031-33687673 |

مانيفست

واژۀ سروج تشکیل شده از حروف ابتدایی" سلامت روح و جسم " میباشد. سروج یک راه و روش فرآیند مدار در درمان اعتیاد می باشد که از سال 1386 فعاليت خود را آغاز نموده...

ادامه مطلب...

بنیان گذار روش درمان تنظیم دارو بر اساس علائم بالینی

آقاي مهرداد مفتون از سال 1384 در زمينه درمان اعتياد و برگزاري جلسات درمان گروهي اعتياد در اصفهان مشغول به فعاليت و تلاش مي‌باشند...

ادامه مطلب...

قوانین و حرمت جلسات سروج

1. سروج جلساتی است تحقیقاتی که با راهنمایی نیروهای مافوق و با توکل به قدرت مطلق، تشکیل می گردد.
2. شرط شرکت در جلسات، پذیرفتن اصول و قوانین آن و تمایل به رهایی از دام اعتیاد می باشد.

ادامه مطلب...

پروتكل درمان

پروتكل درمان شامل زمان، ‌دارو، آموزش و كاربردي كردن مي‌باشد...

ادامه مطلب...

فرم ارسال نظر

لطفا نام و نام خانوادگی خود را وارد کنید!

تلفن همراه به درستی وارد نشده!

آدرس ایمیل وارد شده معتبر نمی باشد!

Invalid Input

لطفا متن پیام خود را وارد کنید!

کد امنیتی
کد امنیتی جدید؟ کدامنیتی به درستی وارد نشده!

در هر كسي باور به توحيد، اعتماد به عدل و اميد به معاد و روز رستاخيز اتفاق بيفتد، به بلوغ فكري مي‌رسد. آن موقع اعمالش اثرگذار است و از خودش نشانه مي‌گذارد.

موضوع كارگاه آموزشي سفر دوم: الگوي برتر

استاد: جناب آقاي مفتون

تاريخ: سه‌شنبه 99/9/18

بارها گفته شده كه تمام آموزشهاي تشكل، پشتوانه الهي دارد. شايد خودمان الهي نباشيم، ولي آموزشها الهي است. سردار مي‌فرمايد «مي‌خواهيم با شكافتن برخي از مسائل الهي، ارتباط برقرار كنيم». به اين دليل گفته مي‌شود برخي از مسائل، چون به اندازه جايگاه، ظرفيت، وجود، دانايي، شعور و فهم‌ ماست و به همان اندازه مي‌توانيم ارتباط برقرار كنيم نه فراتر از آن.

آموزشها پشتوانه الهي دارد، ولي ما بايد به چه چيزي برسيم كه الهي ببينيم؟ آن پايه و فنداسيون چيست كه ما را به سمت شكافتن يا پذيرفتن آموزش‌هايي كه پشتوانه الهي دارد، مي‌برد؟

اولين ركن اين است كه باور داشته باشيم؛ باور به توحيد. خيلي‌ها موحد هستند، ولي باور به توحيد ندارند؛ تمام اشكالات ما از اين است. فكر مي‌كنيم، به زبان مي‌آوريم، يك سري اعمال هم انجام مي‌دهيم، ولي نوع عملكرد ما نشان مي‌دهد اصلاً به توحيد ايمان نداريم، ‌فقط ظاهرش را حفظ كرديم، تقصير هم نداريم، ‌اين گونه بار آمده‌ايم. از افراد زيادي شنيده‌ايم كه مي‌گويند ما از كسي نمي‌ترسيم جز خدا، ولي به قول پدربزرگ مرحوم من، بايد از همه ترسيد جز خدا، زيرا خدا ارحم‌الراحمين است. ولي از بچگي به ما القا كردند كه بايد از خدا ترسيد، نه اين طور نيست. بنابراين اگر به توحيد باور داشته باشيم و به حقيقت آن پي ببريم، مي‌توانيم بعضي از مسائل را بشكافيم تا ارتباط برقرار كنيم.

وقتي باور كرديم و پذيرفتيم، آن موقع جلوداري براي ما مي‌شود الگو، رهبري مي‌شود الگو، بعد مي‌آييم در جايگاه خود جلوداري را تمرين مي‌كنيم. من وقتي شاگرد مغازه‌اي شدم، آن موقع كارگري و شاگردي‌ام را مي‌كنم، اگر دانشجو شدم، درسم را مي‌خوانم، اگر فرزند شدم، فرزندي‌ام را مي‌كنم، آن موقع هر چيزي براي من پيش آيد، به آن اعتماد مي‌كنم، يعني مي‌پذيرم كه وضعيت كنوني من، ‌عين عدالت است. يعني اعتماد به عدل پيدا مي‌كنم. عدل آن نيست كه به نفع من باشد و چون من اين را خواستم حتماً بايد بشود، عدل آن است كه هرچه كاشتم، درو كنم. به ميزان تلاش و نوع تلاش و زحماتي كه مي‌كشم، عدل بر من جاري مي‌شود و بايد به اين اعتماد كنم. راجع به اينها قبلاً هم صحبت شده است.

پس بايد در كاري كه مي‌كنيم اثرگذار باشيم، نه براي خوشايند ديگران، نه براي خوش‌رفتاري، نه براي ديده شدن و... اينها اثرگذار نيست، با توجه به آموزشهايي كه داده شده بعد از باور و اعتقاد، بايد اميد داشته باشيم به يك كلمه و آن حقيقتي است، اگر به آن يك كلمه اميد نداشته باشيم،‌ مي‌تواند اعمال مان اثرگذار نباشد، آن يك كلمه معاد است. اميد به معاد، ‌يعني بدانيم بعد از مرگ هم روزگاري است. براي همين در كلام‌اله خداوند مي‌فرمايند: «انا لله و انّا اليه راجعون» از دست دادن عزيز سخت است، ولي اگر باور به توحيد و اميد به معاد داشته باشيم، مي‌دانيم او وارد يك زندگي ديگري شده است. ولي چون اين باور در اكثر ما كمرنگ است، با فوت يك عزيز، خودمان را داغون مي‌كنيم، وابستگي و دلبستگي است، ولي مويه و زاري زياد، نشاندهنده ضعف ايمان است. انسان فناناپذير است و با مردن تمام نمي‌شود. پس در هر كسي باور به توحيد، اعتماد به عدل و اميد به معاد و روز رستاخيز اتفاق بيفتد، به بلوغ فكري مي‌رسد. آن موقع اعمالش اثرگذار است و از خودش نشانه مي‌گذارد. زندگي انسان از بدو تولد تا زمان مرگ،‌ مراحلي دارد، يكي مرحله تولد، ديگري بلوغ جسمي و جنسي و بعد ميانسالي و كهنسالي و در آخر مرگ كه هر كدام يك مرحله است، رسيدن به بلوغ فكري يكي از اين مراحلي است كه بايد اين سه ركن را با تمام وجود در خود داشته باشيم. پس تمام تلاش تشكيلات اين است كه با آموزشهاي اينجا به بلوغ فكري برسيم. بلوغ فكري هم هزينه دارد، ‌هزينه‌اش از خود گذشتن است. آيا مي‌توانيم بگذريم؟

كسي فكر مي‌كند ايمان به توحيد دارد، بايد ببيند به چه توحيدي ايمان دارد، آيا ايمان به حقيقت توحيد دارد؟ حقيقت توحيد اين است كه در كار خدا دخالت نكنيم، يا رزق كسي را خراب نكنيم، خيلي مسائل است كه بايد آنها را رعايت كنيم. اين نكته خيلي ظريفي است.

اگر راهنما و خدمتگزاري در خانه با افراد خانواده خود مشكل داشته باشد، نمي‌تواند جلودار باشد،‌ چون به هيچ چيز معتقد نيست. به اين دليل گفته مي‌شود حرفتان را به صراحت بزنيد، حتي يك عاشق حسش را صادقانه به معشوقش بيان كند، شايد از او نپذيرد ولي اگر با ايمان حسش را بيان كند، از او سوءاستفاده نمي‌كند، ولي اگر بلد نباشد و فقط حسش را بيان كند، خيلي راحت از او سوءاستفاده مي‌شود. حتي عاشق حرفش را در مقابل معشوقش نگه ندارد، چه برسد كه در برابر دشمن و كار و چيزهاي ديگر حرف خود را نگه داريم. زيرا اگر حرف را نگه داريم، خودخوري به وجود مي‌آيد گاهي حرفمان را مي‌زنيم ولي نه به آن كسي كه بايد بگوييم. اگر در جايگاه خدمت هستيم و حرفي داشتيم، به مسئول آن قسمت بگوييم، اگر در جايگاه همسر هستيم، به آن كسي كه مورد نظر است، بگوييم. در خيلي از خانواده‌ها وقتي دو همسر با هم مشكل دارند، حرفشان را به طرف مقابلشان نمي‌گويند و به خواهر، به مادر و ديگران مي‌گويند؟ چرا؟ اينها يعني نرسيدن به بلوغ فكري، هيچ جا به ما آموزش نداده بودند كه به غير از بلوغ جنسي و جسمي، بايد بلوغ فكري هم داشته باشيم. بارها گفته‌ام خيلي‌ها پير مي‌شوند و مرد نمي‌شوند و خيلي‌ها پير مي‌شوند و زن نمي‌شوند. اين مقدس است، انسانيت و زن بودن و مردن بودن، واقعاً مقدس است.

وقتي كسي ياد گرفت به صراحت حرف خود را بزند، وقتي كمك‌سرلژيون يا سرلژيون و يا خدمتگزار ‌شود، مي‌تواند با بيانش به رهجو ياد دهد كه چگونه رفتار كند، و اينكه چقدر به اين معتقد باشد، مهم است. به نظر من 5 درصد معتقد باشيم، كافي است، زيرا خدا را به عنوان جلوداري قبول كردن، به اين راحتي نيست، بايد هر كس جلودار بودن را تجربه كند و جلو برود تا بتواند انتخاب كند جلودارش چه كسي باشد. در كلام‌اله بارها و بارها خداوند به پيامبر نهيب مي‌دهد كه تو فقط بگو. پس اگر مي‌خواهيم به آنجا برسيم، بايد جلوداري را تمرين كنيم، آنگاه به نشاط آن مي‌رسيم و آن نشاط است كه باعث ارتباط برقرار كردن مي‌شود. نشاط جلوداري واقعي نه تحكيمي و نه چون مسئول فلان موضوع هستم، عقيده و نظر خود را بيان كنم، نه، ما جمع را مي‌بينيم، چون در جمع هستيم و بايد در كنار هم باشيم تا لذت ببريم. براي همين تأكيد مي‌كنيم آنچه باور است محبت است و آنچه نيست، ظروف تهي است. هرجا احساس كرديم خدشه‌اي در وجود كسي مي‌افتد، بايد بداند از آن شكافتن دور شده است و آن هم تأثيرگذار است.

شايد خيلي از ما در خيلي از موارد حساس باشيم، حتي نوع نگاه كردن مي‌تواند خيلي تأثيرگذار باشد و اين پروسه‌اي كه انجام مي‌شود، خيلي خوب نشان مي‌دهد ما در چه وضعيتي هستيم. دوستاني كه در سفر اول نظراتي داشتند، الان با وارد شدن به سفر دوم، همان كارها را انجام مي‌دهند و يا دوستاني كه همچنان همان رفتارهاي قبلي را انجام مي‌دهند، پس هيچ تغييري اتفاق نيفتاده است و چنين كساني هيچ وقت در خدمتگزاري نمي‌توانند اثرگذار باشند و نمي‌توانند جلودارشناس باشند، زيرا فقط نوك بيني‌شان را مي‌بينند. نه بايد خيلي بالاتر را ديد، نوك كوه را بايد ديد. پس بايد دقت كنيم و ارزش جايگاه خود را حفظ كنيم، اگر به كسي مسئوليتي مي‌دهند، بداند جايگاهش چيست ولي كسي كه بلد نيست و تغييري در او اتفاق نيفتاده، همچنان مثل قبل است.

بارها برايمان پيش آمده كه باور نمي‌كرديم اتفاقي بيفتد، ولي افتاد. زيرا عدل جاري مي‌شود. به هر ميزان باور، اعتماد و اميد داشته باشيم، مطمئناً ناممكن‌ها، ممكن خواهد شد. زيرا اين سه ركن ما را در مسير صراط مستقيم هدايت مي‌كند.

انساني بقا دارد كه اميد دارد، اميد به معاد. وقتي به معاد اميدوار شديم، به همه چيز اميدواريم و تلاش خود را مي‌كنيم. پس چون انسان بقا دارد،‌ با مرگ از بين نمي‌رود. مشاهير زيادي در دنيا هستند كه شايد ما هيچ وقت آنها را نديده‌ايم، ولي مي‌شناسيم، هرچند از دنيا رفته‌ باشند. پس تفكرات، ايده‌ها و نظرات انسانها باقي است. چون اميد به معاد دارند.

بارها گفته شده در هر مشكلي هديه اي است، غم و اندوه زاييده مشكلات است، در غم و اندوه دو حالت وجود دارد، يكي اينكه آن را فرصت ببينيم و صعود كنيم و ديگري اينكه در آن بمانيم و نزول كنيم. دليل اينكه گفته مي‌شود براي شادي روح فلان مرحوم قدم برداريد، زيرا او باقي است و مي‌بيند، پس اگر كارهايي كه دوست داشته و نتوانسته انجام بدهد، را انجام دهيم، روحش را شاد مي‌كنيم. ولي اگر غصه بخوريم و به يك سري خرافات پايبند باشيم كه مثلاً بعد از مرگ زن يا مردي كه تنها مانده، ازدواج مجدد نكند و... يعني باور به توحيد نداريم، اينها نشان مي‌دهد توحيد و دينمان را اشتباه فهميده‌ايم يا اشتباه به ما القا كرده‌اند.

ايمان آن نيست كه ما براي خودمان تعيين كنيم، عملكرد و رفتار ما نشان مي‌دهد. براي همين تأكيد مي‌شود كسي كه به بلوغ فكري رسيد، قدرت و توانايي خدا را در خود نشان مي‌دهد. ما راجع به نگهداري اين تشكيلات تجربه‌هاي بسياري داريم و ديده‌ايم در اداره‌جات و برخورد با يك سري مشكلات، يك قدرت ماورائي در كار است و مسائل غيرمستقيم حل مي‌شود، زيرا ما نمي‌رويم براي خودمان چانه‌زني كنيم، و سود بگيريم و آن رفتار و كردار و عملكرد و تلاش ما، پشتوانه‌اش الهي است. ايمان آن نيست كه فكر كنيم اين كارم الهي است و آن كارم الهي نيست.

درمورد رفتار مادر و پدر با فرزند بايد گفت ما مالك فرزند نيستيم، ما امانتدار او هستيم، مهم اين است تا جايي كه بتوانيم او را درست تربيت كنيم و بايد اجازه دهيم خودش تصميم بگيرد. حتي ما مالك خانه و ماشين و غيره خود نيستيم، ‌اينها امانتي است در دست ما.

در اعمال ارزشي فكر كنيد و ارزشي عمل كنيد. وقتي آموزشها اثرگذار باشد، مي‌توان در هر مسأله‌اي بعد مالي را نديد، پول مقدس است، براي همين بايد بدانيم آن را كجا خرج مي‌كنيم. بارها گفته‌ام كه وقتي كسي مواد مخدر مي‌خرد، پولش وارد چرخه‌ي مافياي مواد مخدر مي‌شود. پولي كه در قبال به دست آوردنش، زحمت كشيده شده، مقدس است، پس چطور آن را به ساقي مي‌دهيم و آن را وارد چرخه جنايت مافياي مواد مخدر مي‌كنيم. در زمان خودم، من مي‌گفتم من كه به كسي كاري ندارم، زحمت مي‌كشم پول هم دارم، ولي بعد فهميدم كه با خريد مواد تقدس پول را از بين مي‌بردم. امروز از اين زاويه به پول نگاه كنيم. اينكه بعضي پولها بركت دارد و بعضي ندارد، به خاطر تقدسي است كه آن پول دارد. فكر ما هم مثل پول است، پس مهم است كه آن را به چه سمتي ببريم و تأكيد مي‌شود در تفكر و اعمال به ارزشها فكر كنيم و عمل نماييم. تأكيد مي‌كنم فقط فكر نكنيم، بلكه عمل هم بنماييم.

اينجا ياد مي‌گيريم كه مشكل خود را بيان كنيم تا ‌شايد اصلاح شود. براي همين نقد گذاشته شده است. تا وقتي عملكرد كسي اشتباه است آن را اصلاح كند. اين نقد، نقد عملكرد شخص است نه شخصيت او. پس كسي كه در قبال نقد، دلخور و ناراحت مي‌شود، ‌قهر مي‌كند، كينه‌ورزي مي‌كند و شروع به دشمني مي‌كند، يعني تغييري در او اتفاق نيفتاده، هرچند زباني بگويد. وقتي كسي هنوز عادت چهارپنج سال پيش را دارد، يعني نه آموزشي گرفته‌ و نه تغييري كرده است، ‌زيرا به بلوغ فكري نرسيده‌ است. آموزشها ما را به آن بلوغ فكري مي‌رساند، وقتي به بلوغ فكري رسيديم،‌ در صراط مستقيم قرار مي‌گيريم و وقتي در صراط مستقيم قرار گرفتيم، توانايي و قدرت خداوند در وجود ما نشان داده مي‌شود. يعني ارتعاشي كه از آن شخص ساطع مي‌شود، خدايي و الهي است و در بدترين و سخت‌ترين شرايط، خواسته‌ها اجابت مي‌شود، ‌زيرا پشتوانه الهي است، ولي خيلي وقت‌ها خيلي آدم‌ها زور مي‌زنند، و به اين در و آن در مي‌زنند ولي نمي‌شود، چرا؟ زيرا قدرتي كه خرج مي‌كنند، الهي نيست. آن ارتعاش يا نظري است يا مزورانه يا رندانه يا هيچ كدام نيست و جاهلانه است، يعني بدون اينكه خود فرد بداند چه كار مي‌كند و اين تأثيرگذار نيست، آن موقع تهديد مي‌آيد، تهديد هم مي‌كند و باز هم نمي‌داند چرا تهديد مي‌كند.

اعتقاد از عقد مي‌آيد و عقد به معني بسته شدن است. يك سري اعتقادات غلط در ذهن داريم كه اصلاً فكر نمي‌كنيم آن اعتقادات مانع ما باشد. اعتقادات بيهوده، مانع رسيدن به حكمت و حقيقت الهي است.

اين هفته، هفته مسافر و بنيان نام دارد. جناب مهندس دژاكام، از لفظ بنيانگذار استفاده نمي‌كنند، بلكه اين هفته را هفته بنيان مي‌نامند. سال 87-88 اولين باري كه با تعدادي از رهاشدگان به حضور آقاي مهندس در تهران رسيديم،‌ من به اعضاي جلسه ايشان را ريشه معرفي كردم و گفتم بچه‌ها، ريشه‌تان را ببينيد. ريشه يعني همان بنيان. زيرا خودشان از جايي اقتباس نكردند، خودشان حل شدند و در حلاليت ايشان، به وجود آمد. شدند ريشه يا همان بنيان.

من از سال 85 از آقاي مهندس جدا شدم و فاصله گرفتم، خيلي‌ها در صدد بودند كه نشان دهند من روبروي جناب مهندس ايستادم، ولي من شاگردي خود را حفظ كردم و ايشان هم عملكردشان الهي است. جناب مهندس خودشان شخصاً به من زنگ زدند و به همه اعضاي جلسه سلام رساندند و از كل جلسه بابت پيام تبريكي كه به جهت هفته راهنما به ايشان داده بودم، تشكر كردند، ايشان مي‌توانستند به خاطر مشغله زيادكاري به خصوص در اين هفته، ‌اين كار را انجام ندهند، يا حتي الامكان پيام بدهند، ولي چون عملكردشان الهي است، اين كار را انجام دادند. اين همان قدرت الهي است كه در ايشان نشان داده مي‌شود. زيرا از درون به جايي رسيدند و من بارها گفته‌ام آقاي مهندس در جلوي صفي ايستاده‌اند كه ما ته آن هستيم. ايشان كجا و ما كجا.

دوستاني كه در اين زمينه مشاركت نمودند:

مسافران: نصراله- حسين ابراهيمي- هادي- مرتضي- ميثم2-

همسفران: غفاري- ياراحمدي- قاسمي- غلامي-

 

مسئول نظم اين كارگاه آموزشي:

مسافر مجيد

olgoyebatar2

دیدگاه‌ها

0 #3 الگوبرترهمسفردوستی 1399-09-21 20:20
باتشکرازاستادبسیارعالی بود
0 #2 پاسخ: الگوي برترمسافر عباس علیخاصی 1399-09-20 21:44
با تشکر فراوان از استاد و خداقوت به مسئولین زحمت کش سایت
0 #1 الگوی برترمسافر حسن 1399-09-20 09:00
با تشکر از استاد که موضوع را به خوبی عنوان کردند،

Comments are now closed for this entry

آخرین اخبار

ورزش سروج

  • ورزش جمعه بیست و چهارم دی
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/10/24 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه هفدهم دی
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/10/17 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه دهم دی
      اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/10/10 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه سوم دی
      برنده کسی نیست که هرگز شکست نخورده است، بلکه کسی است که هرگز جا نزده!   روز جمعه مورخ 1400/10/3 ساعت 7:30 لغایت 10 صبح دوستان مسافر و همسفر، در محل...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و ششم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/9/26 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه نوزدهم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری     روز جمعه مورخ 1400/9/19 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه دوازدهم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/9/12 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه پنجم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/9/5 ساعت 7 صبح...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و هشتم آبان
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/8/28 ساعت 7 صبح...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و یکم آبان
    رسیدن به قله پیروزی آسان است، به شرط اینکه راه رسیدن به قله را بشناسی و توانش را هم داشته باشی.   روز جمعه مورخ 1400/8/21 ساعت 7 صبح دوستان...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه چهاردهم آبان
    تفاوت بین افراد عادی و افراد موفق در چگونگی نگرش آنها به شکست است شکست فرصتی است برای شروع دوباره با هوشیاری بیشتر   روز جمعه مورخ 1400/8/14 ساعت 7 صبح...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه هفتم آبان ماه
    برای شاد بودن، نیازی به تأیید دیگران نداری   روز جمعه مورخ 1400/8/7 ساعت 7 صبح دوستان مسافر و همسفر،  در محل پارک فدک، مقر ورزشی سروج گرد هم جمع...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه سی ام مهر
    برای اینکه نتایج مطلوبی داشته باشی این تو هستی که باید تغییر کنی نخواه که مسایل آسان تر شوند تلاش کن که تو توانمندتر شوی   روز جمعه مورخ 1400/7/30...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و سوم مهر
      روز جمعه مورخ 1400/7/24 ساعت 7 صبح دوستان مسافر و همسفر،  در محل پارک فدک، مقر ورزشی سروج گرد هم جمع شدند و به ورزشهای دسته جمعی پرداختند.   هدف...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه شانزدهم مهر
    بهترين منظره بعد از سخت‌ترين صعود است با انگيزه پيش به سوي صعود...   روز جمعه مورخ 1400/7/16 ساعت 7 صبح دوستان مسافر و همسفر،  در محل پارک فدک، مقر ورزشی...

    ادامه مطلب...