All for Joomla All for Webmasters
031-33331578 |
031-33312497 |
آرشیو مطالب گزارش كارگاه‌های آموزشی همسفران

 

 

همه ما در ابتداي ورود به جلسات هدفمان اين بود كه مصرف‌كننده‌مان به درمان برسد، ولي وقتي به اينجا آمديم، متوجه شديم كه فضاي آموزشي اينجا به گونه‌اي است كه هر كس بايد براي خودش بيايد و خانواده نمي‌تواند كاري براي مصرف كننده بكند، براي همين هدف خود را تغيير داديم، چون شرايط و توانايي ما براي درمان خودمان بود نه مسافرمان. فقط تعيين هدف كافي نيست و بايد وقتي هدف را تعيين كرديم، در قبالش حركت داشته باشيم، نمي‌شود فقط بياييم و برويم، بلكه بايد آموزشهايي را كه مي‌گيريم، با برداشت صحيح كاربردي كنيم و اميدوار باشيم، زيرا الگوها را مي‌بينيم و همانگونه كه ديگران توانستند، ما هم مي‌توانيم، تا نهايتاً با تلاش و كوشش و استقامت و صبر به هدف برسيم.

موضوع كارگاه آموزشي: پرسش و پاسخ(همسفران)

استاد: همسفر غلامي

تاريخ: سه شنبه 98/7/9

هفته درمان بر اساس علائم باليني و هفدهمين سالگرد تولد جناب آقاي مفتون را به همه عزيزان تبريك عرض مي‌نمايم، انشاءاله هرچه بهتر بتوانيم از اين تفكر استفاده ببريم.

طبق روال بعد از هر 10كارگاه آموزشي، يك جلسه پرسش و پاسخ قرار داده مي‌شود تا اگر كسي ابهامي از دستور جلسات گذشته در ذهنش باقي مانده، برطرف شود و يا اگر در آن دستور جلسه شركت نداشته، موضوع به طور خلاصه بيان شود و ابهامات برطرف گردد.

دوستاني كه در جواب سوالات مشاركت نمودند:

همسفران: مرادي- رضازاده- محمديان- حبيب‌فر- سعيدي- ابراهيمي- تقيان- ابراهيمي- فلاحي- مهدوي- مكري- عليزاده- باقري1- مزروعي- نصر- كاظمي-

- در مورد جهانبيني(تغييرنگاه) توضيح دهيد.

طبق جزوه جهانبيني، نوع نگاه نسبت به جهان هستي و كائنات، جهانبيني نام دارد. ما خودمان هم جزء جهان هستيم، پس نوع نگاه نسبت به خودمان هم جهانبيني مي‌شود. همه ما به خاطر نوع تربيت، محيط و عوامل ديگر از جمله قرار گرفتن در كنار تفكر افيوني، دچار تفكر زائد افيوني شديم و همين طور كه تفكر افيوني تخريب دارد، تفكر زائد افيوني هم به صور آشكار و صور پنهان ما آسيب زده است. همانطور كه مي‌دانيد صور پنهان از مصالح جهانبيني است و وقتي دچار تخريب شود، نمي‌توانيم واقعيت‌هاي جهان هستي را ببينيم، وقايع جهان و موضوعات را از قالب ذهني كه براي خود ساخته‌ايم مي‌بينيم. تغيير نگاه، يعني تغيير دادن قالب ذهني كه براي خود ساخته‌ايم. بايد نگاهي واقع بينانه، همراه با آموزش و برداشت صحيح داشته باشيم تا به واقعيت موضوع پي ببريم. بعضي مواقع يك سري تغييرات انجام مي‌دهيم ولي سطحي است، يعني اگر رنگ و شكل موضوعي تغيير كند، باز همان واكنش را داريم و اين، تزلزل در ما به وجود مي‌آورد. پس تغيير نگاه، يعني در مورد يك موضوع يا مسأله كاملاً تغيير جهت تفكري داده باشيم و با واقعيت آن روبه‌رو شويم. كسي به جهانبيني سالم مي‌رسد كه به قالب ذهني‌اش اجازه قضاوت و برداشت و دريافت از موضوعات را ندهد. از موانع تغيير نگاه، خودمحوربيني، خودعزيزبيني و خودبزرگ‌بيني است، اگر در هر كاري خود را اول ببينيم، نمي‌توانيم تغيير نگاه دهيم، زيرا فقط مي‌خواهيم خواسته ما برطرف شود. اين خود، همان خودي است كه توسط قالب ذهني ساخته شده است. از نشانه‌هاي تغيير نگاه دادن، پذيرش است. به ما گفته مي‌شود مصرف‌كننده بيمار است و از دست كسي كاري براي او برنمي‌آيد مگر اينكه خودش بخواهد، بايد براي خودتان كه دچار بيماري تفكر زائد افيوني شده‌ايد كاري كنيد، ولي اگر اين را نپذيريم و همچنان كارهاي قبلي را انجام دهيم، نشان مي‌دهد كه تغيير نگاهي صورت نگرفته است.

- در مورد دستور جلسه هدف(صبر، اميد،‌حركت) توضيح دهيد.

انسانها سه دسته اند: انسانهاي هدفمند و معقول؛ اين دسته هدفشان را متناسب باشرايط و جايگاه و تواناييهايشان انتخاب مي‌كنند و مسير را ادامه مي‌دهند تا به هدف برسند. دسته دوم، انسانهاي بي‌هدف هستند، هرچه پيش آيد، خوش آيد هستند و دسته سوم افرادي هستند كه هدف دارند ولي با جايگاه و شرايط و تواناييهايشان متناسب نيست. اين افراد دچار تقلا مي‌شوند، فقط حركت بي‌جا انجام مي‌دهند و به هيچ جايي نمي‌رسند. همه ما در ابتداي ورود به جلسات هدفمان اين بود كه مصرف‌كننده‌مان به درمان برسد، ولي وقتي به اينجا آمديم، متوجه شديم كه فضاي آموزشي اينجا به گونه‌اي است كه هر كس بايد براي خودش بيايد و خانواده نمي‌تواند كاري براي مصرف كننده بكند، براي همين هدف خود را تغيير داديم، چون شرايط و توانايي ما براي درمان خودمان بود نه مسافرمان. فقط تعيين هدف كافي نيست و بايد وقتي هدف را تعيين كرديم، در قبالش حركت داشته باشيم، نمي‌شود فقط بياييم و برويم، بلكه بايد آموزشهايي را كه مي‌گيريم، با برداشت صحيح كاربردي كنيم و اميدوار باشيم، زيرا الگوها را مي‌بينيم و همانگونه كه ديگران توانستند، ما هم مي‌توانيم، تا نهايتاً با تلاش و كوشش و استقامت و صبر به هدف برسيم. طي كردن مسير و فرآيندي كه بيان شد را صبر مي‌گويند. هدفي كه تعيين كرديم، هدف مقدس است، زيرا يك مصرف‌كننده مي‌خواهد از مسير ضدارزشي به مسير ارزشي بازگردد و الگوها هم اين را نشان مي‌دهد، پس با ديدن الگوها، به درمان باور و ايمان مي‌آوريم و در مسيري كه حركت مي‌كنيم دچار شك و ترديد نمي‌شويم. كساني دچار شك و تزلزل مي‌شوند كه همچنان با قالب ذهني در حال حركت باشند. به باورهايتان شك نكنيد و شك‌هايتان را باور نكنيد. اگر براي رسيدن به هدف هر كدام از پارامترهاي صبر، اميد و حركت را ناديده بگيريم، به نتيجه نمي‌رسيم.

porsesh3

- در مورد روابط مؤثر بين مسافر و همسفر توضيح دهيد.

روابط يعني ارتباط داشتن. يكي از راههاي برقراري ارتباط با مسافر، مهارت گفتگو كردن است. اكثر مواقع صحبت‌ها به تنش مي‌انجامد زيرا گفتگوي خوب و مؤثر نداريم و اين به دليل بلدنبودن و ناآگاهي است. مثلث پيام شامل خود پيام، گيرنده پيام و فرستنده پيام است. موانع ارتباط شامل عدم شفافيت، عدم امنيت و عدم حرمت است. وقتي ارتباط، به يك سري حس‌هاي منفي مثل كينه، منيت، نفرت، مقايسه و... آلوده باشد اجازه نمي‌دهد ارتباط سالم برقرار شود. شفاف نبودن يعني آنچه به زبان مي‌گوييم با آنچه در درون ماست، يكي نيست و چون طرف مقابل حس دروني را مي‌گيرد، باعث مي‌شود تنش به وجود بيايد. امنيت نداشتن يعني از بيان احساسات بترسيم و يا از اينكه مسافر در جلسه داريم، از مشاركت بترسيم تا نكند او ايرادي بگيرد. يا وقتي از چيزي ناراحتيم، نمي‌توانيم يا مي‌ترسيم احساسات خود را به خوبي بيان كنيم، اما اگر صادقانه و شفاف خواسته خود را با در نظر گرفتن شرايط و موقعيت مناسب به طرف مقابل بگوييم، حتماً يك گفتگوي سالمي خواهيم داشت. اگر گفتگو سالم نباشد، آرام آرام حرمت‌ها شكسته شده و فاصله‌ها زياد شده و در هر دو طرف تخريب ايجاد مي‌شود. نهايتاً تا زماني كه تفكر زائد افيوني و تفكر افيوني داشته باشيم، نمي‌توانيم رابطه سالمي با هم داشته باشيم. مثلث تفكر زائد شامل ترس مسموم، ‌شرم مسموم و گناه مسموم است. مسموم از سم مي‌آيد و اين ترس و شرم و گناه مانند سمي به انسان ضرر مي‌رساند، ترس و شرم و گناه مسموم به خاطر يك عامل بيروني غير از خودمان است، در واقع چيزي است كه مربوط به ما نباشد و به خاطر فرد ديگري اين حس‌ها به ما دست داده باشد. اين حس‌ها بازدارنده است و اجازه نمي‌دهد سفر درماني خوبي داشته باشيم.

- در مورد دور خوردن و دور زدن توضيح دهيد.

نكته اصلي در مورد دور نخوردن، كسب آگاهي و پيدا كردن شناخت است. اگر بخواهيم خودمان را دور نزنيم، بايد نسبت به خود شناخت پيدا كنيم، اگر مي خواهيم مصرف‌كننده ما را دور نزند، بايد نسبت به بيماري اعتياد و مصرف‌كننده آگاهي كسب نماييم و آموزش ببينيم و درك كنيم. اگر آگاهي پيدا كرديم كه مصرف‌كننده براي مصرف مواد، از ترفندهاي مختلف پول طلب مي‌كند، با قدرت تشخيص بايد بفهميم كه قصد سوءاستفاده دارد و يا نه از روي نياز است. پس پذيرش نكته خيلي مهمي در اين قضيه است. اگر پذيرش داشته باشيم، آرامش به دست مي‌آوريم و بهتر مي‌توانيم آموزشها را بگيريم و با قرار گرفتن در موقعيت تشخيص دهيم كه دور مي‌خوريم يا نه. آموزش در مورد قوانين اعتياد خيلي مهم است تا ياد بگيريم رفتارهايي كه مصرف‌كننده از خودش بروز مي‌دهد، ناشي از حكمراني قوانين اعتياد بر اوست و آنها را بشناسيم و به مقابله با مصرف‌كننده برنياييم، بلكه عمل سالم و عمل درست را در آن شرايط انجام دهيم. اين در مورد هر مسأله‌اي و در هر جايي مثل محيط اجتماعي، شغلي، مهماني، و... صادق است و فقط مخصوص مصرف‌كننده نيست.

- در مورد رفتار عاشقانه و رفتار حسابگرانه توضيح دهيد.

زماني به رفتار عاشقانه مي‌رسيم كه صبر، مهر، تفكر، گذشت، عدالت و شجاعت را داشته باشيم. با كاربردي كردن آنها در زندگي آرام آرام عشق را مي‌شناسيم. وقتي رفتارهاي ما حسابگرانه باشد، لياقت عاشق شدن را نداريم. صبر داشته باشيم، يعني غر نزنيم، گذشت داشته باشيم، يعني مسائل چندين سال گذشته را مرور نكنيم، ... عدالت را بپذيريم، بدانيم به چه فكر كنيم و به چه فكر نكنيم، تفكر سالم كنيم، يعني تفكرات آلوده‌اي كه بدون هيچ پايه و اساسي مدتها با ما بوده را كنار بگذاريم و... هرگاه  تك‌تك اين پارامترها را شناختيم و در مسير زندگي توانستيم عملي و كاربردي كنيم، آن موقع تازه مي‌توانيم عشق را بشناسيم، هرچه رفتارهاي ما در اين مسير همسو با اين پارامترها باشد، رفتار عاشقانه‌تر مي‌شود. رفتاري كه از روي چشمداشت و رسيدن به منافع و خواسته‌ها باشد و حس مالكيت به دنبالش باشد، همه حسابگرانه است و هيچ كس هم غير از خودمان نمي‌تواند بفهمد كه رفتارهاي ما چقدر خلوص دارد.

- اين جمله كه «وضعيت كنوني ما عين عدالت است»، باعث نمي‌شود نسبت به اطرافيان و كارهاي آنان بي‌تفاوت باشيم؟ لطفاً توضيح دهيد.

عدالت با مساوات و برابري متفاوت است. وقتي ما وارد جلسات مي‌شويم همه به عنوان همسفر، با هم برابريم، به ما آموزش داده مي‌شود و يك سري حرمت‌ها و قوانيني به ما ارائه مي‌شود كه بايد آنها را رعايت كنيم. اين كاشت بذر ماست. اما مهم داشت يا نگهداري است. به نسبت رعايت قوانين و حرمت‌ها، برداشت مي‌كنيم. كسي كه حرمت‌شكني مي‌كند، قوانين را رعايت نمي‌كند، نامنظم مي‌آيد و ... كم‌كم نااميد مي‌شود، عدالت بر او جاري مي‌شود و از جلسات دور مي‌شود. يك نفر هم با آموزش گرفتن، كاربردي كردن، مطالعه كردن و ... واقعاً زمين دروني خود را شخم مي‌زند و به نتيجه مي‌رسد. پس اول مساوات است ولي نسبت به عملكرد افراد، عدالت جاري مي‌شود. همچنين ما نسبت به عملكرد خود مسئوليم، عدالت بستگي به عملكرد ما دارد، بايد در رفتار و اعمال خود واكاوي كنيم و آنها را تغيير دهيم تا وضعيت كنوني ما تغيير شكل دهد. يك سري مسائل هست كه مربوط به قوانين طبيعت است و ما هيچ دخل و تصرفي در آن نداريم ولي آن دسته از اتفاقاتي كه ما در آن دخيل هستيم، بايد بينديشيم كه سهم ما در بروز آن مشكل چقدر بوده است و ببينيم كجاي كار هستيم و بايد اين دو را از هم تفكيك كنيم.

- تبديل مشكل به مسأله را توضيح دهيد.

مشكلات دو دسته‌اند: دروني و بيروني؛ آن دسته از مشكلاتي كه مربوط به ما نمي‌شود و ما در بروز آنها دخيل نيستيم، بيروني است و يك سري از مشكلاتي كه خودمان براي خودمان به وجود مي‌آوريم، دروني است. اين موضوع كارگاه به ما آموخت كه ريشه و اساس مشكلاتي كه ما براي خودمان به وجود آورده‌ايم را پيدا كنيم و بفهميم چگونه مي‌توان آنها را به مسأله تبديل كرده و حل كنيم. وقتي بلد نباشيم مسأله‌اي كه در زندگي به وجود آمده را حل كنيم، بزرگ و بزرگ‌تر مي‌شود و تبديل به معضل مي‌شود. پس اول بايد شناخت و آگاهي خود را بالا ببريم. دوم اينكه وقتي با ذهنيت و قالب ذهني خود مي‌خواهيم مشكل را حل كنيم و چون اكثراً داراي تفكر زائد و يا تفكر زائد افيوني هستيم، نه تنها مشكل حل نشده بلكه گره آن كورتر مي‌شود. سوم داراي شخصيت متزلزل نباشيم، شخصيت متزلزل، مدام اضطراب و استرس دارد، هميشه احساسات بر او حاكم است و نمي‌تواند با عقل آنها را مديريت كند. نكته كليدي در اينجا اين است كه شخصيت متزلزل نشأت گرفته از جهالت‌ها، اضطراب‌ها و ترس‌هاست و اجازه نمي‌دهد مشكلات را به مسأله تبديل كرده و حل كنيم پس بايد آرام آرام شخصيت خود را باثبات كنيم و اين كار با آموزش و كسب آگاهي ممكن است. گاهي در موقعيتي بايد سكوت كنيم ولي به خاطر منيت، مي‌خواهيم حرف خود را بزنيم اينجا نه تنها مشكل حل نمي‌شود، بلكه تبديل به معضل مي‌شود.

- فرهنگ قدرشناسي را توضيح دهيد.

قدرشناسي يعني قدر و منزلت يك موضوع يا چيزي را بدانيم. تا زماني كه چشمداشت و توقع در قبال تشكر و قدرداني باشد، بدانيم كه روحيه قدرشناسي در ما شكل نگرفته است. نقطه مقابل قدرشناسي، روحيه طلبكاري است. تا زماني كه روحيه طلبكاري در كسي باشد، فرهنگ قدرشناسي به وجود نمي‌آيد. از روحيه طلبكاري تا رسيدن به قدرشناسي يك طيف است و يك شبه انجام نمي‌گيرد، آرام آرام و يكي يكي كارها را بدون توقع انجام دهيم، منافع و حس مالكيت را كنار بگذاريم، خيلي راحت ببخشيم و هيچ كينه ونفرتي نسبت به كسي نداشته باشيم، تا كم‌كم رفتارهاي ما تصفيه ‌شود و به جايي برسيم كه ناخالصي در رفتارهايمان نباشد، زماني اين اتفاق مي افتد كه هيچ روحيه طلبكاري در ما نباشد، وقتي به اين درجه رسيديم، فرهنگ قدرشناسي در ما نهادينه مي‌شود و اين حس خودبه‌خود نمايان شده و عينيت پيدا مي‌كند. رسيدن به اين جايگاه، زمانبر است. منظور از اينكه در يك زمان نمي‌توان هم قدر شناس بود و هم روحيه طلبكاري داشت، در مورد يك موضوع است.

 

مسئول نظم اين كارگاه آموزشي:

مسافر جلال

porsesh1

 

دیدگاه‌ها  

0 #5 پاسخ: پرسش و پاسخ(همسفران)همسفر سیدمحسنی 1398-07-11 14:47
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما وخداقوت، این دستور جلسه که استاد به خوبی بازکردند. با تشکر فراوان
نقل قول کردن
0 #4 پاسخ: پرسش و پاسخ(همسفران)زهرا شمس 1398-07-10 22:21
تولدآقای مفتون راب آن بزرگوارو کل جمعیت تبریک می‌گویم وبرایشان بهترینها راآرزومیکنم
نقل قول کردن
0 #3 پاسخ: پرسش و پاسخ(همسفران)همسفرمحمدیان 1398-07-10 18:43
باسلام
جلسات پرسش وپاسخ کمک زیادی دردرک مطالب دارد.
تشکر از کمیته ی اموزش
نقل قول کردن
0 #2 پرسش و پاسخهمسفر یاراحمدی 1398-07-10 15:53
با عرض سلام و تشکر از استاد که بخوبی سوالات را توضیح دادند .
نقل قول کردن
0 #1 پاسخ: پرسش و پاسخ(همسفران)همسفرغفاری 1398-07-10 15:11
درودوخداقوت....ازاستادتشکرمیکنم که این۱۰دستورجلسه راخیلی خوب وکامل دوره کردن ویادآوری خوبی بودسپاسگزارم
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید