031-33687673 |

مانيفست

واژۀ سروج تشکیل شده از حروف ابتدایی" سلامت روح و جسم " میباشد. سروج یک راه و روش فرآیند مدار در درمان اعتیاد می باشد که از سال 1386 فعاليت خود را آغاز نموده...

ادامه مطلب...

بنیان گذار روش درمان تنظیم دارو بر اساس علائم بالینی

آقاي مهرداد مفتون از سال 1384 در زمينه درمان اعتياد و برگزاري جلسات درمان گروهي اعتياد در اصفهان مشغول به فعاليت و تلاش مي‌باشند...

ادامه مطلب...

قوانین و حرمت جلسات سروج

1. سروج جلساتی است تحقیقاتی که با راهنمایی نیروهای مافوق و با توکل به قدرت مطلق، تشکیل می گردد.
2. شرط شرکت در جلسات، پذیرفتن اصول و قوانین آن و تمایل به رهایی از دام اعتیاد می باشد.

ادامه مطلب...

پروتكل درمان

پروتكل درمان شامل زمان، ‌دارو، آموزش و كاربردي كردن مي‌باشد...

ادامه مطلب...

فرم ارسال نظر

لطفا نام و نام خانوادگی خود را وارد کنید!

تلفن همراه به درستی وارد نشده!

آدرس ایمیل وارد شده معتبر نمی باشد!

Invalid Input

لطفا متن پیام خود را وارد کنید!

کد امنیتی
کد امنیتی جدید؟ کدامنیتی به درستی وارد نشده!

من چندين سال آمدم و آموزش ديدم، زحمت كشيدم، وقت هم گذاشتم، ولي تا زماني كه قنديلهاي يخي كه درست شده، آب نشود، تغييري در من رخ نخواهد داد و چيزي كه مانع آب شدن قنديلهاست، جهالت من است. (قنديلها، نماد آموزش گرفتن من است) حس تنفر، حس مالكيت، حس مقايسه، حس برتربودن، حس منيت و كليه حس‌هاي منفي، موانعي است كه اجازه نمي‌دهد با وجود آموزش گرفتن و وقت گذاشتن، قنديلها آب ‌شود و من بتوانم از آن استفاده كنم. پس هنوز در نقطه سياه هستم.

موضوع كارگاه آموزشي سفر دوم: سياه

استاد: جناب آقاي مفتون

تاريخ: سه‌شنبه 99/9/4

از زمان خلقت در جهان هستي براي همه انسانها، به هر شكل و رنگي كه باشند، دو چيز اساسي حكم مي‌كند كه كارهاي ما بر آن مبنا، قرار مي‌گيرد، يكي جهالت و ديگري دانايي.

تمام دنيا تلاش مي‌كنند از جهالت بيرون بيايند و به سمت دانايي بروند. آموزش، پرورش، دانشگاه، مكتب، علم، فلسفه، اديان و همه، حتي انبياي الهي آمدند تا جهالت را براي ما روشن كنند، وضعيت جهالت را به ما بنمايانند و ما را به سمت دانايي و آگاهي هدايت كنند. اگر جهالت را تاريكي و نقطه سياه بدانيم و دانايي را روشنايي بدانيم،‌ بايد از نقطه سياه به رنگين كمان برسيم و اين دستور هستي است كه انسانها از اين امكانات چيده شده و بستر فراهم شده، استفاده كنند تا به روشنايي برسند. به اين دليل پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايند: «ز گهواره تا گور دانش بجوي» تا از اين جهالت بيرون بياييم، حال هر كس به تناسب خودش.

كتابخانه‌هاي مهم ايران، در حملات مختلف بيگانگان از بين رفت، براي همين ما آثار قبل از 1000 سال پيش نداريم، اما در مصر كتابهاي خيلي قديمي يافت مي‌شود. كتاب سينوهه مربوط به 4000 تا 5000 هزار سال پيش است. اين كتاب مربوط به سينوهه پزشك فرعون بوده است، وقتي اين كتاب را مي‌خوانيم، فكر مي‌كنيم در زمان كنوني نوشته شده است. كارها و رفتارهاي مردم آن زمان، فريب دادن، ظاهر را خوب نشان دادن و... مثل زمان ما بوده است. اين همان جهالت و دانايي است كه هميشه بوده و هست و خواهد بود، هر جا مردم در جهالت باشند، از آنها سوءاستفاده مي‌شود، براي همين تمام تلاش اين بوده كه به دانايي برسند و اين دانايي از درون ما خودبه‌خود شروع مي‌شود.

در ابتداي سي‌دي گفته مي‌شود «مي‌دانم كه درد دلي داريد، در دل پنهان نگذاريد»؛ ما خيلي مواقع حرف‌هايمان را نمي‌توانيم بزنيم، وقتي از كسي شاكي هستيم، نمي‌توانيم مستقيم به او بگوييم، بلكه طوري آن را بازگو مي‌كنيم كه آن فرد در بين همه تخريب شود. اين رفتارها فقط مربوط به زمان ما نيست، بلكه طبق كتابهاي قديمي، مربوط به 4000 سال پيش هم بوده است. اين ها به خاطر چيست؟

«مي‌دانم راه سختي را پيموده‌ايد»، من چندين سال آمدم و آموزش ديدم، زحمت كشيدم، وقت هم گذاشتم، ولي تا زماني كه قنديلهاي يخي كه درست شده، آب نشود، تغييري در من رخ نخواهد داد و چيزي كه مانع آب شدن قنديلهاست، جهالت من است. (قنديلها، نماد آموزش گرفتن من است) حس تنفر، حس مالكيت، حس مقايسه، حس برتربودن، حس منيت و كليه حس‌هاي منفي، موانعي است كه اجازه نمي‌دهد با وجود آموزش گرفتن و وقت گذاشتن، قنديلها آب ‌شود و من بتوانم از آن استفاده كنم. پس هنوز در نقطه سياه هستم. اينجاست كه گفته مي‌شود تا تغيير اتفاق نيفتد، چيزي درست نمي‌شود.

ما تبديل نشديم، ما تغيير نكرديم، ما فقط تاكتيك خود را عوض كرديم، گاهي فكر مي‌كنيم چون از قديمي‌هاي اينجا هستيم، پس آموزشهاي ما درست درست است و بهتر از همه مي‌دانيم، نه، آموزش گرفتيم، قنديل هم بسته شده ولي آيا تبديل به آب جاري مي‌شود؟ هرگز. آنجاست كه اصرار مي‌شود تغيير سطحي نباشد، ‌تغيير بايد عميق باشد. در پارچه نوشته مسافرحسين و همسفر موسوي نوشته شده بود كه شما به عمق تاريكيها رفتيد، در جهالت كه باشيم، در يك نقطه و يك جا نمي‌ايستيم، بلكه هر لحظه پايين تر مي‌رويم تا به اعماق تاريكيها برسيم، زيرا هر چه سن بيشتر شود، حس برتري‌طلبي هم به آن اضافه مي‌شود، مثلاً يك فرد مسن هرگونه اخلاقي داشته باشد، مي‌گويند او اخلاقش همين است و آن اخلاق طوري براي آن فرد نهادينه مي‌شود كه فكر مي‌كند اصلاً همان درست است.

از شاه عباس و شيخ بهايي نقل شده است، روزي در يكي از جلساتي كه با هم داشتند، راجع به نقش آموزش و تربيت در تغيير و تغيير اصالت بحث مي‌كردند، شيخ بهايي روي تغيير اصالت اصرار داشت و شاه عباس و اطرافيانشان روي آموزش دادن براي تغيير صحبت مي‌كردند. در يكي از اين جلسات، بعد از بحث و گفتگو، سفره شام پهن مي‌شود، در اين حين، چهارگربه با چهار شمعدان كه به دهان داشتند، مي‌آيند و در چهارگوشه سفره مي‌نشينند، شاه عباس رو به شيخ بهايي مي‌كند و مي‌گويد اين نتيجه آموزش است. آموزش حتي مي‌تواند گربه را به جايي برساند كه اينگونه عمل كند، بدون اينكه كسي آنها را هدايت كند. شيخ بهايي چيزي نمي‌گويد و در همان محفل درخواست مي‌كند كه فردا شب نيز همين موضوع را ادامه دهند و به ماه بعد موكول نشود، شاه عباس قبول مي‌كند، فردا شب شيخ بهايي با 4 موش به مجلس مي‌رود، وقتي گربه‌ها با شمعدان‌ها در چهار گوشه سفره مي‌نشينند، شيخ بهايي 4 موش را رها مي‌كند و گربه‌ها شمعدان‌ها را رها كرده و به دنبال موش‌ها مي‌دوند.

خيلي از ما انسانها هم همين طور هستيم، در ظاهر تربيت مي‌گيريم، ولي از درون هيچ تغييري اتفاق نمي‌افتد. شايد رنگ و شكل و ميزان مالكيت كم شود ولي هنوز هست. نمونه بارز حس مالكيت نسبت به فرزند است، ما خالق فرزند هستيم ولي مالك آن نيستيم، پس چرا وقتي نقصي در فرزند به وجود مي‌آيد، بعضي از پدران و مادران حتي بيمار و پريشان مي‌شوند، آنها با وجود اينكه در سطح عالي آموزش ديده‌اند، ولي تغييري در حس مالكيتشان ايجاد نشده، پس دستور جلسه مي‌خواهد اين را به ما بگويد.

فكر نكنيم اگر يك عمل ضدارزشي را قبلاً انجام مي‌داديم و الان انجام نمي‌دهيم، پس تغيير كرده‌ايم، چه بسا ممكن است زمينه و بستر انجام آن عمل براي ما وجود نداشته باشد، مثلاً قبلاً به خاطر رفتن به پاتوق خيلي دروغ مي‌گفتيم، ولي الان چون پاتوق نمي‌رويم دروغ نمي‌گوييم و اين از تغيير كردن ما نيست، بلكه به خاطر تغيير مكاني ماست. يا شايد قبلاًٌ براي 1000 تومان دروغ مي‌گفتيم، الان براي 100 هزار تومان دروغ مي‌گوييم، پس دروغ هست.

تمام تلاش اين موضوع اين است كه به ما بفهماند تغيير و تبديل شدن زماني دارد كه نمي‌توان براي آن حدي تعيين كرد، كمااينكه نمي‌توان براي دانايي سقف تعيين كرد و نمي‌توان براي جهالت كف تعيين كرد. به دنبال هر چيزي كه در ذهن خود مي‌پرورانيم، مي‌رويم، (همانطور كه مي‌دانيد، خود ذهن يك جهان است)، همين لحظه كه اينجا نشسته‌ايم، مي‌توانيم به دورترين نقطه از اينجا كه قبلاً رفته‌ايم، برويم و آنجا را تصويرسازي و تداعي كنيم. پس اگر آموزشي مي‌گيريم، بر مبناي تغيير، تبديل و ترخيص باشد، نه حفظ موقعيت و نه اجازه ندادن به كسي كه در اين موقعيتي كه براي خود ساخته‌ايم، وارد شود و بخواهيم موانع درست كنيم.

جويبارها راه مي افتند و به اقيانوس مي‌رسند، اين زماني است كه ابتدا قنديل‌ها آب شود و نكاتي كه بيان شد، مانع آب شدن آن مي شود. در زندگي، در خانواده، در محيط كار، در اجتماع، در تشكيلات خودمان و هر جايي اگر دقت كنيم و اينها را رعايت كنيم، مطمئناً تبديل اتفاق خواهد افتاد. خدا را شكر تمام صحبت‌هايي كه در سي‌دي‌هاي جناب مهندس بيان مي‌شود، در كارگاه‌هاي آموزشي قبلي ما بيان شده است. و اين نشاندهنده اين است كه 18سال پيش از درس‌هاي ايشان، آموزش گرفته‌ام، و اگر بيان شده، بنا به خوب بودن و برتري من نيست، دليل بر شاگردي من است، شاگرد خوبي هستم كه حتي قلم آقاي مهندس در وجود من حك شده است و آن را حفظ كرده‌ام. اينها را قبلاً شنيده‌ايم ولي تكرار و تمرين اينها هم براي من و هم براي شما لازم است، مسئوليت مرا بيشتر مي‌كند كه حواسم باشد عدول نكنم و هم اينكه شما از يك شخص بزرگي دوباره مي‌شنويد و باعث مي‌شود كه اگر حرف من روي شما تأثيري نداشته، الان تأثيرگذارتر باشد. شايد زماني كه من اين آموزشها را مي‌دادم، تأثير سطحي داشته است، ولي وقتي آقاي مهندس صحبت مي‌كنند، اگر به عمق كلمات برويم، ‌تغيير، عمقي‌تر مي‌شود و آرام آرام تبديل اتفاق مي‌افتد.

اگر هنوز حس‌هايي مثل حسادت، كينه، نفرت و... حتي فقط در ذهن ما باشد و رفتاري هم در آن زمينه نداشته باشيم، يعني هنوز آن حس‌ها در وجود ماست و آن قنديلها آب نشده است. كسي كه دلش نمي‌خواهد فلان همسفر يا مسافر رشد كند و جايگاهش از او بالاتر برود، دلش نمي‌خواهد برادرش از او پولدارتر باشد، حتي اگر فقط به ذهنش هم بيايد، يعني در جهالت است و قنديلهايش هنوز اب نشده. بارها در آموزش گفته‌ام، ما بايد بتوانيم به افراد طوري آموزش دهيم كه از خودمان بهتر باشند. من شاگرد آقاي مهندس بودم، مثلاً آقا مهدي شاگرد من و آقاي مهندس بوده، مسافر حسين، شاگرد آقامهدي، من و جناب مهندس بوده، پس او بايد بهتر از من باشد، ولي حسي اينجاست كه اجازه نمي‌دهد، اگر آن حس در ذهن هم آمد، بدانيم در جهالت هستيم.

آموزش گاهي به جاي اينكه ما را به سمت دانايي ببرد، در جهالت ما را تجربه‌دارتر مي‌كند. زماني كه خودمان را به وسيله آموزشها آرايش كنيم و به زيباترين شكل تزيين كنيم، ولي غافل از اينكه با اندك باراني همه اين آرايش‌ها پاك شده و حتي خيلي زشت‌تر از اول مي‌شود. آنجاست كه گفته مي‌شود نمي‌توان حقيقت را پنهان كرد. آنجاست كه گفته مي‌شود نقش بازي كردن جايي خودش را نشان مي‌دهد، حتي در يك حركت كوچك، زيرا اصل نبود، تزيين شده بود. و اين مشكلاتي كه در جامعه اتفاق مي‌افتد، ناشي از اين است كه مي‌خواهيم خودمان را زيباتر از آنچه هستيم نشان دهيم، اما خورشيد هميشه پشت ابر نمي‌ماند. اگر بياييم و آموزش بگيريم و در جهت تزيين خود قدم برداريم، زماني مي‌رسد كه چهره واقعي ما با يك اتفاق كوچك يا از طرف يك فردي كه مأمور اين كار است، نشان داده مي‌شود. حقيقت آن نيست كه جار بزنند اين در حال تظاهر است، نه، حتي گاهي يك نفر در جايي مثل زندگي، كار، مدرسه، تشكيلات و... مأمور آن مي‌شود، ولي ما وقتي با آن فرد روبه‌رو مي‌شويم، نسبت به آن فرد كينه‌ورزي مي‌كنيم و تنفرمان نسبت به آن بيشتر مي‌شود، آنقدر كه مي‌خواهيم او نباشد، آن فرد، همان هشداري است كه خداوند فرستاده تا حقيقت ما روشن شود، اگر كمي فكر كنيم و بخواهيم به تبديل برسيم و قنديلها آب شود، مي‌گوييم شايد اين فرد آمده تا آرايش و تزيين مرا پاكسازي كند، آن آمده تا چهره واقعي مرا به خودم نشان دهد نه به ديگران، ولي چون آن حس كينه در وجود ما هست، فكر مي‌كنيم آمده درون ما را به ديگران نشان دهد. در صورتي كه او فرستاده است، در قالب هر چيزي كه مرا به خودم نشان دهد بدانم كجاي كار هستم، به خود برسم، در آن قضيه عقب‌نشيني كنم، البته زمانبر است.

درك اعتياد آنقدر مهم است كه ما اين جمله را بزرگ نوشته و بالاي جلسه زده‌ايم: «اعتياد را درك كنيد»، هميشه از درك و دريافت صحبت مي‌كنيم. وادي ششم را وقتي مي‌خوانيم، دو حالت دارد، يا مي‌توانيم دريافت كنيم كه گفته مي‌شود به آنچه دريافت مي‌نماييم، بايد ارج بنهيم، يا فقط مي‌خوانيم. بارها گفته شده اگر يك نفر در اين جمع، يك كلمه از حرفهاي ما را متوجه شده باشد، ما اجرمان را از خداوند گرفته‌ايم، يعني آنقدر فهم آن يك كلمه براي خداوند مهم است كه اجر مي‌دهد، حال، اگر دريافت داشته باشيم، قنديل شروع به آب شدن مي‌كند ولي اگر وادي ششم را فقط بخوانيم، برداشتي مي‌كنيم براي تزيين خود، مفهوم و منظور آن را دريافت و درك نمي‌كنيم، آنجاست كه با يك بارندگي همه چيز فرومي‌ريزد، دنبال مقصر مي‌گرديم و ‌نمي‌دانيم عيب از خود ماست. وقتي عيب از خود ماست چرا اصرار داريم كه ديگران را در بروز آن مشكل دخيل كنيم؟

در كتاب 60درجه نوشته: «بايد ما به آنچه دريافت مي‌داريم، ‌ارج بنهيم» اگر براي كلمه‌اي كه ياد مي‌گيريم، ارزش قائل شديم، مطمئن باشيد كلمه بعدي را هم مي‌فهميم، ولي اگر كلمه را شهيد كرديم و به نفع خود از آن استفاده كرديم، نه تنها اجر نمي‌بريم، بلكه روزبه‌روز جهالت ما بيشتر مي‌شود. نمونه‌هاي زيادي در جلسه داشتيم كه خيلي عالي از لحاظ حفظيات ولي هيچ‌گاه به درك مطلب نرسيدند و خروجي هم متأسفانه خيلي منفي بود.

اگر مطلب آموزشي را درك و دريافت كنيم، مانند گنجي است كه به من پس داده مي‌شود، ولي زماني آن را حفظ مي‌كنيم، براي تزيين خود غيرواقعي كه براي خود ساخته‌ايم. در ادامه كتاب مي‌گويد: «آنچه به فرمان مي‌گوييم مانند گنجي است كه زمان استخراج آن فرارسيده باشد» كي زمان استخراج آن فرا مي‌رسد؟ قنديلها كي آب مي‌شود؟ زماني كه حس تنفر، حس مالكيت، حس حسادت و... نباشد، حتي اگر به اندازه خيلي كم هم نباشد، آنگاه «با مدت نزديك، طبق فرمان بيان شود، در غير اين صورت، در زندگي انسانها مشكل ايجاد مي‌شود كه دچار خودگمراهي مي‌شوند»

اگر از آموزش براي پیرايش و تزيين خود استفاده كنيم، دچار خودگمراهي مي‌شويم، هرچند قصد گمراه كردن ديگران را داريم، آنجاست كه تلاش مي‌كنيم آرايش را بيشتر كنيم كه مبادا ديگران بفهمند، زيرا فكر مي‌كنيم ديگران به آرايش و تزيين ما احترام مي‌گذارند، چون فكر مي‌كنيم اين چيزهاست كه باعث مي‌شود ديگران حرمت ما را حفظ كنند، آنجاست كه جايي توسط يك نفر و يا با بروز يك اتفاقي خود واقعي ما نشان داده خواهد شد.

در كتاب 60درجه نوشته: « در انديشه‌هاي بلند هميشه نمي‌توانيد آن چيزي را بيابيد كه فكر مي‌كرديد»، ما خيلي وقتها در انديشه‌هايمان چيزهايي را محاسبه مي‌كنيم كه به آنها دست پيدا ‌كنيم، ولي به آنها نمي‌رسيم، ولي اگر به سمت خود واقعي رفتيم و از آن نقطه سياه به سمت روشنايي حركت كرديم، از هيچ به درياي بيكران مي‌رسيم بدون برنامه‌ريزي. جناب مهندس در يكي از سفرهاي تهران فرمودند، اگر مي‌خواهيد چيزي شويد، اينجا به دردتان نمي‌خورد. «يعني ازهيچ به درياي بيكران رسيدن»؛ اگر به خود واقعي برسيم، اگر قنديلها آب شود، «شايد نتوان آن را با عقل تطبيق داد»، واقعاً آن اتفاق به عقل آدم نمي‌رسد، چيزي مي‌شود كه انسان نمي‌داند. تجربه‌هايي بعد از درمان و يا بعد از آموزشهايي كه گرفتيم، ‌در زندگي خصوصي‌مان داريم كه اتفاقاتي مي‌افتد كه هيچ وقت راجع به آن فكر هم نكرده بوديم، چقدر هزينه كرديم و تلاش كرديم تا يك اتفاق بيفتد، ولي الان خودبه‌خود مي‌افتد.

«اما انجام آن نوري است به سوي ماوراء كه حقيقتي است از چشم پنهان»، واقعاً نوري ما را هدايت مي‌كند به سمت حقيقت هر موضوع. در جلسه‌اي گفته شد بعد از 15سال يا 20 سال فرد هنوز خودش را معتاد معرفي مي‌كند و با طنز گفتند در تشكيلات شما هم خودتان را مسافر معرفي مي‌كنيد. همانجا جرقه‌اي در ذهن من زده شد كه ما سه سفر داريم، سفر اول، سفر دوم و سفر سوم، و ما كه سفر دومي هستيم، بايد خودمان را مسافر سفر دوم معرفي كنيم و آن را در اينجا اجرا كرديم، ما از آن شخص دلخور نشديم، شايد آن مأمور بود كه به من اطلاع دهد كه اشتباه مي‌كنيم، چرا دلخور شويم، به تمسخر گفت كه ما را خورد كند، ولي ما از آن بهره گرفتيم، و از آن به بعد خود را مسافر سفردوم معرفي مي‌كنيم. يعني ديدگاه ما محكم‌تر شد تا جلسه به سمت نور برود.

يادمان باشد، اگر خود را آرايش و پیرايش كنيم، روزي نشان داده خواهد شد و آن يك نفر كه آن را مي‌نماياند و يا آن اتفاقي كه مي‌افتد، مطمئن باشيد دشمن ما نيست، آمده ما را به خودمان نشان بدهد، هرچند شايد ما خوشمان نيايد. تمام صحبت اين دستور جلسه اين بود. تشكر مي كنم از شما كه مطالعه كرديد، گوش كرديد، نوشتيد، برداشت كرديد و امروز توانستيم براي قوي كردن پايه‌هاي علمي جلسات با هم آموزش بگيريم.

دوستاني كه در اين زمينه مشاركت نمودند.

مسافران: حسين- نصراله- عليرضا-

همسفران: موسوي- ولي‌زاده- احمدي-

مسئول نظم اين كارگاه آموزشي:

مسافر حسين

seyah1

 

دیدگاه‌ها

0 #6 پاسخ: سياههمسفرسبحانی 1399-09-09 20:52
با تشکر که ما را اینقدر دل سوزانه رهنمای می کنند که ما بتوانیم ان قندیلها را بشنا سیم واب کنیم تا اموزشها در درون ما سدهی نبا شد و مثل اریش با یک باران پاک نشود اگر قرار دروغ نگویم به هر قیمتی دروغ نگویم خدا شکر می کنم با جلسات سروج اشنا شدم با تشکر
0 #5 سی دی سیاههمسفر موسوی 1399-09-08 23:50
ممنون از استاد گرامی دستور جلسه بسیار اموزنده اینکه نفس این قدر من را بازیچه قرار می دهد که اموزشها را باز به نفع خود بر داشت کرده وهر کجا با ذهنیات من منافات داشت من ماهرانه ان را به نفع خودم می ارایم ان جاست که دچار خود گمراهی شده ام ولی نمی دانم
0 #4 سیاهجلال 1399-09-08 11:40
با سلام و تشکر از استاد عزیز و کمیته آموزش
موضوع خیلی خیلی تاثیر گزار و عالی بود.ممنون از استاد که با این موضوع کلید خیلی از قفل های زنگ زده را به من نشان دادند
امیدوارم که ‌ قندیل ها را بتونم آب کنم تا تغییر درونی اتفاق بیفته نه ظاهر سازی
0 #3 پاسخ: سياهمسافر علیرضا رفیعائی 1399-09-08 11:30
با تشکر از استاد و کمیته آموزش و مسئول سایت،این دستور جلسه به من آموزش داد که تا نقاط سیاه تفکر را با نور آموزش تبدیل به روشنی نکنم نمیتوانم بهره کاربردی از آموزشها بگیرم
0 #2 سی دی سیاهمسافر حسن 1399-09-06 08:25
با تشکر از استاد ،کمیته آموزش و مسئول سایت
0 #1 پاسخ: سياهمسافر عباس علیخاصی 1399-09-05 20:35
با تشکز از جناب اقای مفتون و همچنین تشکر قدر دانی از کمیته اموزش و مسئولین زحمت کش سایت

Comments are now closed for this entry

آخرین اخبار

ورزش سروج

  • ورزش جمعه بیست و چهارم دی
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/10/24 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه هفدهم دی
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/10/17 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه دهم دی
      اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/10/10 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه سوم دی
      برنده کسی نیست که هرگز شکست نخورده است، بلکه کسی است که هرگز جا نزده!   روز جمعه مورخ 1400/10/3 ساعت 7:30 لغایت 10 صبح دوستان مسافر و همسفر، در محل...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و ششم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/9/26 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه نوزدهم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری     روز جمعه مورخ 1400/9/19 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه دوازدهم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/9/12 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه پنجم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/9/5 ساعت 7 صبح...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و هشتم آبان
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/8/28 ساعت 7 صبح...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و یکم آبان
    رسیدن به قله پیروزی آسان است، به شرط اینکه راه رسیدن به قله را بشناسی و توانش را هم داشته باشی.   روز جمعه مورخ 1400/8/21 ساعت 7 صبح دوستان...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه چهاردهم آبان
    تفاوت بین افراد عادی و افراد موفق در چگونگی نگرش آنها به شکست است شکست فرصتی است برای شروع دوباره با هوشیاری بیشتر   روز جمعه مورخ 1400/8/14 ساعت 7 صبح...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه هفتم آبان ماه
    برای شاد بودن، نیازی به تأیید دیگران نداری   روز جمعه مورخ 1400/8/7 ساعت 7 صبح دوستان مسافر و همسفر،  در محل پارک فدک، مقر ورزشی سروج گرد هم جمع...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه سی ام مهر
    برای اینکه نتایج مطلوبی داشته باشی این تو هستی که باید تغییر کنی نخواه که مسایل آسان تر شوند تلاش کن که تو توانمندتر شوی   روز جمعه مورخ 1400/7/30...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و سوم مهر
      روز جمعه مورخ 1400/7/24 ساعت 7 صبح دوستان مسافر و همسفر،  در محل پارک فدک، مقر ورزشی سروج گرد هم جمع شدند و به ورزشهای دسته جمعی پرداختند.   هدف...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه شانزدهم مهر
    بهترين منظره بعد از سخت‌ترين صعود است با انگيزه پيش به سوي صعود...   روز جمعه مورخ 1400/7/16 ساعت 7 صبح دوستان مسافر و همسفر،  در محل پارک فدک، مقر ورزشی...

    ادامه مطلب...