031-33687673 |

مانيفست

واژۀ سروج تشکیل شده از حروف ابتدایی" سلامت روح و جسم " میباشد. سروج یک راه و روش فرآیند مدار در درمان اعتیاد می باشد که از سال 1386 فعاليت خود را آغاز نموده...

ادامه مطلب...

بنیان گذار روش درمان تنظیم دارو بر اساس علائم بالینی

آقاي مهرداد مفتون از سال 1384 در زمينه درمان اعتياد و برگزاري جلسات درمان گروهي اعتياد در اصفهان مشغول به فعاليت و تلاش مي‌باشند...

ادامه مطلب...

قوانین و حرمت جلسات سروج

1. سروج جلساتی است تحقیقاتی که با راهنمایی نیروهای مافوق و با توکل به قدرت مطلق، تشکیل می گردد.
2. شرط شرکت در جلسات، پذیرفتن اصول و قوانین آن و تمایل به رهایی از دام اعتیاد می باشد.

ادامه مطلب...

پروتكل درمان

پروتكل درمان شامل زمان، ‌دارو، آموزش و كاربردي كردن مي‌باشد...

ادامه مطلب...

فرم ارسال نظر

لطفا نام و نام خانوادگی خود را وارد کنید!

تلفن همراه به درستی وارد نشده!

آدرس ایمیل وارد شده معتبر نمی باشد!

Invalid Input

لطفا متن پیام خود را وارد کنید!

کد امنیتی
کد امنیتی جدید؟ کدامنیتی به درستی وارد نشده!

وقتی به این درک برسیم که نمی توانیم لباسهای ده سال و پانزده سال پیش خود را بپوشیم، می فهمیم که نمی شود با افکار گذشته خود زندگی کنیم. این افکار اجازه پویایی و نو شدن زندگی را نمی دهد به این دلیل افسرده می شویم و نگران و خموده هستیم. زیرا زندگی را نو نمی بینیم. این طور مواقع واکنش درونی نشان می دهیم، ولی این دستور جلسه به ما یاد می دهد کنش را یاد بگیریم. ما هم پویا باشیم

موضوع کارگاه آموزشی سفر دوم: چگونگی زندگی پویا و نو

استاد: جناب آقای مفتون

تاریخ: دوشنبه 1400/6/15

موج هیچ وقت آرامش ندارد و همیشه در تلاطم است یا بالا می آید و یا پایین. زندگی هم به این صورت است و همیشه در تلاطم است. امروز می خواهیم واکاوی و آسیب شناسی کنیم که به چه دلیل در زندگی هایمان موفق نیستیم ؟ 

زندگی یک حرکت زاینده و پویاست. یک کیفیت نو شونده و پیش رونده دارد. به این دلیل در احادیث آمده است که اگر دو روز شما مثل هم باشد، ضرر کرده اید. نقش ما انسانها در این قضیه چیست و چرا ما در برخورد با مشکلات نمی توانیم آنها را حل کنیم؟ دلیلش به ذهنیات ما برمی گردد. ذهنیاتی که پر از تصویرهای گذشته است. ما درون خود را انباشته از تصورات و ذهنیات گذشته کرده ایم و این با نو شوندگی تضاد دارد. 

زندگی در حال نو شدن است و روزبه روز جلو می رود، ولی ما در قضاوتهای گذشته مانده ایم که چند سال پیش مادرم، پدرم، همسرم، دوستم، همکارم فلان حرف را به من زد، فلان کار را کرد، آن طور نگاه کرد و... و فقط مدنظر ما تصورات گذشته است و این اجازه نمی دهد پویایی و نو شدن زندگی را حس کنیم. در صورتی که باید از طبیعت الگو بگیریم. طبیعت هر لحظه نو می شود، همه چیز در کائنات بر اساس نظم و انضباط انجام می شود. 

وقتی ذهنیات ما انباشته از گذشته است، نمی توانیم با واقعیت زندگی روبه رو شویم. اینجاست که در مواجهه با هر مشکلی به ناجی پناه می بریم تا مسائل ما را حل کند. در صورتی که خود ناجی هم همین مشکل را دارد. فهمیدن این خیلی سخت است ولی می تواند سهل هم باشد. زمانی سهل است که به آموزش گرفتن، فهمیدن و درک کردن برسیم.

چهارشنبه گذشته موضوع دستور جلسه قوانین بازی بود. یاد گرفتن قوانین بازی برای این است که نوع نگاه ما روی جسم و روح و روان ما تأثیرگذار است. مثلاً وقتی بر اثر اتفاقی عصبی می شویم، روی جسم تأثیر می گذارد و باعث سردرد و دل درد و .... می شود و به خواب و خوراک لطمه می خورد زیرا اینها همه به هم مرتبط است. ولی اگر قوانین بازی را یاد گرفتیم، بهترین محلّ گذر و عبور به صور پنهان خودمان است. صور پنهان را نمی شود دید ولی می شود درک کرد تا بفهمیم خواسته ای که الان داریم از روی نفس اماره و رذایل است یا فضایل؟ بدانیم از کدامیک نشأت می گیرد. اگر قوانین بازی را یاد بگیریم آن موقع متوجه می شویم خواسته های ما معقول است یا نامعقول، از رذایل است یا از فضایل؟ وقتی به این مرحله رسیدیم و درون و صور پنهان خود را درک کردیم و ماهیت خود را تشخیص دادیم، آن موقع می دانیم تحلیلی که می کنیم درست است. می دانیم چه موقع چیزی را بخواهیم و چه موقع چیزی را نخواهیم. توقع کنار می رود و دیگر از کسی توقع و خواسته ای نداریم. می دانیم هر چیزی به موقعش انجام می شود فقط باید موقع و زمانش برسد. 

بارها گفته شده زندگی موّاج است، یعنی مشکلات است و این ما هستیم که باید آموزش بگیریم و روی موج باشیم نه زیر موج. زیر موج که باشیم ممکن است خفه شویم ولی روی آن موج سواری می کنیم و لذت هم می بریم. کسی لذت می برد که آموزش موج سواری را گرفته باشد و از آن نترسد. باید هنر موج سواری پیدا کنیم یعنی یاد بگیریم با کوچکترین مشکلی جا نزنیم.

وقتی به این درک برسیم که نمی توانیم لباسهای ده سال و پانزده سال پیش خود را بپوشیم، می فهمیم که نمی شود با افکار گذشته خود زندگی کنیم. این افکار اجازه پویایی و نو شدن زندگی را نمی دهد به این دلیل افسرده می شویم و نگران و خموده هستیم. زیرا زندگی را نو نمی بینیم. این طور مواقع واکنش درونی نشان می دهیم، ولی این دستور جلسه به ما یاد می دهد کنش را یاد بگیریم. ما هم پویا باشیم. آن موقع می توانیم تجزیه و تحلیل کنیم. اگر روزی از کسی به هر دلیلی ناراحت شدیم آیا الان هم همان طور هستیم و با همان تفکر هنوز فکر می کنیم و دیدگاهمان هنوز همان دیدگاه است؟ یا طرف مقابل هم با همان دیدگاه تفکر می کند. اینها باعث می شود واقعیت زندگی را متوجه نشویم. در گذشته ایم و پل می زنیم به سمت آینده و زمان حال را از دست می دهیم. به این دلیل در لحظه نیستیم. اینجاست که موقعی که صحبتمان با کسی تمام می شود و می رویم با خود می گوییم کاش این را گفته بودم کاش این را نگفته بودم، زیرا در آن صحبت گفتگو نکرده بودیم، بگومگو کرده بودیم. از گذشته گرفته بودیم و برای آینده برنامه ریزی کرده بودیم. آن لحظه را از دست داده بودیم و این خیلی نکته مهمی است. 

خدا هست باید توکل کرد. مدد الهی را نباید فراموش کرد. دلیل اینکه خیلی ها اینجا می آیند ولی درمان نمی شوند این است که هنوز مدد الهی شامل حالشان نشده و یا زمانش فرا نرسیده. ما اصرار به نگه داشتن کسی نداریم. تلاش می کنیم و بستر و فضای درمانی را آماده می کنیم و الگوها هم هستند، ولی اصرار به کسی نمی کنیم. ما اینجا کسی را خوب نمی کنیم. اینجا شفا هست هر کسی می تواند بیاید و شفا بگیرد. ایمان و اعتقاد و باور به خداوند برای هر کاری به ما کمک می کند و تشخیص دهیم در چه جایگاهی هستیم.

در اثر گرفتن آموزشها تا حدودی آنچه در ذهن و درون و صورپنهان خود حمل می کنیم را کاهش می دهیم، ولی هنوز هست. یعنی هنوز موج سوار حرفه ای نیستیم. بلکه ابتدایی و آماتوریم. زیر موج قرار گرفتن زمانی کمرنگ می شود که دانایی بالا برود. زمانی می توانیم موج سوار حرفه ای باشیم که دانایی و به خصوص دانایی مؤثر بالا برود که شامل تجربه، تفکر و آموزش است و باید این سه ضلع با هم رشد کند و ما با هم از آن استفاده کنیم. وقتی در زندگی الان نیستیم، موقعیت فعلی را درک نمی کنیم و با ذهنیات قبلی خود تصمیم گیری و تجزیه و تحلیل می کنیم.

زندگی در تلاطم است. آنجا که موج در مینیمم است آرامش است و آنجا که ماکزییم است در بحران است. نمی شود زندگی در تلاطم نباشد این ما هستیم که باید خودمان را با آن وفق دهیم نه اینکه در زندگی مشکل و تلاطمی نباشد. دلیل اینکه جایی می رویم و خوشمان نمی آید به خاطر انتظاری است که از دیگران داریم تا آنها خودشان را با ما وفق دهند. این ما هستیم که هر جا می رویم باید شرایط را بسنجیم و موقعیت را تحلیل کنیم و ببینیم ما که اینجا هستیم می توانیم با بقیه همدل و همراه باشیم.

در کائنات هیچ عمل و اندیشه ای بی جواب نمی ماند. دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد. هر تفکری داریم همان تفکر در مقابل ما قرار می گیرد. اعمال ما وارد کائنات می شود حتی یک نگاه و یک حرف رندانه، البته گاهی یک حرکت درست نباشد ولی نیاز هست که آن کار انجام شود و اگر نشود در کائنات باید منتظر جوابش باشیم.

یاد بگیریم در برابر مشکلی که به وجود می آید واکنش نشان ندهیم. قدرتمند کسی است که بتواند کاری را انجام دهد ولی انجام ندهد کسی که می تواند آب دهانش را در خیابان بیندازد ولی این کار را نکند قدرتمند است. پس مدیریت کردن مشکلات بزرگترین نعمتی است که خداوند در قالب آموزش بسترش را برای ما مهیا کرده است و ما باید از این نعمت استفاده کنیم و مشکلات را مدیریت کنیم. بارها گفته شده اگر مشکلی را نمی شود در آن زمان حل کرد باید کادوپیچ کرد، آن را در کمد گذاشت تا در زمان خودش حل شود. خیلی مواقع حس می کنیم در مقطعی باختیم و بازنده شدیم و آن حس مثل غل و زنجیری دست و پای ما را می بندد. 

زمانی می توانیم مشکلات زندگی را مدیریت کنیم که واقعیت زندگی را ببینیم نه آن چیزی که ذهنیت و تصورات ماست. فراز و نشیب در زندگی ها زیاد و آرامش خیلی کم است، غم طولانی مدت است ولی شادی کوتاه مدت. موج که پایین می آید آرامشی به موج سوار می دهد ولی دوباره اوج می گیرد. ما انتظار داریم همه چیز وفق مرادمان باشد ولی نیست، چون نباید باشد. این ساختار هستی است. همه چیز قرار نیست وفق مراد ما باشد. پس یاد بگیریم چیزی که وفق مرادمان نیست بپذیریم و قبول کنیم. چیزی را دوست نداریم ولی اگر نظر جمع آن است ما هم بپذیریم آن گاه دیگر رنج نمی بریم و برایمان سخت نمی شود. 

اگر در هرموردی عزم و صبر داشته باشیم مطمئناً به نتیجه مطلوب خواهیم رسید. بعضی مواقع در قالب دوستی به دیگران هم به خودمان ضربه می زنیم و هم به خانواده و یا دوستان چون از روی احساس عمل می کنیم. پس همه این است که تحلیل کنیم و بعد اقدام کنیم چه در مورد اوضاع و چه در مورد افراد. 

حرفی که می زنیم ببینیم چه اثری می گذارد. مهم این نیست ما چه می گوییم و نیت و خواسته ما چیست زیرا کسی منظور ما را نمی فهمد. شاید منظور بد نباشد ولی اثراتی که روی طرف مقابل می گذارد ممکن است منفی باشد. خلق و خوی انسانها را در نظر بگیریم. ولی اگر توقع از کسی داشته باشیم که حتماً ما را بفهمد و درک کند، درست نیست. 

در پایان باید گفت زندگی مثل امواج در تلاطم است، امواج سهمگین، امواج کوتاه و امواج یکنواخت، بین اینها ممکن است ذره ای آرامش برقرار باشد. پس نباید انتظار آرامش داشته باشیم. ما با رفتار و کردارمان می توانیم یک مجموعه یا یک خانواده را ارزشمند کنیم و یا بی ارزش به خصوص کسانی که مسئولیتی دارند چه در خانواده و چه در مجموعه، اگر مادریم بدانیم وظیفه مادری چیست اگر پدریم بدانیم وظیفه پدری ما چیست زیرا ما هستیم که می توانیم سطح چیزی را بالا ببریم یا پایین. و این نکته خیلی مهمی است.

دوستانی که در این زمینه مشارکت نمودند:

مسافران: عباس2- حسین1- میثم1- علیرضا2- جمشید- علیرضا1- 

همسفران: غفاری- مکری-

مسئول نظم این کارگاه آموزشی

مسافر سفر دوم هادی

 poyaee1

دیدگاه‌ها  

0 #4 پاسخ: چگونگی زندگی پویا و نوهمسفر سید محسنی 1400-06-18 15:29
با عرض سلام وخسته نباشید خدمت شما و خدا قوت ، این دستور جلسه که استاد به خوبی باز کردن. با تشکر فراوان از کمیته آموزش و سایت
نقل قول کردن
0 #3 پاسخ: چگونگی زندگی پویا و نوهمسفر ولی زاده 1400-06-17 15:33
با سلام وتشکر از استاد گرامی"دستور جلسه نکات ریز خیلی آموزنده ای برایم داشت ومتوجه شدم که این تفکرات زائد من هست که باعث می شود زندگی برایم جذاب وخوشایند نباشد واقعیت هر چیزی را نبینم وزندگی را برای خودم سخت میکنم.همچنین فهمیدم اگر من مشکلی را فقط در حال حاضر ببینم وغم گذشته وترس آینده را به آن اضافه نکنم میتوانم راحتتر بپذیرم وحل کنم.با تشکر
نقل قول کردن
0 #2 پاسخ: چگونگی زندگی پویا و نومحسن 1400-06-17 10:51
باتشکر از استاد:برداشت:من اگر بخواهم زندگی آرامی داشته باشم باید از گذشته درس بگیرم ودر حال زندگی کنم چون اگر در گذشته باشم حال را از دست میدهم وهمیشه حسرت میخورم.
نقل قول کردن
0 #1 چگونگی زندگی نو و پویاعلیرضا م 1400-06-16 23:57
سالها به دنبال زندگی نو بودم اما با تمامی توان به افکار و رفتار کهنه و پوسیده چسبیده بودم و با ورود به این مکان مقدس(سروج) با یک نگاه،تفکر و جهان بینی نو آشنا شدم و با حرکت در این مسیر توانستم به پویایی برسم.سپاس و قدردانی از استاد و تمامی دست اندرکاران تفکرسروج.
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید
اگر کد نمایش داده شده برای شما خوانا نیست بر روی کلید تصویر امنیتی جدید کلیک کنید

آخرین اخبار

ورزش سروج

گالری تصاویر