031-33687673 |
آرشیو مطالب گزارش كارگاه‌های آموزشی سفر دوم

ما خیلی آموزشها را می گیریم ولی انجام نمی دهیم و انتظار موفقیت داریم ولی موفق نمی شویم زیرا آموزش را متوجه نشده‌ایم. آموزش و آزمون لازم و ملزوم یکدیگر است. خیلی اتفاق افتاده که برای آزمون، افرادی حضور پیدا نمی کنند. برای آموزشی که می گیریم نیاز به آزمون دادن است. حداقل خود را بسنجیم که چقدر کاربردی کردیم و چقدر می‌توانیم موفق شویم. آموزش می‌گیریم، آزمون می‌دهیم تا صلاحیت خود را در آموزش دادن تشخیص دهیم، چون قرار نیست کس دیگری تشخیص بدهد.

موضوع کارگاه آموزشی سفر دوم:آموزش پذیری، نیروی نهفته درون انسان

استاد: جناب آقای مفتون

تاریخ: دوشنبه 1400/9/15

امروز پانزدهم آذرماه، سالروز رهایی آقای مهندس حسین دژاکام، کاشف بیماری اعتیاد است و به همین دلیل هفته بنیان نامگذاری شده و در سرتاسر شعب کنگره گرامی داشته می شود و ما هم به نوبه خود این روز را تبریک می گوییم به همه خدمتگزاران درمان اعتیاد که عاشقانه و صادقانه تحت تفکر آقای مهندس حسین دژاکام در حال خدمتگزاری به همدردانشان هستند. یعنی با آموزش و درسی که گرفتند فولاد آب دیده شدند و به بقیه همدردان آن درس را پس می دهند و امیدوارم و آرزوی قلبی من این است که روز 15 آذر روز شناخت اعتیاد در تقویم کشور و بعداً در کل جهان ثبت شود و مطمئنم با تلاشی که آقای مهندس و یارانشان دارند در قید حیات ما این اتفاق خواهد افتاد.

بنیان یعنی اساس. اینکه گفته می شود هفته بنیان، برای این است که بنیان و ریشه درمان اعتیاد در این روز اتفاق افتاده است. بتن ریزی و زیربنای یک ساختمان دو طبقه با بتن ریزی و زیربنای یک برج کاملاً با هم متفاوت است و قطعاً برای ساختن برج، حفاری های عمیق‌تر و زیرساخت‌های دقیق‌تری انجام می‌شود. جهانی شدن یک ایده به این سادگی ها نیست. بنیان کنگره سال 75 و 76 درست نشده. بنیان کنگره و عمق کنگره از خیلی قبلتر از سال 76 است. آقای حسین دژاکام بیهوده نشدند کاشف بیماری اعتیاد. پس هر کسی نمی تواند از کنگره جدا شود و مثل آقای مهندس عمل کند. غیرممکن است. چرا؟ چون بنیان و ریشه درمان اعتیاد، ده ها سال قبل از درمان ایشان است. این یک پیام است برای همه ما که بدانیم کنگره به این راحتی به اینجا نرسیده، تفکر درمان سطحی نیست. کسانی که جدا می شوند و کسانی که متأسفانه خودشان را قیاس می کنند، ادای آن را درمی آورند. بیهوده نیست که کنگره این همه درمان شده دارد و با پایمردی و بزرگواری آقای مهندس، گروه دیده بانان و اعضای خالص و صادق کنگره که خالصانه خدمت می کنند تا جهانی شدن راهی نمانده است. ریشه مال حالا حالاها نیست، مال سال 75 نیست. بذری است که همانگونه که خودشان هم اشاره می کنند، در دفتر آقای مهندس نوشته شده بود. در دفتر ما هم خیلی این چیزها نوشته شده ولی چرا ما به آنها نمی رسیم چون آموزشهای درست را کاربردی نمی کنیم. آموزشی که به ما می دهند سطحی نگاه می کنیم. پس اگر ما از آقای مهندس و کاشف درمان صحبت می کنیم نمی خواهیم خودمان را به آنها بچسبانیم، حقیقتی است که می گوییم.

حقایقی که آقای مهندس سالها قبل از درمان شدنشان راجع به آن صحبت کردند، راجع به امور مالی، سلامت جسم، هاله و انرژی و... الان عینیت آن را می بینیم. پس اینها مال امروز و دیروز و پریروز نیست. و ما از آن یاد می‌گیریم آموزشی ارزش دارد که کاربردی شود نه اینکه فقط یاد گرفته باشیم و بلد باشیم حرف بزنیم ولی در عمل بمانیم.

مهمترین و ساده ترین کتاب آموزشی، قرآن کریم است. مثال زیبایی زدند که قرآن خواندن با عمل کردن به قرآن از زمین تا آسمان فرق دارد. خود من با توجه به آیه «فلینظرالانسان الی طعامه» و درک آن، به تغذیه خود توجه دارم، هیچ وقت چیزی را که ندانم چیست نمی خورم. چون منظور این آیه را فهمیدم. غذا باید به جای خوشمزه بودن خوش معده باشد. خوش معده بودن یعنی برای سلامتی ما مفید باشد. و با عمل کردن به این آیه، متوجه شدم خیلی راحت می شود قرآن را درک کرد و فهمید. تأکید بر جسم و سلامت جسم و درمان بیماری جسمی برای این است که وقتی جسم به هم بریزد، بیوشیمی به هم می ریزد و وقتی بیوشیمی به هم بریزد، ما دیگر تعادل نداریم. وقتی تعادل نداریم نمی توانیم به امورات خود برسیم.

ما خیلی آموزشها را می گیریم ولی انجام نمی دهیم و انتظار موفقیت داریم ولی موفق نمی شویم زیرا آموزش را متوجه نشده‌ایم. آموزش و آزمون لازم و ملزوم یکدیگر است. خیلی اتفاق افتاده که برای آزمون، افرادی حضور پیدا نمی کنند. برای آموزشی که می گیریم نیاز به آزمون دادن است. حداقل خود را بسنجیم که چقدر کاربردی کردیم و چقدر می‌توانیم موفق شویم. آموزش می‌گیریم، آزمون می‌دهیم تا صلاحیت خود را در آموزش دادن تشخیص دهیم، چون قرار نیست کس دیگری تشخیص بدهد.

مشکل را باید اول ساده کنیم. بارها از ابتدای تشکیل جلسات سروج گفته شده که اول مشکل را به مسأله تبدیل کنید و بعد آن را حل کنید. این یعنی ساده کردن مشکل. در مورد اعتیاد، کاشف بیماری اعتیاد مسأله بیماری اعتیاد را مطرح کرد و اعتیاد را از آن چیزی که دنیا جلویش زانو زده بود و از آن دیو وحشتناک و مخوف خارج کرد. مسأله اعتیاد این بود که وقتی از بیرون مواد را وارد بدن می کنیم، سیستمی در درون بدن تضعیف می شود و تعادل ما را به هم می زند. ما می توانیم آن تخریب را کم کم ترمیم کنیم و روش ترمیم به تدریج است. به زمان، به آموزش و به دارو نیاز دارد. این شد ساده کردن مشکل اعتیاد و بعد حل شدن بیماری اعتیاد.

خیلی مواقع با دوستان مستقیم صحبت نمی شود برای اینکه فاصله مقدس رعایت و حریم‌ها حفظ شود و شکسته نشود. صمیمیت باعث از بین رفتن این فاصله می شود. خیلی مواقع به کسی غیرمستقیم نقدی می کنیم مثلاً در قالب یک مثال می‌گوییم. و می فهمیم که طرف مقابل مطلب را گرفته یا نگرفته است، متوجه شده یا نشده است. در لفافه صحبت کردن برای این است که تشخیص می دهیم طرف مقابل هنوز به آن آگاهی و دانایی نرسیده که متوجه شود من گوینده چه می گویم. پس وقتی متوجه حرف من گوینده نمی شود چرا بگویم که احساس تخریب و کوچکی بکند. این نکته ظریفی است. حتی در زندگی ها باید بین پدر و مادر و فرزندان فاصله مقدس حفظ شود تا فرزندان بتوانند مستقل بشوند و حتی بین زن و شوهر هم بقا و استحکام زندگی را بیشتر و بیشتر می کند.

در مورد هاله و انرژی هم باید گفت وقتی ما می ترسیم در هاله ی اطراف ما یک سوراخ ایجاد می شود که حیوانات آن سوراخ را می بینند و به ما حمله می کنند. ولی اگر ما نترسیم، حیوان با ما کاری ندارد. یا در یک دادگاه وقتی متهم یا شاکی دروغ بگویند، آن هاله سوراخ می شود و قاضی با دیدن چهره متوجه دروغ می شود. وقتی هاله سوراخ می شود، ریز می شویم بستگی به این دارد که طرف مقابل چقدر به این علم، آگاهی و دانایی داشته باشد که فرد را چطور ببیند. پس خود ما هستیم که با غر زدن، ضدارزشی انجام دادن، فکرهای منفی حتی در ذهن و... هاله را سوراخ می کنیم و خود به خود ریز می شویم. وقتی هاله سوراخ شد دیگران متوجه می شوند و خودمان هم تعادلمان به هم می خورد.

ما باید برای تقویت بنیه مالی در خانواده تلاش کنیم. البته نباید برای چشم و هم چشمی باشد، چون این روزبه روز ما را بی ارزش تر میکند. تقویت بنیه مالی برای این است که آرامش داشته باشیم، دغدغه نداشته باشیم. آن موقع می توانیم انفاق کنیم، می توانیم ببخشیم و دست گیری کنیم. از راههای زیادی می شود پول درآورد ولی پول باید در مسیر صراط مستقیم دربیاید. شاید طول بکشد ولی برکت دارد. خیلی ها از خیلی طرق پول درمی آورند ولی برکت ندارد. ما خودمان به عینه ضعف مالی خودمان را تجربه کردیم. ما سالهای گذشته اصلاً راجع به پول صحبت نمی‌کردیم و آن را بد می‌دانستیم در صورتی که اشتباه می‌کردیم. ولی در این مدت کسانی که مشغول به کار هستند و بنیه مالی قوی دارند نشان دادند آنچه در توانشان است بدون چشمداشت انفاق می کنند. حتی به کسانی که توانایی زیادی نداشتند اجازه کمک ندادیم زیرا باید اول زندگی خود را فراهم کنند و بعد بیرون را. کسانی که بدون چشمداشت انفاق می کنند، مطمئناً هم برکت در آن است و هم خودشان به یک احساس خوب می‌رسند. چون برای این نبوده که دیگران ببینند. معتقدند آن آرامش و ارزشی که اکنون در خانه دارند با میلیاردها تومان هم نمی توانستند بخرند و هرچقدر هم کمک کنند کم است.

دوستانی که در خصوص این موضوع مشارکت نمودند:

مسافران: هادی- علیرضا2-

همسفران: نوروزی- مکری- غلامی-  

 

مسئول نظم این کارگاه آموزشی:

مسافر سفر دوم حسن

noor2

دیدگاه‌ها  

0 #2 آموزش پذیری،نیروی نهفته درون انسانمسافر حسن 1400-09-20 17:03
با تشکر از استاد،کمیته اموزش و مسئول سایت
نقل قول کردن
0 #1 آموزش پذیری نیروی نهفته ی دورن انسانهمسفر عابدی ۱ 1400-09-19 09:58
با سلام و خدا قوت تبریک میگویم هفته بنیان را بر جناب مهندس حسین دژاکام وجناب آقای مهرداد مفتون و همه ی خدمتگزاران عزیز ‌.با تشکر از استاد بزرگوار و آموزش این دستور جلسه .امیدوار با تلاش و پشتکار آموزش ها را کاربردی کنم .و این گونه بتوانم آموزش پذیری را بیشتر در خودم تقویت کنم ‌.با تشکر از زحمات شما .
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید
اگر کد نمایش داده شده برای شما خوانا نیست بر روی کلید تصویر امنیتی جدید کلیک کنید