031-33687673 |

مانيفست

واژۀ سروج تشکیل شده از حروف ابتدایی" سلامت روح و جسم " میباشد. سروج یک راه و روش فرآیند مدار در درمان اعتیاد می باشد که از سال 1386 فعاليت خود را آغاز نموده...

ادامه مطلب...

بنیان گذار روش درمان تنظیم دارو بر اساس علائم بالینی

آقاي مهرداد مفتون از سال 1384 در زمينه درمان اعتياد و برگزاري جلسات درمان گروهي اعتياد در اصفهان مشغول به فعاليت و تلاش مي‌باشند...

ادامه مطلب...

قوانین و حرمت جلسات سروج

1. سروج جلساتی است تحقیقاتی که با راهنمایی نیروهای مافوق و با توکل به قدرت مطلق، تشکیل می گردد.
2. شرط شرکت در جلسات، پذیرفتن اصول و قوانین آن و تمایل به رهایی از دام اعتیاد می باشد.

ادامه مطلب...

پروتكل درمان

پروتكل درمان شامل زمان، ‌دارو، آموزش و كاربردي كردن مي‌باشد...

ادامه مطلب...

فرم ارسال نظر

لطفا نام و نام خانوادگی خود را وارد کنید!

تلفن همراه به درستی وارد نشده!

آدرس ایمیل وارد شده معتبر نمی باشد!

Invalid Input

لطفا متن پیام خود را وارد کنید!

کد امنیتی
کد امنیتی جدید؟ کدامنیتی به درستی وارد نشده!

خيلي از قفل‌هاي زنگ زده حتي با كليد خودش هم باز نمي‌شود. اول بايد زنگ‌زدايي شود روغن‌كاري شود تا بعد كليد بتواند آن را باز كند. محور موضوع همين است كه همه ما بر اثر سالها زندگي متناسب با سن و سال و فرهنگ و آموزش و تربيت خودبه‌خود قفل‌ساز بوديم. حتي آداب معاشرت بلد نبوديم، ديپلماسي حرف زدن نداشتيم، نمي‌دانستيم چگونه حرف بزنيم، زيرا كليد دست بلد نبودن و جهل ما بوده است. مثلاً زماني كه تنفر داريم،‌ كليد دست تنفر است، وقتي منفعت‌طلبيم، كليد دست منفعت‌طلبي است و اينها اجازه نمي‌دهد به اصل موضوع پي ببريم.

موضوع كارگاه آموزشي سفر دوم: ريشه‌يابي حل مشكلات

استاد: جناب آقاي مفتون

تاريخ: سه‌شنبه 99/10/23

ما اگر مي‌خواهيم از نيروي انساني به سرمايه انساني تبديل شويم، بايد اين نوع آموزش كه كميته آموزش بررسي كرده و در دستور كار قرار داده است را حتماً هم از نظر فكري و هم از نظر جسمي انجام دهيم، هم بخوانيم، ‌هم بنويسييم و هم گوش كنيم، فايده ‌اينها براي خودمان است. چون اگر دقت كرده باشيد، اين سخنان چهار پنج روز مانده به كشف درمان مطرح مي‌شود. (76/9/10)است. اين موقع صحبت مي‌كند با ايشان چون اگر آموزشها را گرفته باشيد، به يك تعادلي مي‌رسيد.

همه ما بدون استثنا، قفل‌هايي كه خودمان مي‌زنيم، كليدش دست خود ما نيست. مثلاً كسي كه كينه‌ورز است، كليد در دست كينه است، كسي كه حسود است، كليدش در دست حسد است،‌كسي كه نفرت دارد، كسي كه مصرف‌كننده است و مواد برايش تصميم مي‌گيرد، كسي كه پول برايش تصميم مي‌گيرد و به طور كلي هر مسألة ضدارزشي كه انسان را از تعادل خارج كند، كليد دست همان است و ديگر دست ما نيست. براي همين تأكيد مي‌شود در سفر دوم آنقدر قوي شده باشيد و آموزشها روي شما تأثير گذاشته باشد و تأثيرپذير آموزشها باشيد و تغيير نگاه داده باشيد كه كليد شهر وجودي خود را دريافت كنيد. كليد را كه به دست ما مي‌دهند ديگر با هر مسأله و مشكلي به هم نمي‌ريزيم. مشكل هميشه هست ولي قيد شده در كتاب كه مانند عقابي بر بالاي مشكلات پرواز ‌كنيم، يعني در مشكل فرو نرويم. آن كليد مانند سدي در جلوي سيلاب قرار مي‌گيرد و سنگين‌ترين سيلابها نمي‌تواند روي ما اثر بگذارد، زماني اين اتفاقات مي‌افتد كه كليد در دست من باشد، حال كليد چگونه به دست ما مي‌رسد؟

اگر به ياد داشته باشيد، از سالها پيش گفته‌ايم وادي‌ها كليد قفل‌هاي زنگ زده ما هستند. خيلي از قفل‌هاي ما زنگ زده است، خيلي از قفل‌هاي زنگ زده حتي با كليد خودش هم باز نمي‌شود. اول بايد زنگ‌زدايي شود روغن‌كاري شود تا بعد كليد بتواند آن را باز كند. محور موضوع همين است كه همه ما بر اثر سالها زندگي متناسب با سن و سال و فرهنگ و آموزش و تربيت خودبه‌خود قفل‌ساز بوديم. حتي آداب معاشرت بلد نبوديم، ديپلماسي حرف زدن نداشتيم، نمي‌دانستيم چگونه حرف بزنيم، زيرا كليد دست بلد نبودن و جهل ما بوده است. مثلاً زماني كه تنفر داريم،‌ كليد دست تنفر است، وقتي منفعت‌طلبيم، كليد دست منفعت‌طلبي است و اينها اجازه نمي‌دهد به اصل موضوع پي ببريم.

با ديدن فردي كه لنگان راه مي‌رود، به تعداد افرادي كه او را مي‌بينند، برداشت و نظريه وجود دارد. يكي مي‌گويد تصادف كرده، يكي مي‌گويد مادرزادي است و هر كسي چيزي مي‌گويد، در صورتي كه مشكل او اين است كه پاي او درد مي‌كند. اگر بدون ذهن تعبيري و تفسيري به اينجا رسيديم كه در حال حاضر پاي او درد مي‌كند، يعني كليد در دست من، فكر من و عقل من است. وقتي كليد در دست فكر و عقل من است، ديگر تعبير نمي‌كنم اين كار را بكنم تا جلوي آن برخورد را بگيرم، آن كار را بكنم تا فلان موضوع اتفاق نيفتد، اين حرف را نزنم كه آن طور شود و يا بزنم كه اين طور شود. اگر اينها را گفتيم يادمان باشد كليد در دست همان ضدارزشي است كه در وجود ما و در صور پنهان ماست. تأكيد مي‌شود كه اين از ويروس بدتر است، زيرا براي ويروس واكسن درست مي‌شود و به مرور راه درمان آن پيدا مي‌شود. تنها واكسن و درمان فكر و انديشه منفي، آموزش و كسب دانايي است تا آگاه شويم. نه آگاهي علمي و فيزيكي و شيميايي، بلكه بدانيم به چه فكر كنيم و به چه فكر نكنيم، چطور بينديشيم و وادي اول را كاربردي ‌كنيم. اين زماني است كه بدانيم كليد در دست ضدارزشي‌هاست ولي وقتي نمي‌دانيم، يك سري خصوصيات منفي كمرنگ مي‌شود ولي هنوز هست، زيرا تصفيه اتفاق نيفتاده است.

جامعه پزشكي براي تمام بيماري‌هايي كه درمان آن كشف نشده و در حال بررسي و تحقيق است با داروهاي نگهدارنده ادامه مي‌دهند. مثل بيماري اعتياد كه متادون و B2 به عنوان نگهدارنده اعتياد است نه براي درمان. چرا؟ چون برايشان كشف نشده است. ولي ما به جاي نگهدارنده، فكر و انديشه خود را درمان مي‌كنيم كه خيلي هم سخت است. درمان فكر و انديشه با تغيير نگاه است. كسي كه از قديم‌الايام منيت داشته، در زندگي، بدبين بوده، نگاهش به هر چيزي منفي بوده و با ذهن تعبيري و تفسيري با همه چيز برخورد مي‌كرده و هنوز هم همان طور است، بداند هنوز نمي‌تواند قفلي كه در وجودش زده شده را باز كند. اينجاست كه دنبال ناجي مي‌رود تا ناجي برايش حل كند و بگويد چه كار كند. ما در تشكيلات، به كسي راهكار نمي‌دهيم، آموزش مي‌دهيم تا خود شخص بتواند از بين آموزشها بهترين راه حل را براي مشكلش پيدا كند و آن را حل نمايد. زيرا كليد در دست خود انسان و در دست نيروهاي اهريمني و بازدارنده اوست نه دست ديگري. اگر كسي اين را فهميد و درك كرد، كم‌كم كليد به دستش مي‌آيد. اين كليد از نيروهاي اهريمني به نيروهاي الهي درحال جابجايي است، زماني كه هنوز خصلتهاي گذشته بر ما غالب باشد، كليد از دست نيروي الهي به دست نيروي اهريمني مي‌رود و زماني كه دانايي بالا مي‌رود و به حدي مي‌رسد كه متوجه مي‌شويم ديگر اين طور صحبت نكنيم، اين طور فكر نكنيم، يواش يواش كليد از نيروهاي اهريمني به دست نيروهاي الهي مي‌رود. آن موقع است كه مشكل را خودمان حل مي‌كنيم. شايد مشورت كنيم و نظر بگيريم ولي نهايتاً خودمان هستيم كه آن را حل مي‌كنيم.

امروز از اين منظر به موضوع جلسه نگاه كنيم كه ما چقدر به صور آشكار و صور پنهان خود دقت نظر داريم. تغذيه، ورزش و رعايت سلامت باعث مي‌شود از نظر صور آشكار به سلامت و تعادل برسيم. از لحاظ صور پنهان، انديشه و افكار و ذهن ماست كه بايد منطقي باشد. حول محور ذهن منطقي بگرديم، نه ذهن غيرمنطقي و اين مي‌تواند در رسيدن به تعادل اثرگذار باشد.

در جلسات گذشته راجع به ايمان به توحيد، اعتماد به عدل و اميد به معاد، صحبت كرديم. ايمان است كه ما را نگه مي‌دارد، ايمان به هر چيزي، به اين دليل قابل احترام است و خداوند در كلام‌اله مي‌فرمايد: «لا اكراه في الدين» مهم ايمان داشتن است. ايمان داشتن به آن چيزي كه مي‌پرستيم و معتقد هستيم. پارامتر دوم اميد است. من وقتي اميدوار باشم، مي‌توانم به انديشه‌ام جهت بدهم. براي همين وقتي حركت مثبتي انجام مي‌دهيم و مثلاً يك مطلب جديد آموزش مي‌گيريم، نشاطي در ما ايجاد مي‌شود و آن نشاط اميد را در ما زنده مي‌كند و درون ما را براي حركت روغن‌كاري مي‌كند و اميدواري تشديد مي‌شود و سقف براي آن نيست. زمان حركت براي انسانها مفهوم ندارد. اينكه بگوييم از من گذشته است، حرف اشتباهي است. هر انساني در هر شرايطي مي‌تواند براي تغيير نگاه قدم بردارد و مطمئناً هم نتيجه مي‌گيرد و به خودش مي‌رسد، به شرط اينكه تغيير بنيادي باشد نه ظاهري. تغيير ظاهري باعث مي شود فقط حرف بزنيم. چند روز پيش بعضي از عزيزان را به خاطر مشاركت‌هايشان نقد مي‌كردم،‌ خيلي از مشاركتها ربطي به دستور جلسه ندارد ولي شخص رفتار خودش را با‌ آن موضوع هماهنگ كرده و تطبيق مي‌دهد و خودش هم لذت مي‌برد. نه اين طور نيست بايد بدانيم چه مي‌گوييم. در آن موضوع بخصوص راجع به همان موضوع صحبت كنيم، نه اينكه كلام خود را با آن تطبيق دهيم، بايد در عمل و درون ما چنين حسي باشد تا خودمان هم لذت ببريم و احساس خوبي نسبت به آنچه مي‌گوييم داشته باشيم.

افكار و انديشه‌هاي منفي و ذهن شلوغ حتي باعث مي‌شود انسان به نيروهاي مثبت خودش هم دست پيدا نكند و مانع پي بردن به توانايي‌هايش ‌شود و آن نيروها هرز برود. اين نيرو در هر كسي به ميزان ظرفيتش وجود دارد. اينجاست كه وارد وادي معركه‌گيري مي‌شود با حرف و زرنگ بازي و پيچش و دل به دست آوردن و... براي همين گفته مي‌شود سرلژيونها و كمكي‌ها همه آموزش بگيرند، بنويسند و گوش كنند، زيرا اگر از آموزش دور شوند، مي‌خواهند با تجربياتشان همه چيز را درست كنند و يواش يواش معركه‌گير مي‌شوند، در صورتي كه اين نيست، بايد از يك دست آموزش گرفت و از دست ديگر آموزش داد. هر جا نگرفتيم، بدانيم تمام مي‌شود و چيزي براي ارائه نداريم، آن موقع است كه مجبور مي‌شويم با زبان و دور زدن و حرف زدن و اين كارها، طرف را نگه داريم. اما وقتي دانايي به حدي رسيد كه كليدش به دستمان رسيد، آرام آرام پي مي‌بريم كه ديگر اصلاً قرار نيست كسي را دور بزنيم، قرار است در مسير و صراط مستقيم حركت كنيم.

با آموزش و حركت در مسير صراط مستقيم مي‌توانيم كليد را به دست بياوريم. آموزش اين نيست كه از كسي راهنمايي بگيريم. جلسه و متون است كه آموزش مي‌دهد و مهم اين است كه چقدر بگيريم و چقدر برايمان ضرورت داشته باشد كه بخواهيم در مسير مستقيم برويم. براي كسي كه اصلاً ضرورتي ندارد، حتي به سفر دوم هم برود، كمك لژيون و سرلژيون هم بشود، فقط مي‌رود تا اين كارها را انجام دهد، اينها باعث اضمحلال تشكيلات مي‌شود، بدون اينكه خود شخص بخواهد. چون ضرورت نمي‌بيند كليدها را به دست آورد. همه در طول زندگي مشكل دارند فقط مهم اين است كه كليدها را به دست بياورند.

همه ما روز اول كه مي‌آييم براي مصرف نكردن مي‌آييم و آموزشهايي هم كه مي‌بينيم حول همين محور است، چون ذهن بسته است. كم‌كم با آموزش حس‌ها باز مي‌شود و مي‌فهميم مصرف مواد مخدر، كمترين مشكلي بوده كه من مصرف‌كننده در زندگي داشته‌ام. كمترين مشكل را براي خانواده به وجود مي‌آورده است و اين تفكر افيوني و تفكر زائد افيوني است كه مصرف‌كننده و خانواده را نابود و داغون مي‌كند. به اين دليل هرچه وسعت جغرافياي آموزشي در وجود ما بازتر شود، آرام آرام حس‌ها بيشتر باز مي‌شود، حس كه باز شد، ديد بازتر مي‌شود و آنجاست كه متوجه مي‌شويم مواد مخدر يك قفل كوچك بوده، ما هزاران قفل ديگر داريم كه زير پوشش اعتياد مخفي شده بود و خانواده‌ها هم نمي‌دانستند، فكر مي‌كردند مصرف مواد باعث همه مشكلات است و اگر مصرف كنار برود، همه مشكلات كنار مي‌رود. در صورتي كه اگر كسي بعد از درمان و حتي رفتن به سفر دوم اگر همچنان خصوصيات گذشته را داشته باشد، حتي گاهي زندگي بدتر هم مي‌شود. زيرا مواد كنار رفته و ديگر بهانه‌اي براي شخص نيست و خانواده هم سر در گم مي‌شود و مي‌گويد مواد كه رفته چرا او هنوز همان طور است. پس ما سفر دومي‌ها چون به درمان رسيديم بايد امروز نتيجه بگيريم كه به تعادل رسيدن مستلزم اين است كه با تمام وجود براي آموزش گرفتن وقت بگذاريم. اگر در سفر اول  50-60 درصد براي آموزش وقت مي‌گذاشتيم، در سفر دوم اين مدت به80- 90درصد برسد تا ديدگاه و نگاه عمقي و عملي تغيير كند نه سطحي.

اگر به آن درجه از تصفيه و تسويه و تزكيه برسيم كه متناسب با لحظه و مسائل روز بدون تعبير و تفسير انديشه كنيم، مطمئناً پيام‌هايي كه از ماورا براي ما مي‌آيد را مي‌گيريم. بارها گفته شده براي پيامبران وحي نازل مي‌شود و به ما انسانها الهام مي‌شود. در لحظه‌اي به ما چيزي الهام مي‌شود كه باعث باز شدن گره‌اي مي‌شود و اينها براي همه اتفاق افتاده است. مهم اين است كه آن ارتباط حفظ شود. متأسفانه در خيلي موارد كه چيزي مي‌خواهيم و همان موقع برايمان مي‌رسد، مي‌گوييم كاش يك چيز ديگر از خدا خواسته بودم، اين جمله باعث قطع ارتباط با نيروي مطلق است. يعني لياقت گرفتن الهام را هنوز نداريم. دليل گفتن اين جمله اين است كه درونمان منفعت‌طلبي حاكم است كه يكي از آن قفل‌هاست. منفعت طلبي مي‌گويد يك چيز بيشتر و بهتر مثل ماشين و خانه بخواه و ما هم گوش مي‌كنيم. اينجاست كه آن الهام كمرنگ مي‌شود، زيرا نيروهاي مافوق مي‌سنجند و به اندازه ظرفيت هر كسي تفقد (احترام و هديه و نگاه) مي‌كنند.

«ضمن تفكر و انديشه، البته اصواتي با صدا و نوايي بسيار دلنشين اين موج را براي شما آزاد خواهند نمود تا مانند اصوات يك دستگاه راديويي به شما برسد»وقتي به انديشه و تفكر سالم برسيم، خارج از ذهن تعبيري و تفسيري، ياد مي‌گيريم به چه فكر كنيم و به چه فكر نكنيم، ‌تمام پيام‌ها و الهامات را مي‌گيريم، آن طور كه انگار راديو واضح براي ما مي‌گويد. يعني از حس فراتر مي‌شود. دليلش اين است كه آموزشها در زندگي ما جاري است و براي زندگي ما موثر بوده است. مؤثر بودن آموزشها در زندگي زماني است كه آموزشها را درك كرده و سعي كنيم در آن مسير و راه سالم حركت خود را داشته باشد و ذهن تعبيري و تفسيري را كنار بگذاريم و هر چيزي را در جايگاه خودش بررسي كنيم و ببينيم، اينهاست كه باعث ارزشمندي ما مي‌شود. ارزشمند كسي است كه پيام را راحت بگيرد. چون از ماوراء و نيروي مطلق مدام پيام مي‌آيد، مهم اين است كه من چقدر و چگونه بگيرم. به اين دليل گفته مي‌شود موقع مشكلات و سختيها خودتان را اذيت و ناراحت و داغون نكنيد، اگر نمي‌توانيد آن را حل كنيد كادوپيچ كرده، كنار بگذاريد، زمان خودش آن را حل خواهد كرد. آنگاه كه از آموزگار درس نگيريم، روزگار به ما درس مي‌دهد. ولي بعضي مواقع ما مانع درس روزگار هم مي‌شويم، زمان آن را عقب مي‌اندازيم و شايد خيلي بدتر بروز كند و اين نكته خيلي ظريفي است.

ما قفل هاي زيادي در زندگي زديم و تلاش هم مي‌كرديم آنها را باز كنيم، ولي چون كليد آن قفل را نداشتيم، سعي مي‌كرديم از راه‌هاي ديگر باز كنيم. با زور و ديلم و كمان اره و چكش مي‌خواستيم باز كنيم. ولي غافل از اينكه هر ضربه‌اي كه مي‌زديم، قفل ديگري زده مي‌شد و به اين دليل گيج مي‌شديم. به جاي اين كارها بايد آموزش بگيريم، بسنجيم، در لحظه باشيم، جايگاه سكوت و سخن را بدانيم، آداب معاشرت را بدانيم، حرف زدن بلد باشيم، خيلي مواقع با نيت و دل پاك حرف مي‌زنيم ولي آن حرف آشوب‌زاست. قبلاً گفته‌ام هم در كوير مار و عقرب است هم در جنگل‌هاي شمال، زهر اين جانوران در كوير كشنده است ولي در جنگل و آب كاري به انسان ندارند. زبان و كلام ما هم مي‌تواند مثل همان مار و عقرب كوير نيش داشته باشد و يا حتي مثل مار و عقرب آب و جنگل مي‌تواند كسي را ناراحت نكند. خيلي‌ها در زندگي نمي‌توانيم با خانواده و اطرافيان و ديگران ارتباط برقرار كنيم، زيرا متوجه نيستيم كلام چگونه بيان شود. ديپلماسي گفتگو را بلد نيستيم. زيرا همه نشأت گرفته از درون ماست، دروني كه پر از كينه، حسادت، نفرت، خشم، غيبت، قضاوت و... است و تا زماني كه با اينها فكر مي‌كنيم و مي‌انديشيم، متأسفانه پي نمي‌بريم كه در درون ما چه چيزهاي مثبتي است و نمي‌توانيم از آنها استفاده كنيم. يعني قادر به استفاده بهينه از قدرت دروني خود نيستيم و به اضمحلال مي‌رود.

ما براي به تعادل رسيدن، نيروهاي قوي در وجود خودمان داريم همانطور كه در كتاب قيد شده است. «براي انجام آن عمل فطري دچار اشكال نخواهيد شد زيرا براي تعادل خود نيروي بسيار قوي در خود داريد» ما با افكار منفي نه تنها نيروها را تقويت نمي‌كنيم بلكه ضعيف هم مي‌كنيم پس بايد ياد بگيريم نيروهاي خود را تقويت كنيم. مولانا در اين زمينه مي‌گويد: «اي آيينه جمال شاهي كه تويي// اي مخزن اسرار الهي كه تويي// بيرون ز تو نيست هر چه در عالم هست// از خود بطلب هر آنچه خواهي كه تويي»

خيلي مواقع فكر مي‌كنيم رفتارها و كردارهاي ما ايماني است ولي نيست. بارها شده وقتي عزيزاني براي مشاوره پيش من مي‌آيند به آنها مي‌گويم آيا شما ايمان داريد. ايمان به توحيد و در راه يزدان قدم برداشتن به اين راحتي نيست. ما طبق شنيده‌هايمان يك باوري پيدا مي‌كنيم ولي چقدر با باور اصلي و حقيقي فاصله دارد. اين خيلي مهم است. اگر به آنجا رسيديم، ايمانمان قوي است و «مانند سدي بر پرخروش ترين و عظيم‌ترين رودهاي جهان مي‌باشد» زيرا مي‌دانيم بايد چه كار كنيم.

وقتي به تصفيه و تسويه و تزكيه رسيديم، ايمان حقيقي به توحيد پيدا مي‌كنيم و مانند عقابي مي‌شويم كه با نيروي ايمان بر فراز طوفان‌ها و ابرها مي‌رود. ابرها و طوفان‌ها هميشه هست ولي من با پنجه‌هاي قوي و نگاه تيزبين به آنها مسلط مي‌شوم. به اين دليل اين افراد با هر حرفي از درون به هم نمي‌ريزند. به عنوان تجربه اين را عرض مي‌كنم، وقتي با حرفي از درون و از لحاظ روحي به هم ريختيم، بدانيم هنوز به تعادل نرسيده‌ايم. درك اين مطلب به شيوه برداشت آموزشها و وقت گذاشتن براي آنها خيلي به ما كمك مي‌كند. براي اينكه بخواهيم سرمايه انساني و خادم باشيم بايد اول خادم خودمان باشيم، بعد به خانواده و به جامعه و اگر در تشكيلات هستيم، خادم تشكيلات باشيم.

پس قفل‌ها را خودمان مي‌زنيم. كليدش هم بايد توسط خودمان ساخته و پرداخته شود. قفل‌هاي زنگ زده بايد حتماً زنگ‌زدايي و روغن كاري شود اگر نشود، ما در خودمان مي‌مانيم، عملكردمان منفي مي‌شود و يك جا خودمان را نشان مي‌دهيم و عيان مي‌كنيم. عملكرد منفي اثرش را در خانواده مي‌گذارد ولي ما نمي‌فهميم و نمي‌بينيم، سراغ چيزهاي ديگر مي‌رويم در صورتي كه خداوند آنقدر ارحم الراحمين است كه سريع به ما پيام مي‌دهد و اين ما هستيم كه بايد متوجه شويم كجا پاي خود را غلط گذاشتيم كه آن اتفاق افتاد. با خودمان تعارف نكنيم، بدانيم يك جا غلط رفتيم، يك جا حس ما منفي بود و هر چه به خدا نزديكتر باشيم و خدا بيشتر ما را قابل بداند، سريعتر به ما هشدار و پيام مي‌دهد و به ما مي‌گويد حواست باشد تو اين هستي. اميدوارم توانسته باشم مغز و بطن كلام را رسانده باشم.

دوستاني كه در اين زمينه مشاركت نمودند:

مسافران: عليرضا- عليرضا ر- شهاب- محسن- جلال- حسين ن- عباس ج-

همسفران: نوروزي- ياراحمدي-

 

مسئول نظم اين كارگاه آموزشي:

مسافر حسين

ghofl2

دیدگاه‌ها

0 #5 پاسخ: ريشه‌يابي حل مشكلاتمحسن 1399-11-01 21:43
با تشکر از استاد.برداشت:در باز کردن قفل ها نباید عجله به خرج بدهیم چون این قفلها طی مرور زمان اتفاق افتاده.من هر چه بیشتر آموزش بگیرم وکاربردی کنم راحت تر وبهتر میتوانم به باز کردن قفل ها ی خودم به خودم کمک کنم.
0 #4 ریشه یابی حل مشکلاتمسافر حسن 1399-10-28 09:21
با تشکر از استاد که موضوع را به خوبی عنوان کردند
0 #3 ریشه یابی حل مشکلاتمسافر حسن 1399-10-26 23:19
با تشکر از استاد که موضوع را به خوبی عنوان کردند uz
0 #2 پاسخ: ريشه‌يابي حل مشكلاتهمسفر سید محسنی 1399-10-25 15:23
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما و خدا قوت ، این دستور جلسه که استاد به خوبی باز کردن. با تشکر فراوان از کمیته آموزش و سایت
0 #1 ریشه یابی حل مشکلاتمسافر حسین 1399-10-25 09:42
خداقوت سپاسگزار تمامی خدمتگزاران سروج هستم

Comments are now closed for this entry

آخرین اخبار

ورزش سروج

  • ورزش جمعه بیست و چهارم دی
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/10/24 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه هفدهم دی
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/10/17 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه دهم دی
      اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/10/10 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه سوم دی
      برنده کسی نیست که هرگز شکست نخورده است، بلکه کسی است که هرگز جا نزده!   روز جمعه مورخ 1400/10/3 ساعت 7:30 لغایت 10 صبح دوستان مسافر و همسفر، در محل...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و ششم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/9/26 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه نوزدهم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری     روز جمعه مورخ 1400/9/19 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه دوازدهم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/9/12 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه پنجم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/9/5 ساعت 7 صبح...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و هشتم آبان
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/8/28 ساعت 7 صبح...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و یکم آبان
    رسیدن به قله پیروزی آسان است، به شرط اینکه راه رسیدن به قله را بشناسی و توانش را هم داشته باشی.   روز جمعه مورخ 1400/8/21 ساعت 7 صبح دوستان...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه چهاردهم آبان
    تفاوت بین افراد عادی و افراد موفق در چگونگی نگرش آنها به شکست است شکست فرصتی است برای شروع دوباره با هوشیاری بیشتر   روز جمعه مورخ 1400/8/14 ساعت 7 صبح...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه هفتم آبان ماه
    برای شاد بودن، نیازی به تأیید دیگران نداری   روز جمعه مورخ 1400/8/7 ساعت 7 صبح دوستان مسافر و همسفر،  در محل پارک فدک، مقر ورزشی سروج گرد هم جمع...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه سی ام مهر
    برای اینکه نتایج مطلوبی داشته باشی این تو هستی که باید تغییر کنی نخواه که مسایل آسان تر شوند تلاش کن که تو توانمندتر شوی   روز جمعه مورخ 1400/7/30...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و سوم مهر
      روز جمعه مورخ 1400/7/24 ساعت 7 صبح دوستان مسافر و همسفر،  در محل پارک فدک، مقر ورزشی سروج گرد هم جمع شدند و به ورزشهای دسته جمعی پرداختند.   هدف...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه شانزدهم مهر
    بهترين منظره بعد از سخت‌ترين صعود است با انگيزه پيش به سوي صعود...   روز جمعه مورخ 1400/7/16 ساعت 7 صبح دوستان مسافر و همسفر،  در محل پارک فدک، مقر ورزشی...

    ادامه مطلب...