031-33687673 |
آرشیو مطالب گزارش كارگاه‌های آموزشی سفر دوم

طبق وادی اول، با تفکر ساختارها آغاز می شود ولی با فکر ساختاری شکل نمی گیرد، فکر و ذهن کهنه و قدیمی است ولی تفکر جدید است. پس افکار پوسیده و فکرهای گذشته و ذهنیات ما نسبت به مسائل خودمان، خانواده، محیط پیرامون و اطراف همه مانع گرفتن پیام هایی می شود که برای ما می آید.

موضوع کارگاه آموزشی سفر دوم: موانع دریافت پیام‌های درون

استاد: جناب آقای مفتون

تاریخ: دوشنبه 1400/8/3

ورود مسافر خلیل را به سفر دوم خوشامد می گویم. هیچ اتفاقی نیفتاده فقط قطع دارو شده اید، امیدوارم سفر دوم را به خوبی طی کنید و با صبر و استقامت و تلاش و کوشش ادامه دهید.

در جلسات قبل هم گفته ایم که به پیامبران الهام و به انسانهای عادی پیام داده می شود. ولی دلیل اینکه بعضی از ما پیام ها را نمی گیریم مربوط به افکار پوسیده و خاطره های ماست. چون همیشه با خاطراتمان و با فکرهای گذشته زندگی می کنیم. زمانی می توانیم از این افکار پوسیده جدا شویم که ظرف درونی خود را خالی از هرگونه آلودگی کنیم.

در جلسات قبل توضیح داده شده که علت استجابت نشدن دعا این است که ظرف درونی ما خالی و پاک نیست. همانگونه که در یک ظرف پر از آب نمی شود آبی اضافه کرد و سرریز می شود، ذهن ما هم اگر انباشته از افکار پوسیده قدیمی باشد و همیشه با ذهنیاتمان زندگی کنیم، اجازه نمی دهد تفکر کنیم. طبق وادی اول، با تفکر ساختارها آغاز می شود ولی با فکر ساختاری شکل نمی گیرد، فکر و ذهن کهنه و قدیمی است ولی تفکر جدید است. پس افکار پوسیده و فکرهای گذشته و ذهنیات ما نسبت به مسائل خودمان، خانواده، محیط پیرامون و اطراف همه مانع گرفتن پیام هایی می شود که برای ما می آید.

نکته دیگر نوع برخورد ما با این قضیه است. چند جلسه قبل گفتیم مجموعه 1- نگرش من به خودم، 2- نگرش من به دیگران، 3- نگرش دیگران به من، نگرش من به جامعه را تشکیل می دهد. پس برای نوع نگرش سالم به جامعه، باید این سه نوع نگرش را اصلاح کنیم. نگرش من به خودم چیست؟ اینکه خود را ضعیف نبینیم و فراتر از آن چیزی هم که هستیم نبینیم. من اگر خودم را در جایگاهی که هستم و باید باشم ببینم، مطمئناً از مشکلات فرار نمی کنم. با کوچکترین سختی از کوره درنمی روم و برای آن راه پیدا می کنم. اگر جلویم دیوار است، تمرین و تکرار می کنم، صبر می کنم تا بتوانم پرواز را یاد بگیرم. بنابراین نگرش به خود خیلی مهم است.

نگرش من به دیگران چیست؟ هر چیزی که در وجود خودمان هست، در دیگران هم می بینیم. مثلاً اگر به کسی بدبینیم، بدانیم به خودمان هم بدبین هستیم. اگر از کسی نفرت بیهوده داریم، بدانیم از خودمان نفرت داریم که آن نفرت را در دیگری پیدا می کنیم و به آن آویزان می شویم. برای همین است که گفته می شود عاشق به معشوق کاری ندارد، سر و کارش با عشق است. زیرا به چیزی که عشق می ورزد معتقد است و از همه چیزش برای آن می گذرد و هیچ چیز دیگری برایش مهم نیست. زیرا خالص است و پیام هایی که برایش می آید را می گیرد و اجرا می کند.

نگرش دیگران به من چیست؟ همیشه انتظار داریم دیگران ما را خوب ببینند. در صورتی که این طور نیست، دیگران ما را همانطوری می بینند که ما آنها را می بینیم. چون انسانها تفکر، نگاه و درونیات متفاوتی دارند. به عنوان مثال چون یک سری افراد دروغ می گویند وقتی وارد ارگان یا اداره ای می شویم همه را به یک چشم و همه را دروغگو می بینند. پس ما باید نسبت به نگاه دیگران به خودمان پذیرش داشته باشیم. اگر ما راست می گوییم باید ثابت کنیم آن طور که آنها می بینند، ما نیستیم. نمی شود به کسی التماس کرد یا با بحث و جدل گفت ما دروغگو نیستیم، عملکردمان باعث می شود دیگران احساس کنند آن چیزی که راجع به ما فکر می کردند درست نیست و نگرششان نسبت به ما عوض شود. پس نوع عملکرد ما باید طوری باشد که باعث تغییر نگاه دیگران به ما شود. اگر این سه نوع نگرش را سه ضلع یک مثلث در نظر بگیریم، این مثلث، نگاه ما را به جامعه عینیت می بخشد.

نکته ظریف دیگر برای جدا شدن از افکار و عقاید پوسیده داشتن ایمان و باور قلبی به کائنات، به نیروی مافوق، به الله و به خدا است. ایمان یعنی در وجود ما حک شده باشد. آنگاه مطمئناً عملکردمان بر مبنای ایمانمان می شود و در مرحله بعد، راجع به آن حرف هم می زنیم. ولی اکثریت برعکس عمل می کنیم یعنی خیلی حرف می زنیم ولی به عمل که می رسیم ناتوانیم. زیرا قلباً ایمان نداریم. اینها افکار پوسیده است. ما اگر بتوانیم به این دیدگاه برسیم که این نکات را اول درک کنیم، بعد بفهمیم و سپس کاربردی کنیم، از افکار پوسیده نجات خواهیم یافت.

خداوند در کلام اله می فرماید: «کلُّ نفسٍ ذائقةُ الموت...»؛ هر نفسی مرگ را خواهد چشید و پس از مرگ به سوی ما بازگردانده خواهد شد. این فرمان صریح خداوند در کلام اله است. هر نفسی، هر انسانی بالاخره می میرد و پس از آن به سوی خداوند بازگردانده خواهد شد یعنی برمی گردد به جایی که از آنجا آمده است «انّا لله و انّا الیه راجعون». اما اکثراً با مرگ عزیزی، شیون و ناله و زاری می کنند و تعادل خود را از دست می دهند و این نشان از بی ایمانی است. اگر ایمان داشته باشیم، باید قلباً به اینها اعتقاد داشته باشیم و عملکردمان هم در همین جهت باشد. ولی وقتی فقط حرف از ایمان می زنیم و در ظواهر امر نشان می دهیم که انسان باایمانی هستیم آرام آرام در عملکردمان خودمان را نشان می دهیم و این افکار پوسیده است. تفاوت کلام اله با کتب آسمانی قدیمی دیگر، در تکامل آن است. هرچه گذشته، تکامل یافته تر شده و تمام نکات زندگی در آن گوشزد شده است ولی ما ایمان نداریم. ما با کسانی که اعتقادی به خدا ندارند، کاری نداریم ما با کسانی کار داریم که ظاهراً خداباور ولی در عمل خداناباور هستند. در جلسه ای که مربوط به دعا بود توضیح دادیم که نعوذبالله نباید خدا را لاستیک زاپاس فرض کنیم که هر جایی گیر و گرفتاری و مشکلی برایمان پیش آمد، به سمت آن برویم. دعا، فرمان است. ایمان فرمان است. اختیار اجرای فرمان هم با ماست می توانیم در صراط مستقیم حرکت کنیم و به مقصد برسیم و یا بیراهه برویم و به پرتگاه بیفتیم.

با توجه به مطالبی که گفته شد می توان به این نکته رسید که افکار پوسیده گذشته ما اجازه نمی دهد ما پیام های الهی را بگیریم. خداوند در ما روح دمیده، مسئولیت ما را دارد. پیامش را می دهد ولی دلیل اینکه ما نمی گیریم این است که از خود واقعی دور شدیم، چون افکار پوسیده داریم که حتی مانع تفکر کردن می شود.

در موقع صحبت با هر کسی باید تحلیل مشخص از افراد مشخص و تحلیل مشخص از اوضاع مشخص و تحلیل از زمان و مکان داشته باشیم. پس چگونگی نوع نگرش ما نسبت به آن موضوع، نسبت به آن شخص و نسبت به آن خواسته در رسیدن به آن خواسته مؤثر است. این نوع نگرش که در جایی بخواهیم با رندی با خوب حرف زدن و تعریف و تمجید از کسی چیزی بخواهیم و به خواسته خود برسیم، احمق پنداشتن طرف مقابل است. داشتن این نوع نگرش نشان می دهد تحلیل درستی نداریم. پس ما برای هر نوع صحبتی، باید تجزیه و تحلیل کنیم. حتی کسی که در زندگی خودش مشکل دارد ولی در مورد مسائل زندگی دیگران نظر می دهد و دخالت می کند نشان می دهد تحلیل درستی ندارد و نگرشش این است که طرف مقابل نمی فهمد یا کمتر از او می فهمد.

در مورد خدمت هم اینگونه است؛ طالب خدمت بودن با مطلوب خدمت بودن متفاوت است. کسی که طالب خدمت است، حاضر است پا روی همه چیز بگذارد تا خدمت کند، خودش از لحاظ آموزشی هنوز کاستی دارد ولی اصرار به آموزش دادن به دیگران می کند. گردانندگی و استادی کردن درس پس دادن است. درس هایی که گرفته است را پس می دهد نه اینکه استادی کند. یکی توانش را دارد، یکی ندارد و می تواند در جاهای دیگر خدمت کند. ولی اگر همیشه نگاهش این است که استاد بنشیند، این باعث بیچارگی است، زیرا نگرش خودش به خودش غلط است. پس مطمئناً نگرشش نسبت به دیگران هم غلط می شود و بعد نگرش دیگران هم نسبت به او حاصل ارتعاشی می شود که خودش فرستاده است و دیگران هم بر مبنای همان ارتعاش او را می بینند. اگر اینها را متوجه شویم و بفهمیم و درک کنیم، می توانیم مطلوب خدمت شویم.

نگرش دیگران نسبت به ما متناسب با نگرش خودمان به خودمان است. اکثر ما زیاده خواهیم. دلمان می خواهد با یک نفر که هم لژیونی بودیم و با هم آمدیم چون او رشد کرده و به یک سری موفقیت هایی رسیده و مثلاً او مجری و یا استاد شده، ما هم بشویم. در صورتی که ما می توانیم در جای دیگری خدمت کنیم و موفق باشیم ولی این می شود فکر کهنه و عقاید پوسیده و اجازه نمی دهد ما تفکر کنیم. استادی کردن، آخر کار نیست. اگر با این دیدگاه نگاه کنیم که استاد، گرداننده ای است که آموزشها و درسهایی را که گرفته پس می دهد، می توانیم از عقاید و افکار پوسیده و کهنه خارج شویم. به دوستانی که در مورد گردانندگی با من مشورت می کنند، می گویم اگر موضوع جلسه را درک کرده باشید، جملات خودش خودبه خود می آید، چون درس های قبلی در ضمیر ناخودآگاه شما حل شده و هست. شاید الان یادتان نباشد ولی وقتی با خلوص صحبت کنید، خودش را نشان می دهد.

وقتی اوضاع بر وفق مراد نیست، عقب نشینی نکنیم. تجربه خیلی عینی ساختن ساختمان است. فکر نکنید ساختمان به همین راحتی ساخته شد و ما الان در آن نشسته ایم. قصد بزرگ کردن آن را نداریم ولی دوستان در جریانند که چند اداره می رفتیم تا این موضوع را به ارگان ها و ادارات تفهیم کنیم که اینجا با آن نوع نگاهی که نسبت به معتادان و کمپ ها و... دارند، متفاوت است. عقب نشینی نمی کردیم با یک حرف بدمان نمی آمد چرا؟ چون به کارمان ایمان داشتیم. هدفمان برای ما مقدس بود. این هدف مقدس باعث می‌شد که انرژی مثبت در ما ایجاد کند. پیش رفتن کارهای ساختمان در اثر خلوص و صداقت است. نگاه ما به دیگران است. هیچ کس را بد نمی‌بینیم. دیگران را خوب می بینیم. افکار پوسیده باعث می شود دیگران را منفی ببینیم و  پیام ها را نگیریم.

دوستانی که در این زمینه مشارکت نمودند:

مسافران: علی- شهاب- علیرضا2- هادی- حسین-

همسفران: غلامی- غفاری- ابراهیمی-

 

مسئول نظم این کارگاه آموزشی:

مسافر سفر دوم مالک

payam5

 

دیدگاه‌ها  

0 #5 موانع دریافت پیامهای درونمسافر حسن 1400-08-06 17:11
با تشکر از استاد که موضوع را به خوبی عنوان کردند
نقل قول کردن
0 #4 اموانع دریافت پیامهای درونمسافر مهدی 1400-08-05 15:33
جلسه امروز من را به خود شناسی نزدیکتر میکند
نقل قول کردن
0 #3 موانع دریافت پیام های درونمسافر حسین 1400-08-05 10:59
باعرض سلام و خداقوت خدمت همه خدمتگزاران سروج من اگر می خواهم با تفکرات نو به سمت جلو و نوشدن حرکت کنم اول باید درونم را از عقاید و افکار کهنه و پوسیده خالی کنم
نقل قول کردن
0 #2 پاسخ: موانع دریافت پیام‌های درونهمسفر سید محسنی 1400-08-05 10:41
با عرض سلام وخسته نباشید خدمت شما وخداقوت، این دستور جلسه که استاد به خوبی باز کردن. با تشکر فراوان از کمیته آموزش وسایت
نقل قول کردن
0 #1 موانع دریافت پیام‌های درونمظاهر 1400-08-05 00:50
باسلام، وتشکر از استاد راهنما،یکی یکی باید اون عقاید پوسیده را از ذهن پاک کنم و مثبت نکر باشم
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید
اگر کد نمایش داده شده برای شما خوانا نیست بر روی کلید تصویر امنیتی جدید کلیک کنید