031-33687673 |

مانيفست

واژۀ سروج تشکیل شده از حروف ابتدایی" سلامت روح و جسم " میباشد. سروج یک راه و روش فرآیند مدار در درمان اعتیاد می باشد که از سال 1386 فعاليت خود را آغاز نموده...

ادامه مطلب...

بنیان گذار روش درمان تنظیم دارو بر اساس علائم بالینی

آقاي مهرداد مفتون از سال 1384 در زمينه درمان اعتياد و برگزاري جلسات درمان گروهي اعتياد در اصفهان مشغول به فعاليت و تلاش مي‌باشند...

ادامه مطلب...

قوانین و حرمت جلسات سروج

1. سروج جلساتی است تحقیقاتی که با راهنمایی نیروهای مافوق و با توکل به قدرت مطلق، تشکیل می گردد.
2. شرط شرکت در جلسات، پذیرفتن اصول و قوانین آن و تمایل به رهایی از دام اعتیاد می باشد.

ادامه مطلب...

پروتكل درمان

پروتكل درمان شامل زمان، ‌دارو، آموزش و كاربردي كردن مي‌باشد...

ادامه مطلب...

فرم ارسال نظر

لطفا نام و نام خانوادگی خود را وارد کنید!

تلفن همراه به درستی وارد نشده!

آدرس ایمیل وارد شده معتبر نمی باشد!

Invalid Input

لطفا متن پیام خود را وارد کنید!

کد امنیتی
کد امنیتی جدید؟ کدامنیتی به درستی وارد نشده!

گره کور اعتیاد اینجاست که ما آن را قبلاً گفته ایم و افتخار هم می کنیم. شخصی که برای بار اول مواد مصرف می کند، هارمونی اش به هم می ریزد یعنی اختلال در او ایجاد می شود، چون خواب و گوارشش به هم می ریزد و جامعه پزشکی در همین جا مانده است و می گوید اعتیاد، اختلال است و اختلال هم درمان شدنی نیست. ولی وقتی به صورت مسأله اعتیاد که توسط جناب مهندس دژاکام کشف شد و به ما آموزش داده شد، پی می بریم متوجه می‌شویم این اختلال با مصرف مکرر مواد مخدر، تبدیل به بیماری می شود چون هموستاز و پایداری سلولی را به هم می زند و تخریب ایجاد می کند.

موضوع کارگاه آموزشی سفر دوم: اعتیاد، بیماری یا اختلال

استاد: جناب آقای مفتون

تاریخ: دوشنبه 1400/6/22

علت اینکه بیماری اعتیاد در جامعه سردرگم است و همه کس و همه جا برای اعتیاد نسخه می پیچند این است که هنوز در جامعه علمی بین اختلال و بیماری سردرگمی است. در تاریخ 91/11/11 مصاحبه ای با ما شد و آن جا نوشتیم درمان اعتیاد مهندسی می‌خواهد نه پزشکی. اخیراً هم آقای مهندس دژاکام به صراحت می فرمایند ما هیچ دانشمند و عالم اعتیاد نداریم. این حرف کاملاً درست است و من هم به آن اضافه می کنم که ما هیچ پزشک اعتیاد نداریم. یعنی هیچ پزشکی نیست که 50 واحد درس اعتیاد پاس کرده باشد. در دانشکده های پزشکی دو واحد آن هم به اسم اعتیاد است نه خود اعتیاد. در حد روانشناسی بوده نه چیز دیگر. پس به صراحت می توان گفت پزشک اعتیاد نداریم. تمام پزشکان در زمینه اعتیاد یا روانشناسند یا روانپزشکند یا پزشکان عمومی هستند که مراکز ترک اعتیاد زده اند.

دلیل اینکه ما 9 سال پیش گفتیم اعتیاد پزشکی نمی خواهد چون پزشکی نیست که آن را حل کند. دلیلش این است که جامعه علمی جهانی، اعتیاد را اختلال می داند نه بیماری. اختلال همانطور که قبلاً هم گفتیم بر اثر به هم خوردن هارمونی بین اعضای بدن ایجاد می‌شود. بدن یک هارمونی دارد. هارمونی یعنی هماهنگی بین قطعات و اجزای یک وسیله یا بدن.هر جا که مجموعه ای از ابزارها با هم کار کنند، بین آنها هارمونی است. مثلاً وقتی استارت ماشین زده می شود، همان موقع دینام و همه اجزاء باید با هم کار کنند تا نیروی محرکه ماشین به حرکت درآید و اگر هر جا اختلالی در یکی از این اجزا ایجاد شود، مکانیک آن را برطرف می کند تا هارمونی دوباره به وجود بیاید.

هموستاز هم به معنی پایدار بودن قطعات و اجزای یک مجموعه است که در وسیله نقلیه با روغن و گریس وسیله را همیشه پایدار و ماندگار نگه می دارند تا هماهنگی اش به هم نریزد و دچار اختلال نشود. گره کور اعتیاد اینجاست که ما آن را قبلاً گفته ایم و افتخار هم می کنیم. شخصی که برای بار اول مواد مصرف می کند، هارمونی اش به هم می ریزد یعنی اختلال در او ایجاد می شود، چون خواب و گوارشش به هم می ریزد و جامعه پزشکی در همین جا مانده است و می گوید اعتیاد، اختلال است و اختلال هم درمان شدنی نیست. ولی وقتی به صورت مسأله اعتیاد که توسط جناب مهندس دژاکام کشف شد و به ما آموزش داده شد، پی می بریم متوجه می‌شویم این اختلال با مصرف مکرر مواد مخدر، تبدیل به بیماری می شود چون هموستاز و پایداری سلولی را به هم می زند و تخریب ایجاد می کند.

در شناخت اعتیاد تخریب سیستمهای مواد شبه افیونی با یک میوه نشان داده می شود که این میوه در ابتدا سالم است و به مرور پژمرده می شود تا به مرحله تخریب برسد. مصرف مکرر مواد مخدر، اختلالی که در دفعات اول و دوم و سوم مصرف، به وجود آورده را تبدیل به تخریب سیستم می کند و آنجاست که می شود بیماری. جامعه پزشکی هنوز به این مرحله نرسیده چون هنوز از مرحله اختلال عبور نکرده است. مثل ترک و درمان. خیلی از انجیوها تلاش می کنند که ترک بدهند و زحمت زیادی هم می کشند. ولی ما می گوییم ما از ترکها عبور کردیم. ما ترک را تجربه کردیم و از آن عبور کردیم.

این گره کور اعتیاد باعث می‌شود جامعه پزشکی قبول نکند اعتیاد درمان دارد. اما وظیفه ما درمان شدگان چیست؟ همیشه گفته‌ایم و می گوییم ما دنبال آمار نیستیم دنبال آثاریم. به مرور با آثاری که از خود به جای می‌گذاریم، با رفتار و حرکاتمان به جامعه ثابت می‌کنیم که اعتیاد باید درمان شود و مشخصه آن هم رفتار و کردار ماست. و باید از خودمان و خانواده هایمان شروع کنیم. به این دلیل گفته می شود آموزشها باید باشد تا به تغییر نگاه برسیم. اگر اینجا آمدیم و مصرف مواد قطع شد، ولی هنوز بدبینیم، غیبت می کنیم، کینه و حسادت داریم، هنوز اظهارنظر می کنیم و در چیزی که به ما ربط ندارد دخالت می کنیم، در جامعه هم که می رویم نشان می دهیم درمان نشدیم و اینجاست که به درمان لطمه می زنیم. چون به همه می گوییم درمان شدیم و مواد هم مصرف نمی کنیم. یا یک همسفر با آموزش بدبینی از بچگی آرام آرام اول اختلال در او ایجاد می شود، هرچه ضخامت این بدبینی و حسادت و کینه بیشتر می شود کم کم هموستاز (پایداری) را از دست می دهد. به این دلیل می بینیم که همسفر دچار سردرد می شود و سریع قرص می خورد یا در مسائل زنانگی دارو مصرف می کند تا درد کمتری داشته باشد. در صورتی که باید بداند آن حالت طبیعی و نرمالش را باید طی کند. زیرا آن هارمونی باید به هم بخورد ولی نمی داند. به مرور که جلو می رویم و ضخامت آن بیشتر می شود هموستاز به هم می خورد و آنجا بیمار می شود و می شود بیمار تفکر زائد. بنابراین روز اول با یک حرکت کوچک کسی تفکرش زائد نمی شود. این با تکرار است و به مرور زمان به جایی می رسد که تفکر زائد شکل می گیرد و تبدیل به ساختار می شود و چیزی هم که ساختار شد تغییرش خیلی خیلی سخت است.

پس امروز متوجه می شویم اگر احساس می کنیم درمان شدیم یا احساس می کنیم می خواهیم خدمت کنیم باید درست درمان شده باشیم چون چه بخواهیم و چه نخواهیم تأثیرگذاریم. اگر نمی توانیم نمی کنیم. قرار نیست برای خدمت حرص بزنیم ولی اصولش را رعایت نکنیم. ما اگر نتوانیم اصولی خدمت کنیم، هارمونی اینجا را به هم می زنیم. زیرا همانطور که قبلاً هم گفته شده هر مجموعه ای مثل یک گروه موسیقی هارمونی دارد. اگر بین اعضای گروه موسیقی هارمونی نباشد، صدایی که از سازهای آنها می آید ناهنجار است. وقتی یک نفر خارج بنوازد، گروه با نگاه کردن به او می‌فهمانند که باید درست بنوازد، حال اگر یک نفر شد دو نفر، دو نفر شد سه نفر و چهار نفر و به همین ترتیب ادامه پیدا کرد آرام آرام صدای موسیقی دیگر گوش نواز نیست، گوش خراش می‌شود. رفتارهای ما در تشکیلات هم همین طور است.

برای همین گفته می شود به میل خودمان رفتار نکنیم، سعی کنیم هارمونی جلسه را حفظ کنیم. هر مشکلی پیش می آید به مسئول بالاتر ارجاع دهیم، زیرا ممکن است او از جریان اطلاعی نداشته باشد و فرمان دیگری بدهد و آن هارمونی به هم بریزد. در ساختمان سازی من همه را به مسئول ساختمان ارجاع می دادم تا هارمونی به هم نخورد. گاهی از روی دلسوزی نظر می دهیم ولی هارمونی و اصول را از پایه به هم می ریزیم. این نکاتی است که هم می شود در خانواده و جامعه رعایت کرد و هم در جلسه. حتی اگر کسی بخواهد نظریه خودش را تحمیل کند هارمونی خانواده به هم می خورد.

پس امروز یاد بگیریم اعتیاد یک نوع بیماری است که با اختلال شروع می شود و جامعه جهانی پزشکی و علمی در این اختلال مانده است و از آن عبور نکرده است. ولی کاشف بیماری اعتیاد از این مسأله عبور کرد و به شاگردانش هم آموزش داد و آنها هم سعی کردند آن را اشاعه دهند به شکل درست و صحیح و اصولی نه خارج از آن. باید هر چیزی در حیطه و جایگاه خودش باشد.

اختلال زمانی شروع می شود که مجبور می شویم اولین دروغ را بگوییم یا کینه ای از کسی به دل می گیریم یا حسادت می کنیم. اولین بار سخت است ولی وقتی اتفاق افتاد، مراحل بعدی تسهیل می شود. به مرور از لحاظ تفکری، تفکر زائد می شود. این تفکر، آرام آرام ساختاری در وجود ما درست می کند که همیشه اهل شکایت باشیم، هیچ وقت اهل رضایت نباشیم. می گردیم تا ایراد بگیریم. می گردیم هر چیزی به نفع ما نباشد، از بین ببریم.  هر چیزی که مثبت بودن ما در آن نباشد، برای ما می شود آفت و با آن مقابله می کنیم. همه را مقصر می‌بینیم و این یواش یواش اختلال ما را تقویت می کند و به مرور نهایتاً تبدیل به بیماری خواهد شد.

وقتی از اختلال به بیماری می رسیم. در موقع درمان از بیماری به اختلال می‌رسیم. به مرور وقتی سیستمهای تخریب شده ما ترمیم شود، می رسیم به اختلالات و همانطور که از پله بالا رفتیم همانطور از پله پایین می آییم و نهایتاً در پایان درمان به جایی می رسیم که اختلالات هنوز هست. به همین دلیل گفته می شود سفر دوم را حتماً بیایید. آقای مهندس در سفر تهران که قبلاً داشتیم به همه درمان شدگان تأکید داشتند که حداقل یک سال بیایند و آموزشها را عمقی بگیرند نه اینکه فقط بیایند و بروند. باید سی دی بنویسند. اخیراً آقای مهندس فرموده اند برای اعلام رهایی ، باید شخص 40 سی دی نوشته باشد. چون خیلی ها سطحی دارویشان قطع شده و دارند فعالیت خودشان را می کنند ولی هنوز از اختلال به سالم بودن نرسیده اند.

اینکه عده ای می گویند چرا من سفر دوم آمده ام ولی خیلی چیزها را نمی گیرم دلیلش است که شخص از بیماری عبور کرده و به مرحله اختلال رسیده است. مراحل اختلال هم یک روزه و دو روزه حل نمی شود. همانگونه که با یک دروغ و یک حسادت اختلال به وجود نیامد حالا هم به سادگی از بین نمی‌رود.

وقتی یک مسافر به درمان می رسد، سیستمهای تخریب شده درمان می شود و بدن دیگر نیاز به مواد ندارد. یا کسی که قبلاً  تفکر زائد داشته تشنه شنیدن غیبت هم بوده است. ولی یواش یواش وقتی هموستاز برمی‌گردد و درمان می‌شود دیگر تشنه شنیدن غیبت و اطلاعات و اخبار نیست ولی غیبت همچنان در وجودش هست. اینکه یک فرد دیگر تشنه نیست، همه علائم بالینی اوست ولی اختلالات را هنوز دارد. وقتی گفته می‌شود آموزش آموزش آموزش. به خاطر این است که همانطور که از مرحله اختلال به بیماری رسیدیم دوباره به عقب برگردیم. یعنی اختلالات به حداقل برسد و تنها اختلال ما در مورد تغذیه باشد که با خوردن غذای سرد یا نامتعادل به هم بریزیم و حتی اگر به شناخت خود برسیم به آن هم غلبه می کنیم. وقتی خواستیم خیار بخوریم ته آن را بخوریم. تلخی ته خیار سردی خیار را می‌گیرد. مصلح خیار در پوست و ته تلخ آن است. مصلح زردآلو هسته‌اش است،‌ مصلح هندوانه تخم‌های آن است حتی خداوند تا این حد هارمونی را حفظ کرده ولی ما نمی‌دانیم. به این دلیل گفته می‌شود کسی که درمان شده فکر نکند همه چیز تمام شده و کار مهمی انجام داده است. پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگریست و تأکید روی آموزش و سی دی نوشتن است. زیرا تجربه ثابت کرده که مسافر قطع دارو می‌شود و همسفر هم می‌آید ولی درمان نمی‌شوند. 

خدمتگزارانی که از آزمون نمره پایین می‌گیرند و در حال خدمت هستند، اینها می‌خواهند چه بسازند؟ چگونه می‌توانند نیرو بسازند؟ سطح دانششان چقدر است؟ من به کمیته آموزش هم اعلام کردم چندین نوبت آزمون بگیرید و به بچه‌هایی که میانگین نمرات بالایی دارند اجازه خدمت بدهید. چون اقلاً می‌توانند چیزی بیان کنند، فقط حرف نمی‌زنند، دانسته‌هایشان را انتقال می‌دهند. اینهاست که اجازه نمی‌دهد اختلال ما درست شود. میانگین نمره چند آزمون ملاک خدمتگزاری باشد تا اختلال برطرف شود. اینها به خاطر این است که اگر می‌خواهیم کاری انجام دهیم اصولی و پایه‌ای باشد تا بتوانیم نیروی انسانی را تبدیل به سرمایه انسانی کنیم و سرمایه ساز شویم. باید  بدانیم برای چه می‌آییم. هدفمان از آمدن چیست. ما که وقت می‌گذاریم و تجربه داریم و زمانی گذشته است حداقل مؤثر هم باشیم.

وقتی کسی در خدمتی گماشته می‌شود جایگاهش تغییر می‌کند و باید وظیفه‌اش را در حد کمال انجام دهد و با کسی رودربایستی نداشته باشد. اگر ببیند اصول جلسه رعایت نمی‌شود موظف است طبق جایگاهی که قرار دارد تذکر دهد اگر ندهد نشان می‌دهد هنوز آموزشها را درست نگرفته است.

طبیعت هم نظم و هارمونی خاص خودش را دارد و انسانها با ساختن سد و ... جلوی این نظم را گرفتند. یکی از خوش آب و هواترین مناطق ایران حوالی روستاهای اطراف لردگان بود ولی الان چندین سال است به بدترین آب و هوا تبدیل شده زیرا با همین مسأله سدسازی و با تغییر مسیر آب، اکوسیستم و هارمونی را بر هم زدند. وقتی هارمونی به هم خورد تمام وحوش و حیوانات اقامتگاه خود را از دست دادند و هوا در نیمی از سال شرجی عجیبی شد بدون اینکه قبلاً این طور باشد و گل و گیاه و کشاورزی و همه زیر سوال رفت. زیرا با به هم خوردن هارمونی هموستاز هم از بین می‌رود. اگر این اتفاق طبیعت را کوچک کنیم و در وجود انسان پیاده کنیم درمی‌یابیم با تغییرات احوالی که داریم هارمونی را به هم می‌زنیم و به مرور با تکرار چون نمی‌دانیم هموستاز به وجود می‌آید و پایداری را از بین می‌بریم.

دوستانی که دراین خصوص مشارکت نمودند:

مسافران: حسن- علیرضا2- حسین ویلاشهر- مالک- علیرضا۱- علی-

همسفران: سیدمحسنی- ابراهیمی- مکری-

 

مسئول نظم این کارگاه آموزشی:

مسافر سفر دوم میثم1

 do2

دیدگاه‌ها  

0 #5 اعتیاد، بیماری یا اختلالهمسفر فولادگر 1400-07-02 09:39
سلام از استاد گرامی سپاسگزارم
برداشت ؛ با اولین بار مصرف مواد اختلال در بدن ایجاد می شود اختلال یعنی خواب وگوارش شخص به هم می ریزد وقتی مصرف مواد ادامه پیدا می کندشخص بیمار می شود چون سیستم بدنش تخریب می شود برای درمان نیاز به مهندسی داریم نه پزشکی.....ابتداسیستمهای بدن باید ترمیم شوند تا بیماری ازبین برود سپس اختلال درمان می شود
نقل قول کردن
0 #4 پاسخ: اعتیاد، بیماری یا اختلالعباس علی خاصی 1400-06-27 12:12
با سلام و تشکر از استاد دستور جلسه بسیار خوب و اموزنده بود من باید همیشه در حال اموزش گرفتن و کابردی آموزش‌ها باشم تا به یک تعادل در جسم و روح خود برسم
نقل قول کردن
0 #3 پاسخ: اعتیاد، بیماری یا اختلالهمسفر سید محسنی 1400-06-26 16:16
با عرض سلام وخسته نباشید خدمت شما وخداقوت، این دستور جلسه که استاد به خوبی باز کردن. با تشکر فراوان از کمیته آموزش وسایت
نقل قول کردن
0 #2 پاسخ: اعتیاد، بیماری یا اختلالهمسفر ولی زاده 1400-06-24 13:02
با سلام.خدا قوت"ممنون از استاد وهمه عزیزان خدمتگزار،.دستور جلسه خیلی عالی بود ومن واقعا جواب خیلی از سوال های خودم که در ذهنم بود را گرفتم.ومتوجه شدم همچنان به آموزش نیازمندم تا این اختلالات به مرور در من کم رنگ شود تا به سلامتی برسم.با تشکر
نقل قول کردن
0 #1 پاسخ: اعتیاد، بیماری یا اختلالمحسن 1400-06-24 11:07
با تشکر از استاد عزیز.برداشت:با این دستور جلسه متوجه شدم با کوچکترین تفکر اشتباه هم هارمونی من به هم میخورد ومن متوجه آن نیستم.باید در مواقعی که تفکرم به جاهای اشتباه میرود بتوانم خودم را کنترل کنم تادچار بیماری نشوم.
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید
اگر کد نمایش داده شده برای شما خوانا نیست بر روی کلید تصویر امنیتی جدید کلیک کنید

آخرین اخبار

ورزش سروج

گالری تصاویر