما صورت مي‌گيرد.

شاه كليد حل همه مشكلاتي كه با آن درگير هستيم، زندگي كردن در زمان حال است. مشكلات و مسائل گذشته را رها كرده و از زمان حال استفاده كنيم.

سپاسگزار بودن و بخشش داشتن ما را به خوشبختي نزديك مي‌كند.

يكي ديگر از راهكارها، همدلي و همزباني است. باافرادي كه سر و كار داريم، اول با افراد خانواده و بعد در محيط كار و اجتماع با همه همدل و همزبان باشيم. شايد يكي از اعضاي خانواده نياز به همدلي دارد و خطايي مرتكب شده كه ما قبلاً گوشزد كرده بوديم، ولي زماني مي‌توانيم همدل و همزبان باشيم كه خط و نشان نكشيم، نگوييم من كه گفتم و...، اگر اهل رضايت باشيم، يعني خوشبختيم.

خوشبختي يعني رها كردن؛ احساس تملك نداشتن، وقتي به چيزي احساس مالكيت داشتيم، وقتي از دست بدهيم، خود را بدبخت‌ترين افراد مي‌دانيم، در حالي كه حتي نسبت به عزيزترين اعضاي خانواده هم نبايد حس تملك داشته باشيم. اگر احساس تملك از بين برود، خيلي راحت مي‌توانيم به سمت خوشبختي برويم.

هرچيز با ضدش معنا مي‌يابد، تا غم نباشد، شادي معنا ندارد. اختلاف، بحران، مشكل و... لازمه زندگي است و بايد باشد، حتي در كتاب ادموند و هليا مي‌خوانيم كه با زندگي يكنواخت احساسي در انسان به وجود نمي‌آيد و چگونگي برخورد با بحرانها ما را به خوشبختي مي‌رساند.

khoshbakht1

دوستان در اين زمينه مشاركت نمايند:

همسفران: فولادگر- شهبازي- عليزاده- مهمانپذير- سبحاني- محمدي- دوستي- زيلايي- ملكي- صفي‌خاني

همسفر فولادگر: قبل از آشنايي با جلسات، در جمعي كه افراد آن را دوست داشتم، يك رفتار و در جايي كه دوستشان نداشتم، رفتار ديگري نشان مي‌دادم ولي بعد از ورود به جلسات، توانستم در هر جمعي كه مي‌روم، يك رو باشم و تا حدودي فكر و عمل و گفتارم يكي باشد و خوشبختي را در هر جمعي احساس مي‌كنم.

همسفر شهبازي: قبل از جلسات نگاهم روي نداشته‌ها بود و غصه مي‌خوردم. اما اينجا ياد گرفتم داشته‌ها را هم ببينم و از بودن در كنار اعضاي خانواده لذت ببرم، اگر يك فرزند بيمار مصرف‌كننده دارم، دو فرزند سالم دارم كه مي‌توانم از آنها لذت ببرم.

استاد: ديدن نداشته‌ها ما را از لذت داشته‌ها دور مي‌كند و احساس خوشبختي نمي‌كنيم. خوشبختي مساوي است با آرامش داشتن. لذت بردن از دو فرزند سالم ديگر يعني اوج بالندگي. گاهي فكر مي‌كنيم چون ما مصرف‌كننده داريم، خوشبخت نيستيم. اعتياد يكي از مشكلات زندگي و البته مشكل بزرگي است ولي قابل حل است، اما اگر اين مشكل حل شود، آيا ديگر مشكلي وجود ندارد؟! زندگي پر از فراز و نشيب است و مشكلات هميشه هست.

همسفر عليزاده: در دستور جلسه سال گذشته به گزينه خوشبختي به جاي خوش‌وقتي توجه كردم و سعي كردم در تمام لحظات حس خوشبختي را داشته باشم و با وجود فراز و نشيب‌هاي زياد، اما با آموزشها به اين نتيجه رسيدم كه بودن مصرف‌كننده در كنار ما خوشبختي است و حس خوشبختي را در ما به وجود مي‌آورد.

استاد: يكي از عواملي كه باعث سوق دادن ما به سمت خوشبختي مي‌شود،‌ اين است كه دوربين بايد روي خودمان باشد. وقتي تمام همّ‌ و غمّ ما صرف درمان خودمان باشد، باعث رشد و بالندگي ما مي‌شود.

ابزارهاي رسيدن به خوشبختي:

تمام موضوعات جلسات سروج با مثلث نشان داده مي‌شود، زيرا مثلث تنها شكل هندسي است كه اضلاع آن بدون واسطه با هم در ارتباط هستند. همدلي يا همفكري، همراهي و همكاري سه ضلع مثلث خوشبختي هستند. سه ضلع مثلث خوشبختي با هم در تعامل كامل است. اين مثلث همه جا به درد ما مي‌خورد و ما را به طرف خوشبختي سوق مي‌دهد. ابزارهايي كه براي حل مشكلات مي‌توانيم به كار ببريم، اين سه پارامتر است و مسلماً با آنها به رشد و بالندگي خواهيم رسيد.

همفكري يا همدلي: فرض كنيد براي رفتن به مسافرت اعضاي خانواده با هم همفكري مي‌كنند كه چه مقدار پول دارند، چه مقدار مي‌خواهند هزينه كنند و وقت بگذارند و با توجه به آن، به يك فكر جمعي مي‌رسند. خروجي همدلي و همفكري اعتماد است. يعني همه به هم اعتماد مي‌كنند و درنتيجه از اعتماد همديگر سوءاستفاده نمي‌كنند. در همفكري يا همدلي دنبال برطرف كردن نياز جمع هستيم نه نياز فردي. در همفكري تك‌روي وجود ندارد.

همكاري: وقتي در هر موردي به اندازه سهم خود باري را از زمين برداريم، يعني همكاري كرده‌ايم. در همكاري اخلاق يا وجدان دخيل است. اگر همكاري در طول سفر نباشد، مسلماً تمام مسئوليتها به عهده يك نفر مي‌افتد و او خسته شده و نق مي‌زند و آرامش از همه گرفته مي‌شود. پس بايد همه به نوبه خود سهم خود را انجام دهند. در همكاري عقل و وجدان دخيل است و ديگر كسي خودرأي نيست و نق نمي‌زند.

هماهنگي: هم+آهنگ؛ آهنگ يعني قصد و عزيمت، وقتي قصد و نيت و عزيمت يكي باشد، به نيجه مي‌رسيم. در هماهنگي بايد مشورت كنيم. خروجي مشورت اين است كه از خودمحوري خارج مي‌شويم و نياز جمع را مورد نظر قرار داده و نظر جمع را اجرا مي‌كنيم. در اينجا دنبال خواسته خود نيستيم، بلكه خواسته جمع مهم است و به همه خوش مي‌گذرد.

با رعايت اينها مشاجره از بين مي‌رود. بدترين آفت رشد و بالندگي و خوشبختي مشاجره است. وقتي مي‌خواهيم حرف خود را به كرسي بنشانيم، وارد مشاجره مي‌شويم. در مشاجره هم برد و باخت مطرح است و چون مي‌خواهيم برنده باشيم، اصلاً حرف طرف مقابل را نمي‌شنويم. در صورتي كه اگر يك انسان بالنده و رشديافته باشيم، دنبال اين نيستيم كه ارتباط ما از بين نرود. زيرا مشاجره شكاف بين روابط مي‌اندازد.

همفكري و همدلي در جلسات، يعني رسيدن به فهم مشترك، وقتي به فهم مشترك برسيم، به درك تفاوت‌ها مي‌رسيم، قبلاً فكر مي‌كرديم تفاهم يعني همه چيز ما با طرف مقابل يكي باشد، در صورتي كه تفاهم يعني درك تفاوتها. پس هر صحبت و سفارش و تذكر در جلسات، براي رسيدن ما به رستگاري، پيروزي و درمان است.

همكاري در جلسات يعني هر خدمتي كه به عهده ما واگذار مي‌شود را با جان و دل انجام دهيم. خدمت از روي دل نه به خاطر ديده شدن، خدمت فقط كار انجام دادن نيست. وقتي گوشي موبايل را خاموش كنيم، خدمت كرده‌ايم يا با رعايت حرمت‌ها و قوانين نيز در حال خدمت كردن هستيم.

هماهنگي در جلسات يعني به طور كلي با تفكر سروج، با راهنما و با سرلژيون هماهنگ باشيم. اين صورت نمي‌گيرد مگر با آموزش چه در جلسات و چه در لژيون. بايد تكاليف لژيون را هم با دل انجام دهيم نه اينكه در دقايق آخر و با هول و عجله و از سر رفع تكليف انجام دهيم.

همسفر محمدي: برداشت من اين است كه بايد نگاهم را نسبت به همه چيز تغيير دهم و در جهت رسيدن به خويشتن خويش حركت كنم. «ليس للانسان الا ما سعي»بايدسعي كنيم و براي داشته‌هايي كه داريم خدا را شكر كنيم و زياده خواه نباشيم.

استاد: تغيير نگاه ما، مبدأ تحول ماست. اگر نگرش ما نسبت به محيط اطراف تغيير كند، حتماً خوشبختي سراغ ما مي‌آيد. زياده‌خواهي آفت خوشبختي است. آز و طمع باعث فاصله گرفتن از خوشبختي مي‌شود.

يكي از راههاي رسيدن به خوشبختي، باور قلبي نسبت به خداوند است. اگر خدا را با تمام وجود حس كنيم و قبول داشته باشيم،‌ ‌مشكلات ريز مي‌شود، «الا بذكر الله تطمئن القلوب»، اطمينان قلب يكي از راههاي رسيدن به خوشبختي است. اگر انسان آرامش نداشته باشد، همه چيز سخت مي‌شود ولي به اندازه ايمان و باور به خدا مشكلات ريزتر و حل آن آسان‌تر مي‌شود.

اگر به دنبال خوشبختي برويم، به خودمان مي‌رسيم. ما هستيم كه باعث مي‌شويم خوشبخت باشيم يا نباشيم. اين از هنر جلسات است كه به ما آموزش مي‌دهد در كنار مصرف‌كننده زندگي همراه با آرامش را تجربه كنيم.

آفات خوشبختي:

مقايسه، زياده‌خواهي، زودخواهي، حسادت، چشم و هم‌چشمي، اهل شكايت بودن، دنبال ناجي بودن، قدرناشناسي، تصميم كوركورانه گرفتن، احساس تملك داشتن، خلوص نداشتن؛ امام علي(ع) در معناي خلوص مي‌فرمايند: خلوص يعني اگر كاري را براي كسي كرديم، منتظر تشكر نباشيم.

آيا مي‌دانيد چرا خوشبخت شدن مشكل است؟

به هر چه احساس تملك داريم و نتوانيم آن را رها كنيم، احساس بدبختي مي‌كنيم.

وقتي حضرت ابراهيم، از حضرت اسماعيل گذشتند، خداوند حضرت اسماعيل را به ايشان بازگرداند. ما بايد ياد بگيريم تمام ضدارزش‌ها (منيت، حسد، نفرت، مقايسه و...) را قرباني كنيم تا بتوانيم در مسير خوشبختي قدم برداريم.

مسئول نظم این کارگاه آموزشی:

مسافر محسن

khoshbakht3

دیدگاه‌ها

0 #3 پاسخ: خوشبختی یا خوش وقتیهمسفرخراط زاده 1398-05-27 14:21
باتشکرفراوان ازاستادجلسه،برداشت من ازدستورجلسه،وقتی ازضدارزشهادوری کنم مشکلات
زندگی رامیتوانم حل کنم وخودرابزرگ ترازمشکلات
میبینم واحساس ضعف وقتی به من دست میدهدکه
گرفتارتاریکی های درون خودم هستم.
باتشکرازبنیانگزارجلسات.
0 #2 پاسخ: خوشبختی یا خوش وقتیهمسفر غفاری 1398-05-25 12:05
درودوخداقوت......برداشت من ازاین دستورجلسه اینکه اگر گذشت وبخشش داشته باشم انوقت احساس خوشبختی بهترمیکنم....ازاستاد وکمیته آموزش سپاسگزارم بابت همه آموزشها
0 #1 خوشبختی یا خوشوقتیهمسفر مرادی 1398-05-25 12:00
با درود وتشکر ...از فرمایشات استاد عزیزم آموزش گرفتم تا زمانی که پذیرش نداشته باشم وسه آیتم معرفت عدالت وعمل سالم در رفتار واعمالم وگفتارم نباشد به خوشبختی نخواهم رسید ومهم این که تغییر نگاه ما نسبت به محیط اطرافمان میتواند ما را به خوشبختی برساند .با سپاس فراوان از زحمات بی دریغتان ...پایدار وپابر جا باد تفکر مقدس سروج.

Comments are now closed for this entry