031-33687673 |

مانيفست

واژۀ سروج تشکیل شده از حروف ابتدایی" سلامت روح و جسم " میباشد. سروج یک راه و روش فرآیند مدار در درمان اعتیاد می باشد که از سال 1386 فعاليت خود را آغاز نموده...

ادامه مطلب...

بنیان گذار روش درمان تنظیم دارو بر اساس علائم بالینی

آقاي مهرداد مفتون از سال 1384 در زمينه درمان اعتياد و برگزاري جلسات درمان گروهي اعتياد در اصفهان مشغول به فعاليت و تلاش مي‌باشند...

ادامه مطلب...

قوانین و حرمت جلسات سروج

1. سروج جلساتی است تحقیقاتی که با راهنمایی نیروهای مافوق و با توکل به قدرت مطلق، تشکیل می گردد.
2. شرط شرکت در جلسات، پذیرفتن اصول و قوانین آن و تمایل به رهایی از دام اعتیاد می باشد.

ادامه مطلب...

پروتكل درمان

پروتكل درمان شامل زمان، ‌دارو، آموزش و كاربردي كردن مي‌باشد...

ادامه مطلب...

فرم ارسال نظر

لطفا نام و نام خانوادگی خود را وارد کنید!

تلفن همراه به درستی وارد نشده!

آدرس ایمیل وارد شده معتبر نمی باشد!

Invalid Input

لطفا متن پیام خود را وارد کنید!

کد امنیتی
کد امنیتی جدید؟ کدامنیتی به درستی وارد نشده!

 

شعار ما اين است «تغيير نگاه ما مبدأ تحول ماست» پيش نياز مبرم آموزش گرفتن و ياد گرفتن، تعادل است. هم تعادل جسمي و هم روحي و رواني. وقتي هنوز نسبت به اعضاي خانواده كينه داريم، ‌هنوز دور مي‌زنيم، يا هنوز با تعريف و تمجيد و تأييد بيهوده يك نفر خوشحال و شاد مي‌شويم‌، يعني هيچ ساختار جديدي در ما به وجود نيامده است.

موضوع كارگاه آموزشي سفر دوم: تغيير ساختار، تعادل

استاد: جناب آقاي مفتون

تاريخ: سه‌شنبه 99/10/30

تغيير زيرساخت يعني تغيير ساختار دادن. با جسم و روح و رواني كه اشكال دارد، آموزش و يادگرفتن و آموختن مسائل و مطالب جديد امكان ندارد. براي همين گفته مي‌شود مسافر و همسفر در سفر اول بيايند، آموزش بگيرند تا به يك تغيير ديدگاهي برسند، مصرف‌كننده از نظر جسمي به تعادل برسد و روح و روانش هم با آموزشها تا حدي به يك تعادل نسبي رسيده باشد و همسفر هم به تغيير ديدگاهي رسيد باشد تا بتوانند آرام آرام ساختارشان را عوض كنند و الا با همان ساختارهاي قبلي كه سالهاي سال داشتيم، غيبت مي‌كرديم، دروغ مي‌گفتيم، احتكار و گرانفروشي و كليه كارهاي ضدارزشي انجام مي‌داديم، نمي‌توانيم مطالب جديد ياد بگيريم و ساختارمان را تغيير دهيم.

شعار ما اين است «تغيير نگاه ما مبدأ تحول ماست» پيش نياز مبرم آموزش گرفتن و ياد گرفتن، تعادل است. هم تعادل جسمي و هم روحي و رواني. وقتي هنوز نسبت به اعضاي خانواده كينه داريم، ‌هنوز دور مي‌زنيم، يا هنوز با تعريف و تمجيد و تأييد بيهوده يك نفر خوشحال و شاد مي‌شويم‌، يعني هيچ ساختار جديدي در ما به وجود نيامده است.

براي تغيير، مسيري را طي مي‌كنيم كه به آن سفر مي‌گويند. سفر اول، سفر دوم. دليل نام نهادن سفر اين است كه يك حركتي هم دروني و هم بيروني در آن باشد. وقتي سفر آغاز مي‌شود، هم آموزش مي‌گيريم و هم آموزش مي‌دهيم. يعني افرادي كه به عنوان استاد انتخاب مي‌شوند، خودشان روزي آموزش ديده‌اند و الان همان آموزشها را به ديگران ارائه مي‌دهند. پس اين مسير همواره توأم با آموزش است، مسيري نيست كه بخواهيم قصه و خاطره‌گويي كنيم و يا از يكديگر تعريف كنيم و براي همين تأكيد مي‌شود در لژيونها خاطره‌بازي نشود، آموزش باشد، تا يك نفر كه در مسير آموزش قرار گرفته بتواند رفته رفته به تعادل جسمي و روحي و رواني برسد و آرام آرام تغييرات در او حادث مي‌شود.

به عنوان مثال، خودِ من در سفر اولم با روحيه طلبكاري به جلسات مي‌رفتم، ولي در اثر آموزش آرام آرام شايد چندين ماه طول كشيد ولي كمرنگ شد. متناسب با ترميم جسمم، مقداري از آموزشها را مي‌فهميدم و درك مي‌كردم و اولين چيزي كه از من گرفته شد، همين روحيه طلبكاري بود. پس زماني روحيه طلبكاري در من تغيير كرد كه جسم من ترميم شده بود و همچنان كه جسم به تعادل نزديك شده بود. جهانبيني من هم داشت تغيير مي‌كرد و به تعادل نسبي مي‌رسيد، براي همين گفته مي‌شود جسم و روح و تعادل در ارتباط تنگاتنگ هستند.

اگر هنوز كسي روحيات، رفتارها، نگاه‌ها و برداشت‌هاي گذشته را دارد، بداند زيرساختش هيچ تغييري نكرده و دارد با همان زيرساخت قبلي حركت مي‌كند. شايد يك سري مسائل را رعايت كند ولي درونش همان است و در يك جايي با يك رفتار، با يك عملكرد و يا حتي با يك برداشت خودش را نشان خواهد داد. اين كار زمانبر است و در مسير سفر اتفاق مي‌افتد و باعث مي‌شود زيرساخت‌هاي ما تغيير كند.

كسي كه هنوز منيت دارد، يعني زيرساخت‌هايش بر مبناي جهالت است چون منيت يكي از اضلاع مثلث جهالت است. يا كسي كه مي‌ترسد مشاركت كند، در جهالت است. در پشت ترس، جهالت است. اگر نااميد باشيم و انرژي دروني اميدواركننده در خود احساس نكنيم و بخواهيم از ديگران انرژي بگيريم، در جهالت هستيم. اگر به تعادل نسبي در زمينه روحي، جسمي و رواني برسيم، آموزشها را ياد مي‌گيريم، وقتي ياد گرفتيم، ‌خودبه‌خود درون ما يك انرژي توليد مي‌شود كه اين انرژي كائناتي و الهي است. يعني از معنا و معنويت سرچشمه گرفته است. اين انرژي دروني، پايان‌ناپذير است چون متصل است. متصل به معنويت الهي و كائنات، ولي متأسفانه ما با دست خود مانع آن مي‌شويم با تنگ‌نظري، حسادت، كينه‌ورزي، جبهه درست كردن، منيت، ترس، تجسس، سرك كشيدن در زندگي خصوصي ديگران، داشتن خواسته‌هاي بي‌مورد؛ ما خواسته بي‌مورد زيادي داريم. خواسته‌هاي اين چنيني مثل اين است كه از مغازه قصابي تقاضاي انبردست كنيم. كساني مي‌آيند و سوال مي‌پرسند كه با 100 ميليون يا 200 ميليون پولي كه دارند، چه كار اقتصادي انجام دهند. مبناي كار اينجا اقتصادي نيست،‌ اهداف اينجا آموزش اقتصادي نيست يا خواسته‌هاي ديگر كه هر كسي به فراخور درون خودش دارد. يا مثلاً صبح‌هاي جمعه براي سلامت ورزش داشتيم، ولي الان اولويت ما ساخت زمين است و چون مسافران براي كمك به ساختن زمين مي‌روند، فعلاً ورزش نمي‌رويم، چون 45 روز بيشتر وقت نداريم.

پس زيرساختها زماني ايجاد مي‌شود كه به تعادل نسبي رسيده باشيم. ما بعد از رهايي وارد سفر دوم مي‌شويم تا تعادل نسبي به وجود آمده باشد و بتوانيم آموزش را ادامه دهيم. جسم نياز ندارد ولي تغيير جهانبيني هنوز نياز به آموزش دارد. جهانبيني بايد آنقدر تغيير كند تا زيرساخت جديد به وجود آيد. آن موقع است كه ديگر نمي‌توانيم دروغ بگوييم، قرار نيست ما همه چيز را بگوييم، قرار است دروغ نگوييم و در زيرساخت جديد ياد مي‌گيريم نياز به زور زدن نيست.

اين مشكل همه ماست كه سفره دلمان را اين طرف و آن طرف باز مي‌كنيم و مشكلات زندگي‌مان را براي اين و آن مطرح مي‌كنيم. در اختلافات و مشكلات زندگي، با چهار تا راست و دروغ، مظلوم نمايي مي‌كنيم، خود را مظلوم و ديگران را ظالم معرفي مي‌كنيم. ولي وقتي تغيير ساختار ايجاد شد، ديگر دليلي ندارد اين حرفها را بزنيم، چون ياد گرفته‌ايم چگونه حرف بزنيم. تمام اين آموزشها براي اين است كه هم خانم و هم آقا ياد بگيرند چگونه حرف بزنند، مشكلات زندگي هر كسي به خودش مربوط است و تا زماني كه زيرساخت عوض نشود، ما آن روحيه را داريم.

اگر بدبين باشيم تا زيرساخت عوض نشود همچنان بدبيني است. زماني بدبيني برمي‌گردد كه به تعادل رسيده باشيم و آموزشها را در زمان تعادل گرفته باشيم. به اين دليل آقاي مهندس در سفر تهران فرمودند بعد از رهايي حداقل يك سال در سفر دوم آموزش بگيريد بعد برويد سر زندگي‌تان. مصرف‌كننده وقتي قطع دارو مي‌شود، به تعادل جسمي رسيده ولي به تعادل فكري و روحي نرسيده و بايد آموزش بگيرد. حال اگر در سفر دوم، همچنان روحيه قبلي خود را داشته باشد، از نقد بدش بيايد، به ظاهر چيزي نگويد ولي در ذهنش درگير باشد كه اينها مرا نمي‌فهمند و درك نمي‌كنند، دليلش اين است كه به تعادل جسمي رسيده ولي هنوز به تعادل روحي و رواني نرسيده‌ است. پس من هستم كه اگر به تعادل رسيده باشم، به تغيير ديدگاه مي‌رسم.

گاهي يك تغيير سطحي را تغيير خود حساب مي‌كنيم، در صورتي كه هنوز لايه‌هاي زيادي هست كه بايد تغيير كند. ضخامت‌ پرده‌ها و لايه‌هاي دروني ماست كه ساختارهاي قبلي ما را ايجاد كرده، در تفكر، فرهنگ و آموزش، مصرف‌كننده به يك شكل و خانواده هم به شكل ديگر و اينها را ما ايجاد كرده‌ايم. يكي از نكاتي كه آموزش به ما ياد مي‌دهد اين است كه بخش عمده رنجها و مصيبت‌هاي زندگي كه شامل حالمان شده، حاصل عملكرد خودمان بوده است. در صورتي كه ما هميشه ديگران را مقصر مي‌دانستيم اما فكر نمي‌كرديم كجاي كار ما اشكال داشت و كجا راهمان را اشتباه رفته‌ايم.

مصرف‌كننده با قطع دارو شدن سر موقع به تعادل جسمي مي‌رسد ولي رسيدن به تعادل روحي و فكري طول مي‌كشد و زماني اصلاح مي‌شود كه به درون خودش برود و سفر دروني خود را شروع كند. پس كسي كه هنوز مثل قبل بخواهد هر كاري مي‌كند، ديگران قبولش كنند، زيرساختش را درست نگذاشته است. امكان دارد ما تلاش كنيم ولي اشتباه باشد و كسي قبول نكند، اگر به آنجا رسيدم كه اشتباه خود را بپذيريم و روي خواسته خود مصر نباشيم، آن موقع زيرساخت درست شكل مي‌گيرد.

وقتي مي‌خواهند آپارتمان يا آسمان خراشي را بسازند، بسته به ميزان ارتفاع آن، زمين را گودبرداري مي‌كنند. ما انسانها هم به ميزاني كه در تاريكي‌ها هستيم بايد تلاش كنيم. قرار نيست دو نفر براي تغيير زيرساختشان به يك اندازه تلاش كنند. اينجا تفاوتها به وجود مي‌آيد و نبايد مقايسه كرد. چرا يكي زودتر درمان شد، يكي ديرتر، چرا به آن شخص مسئوليت دادند به من ندادند، اعماق تاريكي افراد با هم متفاوت است. يكي چهارصد لايه دارد كه بايد تغيير كند، يكي شش لايه، يكي هشت لايه و اين متفاوت بودن انسانهاست براي رفتن به عمق درون خودشان. پس سقف براي خودمان تعيين نكنيم. فكر نكنيم چون فلان شخص تا آنجا رفت سرلژيون شد، پس من هم تا همان جا بروم،  سرلژيون مي‌شوم. نه، اين طور نيست، حتي شده يك نفر كه براي مجري‌گري انتخاب شده بود، از مسئوليتش بركنار شد، زيرا در رفتار و كردارش لايه‌هاي دروني آن شخص ديده ‌شد و مشخص شد هنوز هيچ تغييري نسبت به گذشته نداشته است. شايد ظاهر تغيير كرده باشد، ولي رفتارها بر مبناي زيرساختهاي قبلي و قديمي است، ساختار تغيير نكرده، چون زيرساخت تغيير نكرده و اصلاً به سمت تغيير هم نرفته‌ است.

گاهي حس مي‌كنيم به خاطر نداشتن استعداد چيزي آموزش نمي‌گيريم در صورتي كه اين طور نيست، پر بودن ما از همان ساختارهاي قبلي مانع گرفتن آموزش جديد است. اين فكر تعبيري و تفسيري است كه مي‌خواهد چيزي به دست بياورد. تا زماني كه از دست ندهيم، چيزي به دست نمي‌آوريم و براي اين بايد به تعادل نسبي برسيم. چگونه متوجه مي‌شويم به  تعادل رسيديم؟ آرام آرام روحيه طلبكاري يا روحيه منيت كمرنگ مي‌شود و به تدريج كه جلوتر مي‌رود، روحيه قدرشناسي، روحيه شكرگزاري و سپاسگزاري جايگزين آن مي‌شود. اينها زماني اتفاق مي‌افتد كه ساختار ما تغيير ‌كند و ساختار روي زيرساخت بنا مي‌شود. پس اگر زيرساخت و پي ساختمان وجودي ما هنوز مثل قبل خراب باشد، چيزي تغيير نمي‌كند و درست نمي‌شود. هرچند در ظاهر رنگ بزنيم و درست كنيم، پي كه خراب باشد، ظاهر را هم خراب مي‌كند.

وقتي به درجه‌اي برسيم كه انرژي دروني ما الهي و معنادار ‌شود، خودبه‌خود روي ديگران هم تأثيرگذار است و سخت‌ترين كارها، به راحتي انجام مي‌شود. شايد يك كار خيلي مشكل به نظر برسد ولي خيلي راحت حل مي شود، زيرا انرژي دروني معنوي، حتماً تأثيرگذار است و انشاءاله همه به آنجا مي‌رسيم به شرط اينكه خودمان بخواهيم.

در مواقعي كه چيزي را حق خودمان مي‌دانيم و در بروز مشكلي خودمان را محق مي‌دانيم، اگر به تعادل جسمي و روحي و رواني رسيده باشيم، اگر به حق معتقد باشيم، اولين فكري كه به ذهن ما مي‌آيد اين است كه آيا حق طرف مقابل است كه من با او اينگونه رفتار كنم. مثلاً مرد به خانه مي‌رود و همسرش كه از موضوعي ناراحت است با او رفتار خوبي ندارد. حال اگر مرد به حق معتقد باشد مي‌گويد حق من نبود او با من برخورد نادرستي داشته باشد ولي آيا حق اوست كه من با او همانگونه رفتار كنم. آنجاست كه به ذهن ما مي‌رسد كه شايد او درگير مسأله‌اي است و شرايطش خوب نيست. اعتقاد به حق خيلي ظريف است، همه از حق حرف مي‌زنند ولي نمي‌دانند. تعادل يعني اين كه در آن لحظه، اين حق را داريم كه به ناحق با طرف مقابل رفتاري نكنيم، فضا ‌دهيم، اجازه دهيم تا خودش را درست كند.

من اگر مي‌خواهم زيرساختم را درست كنم بايد اول پي آن را درست كنم، ولي اكثر قريب به اتفاق افراد، ظاهر قضيه را درست مي‌كنند و با كوچكترين چيزي از بين مي‌رود. مثل اينكه كسي صورتش را كه پر از لكه است، بخواهد با آرايش و پيرايش تزيين كند، ولي نمي‌داند با يك باران همه چيز پاك مي‌شود و چه بسا زشت‌تر هم مي‌شود.

از بزرگترين مشكلات والدين نسبت به فرزندانشان اين است كه نسبت به آنها حس مالكيت دارند و همين باعث مي‌شود فكر كنند رفتار و كردار و برخورد آنها درست است و درست‌‌تر از فرزندشان فكر مي‌كنند و حرف مي‌زنند. حس مالكيت زيرساخت رفتار با فرزند است و بر اساس آن بنا و پايه ساخته شده، براي همين نه اينكه نمي‌خواهند، نمي‌توانند بپذيرند بچه درست مي‌گويد. حتي دوستاني كه براي كمك به احداث ساختمان مي‌روند، به خاطر حس مالكيتي كه نسبت به آنجا دارند، به خودشان اجازه مي‌دهند، اظهارنظر كنند، در صورتي كه آنجا نياز به كارگر دارد، بايد مسئوليت دست يك نفر باشد و بقيه كارگر او باشند، حتي اگر اشتباه و خطا كرد. بايد حس مالكيت را از افرادگرفت. دستور جلسه امروز به حس مالكيت هم اشاره مي‌كند.

دوستاني كه در اين زمينه برداشت يا مشاركت نمودند:

مسافران: هادي- عليرضا- حسين ابراهيمي- نصراله- محسن- عليرضا ر-

همسفران: ياراحمدي- دوستي-

 

مسئول نظم اين كارگاه آموزشي:

مسافر حامد

zersakht1

دیدگاه‌ها

0 #5 پاسخ: تغيير ساختار، تعادلهمسفر ولی زاده 1399-11-13 14:32
با سلام وخدا قوت"برداشتم این است تا وقتی تغیرات من تبدیل نشود ساختارها یا زیر ساخت ها همچنان وجود دارد ودر موقعیتی وقتی زمینه یا بستر آن باشد نشان داده می شود
0 #4 پاسخ: تغيير ساختار، تعادلهمسفرسبحانی 1399-11-04 10:04
سلام با تشکر فراوان از استاد راهنما
0 #3 تغییرساختار،تعادلهمسفردوستی 1399-11-02 19:09
باتشکرازاستاد
0 #2 پاسخ: تغيير ساختار، تعادلهمسفر سید محسنی 1399-11-02 15:00
با عرض سلام وخسته نباشید خدمت شما و خدا قوت ، این دستور جلسه که استاد به خوبی باز کردن. با تشکر فراوان از کمیته آموزش و سایت
0 #1 پاسخ: تغيير ساختار، تعادلمسافر عباس علی خاص 1399-11-02 09:25
با سلام و تشکر از استاد گرامی که موضوع به خوبی و قابل فهم باز کردند

Comments are now closed for this entry

آخرین اخبار

ورزش سروج

  • ورزش جمعه بیست و چهارم دی
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/10/24 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه هفدهم دی
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/10/17 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه دهم دی
      اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/10/10 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه سوم دی
      برنده کسی نیست که هرگز شکست نخورده است، بلکه کسی است که هرگز جا نزده!   روز جمعه مورخ 1400/10/3 ساعت 7:30 لغایت 10 صبح دوستان مسافر و همسفر، در محل...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و ششم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/9/26 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه نوزدهم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری     روز جمعه مورخ 1400/9/19 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه دوازدهم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/9/12 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه پنجم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/9/5 ساعت 7 صبح...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و هشتم آبان
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/8/28 ساعت 7 صبح...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و یکم آبان
    رسیدن به قله پیروزی آسان است، به شرط اینکه راه رسیدن به قله را بشناسی و توانش را هم داشته باشی.   روز جمعه مورخ 1400/8/21 ساعت 7 صبح دوستان...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه چهاردهم آبان
    تفاوت بین افراد عادی و افراد موفق در چگونگی نگرش آنها به شکست است شکست فرصتی است برای شروع دوباره با هوشیاری بیشتر   روز جمعه مورخ 1400/8/14 ساعت 7 صبح...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه هفتم آبان ماه
    برای شاد بودن، نیازی به تأیید دیگران نداری   روز جمعه مورخ 1400/8/7 ساعت 7 صبح دوستان مسافر و همسفر،  در محل پارک فدک، مقر ورزشی سروج گرد هم جمع...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه سی ام مهر
    برای اینکه نتایج مطلوبی داشته باشی این تو هستی که باید تغییر کنی نخواه که مسایل آسان تر شوند تلاش کن که تو توانمندتر شوی   روز جمعه مورخ 1400/7/30...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و سوم مهر
      روز جمعه مورخ 1400/7/24 ساعت 7 صبح دوستان مسافر و همسفر،  در محل پارک فدک، مقر ورزشی سروج گرد هم جمع شدند و به ورزشهای دسته جمعی پرداختند.   هدف...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه شانزدهم مهر
    بهترين منظره بعد از سخت‌ترين صعود است با انگيزه پيش به سوي صعود...   روز جمعه مورخ 1400/7/16 ساعت 7 صبح دوستان مسافر و همسفر،  در محل پارک فدک، مقر ورزشی...

    ادامه مطلب...