All for Joomla All for Webmasters
031-33331578 |
031-33312497 |
آرشیو مطالب گزارش كارگاه‌های آموزشی همسفران

 

 اگر همسفري به جلسه مي‌آيد كه صرفاً روي مسافر خودش تأثير بگذارد و براي اين تأثيرگذاري تغييري كرده و حركتي انجام داده كه مسافرش به دنبال اين تغيير به جلسه بيايد، سخت در اشتباه است. اين فرد نه تنها تأثيرگذار نيست، بلكه تخريب گذار است. زيرا مسافري كه با فشار و اجبار به خاطر زن و فرزند و مادر و پدر بيايد، بعد از مدتي اندك، كم مي‌آورد و از مسير درمان خارج مي‌شود. وقتي به خانواده خود ثابت كنيم كه همسفر سروج هستيم، ديگر مصرف‌كننده از ما باج نمي‌گيرد و ما را نمي‌ترساند، زيرا مي‌داند ما همسفر همه رهجويان سروج هستيم نه يك شخص خاص. با اين تعاريف، همسفر بودن مخصوص كساني است كه حس مالكيت، ترحم و دلسوزي ندارند و براي درمان كل مسافران تلاش مي‌كنند، اين را به عينه تك‌تك همسفران خدمتگزار ثابت كرده‌اند.

موضوع كارگاه آموزشي: تأثير تغيير همسفر در خانواده

استاد: همسفر قاسمي

تاريخ: سه‌شنبه 98/7/16

اگر امروز بتوانيم با اين دستور جلسه ارتباط برقرار كنيم و به فهم و درك آن برسيم، به نظر من بسياري از نااميدي‌هاي ما از بين مي‌رود و جاي آن را حتماً‌اميد خواهد گرفت. زيرا ما در مورد واژه تأثير دچار تناقض و كج‌فهمي شده‌ايم. براي همين گاهاً ديده مي‌شود همسفران دچار نااميدي شده و نمي‌توانند ادامه سفر درماني بدهند.

در ابتدا بررسي مي‌كنيم همسفر كيست؟ چه جايگاه و چه وظايفي دارد و بايد چگونه عمل كند؟

بند 6 قوانين سروج: همسفر به كسي اطلاق مي‌گردد كه سابقه اعتياد ندارد و براي تعالي اهداف جلسات تلاش مي‌نمايد.

اگر جسم دچار بي‌تعادلي شده باشد، نمي‌توان در هيچ جايگاهي ايفاي وظيفه كرد. براي همين گفته مي‌شود كه همسفر سابقه اعتياد نداشته باشد. هر كسي مي‌خواهد به ديگري كمك كند، بايد خودش در تعادل نسبي باشد.

مهمترين هدف جلسه كه اهداف بزرگ ديگري را در خود جاي مي‌دهد، خارج شدن يك نفر از حوزه اعتياد و پيوستن او به حوزه درمان است. امروز ما همسفران مي‌خواهيم اين را عميق متوجه شويم كه بيمار مصرف‌كننده ما با ديگري هيچ تفاوتي ندارد، اين موضوع خيلي مهم است. معمولاً افراد زباني مي‌گويند كه برايشان تفاوتي ندارد، ولي ايمان كامل داشتن به آن خيلي مهم است. خودِ من در ابتداي ورودم هدفم اينقدر كوچك و ناچيز بود كه فقط مي‌خواستم جلسه بيايم تا مصرف‌كننده‌ام هم بيايد، حتي هدفم اين نبود كه خودم را تغيير دهم تا تأثيري روي او بگذارم. ما بايد اين را در خود ايجاد كنيم كه تمام مسافراني كه در مسير درمان هستند، مربوط به ما هستند، جلسه مال ماست و ما هم مال جلسه هستيم. اگر به اين رسيديم به خاطر كل جامعه و خانواده بزرگ سروج مي‌آييم. البته اين را بايد عميق متوجه شويم.

اگر در جشن‌هاي رهايي در فكر مسافر خود باشيم، يعني اين را متوجه نشده‌ايم. يك همسفر بايد ذره‌اي اين احساس را نداشته باشد، البته اين به معناي آن نيست كه براي درمان شدن بيمارش كاري نكند، بلكه با قدرت در آن جشن رهايي، فكر كند ‌كسي را ندارد كه بخواهد جاي فرد رها شده باشد.

هرچند بزرگترين آرزوي زندگي ما درمان و شفاي فرزند يا همسر يا برادرمان است، ولي بايد اينقدر به معناي واقعي همسفر رسيده باشيم كه با تمام وجود درك كرده و با قدرت اين را بگوييم و خدمتگزار جلسه باشيم. چرا بايد به كسي كه خواهان درمان نيست، فكر كنيم و وقت بگذاريم، ‌به كسي فكر مي‌كنيم كه اكنون در جلسه حاضر شده و خواهان تغيير است. پس اگر تابحال به صورت شعاري مي‌گفتيم همسفريم، از امروز بفهميم كه همسفر براي رشد و تعالي اهداف جلسات مي‌آيد. اگر مشاركتي مي‌كند، خاص مسافر خودش نباشد، بلكه براي تمام مسافران در جلسه باشد.

اگر همسفري به جلسه مي‌آيد كه صرفاً روي مسافر خودش تأثير بگذارد و براي اين تأثيرگذاري تغييري كرده و حركتي انجام داده كه مسافرش به دنبال اين تغيير به جلسه بيايد، سخت در اشتباه است. اين فرد نه تنها تأثيرگذار نيست، بلكه تخريب گذار است. زيرا مسافري كه با فشار و اجبار به خاطر زن و فرزند و مادر و پدر بيايد، بعد از مدتي اندك، كم مي‌آورد و از مسير درمان خارج مي‌شود. وقتي به خانواده خود ثابت كنيم كه همسفر سروج هستيم، ديگر مصرف‌كننده از ما باج نمي‌گيرد و ما را نمي‌ترساند، زيرا مي‌داند ما همسفر همه رهجويان سروج هستيم نه يك شخص خاص. با اين تعاريف، همسفر بودن مخصوص كساني است كه حس مالكيت، ترحم و دلسوزي ندارند و براي درمان كل مسافران تلاش مي‌كنند، اين را به عينه تك‌تك همسفران خدمتگزار ثابت كرده‌اند.

شايد خيلي از ما خودمان را شامل اين بند از قوانين بدانيم ولي چقدر در اين مسير حركت و تلاش داريم؟ براي همسفر واقعي شدن، اول از همه بايد واژه همسفر را متوجه شويم، بعد از اينكه احساسي در ما ايجاد شد، حركت كنيم و تغيير رفتار دهيم تا هر جايي از خانواده خود گرفته تا كل جامعه، بتوانيم مبلّغ سروج باشيم. اينجاست كه مي‌توانيم مؤثر باشيم. بعضي از ما خيلي دوست داريم تأثيرگذار باشيم و براي همين به خودمان فشار وارد مي‌كنيم كه تأثير بگذاريم ولي نمي‌شود و نااميد مي‌شويم.

خانواده از چند بخش تشكيل شده است، يكي خانواده چند نفره كه با هم در زير يك سقف زندگي مي‌كنيم و يكي هم كل اقوام و فاميل، ما در خانواده‌هاي خود يا مسافر داريم، يا مصرف‌كننده و يا فرد سالم و گاهي هم همه را داريم. مسافري كه از خانواده من است و به جلسه مي‌آيد، با خودش تسويه حساب كرده و وارد جلسات شده و خواهان درمان است، يك همسفر نبايد صرفاً تلاشش اين باشد كه فقط روي اين شخص اثر بگذارد، اين كار اشتباه است. زيرا خانواده ما، خانواده سروج است. امروز بايد اين روزنه تنگ كه با آن دنيا را نگاه مي‌كنيم، بشكافيم و وسيع‌تر نگاه كنيم. ديد خود را تغيير داده و وسيع كنيم، چه اشكال دارد به جاي اينكه فقط دنبال اين باشيم كه روي مسافر خود تأثير بگذاريم، روي يكي ديگر از مسافران جلسه تأثير بگذاريم تا او بتواند بهتر راه درمانش را طي كند، چنانكه بارها در مشاركت مسافران شنيده‌ايم كه بعضي از همسفران با مشاركت‌هايشان توانسته‌اند چنين تأثيراتي داشته باشند. وقتي هدف اينگونه تغيير كرد، آنگاه ديگر نااميدي سراغ همسفر نمي‌آيد. به خود مي‌گويد اگر نتوانستم بر فرزند خود تأثير بگذارم، ولي توانسته‌ام روي يك يا چند مسافر ديگر اثرگذار باشم، در واقع توانسته‌ام بند 6 قوانين را اجرا كنم و خود را بيهوده نمي‌بيند. وقتي ببينيم تا حدودي توانسته‌ايم مفيد باشيم، خدا را هزاران بار شكر مي‌كنيم كه كانال آشنايي ما با جلسات، عزيز مصرف‌كننده بوده و از خدا مي‌خواهيم كه او هم به جرگه درمان بپيوندد.

اگر مسافري وارد مسير درمان مي‌شود، دليل نمي‌شود كه همسفر فكر كند او دستش را گرفته و به جلسات آورده است. دليل اصلي‌اش اين است كه زمينه تغيير در اين شخص به وجود آمده و الا اگر كسي بخواهد از خودش اثر باقي بگذارد و با زور و فشار، عزيزش را به جلسات بياورد، ماندگار نيست، زيرا اينها اثرگذاري نيست. هر كدام از ما مأمور شده‌ايم كه روي يك نفر تأثيرگذار باشيم و لزوماً نبايد آن يك نفر، عزيز خود ما باشد، مي‌تواند هر مسافر ديگري كه خواهان تغيير و درمان است، باشد. پس نبايد فكر كنيم اثرگذاري ما فقط بر مصرف‌كننده خودمان است. اگر بخواهيم فقط بر مصرف‌كننده خود اثرگذار باشيم، بدانيم كه مؤثربودن را قطع كرده‌ايم، چه بسا مأموريت ما فرد مصرف‌كننده خودمان نباشد و فرد ديگري باشد. بايد قدر خود را بدانيم و از نااميدي كه شايد به خاطر اين نوع طرز فكر برايمان به وجود بيايد، بيرون بياييم. از يك دست مي‌دهيم و از دست ديگر مي‌گيريم.

همسفراني هم هستند كه مصرف‌كننده‌شان اصلاً قصد درمان ندارد و دوستدار مواد است، به نظر شما مي‌توان بر چنين شخصي اثر گذاشت؟ مسلماً خير. تنها و تنها بر روي كسي مي‌توان تأثير گذاشت كه خواهان تغيير باشد، يعني بذر و دانه درمان در او باشد، تصميم درمان داشته باشد و نسبت به درمان دافعه نداشته باشد. حتي در اين گونه خانواده‌ها خيلي مواقع مصرف‌كننده به خاطر تغيير همسفر، جبهه مي‌گيرد، زيرا مي‌بيند همسفرش ديگر فريب نمي‌خورد، باج نمي‌دهد، دور نمي‌خورد، فشاري براي آوردن او به جلسه اعمال نمي‌كند و... و چون مصرف‌كننده مي‌فهمد همسفرش به دانايي رسيده، جبهه مي‌گيرد و ظاهراً تمام خوبيهاي او را تكذيب مي‌كند. مثلاً همسفر از روي فكر و تعقل و بدون ترحم و ترس و دلسوزي، با تشخيص درست مبلغي را به مصرف كننده مي‌دهد، وقتي اين كار با حس قدرت و منطق و بدون منت و تحقير باشد، مصرف‌كننده خواه ناخواه رفتارش نسبت به همسفر تغيير مي‌كند و اثري را كه بايد داشته باشد، مي‌گذارد.

پس براي اثرگذاري اولاً بايد بند 6 قوانين را فهميد و اجرا كرد و دوم اينكه بايد بستر تغيير و اثرپذيري در شخص باشد. حال اگر كسي اثرپذير نباشد و زمينه‌اش را هم نداشته نباشد، هرچند سالها بيايد و برود، فقط عمرش را تلف كرده و زندگي‌اش هيچ تغييري نمي‌كند. پس هم براي خانواده كوچك خود كه مصرف‌كننده هم شامل آن است و هم خانواده بزرگتر كه سروج است، مي‌توانيم اثرگذار باشيم. سوم اينكه بين مسافر، مصرف‌كننده و ديگر اعضاي خانواده تفكيك قائل شويم و براي هر كدام از نوع خودشان اثرگذار باشيم. البته نبايد براي اثرگذاري تلاش كرد. نمي‌توانيم تصميم بگيريم اثرگذار باشيم و همان هم بشود، اين درست نيست، اين تخريب است. اثرگذاري و اثرپذيري حالتي است كه ناخودآگاه ايجاد مي‌شود. ما رفتار صحيح و عمل سالم را انجام مي‌دهيم، اثر خودش به وجود مي‌آيد. اصلاً هدف جلسه، آثار است. اثر خودبه‌خود محقق مي‌شود.

كسي كه تلاش مي‌كند بيمارش را به جلسه بياورد، نمي‌تواند اثرگذار باشد، همسفر غافل است بيماري كه بستر تغيير در او به وجود نيامده را نمي‌تواند با زور و فشار به جلسه بياورد، اگر هم آمد، هدفي غير از درمان دارد. آمدن بيمار براي درمان شدن، با اين كارها نيست، بايد ضرورت و بستر تغيير حتماً در شخص به وجود آمده باشد.

taseer2

دوستان در اين زمينه مشاركت نمايند.

همسفران: احمدي- نصر- محمديان- مزروعي- مهمانپذير- فولادگر- غلامي- حسيني-

همسفر احمدي: تأثير تغيير همسفر، بستگي به تغيير نگاه و تغيير ديدگاه دارد. فرقي نمي‌كند كه مصرف‌كننده داشته باشيم يا نه. حتي مي‌توان روي ديگر اعضاي خانواده هم اثر گذاشت و با تغيير رفتارهاي اشتباهي كه داشتيم، تغييراتي در زندگي به وجود آوريم. شايد كسي مأمور شده باشد كه با درمان نشدن مسافرش، به يك همسفري كه به نااميدي رسيده، اميد دهد. اگر اين تغييرات دروني باشد و واقعاً بخواهيم از درون تغيير كنيم و كسي شويم كه قبلاً نبوديم، شايد در ابتداسخت باشد ولي اگر دانايي موثر و اجرايي كردن آموزشها زياد شود، كارهاي كوچك و ريز را اجرا مي‌كنيم و تأثيرات بزرگي روي اعضاي خانواده دارد.

استاد: همسفر غلامي از جمله كساني هستند كه هرچند فرزندشان درمان شده و به خاطر شغل و محل زندگي، در جلسه نيستند، ولي ايشان ماندند و در حالت خدمتگزاري هستند. همسفر احمدي نيز هرچند عزيزشان را از دست دادند ولي با آمدنشان ثابت كردند كه به خاطر ايشان به جلسه نمي‌آمدند، بلكه مي‌آيند تا به تمام مصرف كنندگان كل كره زمين كمك كنند تا نجات يابند.

قبل از اينكه بتوانيم تأثير روي ديگران داشته باشيم، بايد روي خودمان تأثير داشته باشيم. براي تأثيرگذاشتن روي خودمان بايد حتماً تغيير كنيم. پس اگر بر خود تأثير بگذاريم، مي‌توانيم بر تك‌تك اعضاي جلسه و مسافر ما هم كه جزئي از جلسه است، اثر بگذاريم.

همسفر محمديان: زماني كه جلسات سروج را آمدم، اول از همه درمان خودم مدنظرم بود و لذت آن را هم چشيدم و به جلسات ايمان آوردم، زيرا سالها حالم بد بود و از هيچ راهي هيچ نتيجه‌اي نگرفتم و حال خوش را با جلسات سروج تجربه كردم. وقتي ايمان آوردم، ماندم و عهد بستم هدف اصلي‌ام جلسه باشد و براي رشد و توسعه جلسات تلاش كنم و توانسته‌ام بدون زور زدن، روي فرزندم تأثير بگذارم. و در جلسات حتي مي‌توانم روي همسفران ديگر هم تأثير بگذارم.

استاد: ما در جلسه اسطوره‌هاي مقاومت زيادي داريم كه با وجود اينكه مصرف‌كننده در خانه دارند، ولي با روحيه قوي و عالي، در جلسه حضور دارند، هيچ ادعايي ندارند ولي يك فرد اثرگذار در جلسه هستند. پس براي تأثيرگذاري اول از همه بايد آموزشها در ما اثر كند، تغيير در خود ايجاد كنيم تا بتوانيم بر ديگران هم اثر بگذاريم.

ما امروز ياد مي‌گيريم كه براي اثرگذاري تقلا نكنيم. كساني كه مي‌آيند تا بيمارشان به جلسه بيايد، جايي به نااميدي مي‌رسند و بند اتصالشان با جلسات قطع مي‌شود. بايد بفهميم كه حتماً آفرينش ما هدفمند بوده و بيهوده آفريده نشده‌ايم و اگر به جلسات سروج راه يافته‌ايم، حتماً حكمتي در اين موضوع بوده حتي اگر بيمار ما درمان نشود و هنوز بستر تغيير در آن ايجاد نشده باشد.

اگر تغيير كنيم، به زور كسي را به جلسه نمي‌آوريم، و وقتي كسي را به زور وادار به درمان نكرديم، ميزان تخريب در جسم و روح شخص مصرف‌كننده كمتر مي‌شود، زيرا يكي از اهداف جلسات سروج مهار اين بيماري است. همسفر واقعي با زور و فشار وارد نكردن، در حال مهار تخريب‌ها و آسيب‌هايي است كه ممكن است به وجود بيايد. به دور از احساس آلوده، كاري كه درست است را انجام مي‌دهد.

وقتي با تمام وجود بفهميم كه مصرف‌كننده‌مان فعلاً درماني نيست، وقتي با تمام وجود بفهميم كه تمام وقت مصرف‌كننده صرف تهيه مواد، مصرف و توجيه آن است، وقتي با تمام وجود بفهميم كه مصرف‌كننده بايد خودش بخواهد درمان شود ولاغير، باعث كمك و تأثيرگذاري بسيار زيادي بر روي اطرافيان دارد. چرا كه ما قانوني در طبيعت داريم به نام قانون القا، پس نبايد فكر كنيم، اگر مدتي است به جلسه مي‌آييم و بيمارمان نمي‌آيد، ما مقصريم. يا اگر آمد،‌ ما عامل آمدن او به جلسات بوده‌ايم.

بايد من، ما شود. خانواده ما وسيع شود و بشود خانواده سروج، وقتي اينها را فهميديم، تغيير مي‌كنيم و با تغيير، حتماً اثر مي‌گذاريم، شايد روي بيمار خودمان نه ولي حتماً روي شخص ديگري اثر مي‌گذاريم. پس تأثير در گرو تغيير است.

ما به خاطر عدم تغيير و داشتن تفكر زائد افيوني، داشته‌هاي خود را نديديم ولي جلسه به ما ياد داد كه با تك‌تك اعضاي خانواده چه مصرف كننده و چه غيرمصرف كننده چطور و چگونه برخورد كنيم تا بتوانيم اثرگذار باشيم، البته بدون هيچ تقلايي. با هر فردي در هر سني خاص خودش رفتار كنيم. براي اثرپذيري و تغيير حتماً بايد زمينه و بستر داشته باشيم. پس خودمان را براي غير از اين نبايد به زحمت بيندازيم و نااميد نشويم كه چرا بعد از مدتها كه به جلسه مي‌آييم،‌ عزيز مصرف‌كننده به جلسه نيامده، شايد زمينه و بستر درمان و تغيير در ايشان نباشد و نمي‌توان با زور و زحمت او را به جلسه آورد.

 

مسئول نظم این کارگاه آموزشی:

مسافر حجت

taseer3

 

دیدگاه‌ها  

0 #17 پاسخ: تأثیر تغییر همسفر در خانوادههمسفر باقری۱ 1398-08-08 22:15
با عرض سلام و تشکر از استاد عزیز.بعد از مطالعه ی این دستور جلسه،فهمیدم که برای تأثیرگذاری در ابتدا باید بند ۶ قوانین را درک کنم و در مرحله ی بعدی بدانم،روی کسی میتوانم اثر بگذارم که تأثیر پذیر باشد.ممنون از تمام خدمتگزاران.
نقل قول کردن
0 #16 پاسخ: تأثیر تغییر همسفر در خانوادههمسفر مهدوی 1398-07-23 21:11
سلام وخسته نباشید. من از روزی که تاحدودی آموزشها راکاربردی کردم دیگر اعضای خانواده تابه مشکلی برمیخورند من را مقصر نمیدانندواگرحرکت درستی انجام دهم میگویند چون کلاس میری اینطورعمل میکنی.تشکرازخادمان سروج
نقل قول کردن
0 #15 پاسخ: تأثیر تغییر همسفر در خانوادههمسفر علیزاده سفراو 1398-07-23 21:06
با عرض سلام. بنده تغییرات اندکی کردم ولی تاثیر زیادی در رفتار بقیه با خودم دیدم و این موهبت را سپاس گذار تشکیلات سروج هستم.
نقل قول کردن
0 #14 پاسخ: تأثیر تغییر همسفر در خانوادهفاطمه فولادی 1398-07-23 09:18
باسلام وتشکرازاستادتاثیرپذیری باحرف زدن انجام نمیگیردبلکه باعمل کردن انجام میگیرد
نقل قول کردن
0 #13 تقدیر وتشکر از استاد وکمیته آموزشهمسفر حسینی 1398-07-20 09:16
استاد مرا بسیار امیدوار کردند که متوجه خودم شوم که کجای کارم و چقدر در توسعه اهداف جلسه کو شا هستم وبه عنوان مجری تشکر میکنم از دوستانی که با نظریه هایشان فرمان را اطاعت کردند ونشان دادند که همسفر واقعی هستند
نقل قول کردن
0 #12 پاسخ: تأثیر تغییر همسفر در خانوادههمسفرخراط زاده 1398-07-20 06:37
خداقوت به تمامی همسفران سروج امیدوارم دربرابر
هراتفاقی یک همسفربمانم.تشکرازبنیانگزار.
نقل قول کردن
0 #11 پاسخ: تأثیر تغییر همسفر در خانوادههمسفر فولادگر 1398-07-19 16:36
باسلام وتشکر از همسفر قاسمی عزیز ...برداشت من تاثیر در گرو تغییر است
نقل قول کردن
0 #10 پاسخ: تأثیر تغییر همسفر در خانوادههمسفرسیدمحسنی 1398-07-18 22:36
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما وخداقوت این دستور جلسه که استاد به خوبی بازکردند، با تشکر فراوان
نقل قول کردن
0 #9 پاسخ: تأثیر تغییر همسفر در خانوادههمسفرمحمدیان 1398-07-18 12:13
باسلام
استادمثل همیشه بسیار پرانرژی والبته متفاوت این موضوع رابررسی کردند.
تشکرفراوان ازهمه عزیزان خدمتگزارتفکرسروج
نقل قول کردن
0 #8 پاسخ: تأثیر تغییر همسفر در خانوادههمسفر رضازاده 1398-07-18 09:01
سلام و خداقوت به همه خدمتگزاران تفکر والای سروج خصوصا استاد عزیز این کارگاه که این موضوع را بسیار عمیق و مو شکافانه بررسی کردند طبق برداشت من کسی که هدفش تغییر برای تاثیر گذاری روی دیگران است هنوز دچار حس مالکیت است وهمین درگیری ذهنی مانع تمرکز او روی درمان می شود
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید