031-33687673 |

مانيفست

واژۀ سروج تشکیل شده از حروف ابتدایی" سلامت روح و جسم " میباشد. سروج یک راه و روش فرآیند مدار در درمان اعتیاد می باشد که از سال 1386 فعاليت خود را آغاز نموده...

ادامه مطلب...

بنیان گذار روش درمان تنظیم دارو بر اساس علائم بالینی

آقاي مهرداد مفتون از سال 1384 در زمينه درمان اعتياد و برگزاري جلسات درمان گروهي اعتياد در اصفهان مشغول به فعاليت و تلاش مي‌باشند...

ادامه مطلب...

قوانین و حرمت جلسات سروج

1. سروج جلساتی است تحقیقاتی که با راهنمایی نیروهای مافوق و با توکل به قدرت مطلق، تشکیل می گردد.
2. شرط شرکت در جلسات، پذیرفتن اصول و قوانین آن و تمایل به رهایی از دام اعتیاد می باشد.

ادامه مطلب...

پروتكل درمان

پروتكل درمان شامل زمان، ‌دارو، آموزش و كاربردي كردن مي‌باشد...

ادامه مطلب...

فرم ارسال نظر

لطفا نام و نام خانوادگی خود را وارد کنید!

تلفن همراه به درستی وارد نشده!

آدرس ایمیل وارد شده معتبر نمی باشد!

Invalid Input

لطفا متن پیام خود را وارد کنید!

کد امنیتی
کد امنیتی جدید؟ کدامنیتی به درستی وارد نشده!

اگر در گذشته به سلامت خود رسيدگي كرده باشيم و سلامت جسمي داشته باشيم، توان در ما به راحتي عيان مي‌شود، يك انسان بيمار، يك مصرف‌كننده و يا يك انسان ناتوان، هرگز توان يك فرد سالم را ندارد، شايد پول داشته باشد، ولي توان ندارد. اين مي‌شود حال. و زماني كه در حال توان داشته باشيم، در آينده با تعقل و تفكر حركت مي‌كنيم، يعني تعقل و تفكر ما را هدايت مي‌كند به سمتي كه بايد به آنجا برويم.

موضوع كارگاه آموزشي سفر دوم: رابطه سلامت، توان و تعقل

استاد: جناب آقاي مفتون

تاريخ: سه‌شنبه 99/9/25

در ابتدا ورود مسافر مختار را به سفر دوم خوشامد مي‌گوييم. هيچ اتفاقي نيفتاده، كار شاقي انجام نشده، فقط دارو قطع شده، پايان نقطه، سرآغاز خط ديگري است، فقط آموزش، آموزش و آموزش مي‌تواند ما را به آنجايي برساند كه دستور جلسه امروز و هدف و منظور آقاي مهندس دژاكام است.

در كتاب نوشته شده«بحمدالله ما نيز خوب هستيم و در ادامه با تفكر ديگري به كائنات مي‌نگريم»، چرا گفته مي‌شود با تفكر ديگري، چون هفت هشت ماه از سفر ايشان گذشته است. و سرلژيونها اگر مي‌خواهند بدانند رهجويشان چقدر تغيير داشته، زمان را مستتر ‌كنند، وقتي تغيير كنيم، كائنات و هستي و جامعه و انسانها همان هستند، زن و شوهر و بچه همان هستند، ولي ما با تفكر ديگري نگاه مي‌كنيم. زيرا در زمان گذشته، آموزش گرفته‌ايم. وقتي آموزش مي‌گيريم نگاه ما به مرور عوض مي‌شود و در اين مسير به كشفياتي در حدّ خودمان مي‌رسيم. آرام آرام لنز دوربين از روي ديگران به روي خودمان مي‌رود. اينها كشف است كه با مرور و تمرين به دست مي‌آيد.

هيچ درماني اختراع نشده، ‌درمان‌ها كشف شده‌اند، اگر بيماري هست، مطمئناً درمانش هم هست، مثل بيماري اعتياد كه قرنها انسانها را سلاخي مي‌كرد، چون درمانش كشف نشده بود، تا 15آذر1376 بزرگواري چون جناب مهندس دژاكام آمد و آن را كشف كرد. اين به ما ياد مي‌دهد كه در بدن ما، در تفكر ما، در روحيات ما چيزهايي هست كه هنوز كشف نشده، آن چيست كه مي‌تواند ما را به سمت كشف درونيات ببرد؟

در هفته گذشته، راجع به اميد به معاد صحبت كرديم و موضوع امروز در ادامه همان است. امروز بحث ما راجع به مثلث حيات است. اضلاع مثلث حيات شامل 1- سلامت، 2- توان و 3- تعقل و تفكراست. (تفكر و تعقل، فكر و عقل نيست). صحبت از گذشته، حال و آينده است. اگر به گذشته خود (گذشته مادي و اين چيزي كه الان هستيم) دقت كنيم و آنها را با هم تطبيق دهيم، متوجه مي‌شويم‌ اگر در گذشته به سلامت خود رسيدگي كرده باشيم و سلامت جسمي داشته باشيم، توان در ما به راحتي عيان مي‌شود، يك انسان بيمار، يك مصرف‌كننده و يا يك انسان ناتوان، هرگز توان يك فرد سالم را ندارد، شايد پول داشته باشد، ولي توان ندارد. اين مي‌شود حال. و زماني كه در حال توان داشته باشيم، در آينده با تعقل و تفكر حركت مي‌كنيم، يعني تعقل و تفكر ما را هدايت مي‌كند به سمتي كه بايد به آنجا برويم.

تفكر چيست؟ تفكر، قادر بودن به انجام عملي است كه به آن فكر مي‌كنيم، (كاربردي كردن)، براي اينكه كاري را انجام دهيم، اول به آن فكر مي‌كنيم. يك زمان دانسته‌هاي غلط بر ما حاكم است، طبق آن فكر مي‌كنيم و آن را انجام مي‌دهيم و يك زمان، آگاهي و دانايي بر ما حاكم است و طبق همان انجام مي‌دهيم.

تعقل چيست؟ ادراك، فهم و برداشت و پردازش تفكر. وقتي صحبتي مي‌شنويم، برداشت مي‌كنيم، ميزان برداشت صحيحي كه از يك صحبت مي‌توانيم داشته باشيم به ميزان تعقل بستگي دارد. عيار، تعقل است. پردازش، همان است كه با ذهن تعبيري و تفسيري خود، يك صحبتي را براي خود ترجمه مي‌كنيم. جمله‌اي را كه يك سخنران در يك سخنراني، بيان مي‌كند، هر كدام از شنوندگان يك طور براي خود ترجمه مي‌كنند. جمله يكي است ولي برداشتها متفاوت است و اين به تعقل هر كسي بستگي دارد و تمام تلاش اين است كه به اين برداشت صحيح و واحد برسيم. اگر دقت كرده باشيد در اكثر آيات قرآن هم توصيه به تفكر و تعقل مي‌شود، يتفكرون، يتدبرون، يعقلون، يعني آنچه را مي‌خواني با عقل پردازش كن و بفهم، زيرا اگر فهميدي، هر چيزي را از هر كسي نمي‌پذيري. كساني كه فكرشان را به عمل درمي‌آورند و كاربردي مي‌كنند، تعقل مي‌كنند. پس ياد بگيريم از طيف تعقل استفاده كنيم. در دعا مي‌خوانيم تا به فرمان عقل نزديك شويم. اگر تمام اين پردازش‌ها با حقيقت و واقعيتي كه هست باشد، اين طيف را طي مي‌كنيم و نهايتاً به فرمان عقل مي‌رسيم و اين توشه‌اي است كه با خود به جهان ديگر مي‌بريم و در همه اديان ابراهيمي وعده‌هاي خيلي خوبي براي چنين توشه‌اي در جهان‌ ديگر داده شده است، منتها متناسب با زمان و درك و شعور مردم هر زمان متفاوت صحبت مي‌شده است، ولي امروز ما مي‌دانيم كه بايد يك چيزي با خود ببريم، ولي اينكه چه اندوخته‌اي با خود به جهان ديگر ببريم مهم است.

تفكر و تعقل هست ولي اينكه در چه جهتي از آن استفاده كنيم، ما را به هدف و به آنجايي كه از آنجا انشعاب يافته‌ايم مي‌رساند. در ضلع سلامت مثلث حيات، يك سلامت روح داريم و يك سلامت جسم. در ضلع توان، يك قدرت فيزيكي داريم و يك قدرت دروني براي سفر دروني و براي ضلع تفكر و تعقل هم بايد توان دروني داشته باشيم كه متناسب با دانايي و آگاهي ماست. قبلاً با دانسته‌هاي غلط ذهني و جهالت خود هر كاري مي‌كرديم و از ديد خودمان درست بود، مثلاً براي اينكه مشكل مالي‌مان حل شود، پول نزول مي‌كرديم و اين را تعقل مي‌دانستيم و از ديد خودمان درست بود، چون متناسب با دانسته‌هاي ما بود. تمام تلاش اديان ابراهيمي اين است كه به ما بياموزند تعقل اين چيزها نيست. حتي گاهي بعضي افراد ثواب جمع كردن در دوران پيري‌شان را از تعقل مي‌دانند، سالها كارهاي ضدارزشي زيادي در زندگي‌شان انجام مي‌دهند و در اواخر عمرشان به كارهاي خير مثل حسينيه ساختن و يا كارهايي از اين قبيل مي‌پردازند و آن را اندوخته خود براي جهان ديگر مي‌دانند كه به آن وسيله به بهشت بروند. شهيد مطهري در يكي از كتابهايشان اين موضوع را خاطرنشان مي‌كنند كه يك سري افراد در طول عمر خود كارهاي بسياري انجام مي‌دهند و در آخر عمر، وصيت مي‌كنند آنها را در جوار حرم معصومين و يا امامزادگان و بزرگان به خاك بسپارند كه با آنها محشور شوند و آنها شفاعتشان را بكنند، در صورتي كه اين درست نيست، عبادت خوب است، ولي اين گونه كارها توشه‌اي نيست كه بتوانيم با خود به جهان ديگر ببريم، خداوند گول نمي‌خورد، خداوند به ما راهكار داده است، اگر به آن جهان معتقد باشيم، توشه‌اي كه براي آن جهان مفيد است، تكامل عقل است. شنيده‌ايم كه در بهشت هر كاري كه بخواهيم مي‌توانيم انجام دهيم و هر چيزي بخواهيم مي‌توانيم بخوريم، ‌اين زماني است كه به فرمان عقل نزديك شده باشيم و به تكامل تفكر رسيده باشيم، درونيات خود را كشف كرده باشيم و بدانيم چه چيزي با خود مي‌بريم، اينهاست كه راهگشا و كارگشاست، خداوند در كلام‌اله به ما انسانها مي‌‌گويد تعقل كنيد، تفكر كنيد و به تكامل آن برسيد. رسيدن به تكامل، يعني رسيدن به حقيقت هر چيزي. و زماني كه به حقيقت هر چيزي رسيديم، آن موقع راه كه مي‌رويم، منبع رحمت مي‌شويم، حرف كه مي‌زنيم، ‌منبع رحمت مي‌شويم و اينها همه اتفاق نمي‌افتد مگر اينكه به گذشته، حال و آينده توجه داشته باشيم، يعني بدانيم از كجا آمده‌ايم، در چه جايگاهي هستيم و به كجا مي‌رويم.

در بيشتر جلسات اين سخن پيامبر اكرم(ص) بيان مي‌شود كه ز گهواره تا گور دانش بجوي، تا تفكر و تعقل آرام آرام ما را به عقل حقيقي نزديك كند، به عقلي كه فرمانده‌ي من باشد، به عقلي كه ناخالصي‌ها را بگيرد و قوه تشخيص بدهد، تعقل، قبل از عقل است، يعني چيزي را كه مي‌شنوي و فرامي‌گيري بايد پردازش كني، پرورش دهي، تعبير ‌كني، آنگاه اگر همه اينها درست باشد، تمريني است براي به فرمان عقل نزديك شدن و اين هم متناسب با سيستم آموزشي است.

چرا گفته مي‌شود بايد كشف كنيد؟ زيرا هست، ولي ما از آن خبر نداريم. خيلي‌ مواقع پيش آمده كه موقع انجام كاري به يك راهكار در مورد مسأله‌اي كه قبلاً برايمان پيش آمده مي‌رسيم و يك آن مي‌فهميم چه كار كنيم. اين همان آن شهودي و كشف است. به اين دليل گفته مي‌شود به ديگران توجه نكنيد، به خودتان توجه كنيد، زيرا انسان خيلي پيچيده است و چيزهاي كشف نشده زيادي در خودش دارد و هر چه بيشتر به خودش توجه كند، كشفياتش بيشتر مي‌شود.

موانعي كه باعث مي‌شود درجا بزنيم و سقوط كنيم، همين ناخالصي‌هاي وجود ماست. براي همين تأكيد بر تصفيه مي‌شود، يعني بايد تحت فشار قرار بگيريم، خيلي سخت است كه يك عمر غيبت كرده باشيم و الان بخواهيم اين كار را نكنيم، خيلي سخت است كه تا الان همه چيز را با ديد نفرت، كينه، مقايسه و حسادت نگاه كرده باشيم و الان بخواهيم آنگونه نگاه نكنيم. به يكباره نمي‌شود و زمانبر است.

در كتاب نوشته شده: «آنچه مسلم است اين است كه در حيات مادي، همه چيز ظاهراً خيلي به كندي صورت مي‌گيرد»، يعني طبيعي است كه زمان ببرد. قرار نيست همه چيز را روز اول بفهميم، ظاهرش كُند است ولي زمان آن كه اين موضوع را درك كنيم، الان فرا رسيده است. زيرا الان ظرفيتش را داريم، شايد قبلاً هم اين حرفها به ما زده مي‌شده است ولي ما الان بعد از دو سه سال متوجه مي‌شوم، ‌زيرا ظرفيت ما بازتر شده، براي همين گفته مي‌شود كساني كه خدمت استادي مي‌گيرند، نيازي نيست از جاهاي ديگر مطالبي بخوانند و بگويند، اين نشان مي‌دهد ظرفيتشان باز نشده است، همان كه هستند و تجربه كردند را بگويند. هر چه هست از خودشان بگويند، قرار نيست كلمات درشت و دهان پر كن استفاده كنند، اندازه ظرف وجودي‌شان حرف بزنند.

اگر مي‌خواهيم به قدرت تعقل و تفكر برسيم، حتماً تأكيد مي‌شود تغيير، تبديل و ترخيص بايد اتفاق بيفتد، تغيير، تاكتيك عوض كردن نيست. تغيير يعني فلز آهن بشود مفرغ يا برنج، تغيير يعني اينكه ديگر آن جنس قبلي نباشيم. هركجا آهنربا باشد، آهن جذب آن مي‌شود، ولي اگر آهن را با عناصر ديگر تبديل به آلياژ جديدي مثل مفرغ كردند -اين فلز مهمترين فلز آلياژي است- ديگر جذب آهنربا نمي‌شود، هر چند آهنربا را هم به نزديك آن ببرند، زيرا جنس آن عوض شده است. ما وقتي جنسمان عوض شد، ديگر كار گذشته را انجام نمي‌دهيم، آنجاست كه گفته مي‌شود گذشته ما به مرور بايد تغيير كند، يعني امروز ما با هفته گذشته، هفته گذشته با يك ماه گذشته و به همين ترتيب بايد تفاوتهايي داشته باشيم. اين تسلسل ادامه دارد تا با آموزشها به جايي برسيم كه به فرمان عقل نزديك شويم.

آموزشها هر كدام كليدي است براي يكي از قفل‌هاي ما. بارها گفته‌ايم كه وادي‌ها، كليد قفل‌هاي زنگ زده ماست. معمولاً هر كسي فكر مي‌كند در حال حاضر يك مشكلي دارد كه زندگي‌اش را تحت‌الشعاع قرار داده است و اگرآن مشكل، حل شود، همه چيز تمام مي‌شود، ولي وقتي با آموزشي كه مي‌بيند، قفلي را باز مي‌كند، مي‌بيند يك قفل ديگر در پشت آن است كه او نمي‌ديده، يعني مشكلات بوده ولي متوجه آن نبوده‌ است. ‌زيرا اين مشكل پيش رو آنقدر برايش بزرگ بوده كه اجازه نمي‌داده اصلاً آن را ببيند چه برسد به اينكه بخواهد به آن فكر كند، دوباره آموزشي ديگر و كليدي ديگر و باز هم مشكل ديگري رونمايي مي‌شود و به همين ترتيب آموزشها مي‌تواند كليدي باشد براي باز كردن و حل مشكلاتي كه ما نمي‌دانستيم هستند و فكر مي‌كرديم فقط همان يكي است.

زندگي يعني مشكل و زندگي كردن يعني حل مشكل؛ كسي كه مي‌آيد آموزش بگيرد، مي‌خواهد مشكلاتش را يكي يكي حل كند و در همين حين، يك چيزهايي را به مرور در خودش كشف مي‌كند و آن كشفِ توانايي‌هاي پنهان خودش است كه خودبه خود نمايان مي‌شود، با هر قفلي كه باز مي‌كند يك احساس توانمندي به او دست مي‌دهد و باعث ايجاد انرژي در او مي‌شود و مي‌گويد من مي‌توانم، ديگر آن موقع از كلمات نمي‌توانم، نمي‌شود، نمي‌گذارند، عبور مي‌كند.

تكامل عقل زماني اتفاق مي‌افتد كه تعقل بر مبناي حق و حقيقت باشد، آنگاه به جايي مي‌رسيم كه به فرمان عقل نزديك مي‌شويم. در همين راستا در كتاب مي‌گويد «شما دوست و يار ديرين هستيد»، زيرا عقل و خرد از همان بدو تولد با ما بوده و هيچ كس به اندازه خودمان با عقل درون ما نبوده است. در جلسات قبل هم گفته شده كه عقل و خرد در همه انسانها وجود دارد ولي اين كه چقدر از خرد بهره‌ ببريم مهم است. خرد در وجود ما نهادينه شده است. تمام تلاش اين است كه به همان خرد اصلي و عقل اصلي برسيم كه البته خيلي سخت است، ولي نوع آموزش به ما مي‌گويد تو برو و در صراط مستقيم حركت كن، تعقل كن، تفكر كن، به مرور به اندازه ظرفيتت كشف مي‌كني نه بيشتر. مثلاً يك نفر كه نمي‌تواند حرف بزند، دليل بر بي‌سوادي‌اش نيست، به اين خاطر است كه آموزش نديده است. براي همين گفته مي‌شود در جلسه بنشينيد و گوش دهيد، زيرا اگر مدام در جلسه مشغول كاري و يا مسئوليتي باشيد، از آموزش دور مي‌شويد و بعد در مسئوليتها و خدمات، خلل و كاستي به وجود مي‌آيد.

بايد بفهميم پولي كه به ساقي مي‌دهيم، ضدارزشي است و اجازه نمي‌دهد به تعقل برسيم. وقتي كار ضدارزشي انجام مي‌دهيم به سمت تعقل مثبت و تفكر مثبت هدايت نمي‌شويم، تعقل و تفكر مي‌كنيم ولي به سمت منفي.

به جز يك سري افراد خاص اكثريت قريب به اتفاق انسانها، فكر مي‌كنند آمده‌اند در كائنات باشند، وقتي يك نفر مريض مي‌شود، تمام تلاشش اين است كه خوب شود تا باشد، ولي كائنات فقط اين نيست. وادي دوم به ما مي‌گويد بدانيد براي چه به دنيا آمده‌ايد، ما آمده‌ايم به كائنات متعهد باشيم. هر كسي به اندازه خودش. فقط نيامده‌ايم در كائنات باشيم، تعهدي هم نسبت به آن داريم. ما در مركز سروج هم كه مي‌آييم، فقط حضورمان كفايت نمي‌كند، چيزي كه مطلوب است، متعهد بودن است. من اگر خلق شدم، نيامدم فقط باشم، از بدو زندگي پدر و مادر تلاش كنند كه من باشم و بعد هم خودم تلاش كنم، اندوخته كنم و همه اين كارها را بكنم چون مي‌خواهم باشم، بلكه بايد تعهدي هم به كائنات داشته باشم. ‌اين تعهد نشان مي‌دهد چه ميزان به گذشته و حال و آينده باور داريم. اين به ما ياد مي‌دهد چقدر به بلوغ فكري رسيده‌ايم، چقدر به توحيد ايمان داريم، چقدر به عدل، اعتماد داريم و چقدر به معاد، اميد داريم؟!! اين خيلي نكته ظريفي است. من چقدر به كائنات متعهدم، انجمن‌ها و انجيوهاي مختلف مثل حفاظت از محيط زيست و ... تشكيل شده از كساني كه به كائنات متعهدند، ولي چند درصد جهان، به اين چيزها فكر مي‌كنند، اگر اين ديدگاه را داشته باشيم و به اين تغيير نگاه برسيم، آنگاه از خودگذشتي در ما شروع مي‌شود، آن موقع ظرفيت و فضاي درك ما بيشتر مي‌شود، اينكه بخواهيم همه چيز براي خودم باشد، مانع درك و فهميدن و برداشت صحيح در درون ماست، دليل اينكه خداوند سفارش به انفاق مي‌كند، تمرين از خودگذشتگي است تا بدون چشم‌داشت ببخشيم. اين انفاق مي‌تواند مالي باشد، قدمي باشد، حركتي باشد، تفكري باشد و... حتي زماني كه حركتي مي‌كنيم براي خوشحالي يك نفر.

تعهد به كائنات اين نيست كه نوشته شده باشد و ما بدانيم چيست، فرصتش  براي ما مي‌آيد، اگر انجام داديم، متعهدتر مي‌شويم و آرام آرام به جايي مي‌رسيم كه جزء‌ افراد خاص مي‌شويم. اينكه فقط صرفاً به خاطر خودم و منافع خودم و براي هر آنچه تحت مالكيت خودم است تلاش كنم، باعث مي‌شود عقل زايل شود.

با همه نمي شود يك جور رفتاركرد، مشكل از آموزش گرفتن ماست كه همه را به يك چشم مي‌بينيم،‌ انسانها داراي پيچيدگي‌هاي خاص خود هستند و هر كسي پيچيدگي خاص خودش را دارد. تمام علوم در انسان نهادينه شده، هست، فقط بايد كشف شود و كشف آن با طي كردن اين مراحل است: تصفيه، تسويه و تزكيه، اگر اينها اتفاق بيفتد، همان آدمي كه ما در مواجهه با او فكر مي‌كنيم ذهنش خراب است، روشن مي‌شود و مثل آب زلالي مي‌ماند كه اگر برگ درختي در آن بيفتد، پيدا مي‌شود، ولي در يك حوض پر از لجن، يك سطل آشغال هم بريزند، چيزي پيدا نمي‌شود. حتي براي انسانهايي كه باتلاقهاي جوشان هستند، يعني بدي از درونشان مي‌جوشد، مي‌شود راهي پيدا كرد كه با آنها برخورد كرد و زود عقب نكشيد كه او نمي‌فهمد عقل ندارد، اين اشكال از ماست كه نتوانسته‌ايم طرف مقابل را روشن كنيم.

اگر بخواهيم به يك جمع‌بندي از صحبتهايي كه در اين چند جلسه انجام شده برسيم، مي‌توان گفت هر انساني اگر از لحاظ دروني در پايين‌ترين نقطه جهنم و تاريكي قرار گرفته باشد، چون اختيار دارد و مي‌تواند تغيير صفت بدهد و اين فقط و فقط با فهميدن است و فهميدن با آموزش ميسر است و كاربردي كردن همان فهميدن است و تعقل، درست پردازش كردن و درست درك كردن است نه به ميل خود تفسير كردن. اين باعث مي‌شود بيشتر تلاش كنيم، توجه به ارتعاشات صادره از ما بسيار حائز اهميت است، اگر موقع صحبت با كسي، در ذهن ما باشد كه او عقلش كم است، ارتعاش ما مانع صحبت صحيح با او مي‌شود. بعضي مواقع بايد يك سري جنگهاي كوچك را ببازيم تا به چيز بزرگتري برسيم، از اين ديد نگاه كنيم كه اگر كسي مانع انجام كاري شد، شايد حكمتي در آن باشد، اين مي‌شود همان اختياري كه ما داريم و مي‌توانيم خودمان را تغيير دهيم از عميق‌ترين جهنمي كه در وجود ماست،

اختيار دست ماست ولي يكي از بزرگترين مشكلاتي كه انسانها دارند و نشان مي‌دهد فاضلاب درونشان جوشان است اين است كه بگويند از من گذشته است، در صورتي كه چنين چيزي نيست. از الست و بدو خلقت تا زماني كه جهان مادي را ترك مي‌كنيم، وظيفه داريم، زيرا با مرگ جسمي حيات مادي تمام مي‌شود و ما وارد حيات و زندگي ديگري مي‌شويم، وقتي وارد آن حيات مي‌شويم بايد بدانيم چه توشه‌اي با خود مي‌بريم. با نزديك شدن به فرمان عقل، در آن جهان، هر آنچه خواست ما باشد، اتفاق مي‌افتد و وعده آن را كلام‌اله هم داده و خداوند دروغ نمي‌گويد. راه رسيدن به فرمان عقل تعقل و تفكر است. وقتي به سلامت روح و جسم خود رسيديم، توان ظاهر و باطن زياد مي‌شود و آنگاه مي‌توانيم تعقل داشته باشيم تا تفكر را كاربردي كنيم و اينها به مرور زمان اتفاق مي‌افتد، هرچند سالها طول بكشد، وقتي حس‌هايمان باز شود، ظرفيتش در ما ايجاد مي‌شود، ولي بدانيم اينها در ما بوده است. به اين دليل گفته مي‌شود عجله نكنيد براي آموزش گرفتن، براي خدمت كردن، براي استادي، سعي نكنيد بهترين باشد، سعي كنيد درست‌ترين باشيد. هر چيزي به زمان خودش اتفاق خواهد افتاد، اين مي‌شود حيات.

دوستاني كه در اين زمينه برداشت‌هايشان را بيان نمودند:

مسافران: آقامهدي- حسين ابراهيمي- ميثم1- هادي- محسن- حامد-

همسفران: غلامي- ياراحمدي- قاسمي-

 

مسئول نظم اين كارگاه آموزشي:

مسافر نصراله

tafakor2

دیدگاه‌ها

0 #2 پاسخ: رابطه سلامت، توان و تعقلمسافر عباس علی خاص 1399-10-03 22:16
تشکر فروان از استاد عزیز و تمام خدمتگزاران سروج
0 #1 رابطه سلامت،توان و تعقلمسافر حسن 1399-09-27 08:46
با تشکر از استاد که موضوع را به خوبی عنوان کردند

Comments are now closed for this entry

آخرین اخبار

ورزش سروج

  • ورزش جمعه بیست و چهارم دی
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/10/24 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه هفدهم دی
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/10/17 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه دهم دی
      اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/10/10 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه سوم دی
      برنده کسی نیست که هرگز شکست نخورده است، بلکه کسی است که هرگز جا نزده!   روز جمعه مورخ 1400/10/3 ساعت 7:30 لغایت 10 صبح دوستان مسافر و همسفر، در محل...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و ششم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/9/26 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه نوزدهم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری     روز جمعه مورخ 1400/9/19 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه دوازدهم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/9/12 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه پنجم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/9/5 ساعت 7 صبح...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و هشتم آبان
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/8/28 ساعت 7 صبح...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و یکم آبان
    رسیدن به قله پیروزی آسان است، به شرط اینکه راه رسیدن به قله را بشناسی و توانش را هم داشته باشی.   روز جمعه مورخ 1400/8/21 ساعت 7 صبح دوستان...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه چهاردهم آبان
    تفاوت بین افراد عادی و افراد موفق در چگونگی نگرش آنها به شکست است شکست فرصتی است برای شروع دوباره با هوشیاری بیشتر   روز جمعه مورخ 1400/8/14 ساعت 7 صبح...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه هفتم آبان ماه
    برای شاد بودن، نیازی به تأیید دیگران نداری   روز جمعه مورخ 1400/8/7 ساعت 7 صبح دوستان مسافر و همسفر،  در محل پارک فدک، مقر ورزشی سروج گرد هم جمع...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه سی ام مهر
    برای اینکه نتایج مطلوبی داشته باشی این تو هستی که باید تغییر کنی نخواه که مسایل آسان تر شوند تلاش کن که تو توانمندتر شوی   روز جمعه مورخ 1400/7/30...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و سوم مهر
      روز جمعه مورخ 1400/7/24 ساعت 7 صبح دوستان مسافر و همسفر،  در محل پارک فدک، مقر ورزشی سروج گرد هم جمع شدند و به ورزشهای دسته جمعی پرداختند.   هدف...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه شانزدهم مهر
    بهترين منظره بعد از سخت‌ترين صعود است با انگيزه پيش به سوي صعود...   روز جمعه مورخ 1400/7/16 ساعت 7 صبح دوستان مسافر و همسفر،  در محل پارک فدک، مقر ورزشی...

    ادامه مطلب...