031-33687673 |
آرشیو مطالب گزارش كارگاه‌های آموزشی سفر دوم

شاخصه، شاکله و پایه و اساس قضاوت، انصاف است. شخص قاضی باید منصف باشد. منصف کسی است از چند وجه و چند بُعد یک موضوع را ببیند، تجزیه و تحلیل کند و بعد نظرش را راجع به آن اعلام کند، با احتمال اینکه ممکن است باز هم اشتباه شود. چرا؟ چون ما هنوز در تاریکی ها هستیم، فقط تفاوت در این است که در چند متری تاریکی ها هستیم در یک متری یا ده متری یا صد متری؛ متناسب با مختصاتی که جایگاه ما در ضدارزشی ها دارد قضاوت می کنیم، رأی می دهیم، فتوا صادر می کنیم و... در حالی که در آن جایگاه و در آن تاریکیها، اصلاً نمی توان قضاوت منصفانه ای داشت.

موضوع کارگاه آموزشی سفر دوم: انصاف، شاه کلید قضاوت

استاد: جناب آقای مفتون

تاریخ: دوشنبه 1400/10/20

قضاوت در مورد یک پرونده در مراجع قضایی با چندین بار مراجعه و طی مدت زمان طولانی با بررسی مستندات و شواهد و... توسط قاضی آگاه و مطلع انجام می شود. پس قضاوت کردن کار هر کسی نیست. این دستور جلسه می خواهد به ما بیاموزد که قضاوت کردن دیگران را کلاً کنار بگذاریم، زیرا ما اصلاً صلاحیت قضاوت نداریم. ولی متأسفانه ما انسانها عادت کردیم آنی و لحظه ای قضاوت کنیم. مثلاً اگر کسی جواب سلام ما را به هر دلیلی ندهد یا دیر بدهد در همان لحظه در مورد آن شخص قضاوت می کنیم، در واقع مسائل را تک بعدی و فقط از نگاه خود می بینیم. در صورتی که برای قضاوت کردن باید چند وجهی و چند بعدی به قضایا نگاه کنیم.

شاخصه، شاکله و پایه و اساس قضاوت، انصاف است. شخص قاضی باید منصف باشد. منصف کسی است از چند وجه و چند بُعد یک موضوع را ببیند، تجزیه و تحلیل کند و بعد نظرش را راجع به آن اعلام کند، با احتمال اینکه ممکن است باز هم اشتباه شود. چرا؟ چون ما هنوز در تاریکی ها هستیم، فقط تفاوت در این است که در چند متری تاریکی ها هستیم در یک متری یا ده متری یا صد متری؛ متناسب با مختصاتی که جایگاه ما در ضدارزشی ها دارد قضاوت می کنیم، رأی می دهیم، فتوا صادر می کنیم و... در حالی که در آن جایگاه و در آن تاریکیها، اصلاً نمی توان قضاوت منصفانه ای داشت. برای همین تمام تلاش آموزشهای جلسات سروج و کنگره این است که از ضدارزشی ها خارج شویم.

در چندین جلسه گذشته دستور جلسه ای با عنوان «نگرش به خود، نگرش به دیگران، نگرش به جامعه» داشتیم. زمانی می توانیم نگرش به خود داشته باشیم که قاضی خود باشیم و اعمال و رفتار و کردار خود را قضاوت کنیم. زیرا تمام اسناد، مدارک و مستندات در خود من است. هیچ کس از ذهن دیگری خبر ندارد. من فقط خواسته خودم را می دانم و نمی توانم ذهن دیگری را بخوانم. پس اگر طرف مقابل عکس العملی در برابر خواسته من نشان داد، نباید زود قضاوت کنم. ولی متأسفانه ما انسانها یاد گرفتیم آنی و لحظه ای قضاوت کنیم.

یکی از مشکلات ما در مطالعه این است که مطالعه را برای یادگیری استفاده نمی کنیم، می خواهیم از مطالعه بهره ببریم. خیلی ها قرآن می خوانند ولی به ضرس قاطع می توان گفت که به آن ایمان ندارند، چون فقط می خوانند. ایمان داشتن یعنی چه؟ ایمان یعنی کاربردی کردن آن چیزی که می خوانیم و به آن معتقد هستیم. کدام یک از ما آیات قرآن را کاربردی می کنیم. در مطالعه کتابهای بیرون و غیر از متون جلسات هم ما نمی توانیم به آنها ایمان بیاوریم. برای همین خواندن آنها بهره ای برای ما ندارد. می خوانیم که استادی خوبی بکنیم. قرار نیست استادی خوبی بکنیم قرار است حق مطلب را ادا کنیم. استاد امین در جواب سوالی که پرسیدند بهترین استاد کیست پاسخ دادند، استادی که بتواند مطلب را طوری برای مادر هشتاد ساله اش بیان کند که مادرش بفهمد. قرار نیست واژه ها و کلمات بزرگ و سنگین به کار ببریم. این کتابها شاید برای مطالعه خوب باشد ولی اگر به این قصد باشد که بخواهیم با آن حرفی برای گفتن داشته باشیم، آن کار خودش ما را از ارزشها دور می کند، زیرا می خواهیم حرفی بزنیم متفاوت از حرفهای بقیه و این خودش می شود یک ضدارزش. با این کار، قضاوتی اشتباه راجع به خود می کنیم. فکر می کنیم آن مطالب در جهت خروج از ضدارزشی ها هست. در صورتی که ما در ساده ترین حالت در متون خود می توانیم از ضدارزشیها خارج شویم. در عین ساده بودن، تأثیرگذار باشیم. زیرا ما دنبال آثار هستیم نه آمار. مفید بودن آن مطالب را رد نمی کنیم ولی نمی تواند برای خروج ما از اعتیاد و ضدارزشیها در این برهه از زمان کاربرد داشته باشد.

قضاوت کردن خود، به این راحتی نیست و نمی توان یک شبه یاد بگیریم خود را قضاوت کنیم. باید دانش، معرفت و آگاهی و شناخت ما از خودمان بالا برود. بالا رفتن شناخت به چه صورت است؟ سفر دوم، سفری از بی نیازی از دارو تا خودشناسی است. همانطور که در بالا توضیح داده شد وقتی با آن دید به جلسه و موضوعات نگاه می کنیم نشان می دهد هنوز خودمان را نشناختیم. نگرش خودم به خودم صحیح نیست. زیرا دارم از جایگاه خودم عدول می کنم و نمی دانم جایگاه خودم کجاست.

حتی برای قضاوت خود هم باید تأمل کنیم با توجه به اینکه باید بدانم چه هستم و هدفم و کارم چیست. خیلی از ما اینها را نمی دانیم و فقط جلو می رویم تا اتفاقی بیفتد. مثل راننده ای می شویم که باعث تصادف ماشین شده و از ماشین پیاده می شود و می گوید خوب جمعش کردم. همه ما چنین ذهنیتی داریم. برای همین در قضاوت از خود هم باید معرفت و دانش و آگاهی خود را بالا ببریم وقتی توانستیم همانطور که در دستور جلسه قبل گفته شد نگرش به خود و جایگاه و عیار ما مشخص باشد آن موقع می توانیم نگرش ما نسبت به دیگران و نگرش دیگران نسبت به ما تغییر کند.

برای قضاوت، حتی قضاوت خود، باید انصاف را رعایت کرد. منیت نداشته باشم، نترسم، ناامید نباشم، خواسته خود و آن چیزی که در ذهن دارم بیان کنم و به واکنش طرف مقابل کاری نداشته باشم، او ذهن ما را نمی داند، ولی من خودم از سلامت خواسته و ذهن خودم خبر دارم.

یکی دیگر از اصول قضاوت کردن، اهل شکایت نبودن است. وقتی کسی اهل شکایت باشد، قضاوت های ثانیه ای دارد. یعنی هر لحظه نسبت به دیگران قضاوت می کند.

اساسی ترین پایه های قضاوت ما فضولی ماست. فضولی که در ما نهادینه شده و از رذایل ما نشأت می گیرد. رذایل و فضایل دو نیرو در درون ما هستند که همیشه با هم در جنگ و تضاد هستند. فضولی باعث می شود قضاوتهای پی در پی بکنیم و در قضیه ای که به ما ربطی ندارد دخالت کنیم. برای خروج از ضدارزشها باید به عمق آن تاریکی توجه کنیم. شاید زمان ببرد و طول بکشد تا از آن خارج شویم و این با آموزش گرفتن میسر است. تا زمانی که آموزشها ما را به آن سطح نرساند از ضدارزشی خارج نمی شویم. تمام تلاش تشکیلات این است که آموزشهایی که نتیجه زحمات آقای مهندس دژاکام و استاد امین است ما را به این سطح از درک برساند. مطالبی که قبلاً در تشکیلات ما گفته شده و الان در سی دی های کنگره می شنویم دال بر این نیست که ما زودتر به آنها رسیده ایم بلکه نشاندهنده این است که آموزشهایی که من از آنجا گرفتم درست است به این دلیل حرف ما یکی است و فقط در گفتن آن تقدم و تأخر است. حقیقت و راستی در همه جای دنیا حقیقت و راستی است. پس یادگیری مهم است.

زمانی هست که درآمد هست ولی در آن برکت نیست و زمانی هست که درآمد آنچنانی نیست ولی برکت دارد. وقتی به مادیات فکر کنیم و کیفیت کار برایمان مهم نباشد پول بیشتری می گیریم ولی برکتی در زندگی نیست. ولی وقتی به یک سری اصول و قواعد پایبند باشیم و کاری که درست باشد را انجام دهیم، وجدان کاری و انصاف را رعایت کنیم، به برکت هم می رسیم. کاری نداریم آن شخص چه قضاوتی دارد. اگر به آن درجه از انصاف برسیم به جایگاهی می رسیم که درک کردن و درک نکردن کار ما از طرف مقابل مهم نیست، مهم این است که ما کار خود را خوب و درست انجام دهیم و این باعث می شود کم کم به ارزشمندی برسیم. زیرا ما قبلاً خودمان را سر هر مسأله ی ریز و درشتی بی ارزش می کردیم. ما خودمان ارزشمان را از دست داده بودیم ولی با یک تغییر نگاه و تغییر نگرش به خود، نگرش دیگران را به خود تغییر دادیم. در واقع کائنات این ارزشمندی را به ما هدیه می دهد.

انصاف خیلی خیلی مهم است و باید همراه با معرفت و شناخت در مورد خودمان باشد. ببینیم چطور نگاه می کنیم و چطور از قضایا برداشت می کنیم. برای همین از ابتدای ورود، در لژیون تازه واردین از افراد برداشت گرفته می شود. حتی برای کسانی که در شرف ازدواج هستند اگر بسنجند که میزان برداشت دو طرف نسبت به یک مقوله چقدر به هم نزدیک است، می توانند زندگی خوبی با هم داشته باشند. ولی خیلی ها به این توجه نمی کنند.

 

دوستانی که در این زمینه مشارکت نمودند:

مسافران: جمشید- مختار- عباس2- علیرضا1- محمد نداف- خلیل – میثم2-

همسفران: ابراهیمی- احمدی- نوروزی- کشاورز-

 

مسئول نظم این کارگاه آموزشی:

مسافر سفر دوم شهاب

ghezavat2

دیدگاه‌ها  

0 #2 پاسخ: انصاف، شاه کلید قضاوتعلیرضا م 1400-10-21 20:57
برداشت؛
انصاف و منصف بودن در مسیر ارزش‌ها و صراط مستقیم حاصل میشود.
تشکر از استاد و تفکرسروج و مسئول سایت.
نقل قول کردن
0 #1 پاسخ: انصاف، شاه کلید قضاوتهمسفر سید محسنی 1400-10-21 18:43
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما و خدا قوت ، این دستور جلسه که استاد به خوبی باز کردن. با تشکر فراوان از کمیته آموزش و سایت
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید
اگر کد نمایش داده شده برای شما خوانا نیست بر روی کلید تصویر امنیتی جدید کلیک کنید