031-33687673 |

مانيفست

واژۀ سروج تشکیل شده از حروف ابتدایی" سلامت روح و جسم " میباشد. سروج یک راه و روش فرآیند مدار در درمان اعتیاد می باشد که از سال 1386 فعاليت خود را آغاز نموده...

ادامه مطلب...

بنیان گذار روش درمان تنظیم دارو بر اساس علائم بالینی

آقاي مهرداد مفتون از سال 1384 در زمينه درمان اعتياد و برگزاري جلسات درمان گروهي اعتياد در اصفهان مشغول به فعاليت و تلاش مي‌باشند...

ادامه مطلب...

قوانین و حرمت جلسات سروج

1. سروج جلساتی است تحقیقاتی که با راهنمایی نیروهای مافوق و با توکل به قدرت مطلق، تشکیل می گردد.
2. شرط شرکت در جلسات، پذیرفتن اصول و قوانین آن و تمایل به رهایی از دام اعتیاد می باشد.

ادامه مطلب...

پروتكل درمان

پروتكل درمان شامل زمان، ‌دارو، آموزش و كاربردي كردن مي‌باشد...

ادامه مطلب...

فرم ارسال نظر

لطفا نام و نام خانوادگی خود را وارد کنید!

تلفن همراه به درستی وارد نشده!

آدرس ایمیل وارد شده معتبر نمی باشد!

Invalid Input

لطفا متن پیام خود را وارد کنید!

کد امنیتی
کد امنیتی جدید؟ کدامنیتی به درستی وارد نشده!

ما وقتی یک هویتی از خود می سازیم، از خود واقعی یعنی چیزی که خداوند خلق کرده دور می شویم و هرچه این دور شدن بیشتر باشد، کابوسها بیشتر می شود. کابوسها به ما پیام می دهد. .... پیام کابوس دیدن و خوابهای آشفته در شب هم میزان دور شدن از خود واقعی و غلیظ شدن هویت خود ساخته را نشان می دهد.

موضوع کارگاه آموزشی سفر دوم: سلامت روح و جسم، آرامش

استاد: جناب آقای مفتون

تاریخ: دوشنبه 1400/5/11

نام تشکیلات ما سلامت روح و جسم است. یعنی اگر روح و جسم ما سالم نباشد، شدت کابوسها بیشتر می شود. در درمان جلوتر که می رویم جسم سالم می شود ولی هنوز روح به آرامش خودش نرسیده چرا؟ زیرا هنوز به خود واقعی نرسیده است. ما وقتی یک هویتی از خود می سازیم، از خود واقعی یعنی چیزی که خداوند خلق کرده دور می شویم و هرچه این دور شدن بیشتر باشد، کابوسها بیشتر می شود. کابوسها به ما پیام می دهد. مثل درد دندان که به ما پیام می دهد دندان خراب شده و باید درستش کرد ولی اکثراً با قرص درد را ساکت می کنند. پیام کابوس دیدن و خوابهای آشفته در شب هم میزان دور شدن از خود واقعی و غلیظ شدن هویت خود ساخته را نشان می دهد. انسان هرچه جلوتر می رود منیت، بدبینی، حرص، حسادت، کینه و همه اینها را خودش خلق می کند. این صفات روح را آلوده نمی کند، چون روح بد نیست، بلکه ما را از روح دور می کند. اینجا شجره طیبه و شجره خبیثه عینیت می‌یابد. به هر میزان که شجره خبیثه را آبیاری کنیم، خودِ ما جلوی رشد شجره طیبه را می گیریم. ولی دنبال مقصر از بیرون می گردیم و این نکته خیلی ظریفی است که بدانیم هرچند از نظر جسمی به سلامت معقولی می رسیم ولی هنوز فکرمان همخوان نیست. به حدی از عقل و شعور می رسیم که برای جسم کافی باشد. یعنی بفهمیم چه بخوریم، چه نخوریم، چه بپوشیم چه نپوشیم، کجا برویم کجا نرویم، چه کار کنیم و چه کار نکنیم و کلیه کارهای روزمره ولی به خاطر راکد ماندن طولانی فکر، قدری وقفه افتاده است.

به عنوان نمونه چند هفته است که یک مسافر مراجعه می کند و خودش اظهار می کند که دیگر جسمش نیاز به دارو ندارد. هشت ماه پیش هم آمده بود و همین حرف را می زد و الان هم دوباره همین حرف را زد و گفت من از هشت ماه پیش نیاز به دارو نداشتم یعنی در فکرش وقفه افتاده است. من به ایشان توصیه کردم که باز هم دارو را ادامه دهد و دلیلش این است که وقتی هشت ماه پیش گفته من نیاز به دارو ندارم و الان هم می گوید من از هشت ماه پیش تا حالا نیاز به دارو نداشتم، یعنی آموزش از لحاظ فکری تأثیری روی ایشان نداشته است. مثل ربات آمده و رفته و حرف گوش کرده است. سرلژیونها دقت کنند کسی که مرتب می نویسد و می آید و می رود ملاک نیست. علائم بالینی یعنی این. ملاک آن است که بفهمد اگر همچنان مثل قبل بدبین بوده و الان هم هنوز هست شاید از نظر جسمی نیاز نداشته باشد ولی از لحاظ فکری آن وقفه فکری هست و خودش را نشان می دهد.

ما خودمان را خلق نکردیم. خودِ واقعی ما را خداوند خلق کرده است. ولی بعداً خودمان چیزی برای خودمان خلق کردیم و این اتفاق باعث دور شدن ما از چیزی که خدا خلق کرده می شود. برای همین تأکید می شود که سرلژیونها و راهنمایان روی رفتار و حرکاتشان دقت زیادی داشته باشند. زیرا راهنمایان آدم سازند. خیلی از خدمتگزاران وقت و نیرو می گذارند ولی گاهی هدف گم می شود. فکر می کنند می آیند تا یک لژیونی را اداره کنند و بروند. تأکید کنگره این است که حتماً سرلژیونها و راهنمایان در ورزش باشند و اگر نباشند، لژیون آنها باید تعطیل شود. دلیلش را به عینه در فضای ورزشی دیدیم. مسئول ورزش فرهنگی شهرداری به ما گفت که شما برای چند نفر نیاز به اتاق برای نگهداری وسایل ورزشی ندارید. می توانستیم برای ورزش کردن از سالن استفاده کنیم ولی هدفمان این بود که درمان را به جامعه ببریم، ولی عملکرد ما از هدفمان دور شد. تأکید برای ورزش به این دلیل است که اگر جسم درست شده باشد، روح هم درست شود، در واقع فکر از قیود و جامدبودن و وقفه ای که در آن افتاده بیرون بیاید.

یکی دیگر از مواردی که باید خدمتگزاران در کنگره حتماً رعایت کنند این است که حق سیگار کشیدن ندارند. دلیلش این است که می خواهند سرلژیون یا راهنما آدم سازی کند. مثالی از قدیم می زدند که اگر می خواهید یک ساله محصول برداشت کنید گندم بکارید. اگر می خواهید ده ساله برداشت کنید، درخت گردو بکارید. اگر می خواهید صدساله محصول برداشت کنید، آدم بسازید. دلیل کمبود سرمایه انسانی ما همین است. در آزمون کسی نمره بالایی نمی گیرد و اگر به آنها خدمت بدهیم ما اشتباه می کنیم زیرا شخص خودش را نشان می دهد. ما باید از الان برای آینده هدف گذاری کنیم و افراد را تحت آزمونها مختلف قرار دهیم. نباید دلخوش به چند رهایی باشیم زیرا در آینده به اضمحلال می رویم.

در کل باید گفت جسم و روح همسو و همزمان و همسان با هم باید سالم شود. اگر این طور شد که به هدفمان رسیدیم و بیهوده نیامده ایم. برای هر کاری باید هدف داشت.

ما روزی هدف داشتیم ساختمان بسازیم و با وجود مشکلات زیادی که داشتیم ساختیم. ولی هنوز کار تمام نشده است و زمان هایی که نیاز داریم دوستان باید برای کمک بیایند. اینکه دیگر عزیزان استقبال نمی کنند به خاطر این است که فکر می کنند کار تمام شده است، ولی ما به غیر از خود ساختمان هنوز درگیر ادارات شهرداری و جهاد و... هستیم. بدهی های زیادی داریم که باید پرداخت کنیم و موارد ناتمامی داریم که باید به اتمام برسد.

بنابراین اگر هدف گذاری می کنیم بدانیم برای چیست فقط صرفاً به خاطر اینکه سرلژیون هستیم بیاییم یا ده دقیقه و نیم ساعت دیرتر بیاییم و سرلژیونی خود را انجام دهیم و برویم این آدم سازی نیست. برای آدم سازی، اگر اعتقاد به آموزش داریم، باید اول خودمان به آن مرحله برسیم و اگر معتقد نباشیم فکر می کنیم آموزش تمام شده است. عزیزانی هستند که خدمت می کنند وقت هم می گذارند ولی اصلاً به آموزش دقت نمی کنند. آموزش فقط جهانبینی خواندن و وادی خواندن نیست. مهم هدف ماست.

ما باید نیرو بسازیم که بتوانیم در آینده از آن بهتر استفاده کنیم. آینده اینجا را روشن می بینم و روزانه چندین نفر به اینجا مراجعه می کنند، شاید ادامه ندهند ولی همان که می آیند نشاندهنده مراجعات زیادی در آینده است. بعد از هر رهایی انگیزه زیادی در جمع ایجاد می شود ولی اگر شش ماه رکود داشته باشیم و رهایی نداشته باشیم به همان اندازه حرکت در بقیه کُند می شود. همه در قبال این مسئولیم. یک نگاه دیگر و یک نگرش دیگر و یک قدم دیگر باید برداریم. تا اینجا خوب بودیم از حالا به بعد هم باید خودمان یک تغییر نگاه در خودمان داشته باشیم.

هفته گذشته راجع به موجّه بودن خدمت صحبت شد. خدمتگزار علاوه بر مطلوب خدمت بودن، باید موجّه هم باشد. موجّه بودن یعنی به این نکات توجه داشته باشد و دقت کند. احساس مسئولیت کند. نه اینکه به دید خودش فکر کند چون کسی نیست مجبورند از او استفاده کنند پس هرطور که می خواهد رفتار کند، سی دی را گوش نکند، ننویسد، سیگار بکشد و... اینها تا حدی است و در این مواقع شخص آسیب می زند بدون اینکه خودش بداند. زمینه ای آماده می شود که نفر بعدی نفر بعدی و نفر بعدی آسیب ببینند.

وقتی کسی در میان جمع مهمانان اعلام سفرش را از روی برگه می خواند ضعف از سرلژیونش و از ماست. در لژیون روی این موارد کار نشده است. اینها نشان می دهد من مسئول و خدمتگزار باید اینها را مدنظر قرار دهم و بدانیم ضعف از کجاست و هر کدام در آن ضعف چقدر سهیمیم.

وقتی خود را بی اهمیت می بینیم مطمئناً دیگری هم بی اهمیت می بیند و اینگونه آسیب می زنیم. گفته می شود رفتار ما آینه اعمال دیگران است. بدون اینکه بدانیم با خودمان طوری رفتاری می کنیم که باعث می شود دیگران هم با ما همان رفتار را بکنند و آن رفتار آینه رفتار دیگران با ما می شود.

وقتی خدمتی را به عهده می گیریم ولی سرموقع برای انجام آن حاضر نمی شویم، یعنی دغدغه نداریم. این می شود گناه. زیرا آدم هایی که قرار است بعداً ساخته شوند درست ساخته نمی شوند و به همان شکل بار می آیند. اگر واقعاً گوش کنیم و بفهمیم چون فهمیدن خیلی مهم است آن موقع تکانی می خوریم ولی اغلب گوش می کنیم و از آن عبور می کنیم. باید عملکردمان را بفهمیم و متوجه شویم.

کابوسها نشان می دهد ما از خود واقعی مان دورتر شده ایم و هنوز در فرار و گریز و در ترس، منیت، دخالت، فضولی، مقایسه، قضاوت و... هستیم. اینها که در درون ما باشد، ذهن بازی می کند و ما را اسیر بازی ذهن دیگران هم می کند. اما از آنجا که خداوند ارحم الراحمین است، هم مهربان است و هم بخشنده و این در تمام کتب آسمانی از جمله کلام اله آمده است، در اوج عالم ضدارزشی که کابوس می دیدیم، با انجام یک رفتار سالم و خوب و الهی و خداگونه، خواب خوب هم می دیدیم زیرا خداوند بخشندگی اش را نشان می دهد ولی ما نمی فهمیدیم. زمانی می‌فهمیم که به خود خداوند باور و ایمان داشته باشیم و این خیلی مهم است.

باید هدف از آمدن مشخص شود. اینکه بیاییم فقط رفع تکلیف کنیم چون احساس می کنیم مدیونیم و یا برای اینکه مسئولین اینجا دست تنها هستند برویم و کاری بکنیم، هدف نیست. هدف تفکر انسان سازی است. انرژی خود را روی این نگذاریم که چرا مسافران تازه رها شده در جلسه نیستند زیرا دیگر نمی توانیم درست آموزش بگیریم و اگر خدمتگزار هستیم دیگر نمی توانیم درست آموزش بدهیم. اگر نگاهمان به این باشد که چرا این آمد و آن نیامد و چرا این طور شد و آن طور نشد، دخالت در کار دیگران است و انرژی ما را بیهوده تلف می کند، زیرا ما قضاوت هایمان در حد دانسته هایمان است. اصلاً نباید قضاوت کنیم. اگر اینها را اینجا رعایت کنیم، در خانواده خود هم صددرصد این کار را می کنیم. آنگاه آرامش به زندگی ما می آید. ما می توانیم با همسرمان اختلاف داشته باشیم، اشکالی ندارد ولی اینکه کینه به دل بگیریم و رفتار بد داشته باشیم یعنی کابوسها و جهنم را خودمان برای خود مهیا می کنیم. هرچه الان درو می کنیم محصول کاشته قبلاً خود ماست.

و باز هم تأکید می شود که کابوسها پیام است. وضعیت انا الله و انا الیه راجعون ما را مشخص می کند که ما چقدر از خداییم که می‌خواهیم به خداوند بازگردیم. با ایمان به توحید، اعتقاد به عدل و امید به معاد به جایی که از آنجا آمده ایم بازمی گردیم، به خود واقعی مان برمی گردیم. اگر امید نداشته باشیم با چه امیدی می آییم، با چه امیدی زندگی می کنیم و با چه امیدی کسب وکار می کنیم؟!! امید نباید واهی باشد که بخواهیم کاری بیهوده انجام دهیم. نمی شود بنشینیم و آرزوی ماشین آخرین مدل و خانه آن چنانی داشته باشیم اینها امید نیست. اینها رویاست. امید آن است که با شرایط و احوالات ما، مطابقت داشته باشد. زمانی که ساختمان را شروع کردیم، خیلی ها مضطرب بودند که نشود این کار را انجام داد حتی انتقادات شدیدی می شد که چرا این کار را شروع کردند، البته از روی دلسوزی بود ولی باید بدانیم که روح را باید آهنین کرد. آهنین شدن روح یعنی دلسوزی نکنیم. خیلی ها دلشان که می سوزد کاری می کنند که نه تنها کمک نیست بلکه باعث خراب شدن آن کار می شود. روح آهنین یعنی محکم و باقدرت سر اعتقاد درست و سالم بایستیم و ایمان داشته باشیم و دلمان نسوزد. قلب آهنی یعنی روح آهنی. چیزی به اسم دلسوزی نداریم یک چیزی درست است انجام می دهیم و اگر درست نیست انجام نمی دهیم. این نکته خیلی مهمی است زیرا 90درصد مشکلات زندگی ما به خاطر دلسوزی های ماست. زمانی دلسوزی می کنیم که از صراط مستقیم و از خود واقعی دور می شویم ولی فکر می کنیم کار مثبت و ثوابی انجام داده ایم. البته همانطور که کم کم از خود واقعی مان دور شدیم کم کم هم باید به آن بازگردیم.

تا جایی که می توانید از دیدگاه شخصی خود نسبت به یک شخص عبور کنید. اگر آن شخص به درد جلسه و تفکرات درمان می خورد اختلافات شخصی خود را با او کنار بگذارید. اگر هنوز نظر شخصی نسبت به فردی در جلسه داشتیم بدانیم هنوز آموزشها روی ما تأثیر نداشته است. دنبال این نباشیم که اگر مثلاً در کار ساختمان کسی را معرفی کردیم درست ترین و بهترین است. شاید اشتباه باشد پس نباید تعصب داشته باشیم. ببینیم چه چیزی به نفع تشکیلات است. اگر نیرویی به نفع تشکیلات است از آن بهره ببریم تا زمانی که ویروس نشود و تفکر ضربه نخورد حتی اگر با شخص من اختلاف داشته باشد. زیرا اعتقاد و عقیده شخصی و ذهن تعبیری و تفسیری باعث می شود روزبه روز از روح خود و خودِ واقعی که خداوند خلق کرده دور شویم.

ما نمی توانیم روح را آلوده کنیم، بلکه عامل نفس می شویم و نفس است که برای ما تصمیم می گیرد. پس اگر می آییم بدانیم با چه هدفی می آییم. فکر نکنیم اگر ما نباشیم کسی نیست کاری بکند و دین ما در همین حد باشد. بدانیم خیلی بیشتر مدیون هستیم نه به شخص، به آن چیزی که به آن رسیده ایم. اگر نخواهیم آموزش بگیریم مطمئن باشید روزبه روز به اضمحلال می رویم. زیرا مغز انسان فرّار است و اگر سقف آموزش در حد همان زمان رها شدن بماند، فکر می کنیم همه چیز را می دانیم و پیشکسوت هستیم ولی چیزی نمی دانیم و آن موقع دیگر برای هر خدمتی موجّه نیستیم. هم مطلوب خدمت بودن و هم موجّه بودن باید مدنظر باشد. آن موقع می توانیم سرمایه انسانی بسازیم. ولی در غیر این صورت فقط می آییم و می رویم و تمام می شود.

دوستانی که در این زمینه مشارکت نمودند:

مسافران: علی- نصراله- علیرضا- علیرضا ر- حسین ابراهیمی-

همسفران: غفاری-  سیدمحسنی-

salamat3

مسئول نظم این کارگاه آموزشی:

مسافر سفر دوم میثم2

salamat2

 

دیدگاه‌ها  

0 #5 پاسخ: سلامت روح و جسم، آرامشعباس علی خاصی 1400-05-19 21:54
با سلام و تشکر از استاد عزیز مطالب بسیار اموزنده و خوبی بود برداشت این بود که باید هدف ام را از امدن به جلسات مشخص کنم و پیرو تفکر سروج حرکت کنم و روز به روز در اموزش ها پویا تر باشم تا به خود واقعی برسم
نقل قول کردن
0 #4 سلامت روح و جسم، آرامشعلیرضا م 1400-05-14 13:46
دریافتم که هدف مقدس ، رسیدن به خود واقعی است و برای رسیدن به این مقوله باید قلبی آهنی و بدور از رفتار احساسي داشته باشم .سپاس و قدردانی از استاد و تفکرسروج.
نقل قول کردن
0 #3 پاسخ: سلامت روح و جسم، آرامشمسافر علیرضا رفیعائی 1400-05-14 09:20
تشکر فراوان از استاد و کمیته آموزش و مسئول سایت،در این جلسه یاد گرفتم برای رسیدن به خود واقعی باید روز به روز چشمهایم را با نور آموزش بیناتر کنم تا بتوانم تاریکیهای درونم را ببینم،بتوانم پیام‌های درونم را دریافت کنم و با طی کردن این مسیر بسمت سلامت روح و جسم حرکت خواهم کرد و روزبروز فاصله ام با خود واقعی کم خواهد شد.
نقل قول کردن
0 #2 سلامت روح وجسم،آرامشعلی 1400-05-13 23:45
درود بر استاد که موضوع را ساده و قابل فهم بیان کردند.
برداشت من از این دستور جلسه اینه که اگه به خود واقعیم نزدیک نشوم نمیتوانم به ان ارامش واقعی برسم و بیشتر به دنبال خواسته ها و هدف آن درخت خبیثه حرکت خواهم کرد و بیشتر بجای به ارامش رسیدن به دنبال کامجویی بودن خواهم بود
نقل قول کردن
0 #1 پاسخ: سلامت روح و جسم، آرامشهمسفر سید محسنی 1400-05-12 18:48
با عرض سلام و خدا قوت،این دستور جلسه که استاد به خوبی باز کردن. با تشکر فراوان از کمیته آموزش و سایت
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید
اگر کد نمایش داده شده برای شما خوانا نیست بر روی کلید تصویر امنیتی جدید کلیک کنید

آخرین اخبار

ورزش سروج

گالری تصاویر