031-33687673 |

مانيفست

واژۀ سروج تشکیل شده از حروف ابتدایی" سلامت روح و جسم " میباشد. سروج یک راه و روش فرآیند مدار در درمان اعتیاد می باشد که از سال 1386 فعاليت خود را آغاز نموده...

ادامه مطلب...

بنیان گذار روش درمان تنظیم دارو بر اساس علائم بالینی

آقاي مهرداد مفتون از سال 1384 در زمينه درمان اعتياد و برگزاري جلسات درمان گروهي اعتياد در اصفهان مشغول به فعاليت و تلاش مي‌باشند...

ادامه مطلب...

قوانین و حرمت جلسات سروج

1. سروج جلساتی است تحقیقاتی که با راهنمایی نیروهای مافوق و با توکل به قدرت مطلق، تشکیل می گردد.
2. شرط شرکت در جلسات، پذیرفتن اصول و قوانین آن و تمایل به رهایی از دام اعتیاد می باشد.

ادامه مطلب...

پروتكل درمان

پروتكل درمان شامل زمان، ‌دارو، آموزش و كاربردي كردن مي‌باشد...

ادامه مطلب...

فرم ارسال نظر

لطفا نام و نام خانوادگی خود را وارد کنید!

تلفن همراه به درستی وارد نشده!

آدرس ایمیل وارد شده معتبر نمی باشد!

Invalid Input

لطفا متن پیام خود را وارد کنید!

کد امنیتی
کد امنیتی جدید؟ کدامنیتی به درستی وارد نشده!

تغذیه یکی از ارکان درمان است و جلسات همیشه در ابتدای فصل تابستان راجع به آن صحبت می کند. چون وقتی تغذیه را به شکلی که بدن به آن نیاز دارد هماهنگ کنیم باعث می شود هارمونی داخلی بدن هماهنگ شود و به یک نگرش درست و صحیح از خود برسیم. خروجی آن، نگرش سالم به دیگران و نگرش سالم به جامعه می شود. یعنی نوع نگاه ما به دیگران و جامعه می تواند به واقعیت و حقیقت موضوع نزدیک باشد. این نکته خیلی ظریفی است.

موضوع کارگاه آموزشی سفر دوم: نگرش به خود، دیگران و جامعه

استاد: جناب آقای مفتون

تاریخ: دوشنبه 1400/7/19

ما اگر می آییم و می خواهیم آموزش بگیریم و آموزش بدهیم، باید ابزاری آن را برای خود تهیه کنیم، برای همین گفته می شود سی دی ها را بنویسید. وقتی سی دی را فقط گوش می کنیم حس شنوایی ما فعال است. در حالت فقط شنیداری امکان فراموش کردن است و یا یک لحظه حواسمان به جایی دیگر پرت می شود و رشته کلام بریده می شود و ارتباط قطع می شود ولی وقتی می نویسیم سه حس شنوایی، بینایی و لامسه با هم در تعامل هستند و بالتبع درک کردن و حک شدن آن در ذهن برای ما انسانها مؤثرتر است.

انسانها سه نوع نگرش دارند: 1- نگرش به خود 2- نگرش به دیگران 3- نگرش به جامعه (وقایع و اتفاقاتی که در جامعه می افتد)

نگرش به خود یعنی نگاهی که فرد به خودش دارد. هر کسی خودش را یا کمتر یا بیشتر از آن چیزی که هست می بیند یعنی یا خودش را مهم و بزرگ و خودمحور می بیند یا ضعیف؛. این نوع نگاه به خود است. وقتی کسی اصول سلولی بنیادی خود را شناخت، این نوع نگاه تغییر می کند. عظمت بدن و جسم انسان به اندازه ای است که دانشمندان با پیدا کردن یک استخوان از ده هزار سال پیش و انجام آزمایش DNA می توانند شرح حال آن شخص را توضیح دهند. پس انسان بسیار وسیع و بزرگ است و در جهان هستی می تواند تأثیرگذار باشد. حالا نوع نگاه و نگرشی که هر کسی به خودش دارد و خیلی هم مهم است برمی گردد به نوع ساختار و هارمونی سلولی بدن شخص. این عظمت و پیچیدگی ساختار سلولی انسان، یک راهبر و پیامبر درونی می خواهد و یک پیامبر بیرونی.

به این نکته توجه فرمایید که بدن انسان به تمام املاح و عناصری که در جدول مندلیف آمده مثل پتاسیم، کلسیم، ید، آهن و .... نیاز دارد. برای همین گفته می شود در هر فصلی میوه و سیفی جات آن فصل را مثل کنگر، کدوتنبل، شلغم، و... حداقل یک بار هم شده بخورید. زیرا عناصری در آنهاست که بدن به آن نیاز دارد و در چیزهای دیگر نیست. خوردن آنها هارمونی و نیازهای سلولی ما را برطرف می کند. مثلاً اگر در یک روز بدن به 50 میلی گرم پتاسیم نیاز داشته باشد، با خوردن ماده ای که 10 میلی گرم از این پتاسیم را تأمین کند، به بدن کمک می کنیم خودش 40 میلی گرم مابقی را تأمین کند، فقط باید از بیرون آن عنصر به بدن برسد.

به این دلیل تغذیه یکی از ارکان درمان است و جلسات همیشه در ابتدای فصل تابستان راجع به آن صحبت می کند. چون وقتی تغذیه را به شکلی که بدن به آن نیاز دارد هماهنگ کنیم باعث می شود هارمونی داخلی بدن هماهنگ شود و به یک نگرش درست و صحیح از خود برسیم. خروجی آن، نگرش سالم به دیگران و نگرش سالم به جامعه می شود. یعنی نوع نگاه ما به دیگران و جامعه می تواند به واقعیت و حقیقت موضوع نزدیک باشد. این نکته خیلی ظریفی است.

خیلی ها در گذشته به خاطر آثار مصرف مواد مخدر یا داشتن تفکر زائد و تفکر افیونی، نوع نگاهشان به دیگران فرق می کرده است. اما اکنون در رویارویی با همان فرد با همان ویژگیها آن را طور دیگری می بینند، چون نگاه شان عوض شده است. وقتی این اتفاق افتاد، نگرش ما به افراد و جامعه تغییر می کند. خیلی ها کلاس ها و جلسات مختلف شرکت می کنند تا بتوانند تغییراتی در درونشان احساس کنند، ولی نمی شود زیرا به این نکته توجه ندارند که تا زمانی که نگرششان نسبت به خودشان تغییر نکند، چیزی تغییر نمی کند. کسی خود را ضعیف می داند، شایسته نمی داند، اطلاع از درون خود ندارد، با همان دیدگاه دیگران را هم می بیند. با همان نگاه جامعه را می بیند. پس با گوش دادن سی دی و نوشتن و درک کردن آن و آرام آرام کاربردی کردن آن، آنگاه می بینیم دارد اول نگرش به خودمان عوض می شود.

ما در زمان سوءمصرف چون بیمار بودیم، مطمئناً نگرش ما هم بیمارگونه بود. مهم این است که الان نگرش ما به خودمان چطور است؟ خودمان را چطور می بینیم. دلیل اینکه گفته می شود سفردومی ها باید مراقب رفتارشان باشند این است که خیلی اثرگذارند. یک نفر مثل مسافر منصور، اگر درمان نمی شد، نیروی انتظامی و آقای طاهرزاده ما را حمایت نمی کرد. زیرا نیروی انتظامی مسافر منصور را معرفی کرد و او را رصد می کردند و این مدد الهی بود که شامل حال درمان شد که منصور حرف گوش کرد و درمان شد و نگرش مدیریت آن زمان نیروی انتظامی را نسبت به مصرف کننده و معتاد تغییر داد. و همین تجربه را به مسئول و مسئولان بعدی انتقال دادند. این نگرش خیلی مهم است. ما می توانیم با رفتارمان تأثیرگذار باشیم. اگر در گذشته خلف وعده زیاد می کردیم و الان هم همان طور باشیم نه تنها تأثیر نمی گذارد بلکه نشان می دهد هنوز نگرشمان را نسبت به خودمان تغییر ندادیم.

همانطور که در کتاب 60درجه هم آمده، سردار از بالا به قضیه نگاه نمی کند، در درجه اول حرف طرف مقابل را رد نمی کند. بلکه با او همسو می شود یعنی نگرشش نسبت به دوستش این است که خودش هم چنین شرایطی را قبلاً داشته این نوع نگرش به دیگران را نشان می دهد و نوع نگرش به جامعه را هم به این شکل ببینیم. کسی که خیلی بدبین ست، نوع نگرشش به اطرافیانش را نشان می دهد. بدبینی از تنفر و بی تعادلی درونی نشأت می گیرد. ما همیشه در جلسات می گوییم درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان است. زمانی می توانیم تشخیص دهیم به تعادل رسیدیم که ببینیم نوع نگرش ما چگونه است.

ما انسانها ذاتاً یا شکارچی هستند یا باغبان. شکارچی کسی است که همه چیز را برای خودش می خواهد و در این راه تلاش می کند هر چیزی را به دست بیاورد. این خصلت یک شکارچی است. باغبان کسی است که می کارد، شاید خودش از میوه آن بهره ببرد ولی دیگران هم از سایه و سبز بودن و هوای لطیف و محیط زیست بهره مند می شوند. نگاه من به خودم اینجاست که ببینیم باغبانیم یا شکارچی؟

شاید کسی خیلی هم رعایت کند ولی جایی شکارچی بودن خودش را نشان می دهد، زیرا احساس می کند به منافع شخصی اش ضربه خورده، اینجاست که نشان می دهد نگرشش به جامعه، جمعی نیست. از دسته افرادی است که می گوید هر چیز به نفع من نیست نباشد. این نوع نگاه و نگرش فرد به خودش است و با همین نگرش، همه چیز را برای خودش می خواهد.

همانگونه که گفته شد نوع تغذیه خیلی مهم است. ما همه چیز می خوریم ولی بلد نیستیم چطوری بخوریم. چطوری خوردن هم خیلی مهم است. حتی نوع غذا خوردن و اینکه چه چیز را کی و چقدر بخوریم، در میزان کاهش استرس و آشفتگی های روحی خیلی مؤثر است. وقتی غذای گوشتی می خوریم دو ساعت بعد یک لیوان آب بخوریم و حداقل 4ساعت هیچ چیزی نخوریم. میوه را زمانی بخوریم که معده خالی باشد. بعضی میوه ها را نباید از غروب به بعد خورد. بعضی میوه ها را نباید ناشتا خورد. همه اینها شرط است. مهم درک و شناخت از خود بدن انسان است. نوع تغذیه خیلی مهم است خوب خوردن ملاک نیست، درست خوردن ملاک است. درست خوردن است که ما را به هارمونی می رساند. مثلاً کسی که کباب را با ماست و دوغ می خورد، آن را تبدیل به خلط فاسد می کند نه تنها قوتی به بدن نمی بخشد بلکه خوردن این مجموعه با هم در بدن بیماری زاست. مثلاً من در روز اصلاً چای نمی خورم. چون اگر صبحانه خورده باشم، چای آهن آن را از بین می برد. ولی دو ساعت و نیم بعد، اصرار دارم آب بخورم زیرا کمک به هضم آن می کند.

اگر اعمال و رفتار خودمان را بررسی کنیم می بینیم در کجا و کدام پله قرار دادیم. یکروز می توانیم باغبان باشیم و یک روز شکارچی. این نشاندهنده عدم تعادلی درونی است. ولی اگر به تعادل درونی و به همان نفس مطمئنه برسیم، آرام آرام آن باغبانی دائمی می شود.

در یک مصاحبه تلویزیونی از جناب آقای مهندس سؤال می شود: در خلوت خود با خداوند چه می گویید؟ ایشان در جواب گفتند من هر لحظه خدا را شکر می کنم و شاکر خداوند هستم که به من اجازه داده به مردم خدمت کنم. برای همین بارها گفته ام ما خداوند را برای بودنش می خواهیم و شکر می کنیم، حال چقدر لیاقت داشته باشیم که چنین اجازه ای هم به ما بدهد. جناب مهندس یک باغبان به تمام عیار و با تجربه ای است. این از باغبانی وجودی انسان سرچشمه می گیرد. تغییر نگرش به خود باعث تغییر نگرش به خانواده واطرافیان و بعد هم تغییر نگرش در جامعه می شود.

روی این دستور جلسه فکر کنیم و در درون خود بیندیشیم و از روی آن بنویسیم تا ببینیم ما کجاییم. ما یک تشکیلات کوچکی هستیم. لژیون داریم، سرلژیون داریم به خاطر تشخیص کمیته آموزش قرار می شود یک نفر سرلژیون شود. مجموعه ای از چند نفر سفراولی و سفردومی در یک لژیون هستند وقتی سرلژیون تکلیفی می دهد و دوست سفر دومی نمی نویسد در واقع نشان می دهد نگرشش به جایگاه سرلژیون نگرش مثبتی نیست. اگر سفر دومی اول از همه تکلیفش را ارائه دهد سفر اولی هم تشویق می شود. سفردومی باید جایگاه را حفظ کند چه بسا او هم سرلژیون می شود و آن موقع چطور می تواند در لژیون کاری را بگوید وقتی خودش انجام نداده، این عدم تعادل را نشان می دهد.

درون ما نشاندهنده نوع نگاه ماست. چطور نگاه می کنیم بر مبنای آن نگاه، جایگاه مهم نیست، همه باید بنویسند سفر اولی و سفر دومی ندارد. وقتی همه نوشتند آن موقع تفکر آغاز و با تفکر ساختارها آغاز می شود. زیرا ما فکر می کنیم چون سفر دومی شدیم، دیگر نیازی به نوشتن نیست. این فکر است و فکر مربوط به گذشته است ولی تفکر مربوط به زمان حال و آینده است و این فرق فکر و تفکر است. مثلاً قدیمی ها فکر می کردند باید برده داری باشد. فکر می ماند ولی تفکر به وجود می آید و به این دلیل وادی اول می گوید با تفکر ساختارها آغاز می شود. حالا ما هم می توانیم فکرهای گذشته را با تفکرمان نو و آغاز کنیم. آنجا که فکر می کنیم چون سفردومی شدیم نباید کاری بکنیم را کنار بگذاریم وبیاییم و اثرگذار باشیم و شاکر خدا باشیم تا لیاقت خدمت را به ما بدهد. پیشکسوت ما، بزرگ ما، راهنمای اول، کاشف بیماری اعتیاد با تمام خلوص می گوید خدا را شاکرم که به من اجازه داده به دیگران خدمت کنم. این الگو و راهنمایی برای ماست تا ما هم از آن درس بگیریم و استفاده ببریم.

اگر به این دستور جلسه دقت کنیم فکر می کنم خیلی می تواند در رفتار و کردار ما در محیط بیرونی تأثیرگذار باشد نه به تظاهر و به ریا، وقتی نگرش نسبت به بیرون تغییر کرد، دیگر نقش بازی نمی کنیم. نقش بازی کردن یا تغییر تاکتیکی ما، مثل آرایشی است که با یک باران پاک شده و زشت تر از قبل هم می شود. ولی اگر بنیادی تغییر کرده باشیم نه تاکتیکی و نگرش عوض شده باشد در جامعه مشخص می شود. حتی در سوپرمارکت محل تغییر رفتار مشخص می شود. نوع چهره و آرامش نشان می دهد به تعادل نسبی رسیدیم.

ما یا باغبانیم یا شکارچی، نگرشمان به خودمان، به دیگران و به جامعه، ارتباط تنگاتنگ و مستقیمی با نوع تغذیه دارد. در یکی از کشورهای پیشرفته، تحقیقی روی جانی ترین و قصی القلب ترین افراد که به طور وحشتناک انسانها را می کشتند و به قتل می رساندند انجام شد. روانشناس خواست آنها را به یک بند جداگانه منتقل کنند و از مسئول زندان خواست برنامه غذایی آنها را طبق آنچه که این روانشناس می گوید تغییر دهند. در این برنامه به میزان نیاز هر فرد، از ویتامین ای در غذایشان استفاده می کرد. خوراکی ها و غذاهایی که ویتامین ای دارند، دارای عنصر ید هم هستند. بعد از شش ماه آرام آرام دیدند اکثر این افراد در زندان صنعتگر شدند یعنی از خشونت و بی رحمی آنها کاسته شد و کم کم آنها را به واحدهای صنعتی مورد علاقه شان معرفی کردند، یعنی تا این حد تغذیه مهم است. بدن خودش، خودش را می سازد فقط باید ابزارش را به آن داد. درمانگر خود بدن انسانهاست فقط باید ابزار و لوازم مورد نیاز را به او داد.

در کلام اله هم می فرمایند انسان را از خاک آفریدیم و در او روح دمیدیم. در خاک همه عناصر وجود دارد. پس جسم احتیاج به همه عناصر دارد. یکی از توصیه های من به خانم های باردار این بود که روزی یک قاشق مرباخوری آب دریا بخورند. زیرا آب تمام رودخانه های دنیا از زمین های مختلف دنیا عبور می کند و نهایتاً به دریا می ریزد پس همه عناصر در آب دریا هست. 92 عنصری که در جدول مندلیف هست همه در آب دریا وجود دارد فقط باید تصفیه کرد و روزی یک قاشق خورد. کسانی که این کار را کردند بعد از تولد نوزاد، متوجه آرام بودن فرزندشان نسبت به نوزادان دیگر بودند. زیرا مادر تمام عناصر مورد نیاز بدن را به نوزاد انتقال داده بود. به این دلیل تغذیه مهم است و نوع تغذیه و درست خوردن می تواند به ما خیلی کمک کند.

دوستانی که در این زمینه مشارکت نمودند:

مسافران: جمشید- علیرضا2- محمد پورحسین- مالک- علیرضا1-

همسفران: ابراهیمی- غلامی- زیلایی- سیدمحسنی-

 

مسئول نظم این کارگاه آموزشی:

مسافر سفر دوم محمد نداف

negaresh2

دیدگاه‌ها  

0 #4 نگرش به خود،دیگران و جامعهمسافر حسن 1400-07-23 17:22
با تشکر از استاد که موضوع را به خوبی عنوان کردند.
نقل قول کردن
0 #3 پاسخ: نگرش به خود، دیگران و جامعهمسافر علیرضا رفیعائی 1400-07-22 22:59
تشکر فراوان از استاد که آموزش دادند از دریچه سالم و با تفکر سالم میتوانم به خودم و دیگران و جامعه نگاهی صحیح داشته باشم،از زحمات مسئول محترم سایت که بخوبی دستور جلسات را در سایت قرار می‌دهند بینهایت سپاسگزارم.
نقل قول کردن
0 #2 پاسخ: نگرش به خود، دیگران و جامعههمسفر سید محسنی 1400-07-21 13:41
با عرض سلام وخسته نباشید خدمت شما وخداقوت، این دستور جلسه که استاد به خوبی باز کردن. با تشکر فراوان از کمیته آموزش وسایت
نقل قول کردن
0 #1 نگرش به خود، دیگران و جامعهعلیرضا م 1400-07-20 22:56
نگرش من به تمام ابعاد هستی با وارد شدن به فضای عقلانی جلسات سروج ۳۶۰ درجه عوض شد و دریافتم که نگاه جهان هستی به من از همان زاویه ای است که من می‌نگرم.
تشکر و قدردانی از استاد و تمامی گروه درمانی سروج.
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید
اگر کد نمایش داده شده برای شما خوانا نیست بر روی کلید تصویر امنیتی جدید کلیک کنید

آخرین اخبار

ورزش سروج

گالری تصاویر