031-33687673 |

مانيفست

واژۀ سروج تشکیل شده از حروف ابتدایی" سلامت روح و جسم " میباشد. سروج یک راه و روش فرآیند مدار در درمان اعتیاد می باشد که از سال 1386 فعاليت خود را آغاز نموده...

ادامه مطلب...

بنیان گذار روش درمان تنظیم دارو بر اساس علائم بالینی

آقاي مهرداد مفتون از سال 1384 در زمينه درمان اعتياد و برگزاري جلسات درمان گروهي اعتياد در اصفهان مشغول به فعاليت و تلاش مي‌باشند...

ادامه مطلب...

قوانین و حرمت جلسات سروج

1. سروج جلساتی است تحقیقاتی که با راهنمایی نیروهای مافوق و با توکل به قدرت مطلق، تشکیل می گردد.
2. شرط شرکت در جلسات، پذیرفتن اصول و قوانین آن و تمایل به رهایی از دام اعتیاد می باشد.

ادامه مطلب...

پروتكل درمان

پروتكل درمان شامل زمان، ‌دارو، آموزش و كاربردي كردن مي‌باشد...

ادامه مطلب...

فرم ارسال نظر

لطفا نام و نام خانوادگی خود را وارد کنید!

تلفن همراه به درستی وارد نشده!

آدرس ایمیل وارد شده معتبر نمی باشد!

Invalid Input

لطفا متن پیام خود را وارد کنید!

کد امنیتی
کد امنیتی جدید؟ کدامنیتی به درستی وارد نشده!

 

زيرساختها هم زماني آماده مي‌شود كه به يك تعادل نسبي رسيده باشيم. چون در هر بي‌تعادلي بخواهيم هر زيرساختي را درست كنيم، مثل ساختن بنا روي شن و ماسه است ولي اگر به تعادل نسبي رسيديم، آن موقع مي‌توانيم درست فكر كنيم و برنامه‌ريزي داشته باشيم و خواسته‌هاي خود را منطقي انتخاب كنيم. اگر بخواهيم با همان خواسته‌هاي قبلي، از سفر اول به سفر دوم بياييم، يعني هيچ تغييري نكرده‌ايم

موضوع كارگاه آموزشي سفردوم: پرسش و پاسخ

استاد: جناب آقاي مفتون

تاريخ: سه‌شنبه 99/11/14

 

- به تعداد كارهاي ضدارزشي كه انجام داده‌ايم، روي DNA اثر گذاشته شده است، آيا كارهاي ارزشي با توجه به اينكه انرژي مثبتشان بيشتر است، اثرگذاري‌شان زمان كمتري مي‌برد؟

نيروهاي منفي علاوه بر انجام آن كار در آن مقطع، بهره‌ و انرژي كاذبي به خاطر لذت، تفاخر و يا پوشش ضعف‌ها به ما مي‌دهد. پس براي تبديل آنها احتياج به كار بيشتري داريم. چون بندهاي الهي خيلي قويتر هستند، احتمال دارد در مرحله‌اي كه بندهاي الهي وصل مي‌شود به نشاطي برسيم. ولي در اينجا زمان مطرح نيست. مهم تأثيرگذاري است. بندهاي الهي خيلي بيشتر مي‌توانند تأثير بگذارند، به شرط اينكه بندهاي شيطاني قطع شده باشد. با وجود بند شيطاني هرچه هم زور بزنيم، اتفاقي نمي‌افتد.

- در دستور جلسه «تجربه، آموزگاري ارزشمند»، براي من اين سؤال پيش آمد كه اين املاح ما را به بالاترين قله‌ها مي‌برد يا نه؟

براي استفاده از املاح، ‌اول بايد يخ‌ها آب شود تا املاح را به همراه خود بياورد. آن يخ‌هايي كه آب مي‌شود، تجربيات سالم ماست نه منفي. املاح مي‌تواند ما را به رفيع‌ترين جايگاه‌ها برساند، به شرط اينكه اول يخ‌ها آب شده باشد.

- در مورد زيرساخت توضيح دهيد.

براي تغيير ساختار، نياز است كه ابتدا زيرساخت عوض شود. اكثراً همه ساختار را تغيير مي‌دهند و چون زيرساخت همان است، دوباره به همان حالت برمي‌گردند. مثل ساختماني كه ديوارها نم داده باشد و فقط روي ديوار را بتراشند و دوباره گچ بكشند، بعد از مدتي دوباره نم خواهد داد. ما انسانها هم همين گونه‌ايم. حتي براي اينكه بخواهيم راست بگوييم هم بايد ابتدا زيرساختش را آماده كنيم زيرا به ضرر ما تمام مي‌شود. زيرساختها هم زماني آماده مي‌شود كه به يك تعادل نسبي رسيده باشيم. چون در هر بي‌تعادلي بخواهيم هر زيرساختي را درست كنيم، مثل ساختن بنا روي شن و ماسه است ولي اگر به تعادل نسبي رسيديم، آن موقع مي‌توانيم درست فكر كنيم و برنامه‌ريزي داشته باشيم و خواسته‌هاي خود را منطقي انتخاب كنيم. اگر بخواهيم با همان خواسته‌هاي قبلي، از سفر اول به سفر دوم بياييم، يعني هيچ تغييري نكرده‌ايم. متوجه نشده‌ايم متناسب با درخواستي كه از خود داريم، خواسته‌هاي نفس ما كه تعيين موجوديت مي‌كند معقول بوده يا نامعقول، اگر به تعادل رسيده باشيم، مطمئناً خواسته ما معقول مي‌شود ولي اگر به تعادل نرسيده باشيم خواسته ما نامعقول مي‌شود. پس مطمئناً زيرساخت آن هم نامعقول و نادرست است.

- من براي آموزش گرفتن بايد به تعادل برسم يا براي به تعادل رسيدن نيازمند آموزش مي‌باشم؟

افراد تازه‌وارد مطمئناً تعادلي ندارند، ولي اگر در خواسته‌ اوليه‌شان به تعادل برسند، يعني بدانند براي چه آمده‌اند و هدفشان از آمدن به اينجا چيست، مي‌توانند آموزش بگيرند. كسي كه آمده مسافر باشد يعني خواهان رهايي از دام اعتياد باشد، نه به زور آمده باشد و كسي كه آمده همسفر واقعي باشد، تأكيد مي‌شود در اين خواسته به تعادل برسد، تا آرام آرام آموزش بگيرد و به تعادل اصلي برسد. ولي اگر در همان نقطه ابتدايي به تعادل نرسد و براي خواسته‌هاي خودش آمده باشد، مطمئناً نه تنها از آموزشها تأثيري نمي‌گيرد، بلكه مي‌تواند تأثير منفي هم داشته باشد.

- لطفاً در مورد ديپلماسي صحبت كردن توضيح دهيد.

ديپلماسي، بلد بودن حرف زدن با همديگر است. مثلاً در مواجهه با ديگران بتواند كلمات را درست و صحيح به كار ببرد. اين پايه ديپلماسي است كه بلد باشيم چه كلماتي را در كجا و چگونه به كار ببريم. يكي ديگر از اركان ديپلماسي اين است كه طوري حرف بزنيم كه اثرگذار باشد. در خانواده‌ هم همين طور است، چقدر خانم‌ها و آقايان حرفهايشان روي طرف مقابل اثرگذار است!! اين دليل بر بد بودن زن و مرد نيست، دال بر بلد نبودن حرف زدن است. همه حاضر جواب هستيم، ولي جواب حاضر نداريم. ديپلماسي يعني جواب حاضر داشته باشيم.  اين دو با هم متفاوت است. حاضرجوابي يعني مجادله كردن با ديگري و فقط بخواهيم چيزي به عنوان جواب داده باشيم ولي به تأثيرگذاري آن توجه نداشته باشيم. گاهي مواقع از حرف كسي، برداشت نادرستي مي‌كنيم و طبق آن برداشت، جواب مي‌دهيم. اين نوع جواب، جواب حاضر نيست. ديپلماسي يعني برداشت صحيح و جواب درست در قالب كلمات و واژه‌هاي درست. البته ديپلماسي اين نيست كه فقط بدانيم چگونه با يكديگر حرف بزنيم، بلكه بايد ياد هم بگيريم چگونه با هم رفتار كنيم. وقتي پشت سر كسي غيبت مي‌كنيم، اسلحه‌اي به دست نفر سومي مي‌دهيم كه به سمت ضعف خودمان نشانه رفته است. وقتي ما نسبت به كسي با كينه و حسد برخورد مي‌كنيم، هرچند در ظاهر خوب باشيم، ولي درون خراب است و چيز ديگري مي‌گويد. اين نيز خود به نوعي بلد نبودن رفتار است. ديپلماسي يعني طرز صحيح صحبت، طرز صحيح رفتار و طرز صحيح گفتار. پس اگر با كسي مشكل داريم، بهترين گزينه اين است كه با همان شخص صحبت كنيم و از ناراحتي خود بگوييم، اين زيباترين ديپلماسي است، يا مي‌پذيرد يا نمي‌پذيرد، ولي خودِ ما از ذهن تعبيري و تفسيري رها مي‌شويم و در ما ريشه نمي‌دواند كه شاخ و برگ بدهد و رشد كند و به كينه و نفرت و ... تبديل شود و هر پرنده‌اي كه روي آن شاخه‌ها بنشيند، آن را به وقايع سالهاي گذشته ربط دهيم. اگر ياد بگيريم و اينها را متوجه شويم، در حال باشيم، در لحظه حرف بزنيم و حرفها را بشنويم، اول فكر كنيم و بعد حرف بزنيم، به آرامش ذهني خود ما كمك مي‌شود. ديگر درگير نيستيم. دليل اينكه خيلي از ما نمي‌توانيم مشكلاتمان را حل كنيم اين است كه ذهن درهم و برهم و شلوغي داريم. مدام ذهن ما حس آلوده توليد مي‌كند و اين مانع رفتار درست و كردار درست و گفتار درست ما مي‌شود.

- در مورد قفل‌هاي زنگ زده كه ابتدا بايد زنگ‌زدايي شود تا بعد كليد بتواند آنها را باز كند، توضيح دهيد.

از زماني كه وادي‌ها نوشته شده مطرح شده كه وادي‌ها كليد قفل‌هاي زنگ زده است وقتي وادي‌ها را خوانديم و كاربردي كرديم، پذيرفتيم يعني خودبه خود قفل را زنگ زدايي مي‌كنيم. بحث اول و دوم نيست. بحث درك و متوجه شدن است.

- لطفاً توضيح دهيد هميشه از پايان بايد شروع كرد، چيست؟ جناب مهندس مي‌فرمايد بايد هر كسي يك پناهي داشته باشد و اميدوار باشد حتي به يك شمع روشن كردن، لطفاً اين را توضيح دهيد.

سي‌دي‌هايي كه در سفر دوم از جناب مهندس گوش مي‌كنيم، براي عده‌ي خاصي گفته مي‌شود و همدرداني هستند كه از جاي خاصي مي‌آيند و برايشان صحبت مي‌شود. اگر دقت كرده باشيد، بخشي از صحبتها در همه سي دي‌ها راجع به اعتقادات است.‌ اينكه مي‌فرمايند بايد اميدوار بود، دليلش اين است كه ايشان مي‌فرمايند كساني كه خودكشي مي‌كنند، به خاطر اميدوار نبودن است. انسان بايد هميشه اميدوار باشد. زيباترين جمله را كلام‌اله مي‌فرمايند: «واعتصموا بحبل الله جميعاً ولا تفرّقوا» پس چنگ زدن به ريسمان خداوند در كلام اله مطرح شده و جناب مهندس براي كساني كه به اين چيزها اعتقادي ندارند و آمده‌اند ترك كنند و بروند توضيح مي‌دهند كه بايد به يك چيزي اعتقاد داشته باشند. حتي به يك درخت، به يك شمع، به يك فرد و... آن اعتقاد انسان را پايدار نگه مي‌دارد. اينجا مبحث اعتقاد است. اين كه هميشه از پايان شروع كرد، منظور اين است كه هميشه بايد به پايان يك كاري فكر كرد و بعد آن را شروع كنيم.

- محبت مترادف با توحيد است، يعني چه؟ لطفاً توضيح دهيد.

خالص‌ترين چيزي كه بشر به آن ايمان و اعتقاد دارد، توحيد است. براي توحيد هيچ غل و غشي نيست كسي كه باور و ايمان دارد، محبت هم دارد و براي همين مترادف با توحيد است. چون هر كسي هر كاري را چه از خودش چه از ديگران محبت تلقي نكند. محبت در حدّ توحيد است. خيلي مواقع ما اصلاً معناي واقعي توحيد را نمي‌دانيم. شايد در كلام بگوييم توحيد داريم، ولي در عمل نه. فقط و فقط چون از خدا ما را ترسانده‌اند، مي‌گوييم توحيد داريم. توحيد يعني اعتقاد به يگانگي خدا و پاك‌ترين و خالص‌ترين چيزي است كه مي‌تواند در وجود يك نفر باشد. شايد زباناً به دنبال نذر و غيره باشيم، اينها معامله با خداوند است، ‌اين يعني نشناختن توحيد يا باور صحيح نداشتن به توحيد و آن را ابزار براي خود قرار داده‌ايم. محبت يعني هر صحبت و عمل و گفتاري را از خداوند بدانيم، آنگاه مطمئناً كار و عمل و صحبت مثبت خود و شفقت و دلسوزي خود را نسبت به ديگران محبت تلقي نمي‌كنيم. محبت مثل يك كمان است به وسعت يك رنگين كمان كه خيلي عظيم است. يكي از مظاهر محبت حق است. معمولاً در يك اتفاقي كه مي‌افتد افراد مي‌گويند حق من نبود. و شايد بخواهد متناسب با برخوردي كه با او شده، واكنش نشان دهد، ولي اگر آنجا به محبت اعتقاد داشته باشد، به توحيد اعتقاد داشته باشد، به ذهنش مي‌رسد كه آيا حق طرف مقابل است كه با او مقابله به مثل كند؟!! اين مي‌شود محبت، حال آيا چنين محبتي داريم، به اين دليل مترادف با توحيد مي‌شود.

- از كجا بدانيم در مورد تجزيه و تحليل موضوعي، كليد دست ذهن تعبيري و تفسيري است يا دست عقل و تفكر؟

هرجا تجزيه و تحليل كرديم، ترسيديم كسي بفهمد و آن را پنهان كرديم، بدانيم از ذهن تعبيري و تفسيري است و اين نشاطي به ما نمي‌دهد. ولي اگر نگراني نداشتيم كه اين تجزيه و تحليل را اگر كسي بفهمد از آن خوشش بيايد و يا خوشش نيايد، ناراحت شود و يا برنجد و نترسيدم، بدانيم عقلاني است. هميشه گفته شده نمي‌توانيم در اعمال و رفتار خود رضايت همه را جلب كنيم، ولي بايد طوري حركت كنيم كه رضايت خداوند را داشته باشيم.

- آيا كسي كه زيرساختش در سفر اول درست نشده و با زيرساختهاي ناقص وارد سفر دوم شده باشد، مي‌تواند عاملي باشد كه درست آموزش نگيرد و تغيير نكند؟

همه افراد در سفر اول آن چنان كه بايد و شايد آماده نمي‌شوند. با حركت راه نمايان مي‌شود. در سفر اول شروع كرديم. پس بايد بدانيم چه ديدگاهي داشتيم كه آموزش نگرفتيم و آموزش نگرفته وارد سفر دوم شديم و اگر بخواهيم با همان رويه سفر دوم را ادامه دهيم، مطمئناً‌ حتي به دوران نقاهت هم نرسيده‌ايم. برعكس اگر با اين ديدگاه جلو برويم كه صفت گذشته در انسان صادق نيست، چون انسان جاري است. بيشتر از سفر اول براي آموزش وقت مي‌گذاريم. سفر دوم از سفر اول جدا نيست و سفر اول از سفر دوم جدا نيست. اگر در سفر اول فقط جلسات را مي‌آمديم و آماده مي‌كرديم در لژيون10 دقيقه صحبت كنيم، الان بايد بيشتر و چندين ساعت وقت بگذاريم تا بتوانيم آموزشها را درك كنيم، بدون هيچ توقع و انتظاري. مثلاً نخواهيم اين كارها را بكنيم تا مجري و استاد و ... شويم. شايد در سفر اول تلاش مي‌كرديم وارد سفر دوم شويم، خوب آمديم، حالا در سفر دوم براي چه تلاش مي‌كنيم. اگر همان ديدگاه است، مطمئناً در سفر دوم هم هيچ آموزشي گرفته نمي‌شود. ولي اگر تغيير ديدگاه بدهيم، حتماً آموزش مي‌گيريم. براي همين گفته مي‌شود سرلژيونها و خدمتگزاران خودشان اول آموزش بگيرند، اگر خود را از آموزش مبرّا دانستند، مطمئن باشند به سمت معركه‌گيري مي‌روند. اگر آموزش نگيرند، نمي‌توانند آموزشي بدهند و بيان كنند. حتي جايي كه مي‌بينيم شرايط روحي خوبي نداريم، خدمت سرلژيوني نكنيم، زيرا هم خود متزلزل مي شويم و هم ديگران را متزلزل مي‌كنيم. اين بزرگترين آموزشي است كه از يك سرلژيون مي‌گيريم. هدف از آموزشها اين است كه وقتي وارد سفر دوم شديم بدانيم چه بخواهيم و چه نخواهيم الگو هستيم و آيا ظرفيتش را داريم؟! مسئوليت سفر دوم بودنمان را بدانيم چيست. آن مسئوليت ما را وادار مي‌كند كه ظرفيت و گنجايشمان را براي آموزشها گسترده تر كنيم.

- استاد فرمودند تغيير سخت است لطفاً با توجه به سي‌دي DNA توضيح بفرماييد.

چرا تغيير، سخت است؟ استاد روز يكشنبه مثال جالبي زدند. گفتند وقتي ما شيشه را تميز مي‌كنيم مجدداً گرد و غبار روي آن مي‌نشيند، پس بايد مرتب اين كار را بكنيم. ولي ما يك بار تميز مي‌كنيم و انتظار داريم ديگر گرد و غبار روي آن ننشيند. پس اگر مي‌خواهيم تغيير كنيم، سختي‌اش اينجاست كه هر روز بايد مراقب باشيم و درون خود را مثل شيشه تميز كنيم. زيرا دوباره كدر مي‌شود و اجازه نمي‌دهد بيرون را ببينيم. استنباط هر كسي از يك قضيه‌اي متفاوت است. مثلاً يك نفر در برهه‌اي از زمان غذا زياد مي‌خورد، اتفاقاً در همان موقع، ناراحتي هم برايش پيش مي‌آيد و استنباط مي‌كند كه به خاطر ناراحتي، زياد غذا مي‌خورد ولي نكته قابل تأمل اين است كه بدن اين شخص در آن برهه از زمان براي رشد و يا مواردي كه ما نمي‌دانيم به مواد غذايي بيشتري نياز داشته. پس مهم اين است كه مسائل را چطور ببينيم. اگر استنباط خود را تغيير ندهيم، مطمئناً آموزش جديدي در ذهن ما نمي‌رود، ولي اگر بفهميم در هر شرايطي يك سري نياز داريم، ديگر روي آن استنباط قبلي نمي‌مانيم، نسبت به زمان كنوني خود برنامه‌ريزي مي‌كنيم و تشخيص مي‌دهيم كه چه كار كنيم. تغيير اينجاست كه سخت است و الاّ هم سخت است و هم سهل. مصرف‌كننده‌اي كه مواد مصرف مي‌كرد، برايش خيلي سخت بود كه در حضور او مواد مصرف شود و او مصرف نكند ولي الان كه به درمان رسيده، برايش خيلي سهل است و مصرف ديگران هيچ اثري روي او ندارد آنقدر كه ديگران باور نمي‌كنند و نمي‌پذيرند كه او مي‌تواند استفاده نكند. ولي براي خود شخص آسان است. براي تغيير كردن مهم اين است كه چه نوع نگاهي به تغيير داشته باشيم. ببينيم آيا مي‌خواهيم واقعاً تغيير كنيم.

 

دوستاني كه در پاسخ پرسشها مشاركت نمودند:

مسافران: حسين ابراهيمي- شهاب- عليرضا ر- محمد نداف- آقامهدي- حامد- ميثم2-

همسفران: زيلايي- ياراحمدي- غلامي- سبحاني- قاسمي- سيدمحسني- غفاري- كشاورز- نوروزي-

مسئول نظم اين كارگاه آموزشي:

مسافر عباس

porsesh12

 

دیدگاه‌ها

0 #2 پاسخ: پرسش و پاسخ(سفردوم)همسفر سید محسنی 1399-11-20 22:22
با عرض سلام وخسته نباشید خدمت شما و خدا قوت ، این دستور جلسه که استاد به خوبی باز کردن. و اینکه پرسش وپاسخ خوبی بود چون که این دستور جلسها مرور می‌شن.با تشکر فراوان از کمیته آموزش و سایت
0 #1 پرسش وپاسخهمسفردوستی 1399-11-17 23:23
باسلام تشکرازاستادجمله طلائ این موضوع درلحظه حرف بزنیم وحرفهارابشنویم من ازاین جمله غافل بودم

Comments are now closed for this entry

آخرین اخبار

ورزش سروج

  • ورزش جمعه بیست و چهارم دی
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/10/24 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه هفدهم دی
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/10/17 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه دهم دی
      اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/10/10 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه سوم دی
      برنده کسی نیست که هرگز شکست نخورده است، بلکه کسی است که هرگز جا نزده!   روز جمعه مورخ 1400/10/3 ساعت 7:30 لغایت 10 صبح دوستان مسافر و همسفر، در محل...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و ششم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/9/26 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه نوزدهم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری     روز جمعه مورخ 1400/9/19 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه دوازدهم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/9/12 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه پنجم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/9/5 ساعت 7 صبح...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و هشتم آبان
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/8/28 ساعت 7 صبح...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و یکم آبان
    رسیدن به قله پیروزی آسان است، به شرط اینکه راه رسیدن به قله را بشناسی و توانش را هم داشته باشی.   روز جمعه مورخ 1400/8/21 ساعت 7 صبح دوستان...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه چهاردهم آبان
    تفاوت بین افراد عادی و افراد موفق در چگونگی نگرش آنها به شکست است شکست فرصتی است برای شروع دوباره با هوشیاری بیشتر   روز جمعه مورخ 1400/8/14 ساعت 7 صبح...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه هفتم آبان ماه
    برای شاد بودن، نیازی به تأیید دیگران نداری   روز جمعه مورخ 1400/8/7 ساعت 7 صبح دوستان مسافر و همسفر،  در محل پارک فدک، مقر ورزشی سروج گرد هم جمع...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه سی ام مهر
    برای اینکه نتایج مطلوبی داشته باشی این تو هستی که باید تغییر کنی نخواه که مسایل آسان تر شوند تلاش کن که تو توانمندتر شوی   روز جمعه مورخ 1400/7/30...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و سوم مهر
      روز جمعه مورخ 1400/7/24 ساعت 7 صبح دوستان مسافر و همسفر،  در محل پارک فدک، مقر ورزشی سروج گرد هم جمع شدند و به ورزشهای دسته جمعی پرداختند.   هدف...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه شانزدهم مهر
    بهترين منظره بعد از سخت‌ترين صعود است با انگيزه پيش به سوي صعود...   روز جمعه مورخ 1400/7/16 ساعت 7 صبح دوستان مسافر و همسفر،  در محل پارک فدک، مقر ورزشی...

    ادامه مطلب...