031-33687673 |

مانيفست

واژۀ سروج تشکیل شده از حروف ابتدایی" سلامت روح و جسم " میباشد. سروج یک راه و روش فرآیند مدار در درمان اعتیاد می باشد که از سال 1386 فعاليت خود را آغاز نموده...

ادامه مطلب...

بنیان گذار روش درمان تنظیم دارو بر اساس علائم بالینی

آقاي مهرداد مفتون از سال 1384 در زمينه درمان اعتياد و برگزاري جلسات درمان گروهي اعتياد در اصفهان مشغول به فعاليت و تلاش مي‌باشند...

ادامه مطلب...

قوانین و حرمت جلسات سروج

1. سروج جلساتی است تحقیقاتی که با راهنمایی نیروهای مافوق و با توکل به قدرت مطلق، تشکیل می گردد.
2. شرط شرکت در جلسات، پذیرفتن اصول و قوانین آن و تمایل به رهایی از دام اعتیاد می باشد.

ادامه مطلب...

پروتكل درمان

پروتكل درمان شامل زمان، ‌دارو، آموزش و كاربردي كردن مي‌باشد...

ادامه مطلب...

فرم ارسال نظر

لطفا نام و نام خانوادگی خود را وارد کنید!

تلفن همراه به درستی وارد نشده!

آدرس ایمیل وارد شده معتبر نمی باشد!

Invalid Input

لطفا متن پیام خود را وارد کنید!

کد امنیتی
کد امنیتی جدید؟ کدامنیتی به درستی وارد نشده!

 

اگر ما غافل باشیم حاکمیت نیروهای بازدارنده بر ما القا و اعمال می شود. ما در عقل بیدار، هوشیاریم. این هوشیاری را داریم که چند بعدی به قضایا نگاه کنیم و همه جوانب یک موضوع را ببینیم و بسنجیم و تک بعدی نگاه نکنیم. ولی در عقل خواب، احساسی عمل می کنیم، تک بعدی نگاه می کنیم زیرا در فضای غفلت، فقط منافع شخصی خود را می بینیم و از آن زاویه به قضایا نگاه می کنیم.

موضوع کارگاه آموزشی سفر دوم: عقل هوشیار، عقل غافل

استاد: جناب آقای مفتون

تاریخ: دوشنبه 1400/10/13

همه انسانها از نعمت عقل و خرد بهره دارند. خالق هستی ابتدا ذرات را خلق کرد، ذرات به هم چسبیدند و جامدات تشکیل شدند و بعد نباتات خلق شد که دارای رشد و حس بودند. بعد حیوانات خلق شدند که علاوه بر رشد و حس دارای غریزه هم بودند و رسید به انسان که همه این خصوصیات را داشت و علاوه بر آن عقل و خرد هم به او داده شد.

به میزانی که از عقل و خرد خود بهره ببریم، در یکی از این مراحل قرار می گیریم: عقل بیدار، عقل خواب

زمانی که بیدار عقل باشیم، هوشیاریم و وقتی در خواب عقلی باشیم، در غفلت هستیم. «عقل سالم در بدن سالم است» ارتباط مستقیم بین این دو را نشان می دهد. بدن فقط با مصرف مواد مخدر ناسالم نمی شود، حتی تفکرات زائد هم به سلامت بدن و جسم آسیب می رساند. اخیراً تحقیقاتی بر روی خانواده ها انجام شده و متوجه شدند که مسائل ضدارزشی روی سیستم مغز آنها تأثیر می گذارد. به نظر من مسائل ضدارزشی، در سیستم تولیدکننده مواد شبه افیونی همسفران هم اختلال ایجاد می کند و برای همین ما در اینجا تأکید داریم که همسفران هم بیمار هستند و باید آموزش بگیرند و درمان شوند. پس به واسطه اعمال نادرست، آن عقل و خردی که خداوند به ما هدیه کرده است در خواب فرو می رود.

مثلث عقل شامل سه ضلع عقل بیدار، عقل خواب و عقل تعطیل است. همه ما عقل داریم ولی متأسفانه افراد کمی از آن بهره می برند و آن دسته از افراد که از آن بهره نمی برند، عقلشان، عقل تعطیل است. عقل چیزی نیست که ما بخواهیم یا نخواهیم چون به ما همه ما داده شده است. در صور پنهان ما هست ولی وقتی درک نکنیم و متوجه نشویم از آن بی بهره ایم.

اگر ما غافل باشیم حاکمیت نیروهای بازدارنده بر ما القا و اعمال می شود. ما در عقل بیدار، هوشیاریم. این هوشیاری را داریم که چند بعدی به قضایا نگاه کنیم و همه جوانب یک موضوع را ببینیم و بسنجیم و تک بعدی نگاه نکنیم. ولی در عقل خواب، احساسی عمل می کنیم، تک بعدی نگاه می کنیم زیرا در فضای غفلت، فقط منافع شخصی خود را می بینیم و از آن زاویه به قضایا نگاه می کنیم.

ما هر روز در نمازهایمان می گوییم «اهدنا الصّراطَ المُستَقیم» و از خداوند طلب می کنیم که در آخرت، از صراط به خوبی رد شویم؛ در صورتی که عبور از صراط همین جا و در همین دنیاست. قبلاً در یکی از صحبتهایم گفته بودم که هر بار که پا روی نفس می گذاریم، شهادتی را تجربه می کنم، یعنی از روی پل صراط عبور می کنم. به عنوان مثال اگر شرایط و موقعیت این را داشته باشیم که سر یک نفر کلاه بگذاریم و نگذاریم و حق را رعایت کنیم، از روی این پل رد شده ایم و آن موقع حس و حال خوب داریم. اگر می توانستیم دروغ بگوییم و نگفتیم، اگر می توانستیم غیبت کنیم و نکردیم، اگر می توانستیم آب دهان در خیابان بیندازیم و نینداختیم، همه عبور کردن از این پل است. اینکه هر روز تکرار می کنیم «اهدنا الصراط المستقیم» یعنی هر لحظه باید حواسمان باشد که پای ما از این صراط نلغزد نه اینکه گناه کنیم و در آخر بخواهیم خداوند ما را در صراط مستقیم قرار دهد.

گاهی اوقات مادیات باعث می شود چشم ها بسته شود و عقل به خواب برود. مادیاتی که شاید حق ما نباشد. هر بار که از یک منفعت مادی که حق ما نیست چشم بپوشیم یعنی از صراط مستقیم رد شده ایم و عینیت می بخشیم به فرمان کلام اله «اهدنا الصراط المستقیم».

نیروهای مخرب و بازدارنده، فکر بد، حس آلوده، قضاوت و... همه درونی است. اگر حس آلوده باشد، نمی توانیم هوشیارانه عمل کنیم. تمام مشکلات ما از درون خود ماست. متأسفانه خیلی از ما دنبال ناجی می گردیم تا از بیرون به ما کمک کند. برای همین تمام تلاش آموزشها این است که درون و صور پنهان ما به جایگاه خودش برگردد تا بیدار عقل باشیم. برای همین گفته می شود آموزش آموزش آموزش؛ وقتی درون و نیروهای مخرب و نیروهای بازدارنده را بشناسیم آنگاه می توانیم آرام آرام به سمت بیداری عقل برویم.

عملی که به خیر منتج شود، مطمئناً بیداری عقل یا هوشیاری ما را در پی داشته است.و عمل و اتفاقی که به شر ختم می شود بدانیم حتماً ما در غفلت بودیم و در خواب عقل بودیم. زنده هستیم ولی در مدار خواب عقلیم. تنها چیزی که می تواند ما را به سمت بیداری ببرد، فقط و فقط این است که دوربین روی خودمان باشد. در تمام شرایط حواسمان به خودمان باشد و روی رفتار و اعمال و کردار خود تمرکز کنیم. ببینیم در هر مشکل، اتفاق و بحرانی ما چقدر سهم داریم. اگر هوشیارانه با یک مشکل برخورد کنیم می شود مسأله و مسأله قابل حل است ولی اگر در غفلت بخواهیم تقلا کنیم که آن مشکل را به سرانجام برسانیم، آن مشکل تبدیل به بحران می شود، سخت تر و سخت تر و سخت تر می شود و این سختی را خود ما ایجاد می کنیم زیرا غافلانه تصمیم گیری می کنیم و نظر می دهیم و این برمی گردد به درون خودمان و آن حس های آلوده، قضاوت، مقایسه و... حتی اگر یکی از این حس ها در درون ما باشد، تأثیرش را می گذارد چه برسد به اینکه همه این حس ها را هم داشته باشیم.

وقتی جسم متعادل و نرمال و سلامت نباشد، عقل هم در تعادل نیست. دلیل اهمیت خواب شب به همین خاطر است. غدد زیادی در بدن است که همه با طلوع خورشید و در روز شروع به ترشح می کند و با غروب آفتاب برای استراحت می رود. فقط یک غده است که روز استراحت می کند و شب بیدار می شود و آن هم غدد جنسی است و این طبیعت انسان است. حالا اگر شب نخوابیم و بیدار بمانیم و به خاطر آن بیدار بودن، چیزی هم بخوریم و بیاشامیم، وادار می کنیم غددی که در حال استراحت هستند، فعال شوند و این باعث می شود از حالت نرمال خودشان خارج شوند. اینها روی نیروی جسمی تأثیر می گذارد و خودبه خود به مرور تحلیل می رود و ضعیف می شود. وقتی نیروی جسمی ضعیف شد، مکانیزم نیروی عقل هم از آن متأثر شده و به سمت خواب و به سمت زائل شدن می رود و ما را از هوشیاری به غفلت هدایت می کند. این نکته ظریفی است و باید به آن توجه داشت که نیروی عقل و نیروی جسم با هم مرتبط هستند. برای همین تغذیه، خواب شب از ارکان درمان هستند. ورزش، تغذیه، نماز و ... همه باید طبق برنامه باشد. اگر برای هر چیزی برنامه ریزی داشته باشیم یعنی از عقل بیدار استفاده می کنیم و عقل بیدار ما را هدایت می کند. اینها خیلی مهم است چون تمام تلاش ما این است که در هوشیاری باشیم.

برای اینکه انسان بتواند آسایش و آرامش داشته باشد باید در صراط مستقیم یعنی راه راست حرکت کند. کسی که به زن و فرزند و خانواده ظلم کند، بدبین باشد، تحقیرشان کند، مانع رفت و آمدشان شود و یا زن با شوهر و فرزندانشان رفتار نادرستی داشته باشد، از زندگی غافل است. شاید چنین افرادی فکر کنند حواسشان به کارشان است، در صورتی که اینها القای نیروهای تخریبی است که به فرد می گوید چه کار بکن و او هم انجام می دهد و فکر هم می کند از عقل بهره می برد.

نیروی شیطانی همان نیروهای تخریبی و بازدارنده هستند. نیروهای بازدارنده در هر عمل و حرکتی که می کنیم کنار ما هستند، مهم این است که ما به آنها راه وارد شدن ندهیم. با کوچکترین غفلتی نیروهای بازدارنده خودشان را نشان می دهند. هر بند شیطانی قطع شود، خودبه خود یک بند الهی وصل می شود. بند الهی بیهوده وصل نمی شود. خیلی ها در کلاسهای مختلف مذهبی و عرفانی شرکت می کنند ولی در اجرا کردن و عمل کردن به آن می مانند و نمی توانند به نیروهای الهی وصل شود.  

ما انسانها همواره در برابر دو نیروی تقوا و فجور قرار داریم. فجور از طرف نیروهای تخریبی به ما القا می شود و تقوا هم از طرف نیروهای الهی به ما الهام می شود. القاشدن و الهام شدن با هم متفاوت است. الهام پیامی است که برای ما می آید و مهم این است که ما بگیریم. مثل نوری که می تابد و ما باید در معرض نور قرار بگیریم. ولی فجور در ذهن القا می شود، یعنی مدتها در ذهن می چرخد و پیگیر است. پس سعی کنیم القای فجور و الهام تقوا را یاد بگیریم و بشناسیم. زمانی می توانیم الهام و پیام را بگیریم که در عقل بیدار یا همان هوشیاری باشیم. خیلی مواقع پیام می آید متوجه نمی شویم بعد از مدتی یا سالها آن را متوجه می شویم و این نشان میدهد ما آن روز در غفلت بودیم و پیام را نگرفتیم.

پندار ناسالم، کردار ناسالم و گفتار ناسالم هر کدام در وجود ما باشد، باعث می شود ما در خواب عقل برویم. گفتار ناسالم از پندار ناسالم نشأت می گیرد و عمل هم ناسالم می شود. غیبت کردن، نق زدن، غر زدن حتی اگر دلسوزانه باشد، اینها همه مخرب است و از هوشیاری به غفلت سوق پیدا می کنیم.

دوستانی که در این زمینه مشارکت نمودند:

مسافران: حسین- علیرضا2- علیرضا1- عباس- حسین ویلاشهر-

همسفران: غفاری- نوروزی-

 

مسئول نظم این کارگاه آموزشی:

مسافر سفر دوم عباس

aghl2

دیدگاه‌ها

0 #3 عقل هوشیار،عقل غافلمسافر حسن 1400-10-15 23:01
با تشکر از استاد ،کمیته آموزش و مسئول سایت
0 #2 پاسخ: عقل هوشیار، عقل غافلعلیرضا م 1400-10-14 23:22
برداشت؛
عقل زمانی به هوشیاری میرسد که از بند جهالتهایم رها شود .
باتشکر از استاد و گروه درمانی سروج .
0 #1 پاسخ: عقل هوشیار، عقل غافلهمسفر سید محسنی 1400-10-14 18:23
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما و خدا قوت ، این دستور جلسه که استاد به خوبی باز کردن. با تشکر فراوان از کمیته آموزش و سایت

Comments are now closed for this entry

آخرین اخبار

ورزش سروج