031-33687673 |
آرشیو مطالب گزارش كارگاه‌های آموزشی سفر دوم

در مرحله سوم یا حلقه سوم زندگی، پایه و اساس مرحله بعدی زندگی یا حلقه چهارم را طراحی، برنامه ریزی و پی ریزی می کنیم که در آنجا طمع می تواند یکی از آفت ها باشد. در حلقه سوم و چهارم است که آفت ها شروع به نشو و نما می کند و خودش را نشان می دهد و ما نمی دانیم و نمی فهمیم و اینقدر درگیر بعضی مسائل مثل خودبزرگ بینی، خودمهم بینی و ... می شویم و تمام آنها را بدون اینکه بدانیم برای جهان دیگر یا معاد می فرستیم یعنی برای دنیای دیگر خود شأن و شخصیت آماده می کنیم

موضوع کارگاه آموزشی سفر دوم: باور حقیقت و حقیقی به معاد

استاد: جناب آقای مفتون

تاریخ: دوشنبه 1400/9/1

ایمان به توحید و یگانگی، یعنی ایمان به ماورایی که نظام دهنده هستی است و همه چیز را سر جای خودش انجام می دهد و تمام مخلوقاتش بدون اینکه خودشان بدانند به طور اتوماتیک، برای این هستی فعالیت می کنند. مرحله دوم ایمان به عدل و عدالت است. ایمان به عدل مخصوصاً در حلقه سوم زندگی مطرح می شود. حلقه اول دوران کودکی و نوجوانی، حلقه دوم مربوط به جوانی است که تقریباً تا حدود چهل سالگی است و بیشتر شور و حال و این چیزهاست. ولی در حلقه سوم، عدل خودش را نشان می دهد. یعنی هر طور که در حلقه اول و دوم بار آمدیم در حلقه سوم خودمان را نشان می دهیم. وضعیت کنونی ما عین عدالت است. در مرحله سوم یا حلقه سوم زندگی، پایه و اساس مرحله بعدی زندگی یا حلقه چهارم را طراحی، برنامه ریزی و پی ریزی می کنیم که در آنجا طمع می تواند یکی از آفت ها باشد. در حلقه سوم و چهارم است که آفت ها شروع به نشو و نما می کند و خودش را نشان می دهد و ما نمی دانیم و نمی فهمیم و اینقدر درگیر بعضی مسائل مثل خودبزرگ بینی، خودمهم بینی و ... می شویم و تمام آنها را بدون اینکه بدانیم برای جهان دیگر یا معاد می فرستیم یعنی برای دنیای دیگر خود شأن و شخصیت آماده می کنیم و این نگاه، نگاهی است که خیلی ها پذیرفته اند و خیلی ها هم نمی پذیرند و معتقد نیستند.

اهمّ کلام این است که اگر ما به معاد معتقد هستیم بدانیم فقط گفتن اینکه اعتقاد داریم به تنهایی کفایت نمی کند، باید در عمل هم نشان دهیم. باید رفتار و کردار و اعمالمان در حلقه سوم زندگی، با آن منطبق باشد. برای همین در آموزشها از سلامت که برگرفته از کتب الهی است صحبت می شود. در اکثر آیات کلام اله، عملواالصالحات آورده شده است، پس مهم انجام عمل صالح است نه عمل خوب. ممکن است کسی از انجام یک عمل صالح بدش بیاید و نفرت داشته باشد ولی مهم این است که اولاً به درست و سالم بودن آن معتقد هستیم و دوم اینکه معتقد هستیم که اگر این عمل صالح را انجام دهیم، رضایت حضرت رب العالمین در آن است. حال می خواهد کسی خوشش بیاید یا نیاید. به قول مولانا هر کسی از ظنّ خود شد یار من.

بنابراین در این شرایط و در این مقطع از زندگی طوری باشیم که بتوانیم رفاه و آرامش را در حلقه چهارم برای خودمان داشته باشیم آنجا هم باز عدالت جاری می شود. هر جور که آنجا برویم، همان طور از ما استقبال می شود.

ما در این سن و سال، خیلی مواقع افسوس گذشته را می خوریم که چرا آن خانه، آن زمین، آن ماشین و... را نخریدیم و چرا فلان کار را نکردیم. ممکن است ما با رفتن به حلقه چهارم هم افسوس بخوریم. پس از این تجربه استفاده کنیم و کاری کنیم که حداقل در حلقه چهارم، افسوس اعمال حلقه سوم را نخوریم. تمام مسئولیت در حلقه سوم به ما داده شده زیرا در این مرحله باید به بلوغ فکری رسیده باشیم. بارها گفته ایم خیلی ها پیر می شوند و اگر زن هستند، زن نمی شوند و اگر مرد هستند، مرد نمی شوند. آنها کسانی هستند که حلقه ها را گم کرده اند. حلقه ها گم شده و برایشان هم مهم نیست. اینها صددرصد در حلقه چهارم با مشکل مواجه خواهند شد. در حلقه سوم است که می توانیم تمام نقاط ضعف خود را برطرف کنیم. اگر نقصی داشتیم و خطایی کردیم، چون صفت گذشته در انسان صادق نیست و انسان جاری است، می توان جبران کرد. تأکید و اصرار برای تمام اینها مربوط به مرحله سوم است که به بلوغ فکری رسیده باشیم، زیرا انسان وقتی به بلوغ فکری رسید، باید کمترین اشتباه و کمترین خطا را داشته باشد و از تجربیات گذشته استفاده کند.

خیلی مواقع از ایمان به توحید و معاد خوب صحبت می کنیم ولی در عمل به آن معتقد نیستیم و اینگونه صحبتها برای خوشایند دیگران و ارضاء خود است. اگر از اکثریت مردم دنیا بپرسند: خط قرمز شما چیست؟ همه می گویند دروغ شنیدن ولی کسی نمی گوید دروغ گفتن. چون اگر خودش دروغ بگوید اشکالی ندارد. فقط شنیدن دروغ برایش بد است زیرا به بد بودن دروغ معتقد نیست. پس به این نکته باید توجه داشت که به هستی ایمان و باور داشته باشیم و معتقد باشیم به هستی، کائنات، نظمی که در کائنات است، صاحبی که این دستگاه دارد و تمام مخلوقاتی که بیهوده خلق نشده اند. مهم پیدا کردن نقش خود در کائنات است که بدانیم اعمال ما اثرش را در کائنات می گذارد. اثراتش مهم است. یک نفر که درست و سالم درمان می شود، اثرش در کائنات می رود. حداقل اثرش این است که کسی را دیگر معتاد نمی کند و به کسی پیشنهاد مصرف مواد نمی دهد.

ما پنج حس در صور آشکار داریم که همان پنج حس را در صور پنهان هم داریم. آن پنج حس ظاهری، تحت تأثیر و فرمان پنج حس درونی ماست که ما نمی دانیم چیست. یعنی این پنج حس درونی صور آشکار و شرایط ما را نمایان می کند. اگر درک کنیم که اعمال و رفتارمان اثر درون ماست، دیگر به بیرون از خودمان پناه نمی بریم، از درون خود شروع می کنیم اشکالاتمان را بررسی می کنیم و با چراغ راه که جلسه قبلی صحبت شد، پایش و پیمودن را انجام می دهیم و در هر مشکلی سهم خودمان را در نظر می گیریم. اگر سهم خودمان را در نظر بگیریم متوجه می شویم کجای کار ما اشکال دارد و آن را برطرف می کنیم. برطرف کردن آن اشکال در صور پنهان، حتماً در صور آشکار خودش را نمایان خواهد کرد؛ در رفتار ما، در خلق و خوی ما، در کردار ما، اعمال ما، حرف زدن ما، خواسته های ما، چون حس های درونی، نقش نفس را تعیین می کنند که اماره است، لوامه است یا مطمئنه. اینها همه برمی گردد به ایمانی که ما به توحید داریم. ایمان نه کلامی و حرفی، بلکه با تمام میلیاردها سلول که در وجودمان است. وقتی ایمان داشته باشیم، اگر ما خواست کاری را داشته باشیم تمام کائنات از خاک و آب و باران و ذرات گرفته تا چیزهای دیگر همه به ما کمک می کند که به آن خواسته برسیم. بدون اینکه ما خودمان بفهمیم. ولی مشکل آنجاست که ما هر وقت اشکالی در کارمان می افتد تازه یاد خدا و توحید می افتیم و از خدا می خواهیم که چاره کار ما کند. وقوع آن شرایط به ما نشان می دهد ما هیچ باوری نداشتیم و فقط کلامی بوده است.

امکان دارد یک نفر در بیست سالگی به بلوغ فکری برسد و یک نفر در سی سالگی قرار نیست برای رسیدن به بلوغ فکری تا چهل سالگی صبر کنیم. می توانیم از این زاویه هم نگاه کنیم که ما در حلقه اول و دوم در جهالتمان بودیم و الان در مرحله حلقه سوم هستیم چون تحت آموزشها جهالت به دانایی تبدیل می شود. یعنی حلقه سوم ما شروع شده است، حال در هر سنی که باشیم. وقتی مصرف کننده و یا خانواده با تفکر زائد می خواهد از این جهالت بیرون بیاید وارد حلقه سوم می شود و این آموزشهایی که در راستای باور حقیقت و حقیقی به معاد است، می تواند ما را در حلقه سوم وارد کند و دوران گذار را بگذرانیم. آنجاست که گفته می شود اگر کاربردی نکنید حلقه چهارم را باخته اید و به چه کنم چه کنم می افتید.

چیزی که باعث می شود بفهمیم تفکرات قبلی ما اشتباه بوده، تأثیر آموزشها روی خود ماست. وقتی رفتار تغییر کرد، ما متوجه می شویم که آموزش می تواند روی رفتار ما تأثیرگذار باشد. کسی هم که تغییر نمی کند و می خواهد فرد قبلی باشد آموزشها هیچ تأثیری روی او نگذاشته و هنوز روی حلقه دوم خودش بازی می کند.

تمام مسئولیت زندگی و مهیا نمودن اقلام و لوازم مورد نیاز برای زندگی در دنیا را خداوند برای ما مهیا کرده است، ولی این ما هستیم که چطور از امکاناتی که به ما داده شده استفاده کنیم و این برمی گردد به صور پنهان ما. چرا وقتی کسی بدهکار است، فرش و ماشین و پرده و مبلمان را عوض می کند؟ این نشان می دهد هنوز در جهل خود است. حال اگر در حلقه سوم زندگی قرار بگیریم و باز هم همین کارها را انجام دهیم مطمئناً آینده خود را طوری می سازیم که آنجا هم در همین شرایط در افسوس و ناراحتی باشیم.

انسان در شرایطی کابوس می بیند که جایی نقش بازی کرده یا کاری کرده یا حرص و آزی داشته یا می خواسته حق کسی را بخورد یا اجازه داده حقش را بخورند. کابوس جهنمی است که ما برای خودمان درست می کنیم چون هیچ کاری نمی توانیم بکنیم و دقیقاً اشاره به غضب الهی در آن دنیا دارد که اگر شامل حال ما شود ما کاری نمی توانیم بکنیم، فقط باید تحمل کنیم. این را آگاهانه به ما آگاهی می دهند که بیایید ایمان داشته باشید به چیزی که هست و به حقیقت. حقیقت مثل نور است همه جا هست ولی ما پنجره ها را بسته ایم. اگر باز کنیم مطمئناً نور وارد می شود. وقتی منیت، خودمحوری، خودمهم بینی و... داریم، باعث می شود دقیقاً در حلقه جهالت گیر بیفتیم و پیامش کابوسی است که در خواب می بینیم. پس همه چیز به عملکرد ما برمی گردد. این نکته ظریفی است که اگر ما ایمان داشته باشیم و ایمانمان واقعی باشد، ایمان واقعی دو تادوتا چهار تا نیست، به همه چیز در کائنات و هستی و فرمان خداوندی و الهی که صادر شده ایمان خواهیم داشت.

اگر ایمان همیشه در ذهن و وجود و اندیشه ما باشد، ایمان واقعی داریم در صورتی که اکثر ما این طور نیستیم. ایمان صراط مستقیم، راه مستقیم در مسیر مستقیم و اجرای فرمان الهی است که در تمام کتب الهی برای ما فرستاده و مطرح شده است.

دوستانی که در این زمینه مشارکت نمودند:

مسافران: محمد نداف- جمشید- علیرضا1- خلیل- مظاهر-

همسفران: تقیان- نوروزی- خدائیان- ابراهیمی- زیلایی-

 

برگزاری آزمون وادی های اول و سوم و پنجم (تدریس جناب آقای مفتون) از مسافران و همسفران سفر دوم بعد از کارگاه آموزشی

maad3

 

maad6

 

مسئول نظم این کارگاه آموزشی:

مسافر سفر دوم علیرضا

maad2

 

 

دیدگاه‌ها  

0 #5 باور حقیقت وحقیقی به معادمسافر حسن 1400-09-05 15:16
با تشکر از استاد وکمیته آموزش
نقل قول کردن
0 #4 پاسخ: باور حقیقت و حقیقی به معادهمسفر سید محسنی 1400-09-05 11:33
با عرض سلام وخسته نباشید خدمت شما وخداقوت، این دستور جلسه که استاد به خوبی باز کردن. با تشکر فراوان از کمیته آموزش وسایت
نقل قول کردن
0 #3 پاسخ: باور حقیقت و حقیقی به معادهمسفر غلامی 1400-09-04 20:18
با تشکر از استاد گرامی
برداشت:کیفیت و چگونگی عملکرد صور پنهان ما خلق و خوی و شخصیت ما را مشخص می‌کند.هرچقدر کیفیت سالم‌تری باشد.در حلقه های زندگی آرامش وامنیت بهتری داریم . ایمان یکی از پارامتر ها برای رسیدن به هدف و طمع و حرص یکی از موانع میباشد.
نقل قول کردن
0 #2 پاسخ: باور حقیقت و حقیقی به معادعلیرضا م 1400-09-03 09:13
در جوانی جان گرگت را بگیر
وای اگر این گرگ، گردد با تو پیر
زنده یاد فریدون مشیری
از اینکه تحصیل معرفت را در وادی سروج آغاز نمودم هميشه قدردان یگانه دانا بوده، هستم وتا ابد خواهم ماند.
تشکر از استاد و تمامی دست اندرکاران وادی درمان.
نقل قول کردن
0 #1 باور حقیقت وحقیقی به معادفردوس استکی 1400-09-02 23:59
بسیار ممنونم از استاد راهنمای بزرگوارم بازهم دنیای جدید ودوباره سازی خودم
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید
اگر کد نمایش داده شده برای شما خوانا نیست بر روی کلید تصویر امنیتی جدید کلیک کنید