031-33687673 |
آرشیو مطالب گزارش كارگاه‌های آموزشی سفر دوم

برای سکوی پرتاب کردن هر نوع دل شکستی نیاز به دو چیز است: توان جسمی و توان روحی. دلیل اینکه اینجا تأکید به تغذیه سالم، خواب، ورزش و... می شود بالا بردن توان جسمی است. وقتی توان جسمی بالا رفت می توانیم با آموزشها توان روحی را هم بالا ببریم. آن موقع چون دانایی بالا رفته دیگر به راحتی دل شکسته نمی شود. با تعقل و تفکر راجع به هر موضوعی حرکت می کنیم آن هم فکر مثبت و عقلانی

موضوع کارگاه آموزشی سفر دوم: توان جسمی و روحی، سکوی پرتاب انسان

استاد: جناب آقای مفتون

تاریخ: دوشنبه 1400/9/22

در ابتدا دهمین سالگرد رهایی مسافر سعید و بال پروازشان همسفر غلامی را تبریک عرض می کنم. همسفر غلامی از ماندگاران بودند و بدون چشمداشت و با عشق در جهت رهایی دیگر همدردان خدمت می کنند از طرف خودم و از طرف جلسه به ایشان تبریک می گویم. امیدوارم این تولدها تکرار و تکرار شود و از کمیته تشریفات هم سپاسگزاریم.

موضوع امروز راجع به دل شکستن است. دل شکستن، دقیقاً و عمیقاً و ریشه ای و بنیادی روی هر فردی اثر می گذارد. ممکن است یک نفر حرفی به ما بزند و این سالهای سال به عنوان یک نقطه ضعف در زندگی ما باشد و حتی آن حرف باعث دلشکستگی می شود و بین ما و آن فرد فاصله می‌اندازد و کینه و نفرت را به وجود می‌آورد. یعنی عامل کینه و نفرت می‌شود. اما امروز می خواهیم از یک بُعد دیگر به این قضیه نگاه کنیم.

وقتی دلمان از حرفی می شکند ببینیم برای چه دلمان شکست. چون آن لحظه نمی توانیم درک کنیم که منظور طرف مقابل از زدن آن حرف چه بوده است. زیرا هیچ کس با منظور دل دیگری را نمی‌شکند. مثل اینکه پدری به فرزندش، زنی به شوهرش، شوهری به زنش، مادری به فرزندش یکسری صحبتها را می‌کند که آن لحظه و بسته به آن شرایط ممکن است باعث دل شکستن شود و حتی در محیط تشکیلات خودمان هم خیلی مواقع یک سری صحبتهای این چنینی می شود. من در واکنش به این گونه صحبتها گوش می کنم و به فردی که صحبتی می‌کند می گویم شما بیایید آموزشها را بگیرید و درمان شوید و به ما ثابت کنید نگاهی که ما نسبت به شما داشتیم اشتباه بوده است. دل شکستن یک چیز خیلی طبیعی است و پیش می آید. ولی دل ما نباید از حرفهایی که زده می شود بشکند. این هشداری است که به ما داده می شود و ما باید از آن به عنوان سکوی پرتاب استفاده کنیم و پوسته ای از ما شکافته شود.

برای سکوی پرتاب کردن هر نوع دل شکستی نیاز به دو چیز است: توان جسمی و توان روحی. دلیل اینکه اینجا تأکید به تغذیه سالم، خواب، ورزش و... می شود بالا بردن توان جسمی است. اگر توان جسمی ما به هر دلیلی مثل ورزش نکردن یا سیگار کشیدن و... کم شود هرچقدر هم بخواهیم روح را تکامل دهیم نمی شود زیرا توان جسمی با توان روحی متعادل نیست. ولی وقتی توان جسمی بالا رفت می توانیم با آموزشها توان روحی را هم بالا ببریم. آن موقع چون دانایی بالا رفته دیگر به راحتی دل شکسته نمی شود. با تعقل و تفکر راجع به هر موضوعی حرکت می کنیم آن هم فکر مثبت و عقلانی؛ چون تفکر منفی هم داریم. پس اگر توان این دو را بالا بردیم خودبه خود به کمترین میزان دلشکستگی می رسیم و اگر هم دل شکسته شد، می شود سکوی پرتاب من و پوسته‌ای از ما شکافته می شود. مثل تخم مرغ که اگر از بیرون شکسته شود می شود غذا و تمام می شود، ولی اگر از درون شکسته شود تشکیل جوجه می‌دهد و یک حیات جدید به وجود می آید. نکته مهم اینجاست که دل شکستن باید درونی باشد تا بشود سکوی پرتاب ما و اینجاست که در مسائل مالی، در تصمیم گیریها و در هر مورد تشخیص هایمان تأثیرگذار است.

وقتی انسان از حرف کسی بدش بیاید تنفر و انتقام و ... را با خود به همراه دارد که این ناشی از جهالت است. ولی بعد از چند سال می فهمیم آن روز تفکر و اندیشه ما اشتباه بوده و منظور حرف آن شخص را می‌فهمیم و این ناشی از دانایی است. پس تفاوت این دو به خاطر بودن در جهالت یا دانایی است. اگر جاهل باشیم بدمان می آید و اگر دانا باشیم دردمان می آید و سکوی پرتاب می شود.

برای همه ما پیش آمده که از کسی توقع و انتظاری داریم و برآورده نمی شود. همانجا احساس می‌کنیم طرف مقابل با ما بد برخورد کرد و دل ما را شکست که این ناشی از جهالت ماست. اگر به دانایی و آگاهی برسیم متوجه می شویم قرار نیست ما از کسی توقع داشته باشیم. ما کار خودمان را انجام می‌دهیم و تلاشمان را می کنیم؛ زیرا زندگی مثل یک جنگ است که نباید دست از تلاش برداریم باید سعی کنیم از میدان به در نرویم. تلاش کنیم و تلاش کنیم ولی نتیجه را به خداوند واگذار کنیم که به این گفته می شود توکل. خداوند وکیل ماست و هر تصمیمی گرفت مورد رضایت ماست و اینجاست که راضی بودن به رضای خداوند عینیت می‌یابد. چون شاید قرار نیست ما به چیزی برسیم و اتفاقی بیفتد که برای ما خوشایند باشد شاید آن چیزی که ما فکر می کنیم برای ما خوشایند است، باعث ضرر و زیان شخصیتی ما شود. لذا نقش آگاهی و جهالت اینجا تعیین کننده است.

در جلسه مسافر کیست بیان شد که فرق معتاد و مسافر در جهالت و دانایی این دو است. اینجا هم دقیقاً همین است. جهالت و دانایی در دل شکستن ها تعیین می کند که آیا دردمان می آید یا بدمان می آید. بارها و بارها در جلسات تکرار شده که سعی کنیم از حرف یا نقدی بدمان نیاید، دردمان بیاید. زیرا دردمان که بیاید، چاره می اندیشیم که آن درد را درمان کنیم. اینگونه تفکر اجازه نمی دهد کینه به دل بگیریم و بخواهیم تلافی کنیم و انتقام بگیریم یا بگذاریم در فرصتی جوابش را بدهیم یا بی محلی و قهر کنیم، چون همه اینها از جهالت است.

پس اگر نقد می شویم نقدپذیر باشیم. بارها در جلسات تأکید می شود حرمتها رعایت شود، شوخی نکنید. در ورزش تأکید بر این است که در کار دیگران دخالت نکنیم. حریم را همه جا رعایت کنیم. متوجه باشیم که رعایت کردن حریم در همه جا از دانایی ماست ولی اگر بخواهیم جایی رعایت کنیم و جایی رعایت نکنیم بدانیم در جهالتیم و خودمان نمی دانیم. فاصله ها مقدس باشد، چه اینجا و چه در خانواده و چه در هر جایی. ارتباط می توانیم داشته باشیم ولی حرمت را هم حفظ کنیم. اینها کمک می کند توان جسمی و روحی ما بالا برود. وقتی توان جسمی و روحی و مالی ما در حد خودمان بالا برود می توانیم مفید باشیم. درک این نکته، یکی از کلیدی ترین مباحث این موضوع است.

زخمی که به واسطه حرف یا حرکت کسی می‌خوریم بعد از مدتی التیام می‌یابد و خوب می‌شود و دیگر درد ندارد و نیاز به مرهم ندارد ولی جای آن باقی است. باقی ماندن جای آن زخم، تجربه‌ای است که در مثلث دانایی به آن اشاره می‌شود. تجربه ای می شود که دیگر کاری نکنیم که آن اتفاق بیفتد. حرفی نزنیم که آن حادثه دوباره تکرار شود. اگر تأثیر منفی صحبتی را یکی دو بار دیدیم و دوباره تکرار کردیم بدانیم در جهالت خود مانده ایم چون دلیل دوباره انجام دادن یک حرف اشتباه، فقط و فقط جهالت است و زمانی هم که در جهالت باشیم خیلی از مسائل ضدارزشی دیگر با ماست و تمام تصمیمات و فرمانهای عقل بر اساس همان دیدگاه است چون اجازه نمی‌دهد مثبت فکر کنیم و فکر ما از روی نفس است.

ما می توانیم در تمام سطوح موفق شویم اثر گذار باشیم و ارزشمند شویم به شرط اینکه به حرفی که می زنیم معتقد باشیم، ایمان و باور داشته باشیم و به آن عمل کنیم. اگر به حرفی که می‌زنیم عمل نکنیم، هیچ تأثیری نمی گذارد و فقط توقع ایجاد می کند. ما دل خیلی ها را شکستیم. زیرا از ما انتظار و توقع کار دیگری را داشتند و ما رفتار دیگری بروز دادیم زیرا حرف و عملمان یکی نبود. ولی آیا ما متوجه شدیم رفتار و کردارمان در دیگران توقع ایجاد کرده است؟!

قرار نیست در هر مسأله ای پیروز شویم. در تربیت فرزند شاید نتوانستیم درست عمل کنیم ولی دوباره تلاش می کنیم در مسائل خانوادگی، فامیلی و... کوتاه نیاییم. استوار بمانیم پافشاری کنیم هرچند بار که به زمین خوردیم دست به زانو بگیریم و دوباره بلند شویم. بارها اتفاق افتاده در زمینه مالی یا هر زمینه دیگری شکست می‌خوریم ولی کسانی می‌بازند که زود ببرند و بخواهند زود از آن مخمصمه بیرون بیایند. برای استوار ماندن به توان روحی و جسمی نیاز داریم. هر وظیفه ای که احساس می کنیم مربوط به ماست انجام دهیم. قرار نیست کسی وظیفه انسانی ما را به ما بگوید. ما باید وظیفه انسانی خود را در هر شرایطی و موقعیتی و مکانی انجام دهیم.

دوستانی که در این زمینه مشارکت نمودند:

مسافران: عباس2- علیرضا1- علیرضا2- جمشید- محمد نداف-

همسفران: موسوی- ابراهیمی- احمدی- نوروزی-

sakoypartab3

در پایان کارگاه آموزشی سفر دوم، جشن تولد ده سالگی همسفر غلامی در میان جمع گرم و پرشور مسافران و همسفران سفر دوم برگزار گردید و مراتب تشکر و قدردانی از این همسفر به عمل آمد.

 

آقای مفتون: ویژگی همسفر غلامی در طول سفر اولشان این بود که از زمانی که با عروسشان به اینجا آمدند از همان لحظه حرمتها را رعایت می کردند. و یکی دیگر از ویژگیهایشان این است که آموزش را همانجا می گیرند و همان لحظه اثرش را در خودشان می بینند. زیرا با دید باز می آیند و حضورشان حضور واقعی است. یکی از بزرگترین حسن های ایشان استفاده بهینه از آموزشهاست. به خودشان و به مسافر سعید تبریک می گویم. ایشان یکی از عزیزانی بودند که در امور تهیه غذا برای کارگران ساختمان،‌ مسئولیت و مدیریت تهیه غذا را بر عهده داشتند. در پارچه نوشته بیهوده نوشته نشده که عاشقانه برای رها یافتن دیگر عزیزان دارند فعالیت می کنند. اولاً درمان شدن سعید، با توجه به روحیات و کلینیک ها و پزشکان و... باوری بود در ناباوری و من از صمیم قلب به ایشان تبریک می گویم. ایشان یکی از ارکان جلسات ما هستند که عاشقانه برای جلسات خدمت می کنند.

همسفر مکری: از همان ابتدایی که همسفر غلامی را دیدم، رعایت حرمتها و قوانین در ایشان مشهود بود و خیلی پایبند این قضیه بودند و همه آموزشها را کاربردی می کردند. همسفر غلامی و پسرشان و عروسشان هر سه سفری را برای خودشان آغاز کردند. مسافر سعید، همسفر غلامی و عروسشان هر کدام کار خودشان را در جایگاهی که داشتند انجام می دادند و هر سه در نقطه پایان و نقطه رهایی که یکی بود به هم رسیدند یعنی در این امور هیچ کاری به هم نداشتند و این جشن و ماندگاری این سالها لیاقت و تلاش خودشان است که به این جایگاه رسیدند و همه ما از آموزشهایشان استفاده می کنیم و در کنارشان احساس آرامش داریم.

همسفر غلامی: مسافر من با بیش از ۵ سال سوء مصرف وارد این جلسات شدند، آخرین مواد مصرفی شان شیشه و تعداد زیادی قرص بود. سفر اولشان ده ماه و ۸ روز طول کشید و هم اکنون ۱۰ سال و ۲۵ روز است از دارو بی نیاز شدند و خودم هم در همین مدت است که در حال پیمودن سفر دوم با راهنمایی راهنمایان جلسه می‌باشم.

من هم به نوبه خودم از خداوند سپاسگزاری می کنم که در این جایگاه قرار گرفتم. از جناب مهندس دژاکام، کاشف بیماری اعتیاد، از استاد راهنمای عزیزم جناب آقای مفتون سپاسگزاری می کنم. از تک تک عزیزانی که در این جلسه حضور دارند و با خدمتی که در جلسات دارند یک بال پروازی برای من بودند برای رهایی از تفکرات زائد خودم و رسیدن به آرامش نسبی سپاسگزاری می کنم. همیشه دوست داشتم جایی باشد که منطقی بتوانم یاد بگیرم مشکلاتم را حل کنم. همیشه خداوند آرزوی انسان را همان موقع برآورده نمی کند این طور که ما اینجا آموزش گرفتیم می گویند برای به دست آوردن چیزی بایستی بهای سنگینی بپردازیم. من هم به خاطر منطقی بودن و شناختن حقیقت هر چیزی بهای سنگینی دادم و بچه ام یک مصرف کننده شد. ولی خیلی برایم ارزشمند بود زیرا من را با جلسات و با تفکری آشنا کرد که تا وقتی که زنده هستم و تا وقتی که خداوند به من توفیق بدهد این جلسات را ترک نمی کنم واقعاً عاشق جلسات هستم و تفکر سروج را دوست دارم. همان طور که استاد اشاره کردند بعضی مواقع صحبتهایی می شود که واقعاً ما همان موقع می فهمیم ما با خودمان چه کار کردیم. وقتی متوجه شدم با حس های منفی درونم چقدر در خودم تخریب ایجاد کردم و چقدر حس های خودم را به فرزندم که امانت خدا نزد من بوده انتقال دادم خودم را موظف می دانم که حالا حالاها بایستی آموزش بگیرم و تخریب هایی که هم به خودم و هم به خانواده خودم وارد کردم جبران کنم. چند روز پیش یک دوبیتی در سایت دیدم که احساس مرا به تفکر سروج بیان می کند:

هر کس که تو را شناخت جان را چه کند// فرزند و عیال و خانمان را چه کند

دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی// دیوانه تو هر دو جهانش چه کند

من واقعاً نسبت به تفکر سروج این احساس را دارم. مثلاً سی دی نوشتن را خیلی دوست دارم و همین طور که می خوانم و می نویسم خیلی نکات را آموزش می گیرم و خیلی برایم ارزشمند است.

امروز به عنوان آرزو، دعا و به عنوان تقاضا در درجه اول از خودم و بعد از شما دارم. تنها چیزی که می تواند این زخم و این دلی که شکسته را ترمیم کند این است که تک تک ما با آموزش گرفتن درست و خدمتگزاری بتوانیم یک روزنه امیدی باشیم برای یک تازه وارد که به تک تک ما نگاه می کند که ببیند ما چه کار کردیم به اینجا رسیدیم و آنقدر مشتاق است ببیند چه کار بایستی بکند به درمان برسد و فکر می کنم این بهترین مرهم می تواند باشد برای این زخم. هم برای خودمان و هم برای کسانی که ما دلشان را شکستیم.

انشاءاله تک تک ما عملکرد و رفتارمان طوری باشد که با قدم گذاشتن در این راه یک سرمایه انسانی بشویم آن وقت آرزویی که داریم که هیچ مصرف کننده ای در این دنیا نباشد، زود برآورده می شود

 

همسفر غلامی از مسافر آقامهدی، مسافرهادی، مسافر عباس، مسافر علیرضا تقدیر و تشکر نمودند.

 

مسئول نظم این کارگاه آموزشی:

مسافر سفر دوم خلیل

sakoypartab2

دیدگاه‌ها  

0 #3 پاسخ: توان جسمی و روحی، سکوی پرتاب انسانمسافر علیرضا رفیعائی 1400-10-01 11:23
ممنون از استاد که آموزش دادند هر مشکلی شاید در وهله اول ناراحت کننده باشد ولی اگر تفکر،تفکر سالم باشد میشود هدیه نهفته در آن مشکل را دریافت کرد و از آن هدیه بعنوان یک سکوی پرتاب استفاده کرد،تشکر فراوان از کمیته آموزش و مسئول سایت
نقل قول کردن
0 #2 توان جسمی و روحی،سکوی پرتابمسافر حسن 1400-09-25 18:41
با عرض سلام و خدا قوت به جناب آقای مفتون،باتشکر از کمیته آموزش و مسئول سایت
نقل قول کردن
0 #1 پاسخ: توان جسمی و روحی، سکوی پرتاب انسانهمسفر سید محسنی 1400-09-24 12:13
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما وخداقوت،این دستور جلسه که استاد به خوبی باز کردن.با تشکر فراوان از کمیته آموزش و سایت
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید
اگر کد نمایش داده شده برای شما خوانا نیست بر روی کلید تصویر امنیتی جدید کلیک کنید