031-33687673 |

مانيفست

واژۀ سروج تشکیل شده از حروف ابتدایی" سلامت روح و جسم " میباشد. سروج یک راه و روش فرآیند مدار در درمان اعتیاد می باشد که از سال 1386 فعاليت خود را آغاز نموده...

ادامه مطلب...

بنیان گذار روش درمان تنظیم دارو بر اساس علائم بالینی

آقاي مهرداد مفتون از سال 1384 در زمينه درمان اعتياد و برگزاري جلسات درمان گروهي اعتياد در اصفهان مشغول به فعاليت و تلاش مي‌باشند...

ادامه مطلب...

قوانین و حرمت جلسات سروج

1. سروج جلساتی است تحقیقاتی که با راهنمایی نیروهای مافوق و با توکل به قدرت مطلق، تشکیل می گردد.
2. شرط شرکت در جلسات، پذیرفتن اصول و قوانین آن و تمایل به رهایی از دام اعتیاد می باشد.

ادامه مطلب...

پروتكل درمان

پروتكل درمان شامل زمان، ‌دارو، آموزش و كاربردي كردن مي‌باشد...

ادامه مطلب...

فرم ارسال نظر

لطفا نام و نام خانوادگی خود را وارد کنید!

تلفن همراه به درستی وارد نشده!

آدرس ایمیل وارد شده معتبر نمی باشد!

Invalid Input

لطفا متن پیام خود را وارد کنید!

کد امنیتی
کد امنیتی جدید؟ کدامنیتی به درستی وارد نشده!

حاصلخيزي دروني اگر براي به دست آوردن منافع خودمان اعم از پولي و تأييد شدن و مورد تحسين قرار گرفتن باشد، هرچند حاصلخيزيم، بدانيم در دسته مادي‌گرايان هستيم. هرچه كارهايمان براي اثر گذاشتن باشد و دنبال تأييد و تحسين ديگران نباشيم، به عرض زندگي مي‌افزاييم. آنگاه زندگي معنا و مفهوم پيدا مي‌كند و نهايتاً به حقيقت مي‌رسيم و صفت گذشته در ما تغيير مي‌كند. آن موقع اگر آموزش مي‌گيريم با كيفيتي آموزش مي‌گيريم كه يادگيري در آن باشد. عزيزاني كه به ماورا معتقدند و الهي فكر مي‌كنند، كيفيت آموزشي آنها يادگيري است نه حفظي.

موضوع كارگاه آموزشي سفر دوم: مادي‌گرايي يا الهي بودن

استاد: جناب آقاي مفتون

تاريخ: سه‌شنبه 99/12/19

انسانها دو گروهند، گروهي كه به ماوراء و عالم بالا باور دارند و گروه ديگر مادي‌گراها هستند كه معتقدند همه چيز انسان همين جسم است و با مرگ همه چيز تمام مي‌شود و چيزي محاسبه شده نيست و همه چيز بر مبناي علم است. اما گروه اول اعتقاد دارند نيرويي در ماوراء هست كه همه چيز را هدايت مي‌كند.

بزرگترين اشكالي كه در جهان هستي وجود دارد اين است كه خيلي‌ها خودشان را معتقد به ماوراء مي‌دانند و عبادات مخصوص به خود را نيز به خوبي انجام مي‌دهند ولي حسشان و نگاهشان مادي‌گراست. فرقي هم نمي‌كند چه ديني داشته باشند،‌ مسيحي، يهودي، بودايي، مسلمان و هر چيزي باشند. اين دسته از انسانها، آنهايي هستند كه هميشه دنبال منافع خودشانند و همه چيز را از ديد منافع مي‌بينند، ادعاي مومن بودن و ايمان داشتن و خداشناسي هم مي‌كنند، ولي عملكردشان ماورايي نيست، به ظاهر ايمان دارند ولي در باطن مادي‌گرايي است.

طبيعيون يا كساني كه به ماوراء معتقدند بر اين باورند كه هر انساني وقتي خلق مي‌شود، زمان حياتش مشخص است. زندگي انسان يك طول دارد كه به سالهاي عمر است و يك عرض دارد كه نحوه گذران سالهاي عمر است. در يك شكل هندسي، با ضرب طول در عرض، مساحت آن به دست مي‌آيد. حال ضرب كردن طول زندگي در عرض آن، حيات انسان را تشكيل مي‌دهد. مادي‌گراها بيشتر به طول زندگي توجه مي‌كنند و كارهايي مي‌كنند كه عمر طولاني تر داشته باشند و توجهي به عرض آن ندارند و اينگونه مي‌خواهند مساحت آن يا همان زمان حياتشان را زياد كنند. در صورتي كه انسانهاي معتقد به ماوراي حقيقي، تعادل را برقرار مي‌كنند و چون مي‌دانند طول زندگي در اختيارشان نيست، درصدد برمي‌آيند عرض آن را زياد مي‌كنند تا به مساحت يا همان زمان حياتشان زياد شود. عرض زندگي چگونگي زندگي كردن ماست، اينكه چقدر دنبال اثرگذار بودن خود در جامعه هستيم، چقدر زمين ما حاصلخيز است و اگر حاصلخيز است، براي در نظر گرفتن منافع خودمان است يا براي منافع ديگران. اين حاصلخيزي دروني اگر براي به دست آوردن منافع خودمان اعم از پولي و تأييد شدن و مورد تحسين قرار گرفتن باشد، هرچند حاصلخيزيم، بدانيم در دسته مادي‌گرايان هستيم. هرچه كارهايمان براي اثر گذاشتن باشد و دنبال تأييد و تحسين ديگران نباشيم، به عرض زندگي مي‌افزاييم. آنگاه زندگي معنا و مفهوم پيدا مي‌كند و نهايتاً به حقيقت مي‌رسيم و صفت گذشته در ما تغيير مي‌كند. آن موقع اگر آموزش مي‌گيريم با كيفيتي آموزش مي‌گيريم كه يادگيري در آن باشد. عزيزاني كه به ماورا معتقدند و الهي فكر مي‌كنند، كيفيت آموزشي آنها يادگيري است نه حفظي. در جلسات ما هم خيلي‌ها آموزشها را حفظ مي‌كنند، حفظ كردن آموزش يعني هر جايي آموزش به نفع من بود، كاربردي كنم، چرا؟ چون ريشه در مادي‌گرايي فكر كردن دارد. ولي اگر ذهن يادگيري داشته باشم، مثل الفباي فارسي مي‌شود كه هيچ گاه فراموش نمي‌كنيم چون ياد گرفتيم و اين نكته ظريفي است.

پس خودمان را محك بزنيم. ببينيم در كدام دسته هستيم؟ با چه ديدگاهي نگاه مي‌كنيم؟ تمام صحبتهايي كه راجع به نوع نگاه، محبت، حس آلوده، بهشت و جهنم و... مي‌شود، در اين دو خلاصه مي‌شود.

وقتي كسي در جلسات خودش را با ديگري مقايسه مي‌كند، حتي اگر خدمت هم بكند حس و حالش خوب نيست و آرام آرام حسش آلوده مي‌شود و حس آلوده، نگاه را هم آلوده مي‌كند. آنگاه چيزي را مي‌بينيم كه حس آلوده به ما فرمان مي‌دهد و اين نشان از مادي‌گرايي است و معمولاً خود شخص نمي‌داند كه اينها به خاطر چيست. و چون فكر مي‌كند كارش درست است، توجيه مي‌كند. در كارگاه آموزشي قبل گفتيم به هر چه در ذهن فكر ‌كنيم همان اتفاق مي‌افتد. وقتي زاويه نگاه مادي‌گرايي باشد، هرچند در كلام و ظاهر بگوييم الهي است و فرائض را هم انجام ‌دهيم ولي درون ما مادي‌گرايي است و خودش را نشان مي‌دهد.

پس بايد به ما تفهيم شود كه ما مي‌توانيم تغيير كنيم. صفت گذشته اين نيست كه قبلاً دروغ مي‌گفتيم الان ديگر نمي‌گوييم، دروغ صفت نيست، دروغ، بدبيني و اينها تاكتيك است. ما ممكن است از كسي خوشمان نيايد ولي حق متنفر شدن نداريم و با او دشمني نمي‌كنيم. وقتي بدبيني تبديل به تنفر شد، صفت مي‌شود و مادي‌گرايي يا الهي بودن را عيان مي‌كند. تنفر، ريشه در فقر دروني ما دارد. يعني اينقدر ضعيفيم كه آن تبديل به تنفر مي شود و بعد هم تنفر به كينه تبديل مي‌شود. وقتي كينه شد، تمام ذهن و فكر ما را مشغول مي كند و آن موقع ما همه چيز را با آن ذهنيت بيان مي‌كنيم. بارها گفته شده كينه داشتن مثل اين است كه يك استكان سم بخوريم تا ديگري بميرد. خود شخص بيشترين آسيب را مي‌بيند و روزبه‌روز از الهي بودن دور مي‌شود. اينها همه به مادي گرايي يا الهي بودن انسانها برمي‌گردد. اين نكته خيلي ظريفي است و در تمام سطوح زندگي ما چه خانوادگي، چه شغلي و... وجود دارد.

اعتقاد به حيات مادي و مادي فكر كردن، يك هيولاي ذهني در ما به وجود مي‌آيد. دشمن براي خود مي‌تراشيم و دشمن فرضي درست مي‌كنيم، نمي‌توانيم حس خود را بيان كنيم، اگر هم بيان كنيم، محاسبه شده و عقلاني نيست. هيولايي كه در ذهن پرورش مي‌دهيم، بسيار انرژي‌گير است و فقط كارش اين است كه انرژي ما را بگيرد. زيرا از صبح ذهن ما در حال نقشه كشيدن است كه با فلان شخص چه كار كنيم و ... ما فكر مي‌كنيم ديگران نمي‌فهمند ولي مي‌فهمند و چون با فهميدن آنها به هم مي‌ريزيم، شروع به مبارزه مي‌كنيم و تمام انرژي ما به اين سمت مي‌رود كه توجيه كنيم آنچه شما فهميده‌ايد اشتباه است. در زندگي خيلي از ما اين هست و علتش را هم نمي‌دانيم، آنجاست كه براي خود دشمن فرضي درست مي‌كنيم و كيفيت آن دشمني روزبه‌روز سختتر و سنگين‌تر مي‌شود.

حتي گاهي در ظاهر به كسي كه از او ناراحت هستيم، حرفهاي خوب مي‌زنيم ولي در ذهن خود ناراحتيم كه چرا اين حرفها را به او مي‌زنيم. اين محبت نيست، محبت آن است كه از همه درون ما تراوش كند و بيرون بريزد.

پيش چشمت داشتي شيشه كبود // زآن كبودت جمله عالم مي‌نمود

مولانا با اين شعر تمثيلي مي‌آورد كه اگر شيشه كبودي در جلوي چشم باشد، همه عالم را كبود مي‌بينيم و اين نكته خيلي مهم است كه ياد بگيريم درون ما برمي‌گردد به نگاه ما كه الهي است يا مادي. خيلي‌ها فكر مي‌كنيم الهي هستيم ولي اصلاً نيستيم.

نگاه كبود انسان را تا جايي مي‌برد كه حتي از انجام كار خوب ديگران هم مي‌رنجد و درصدد است آنها را از بين ببرد. نمونه‌هاي زيادي در جلسات داشتيم خدمتگزاراني كه خيلي خوب خدمت مي‌كردند ولي چون يك عده از آنها خوششان نمي‌آمد، طوري برنامه‌ريزي مي‌كردند كه حذف شوند. چون با زاويه‌ مادي‌گرايي به همه چيز نگاه مي‌كردند. يا مادي‌گرايي مدام به ما تلقين مي‌كند كه خودت را مطرح كن تا ديده شوي و مورد تأييد قرار بگيري. تو از ديگران كمتر نيستي و اين ها باعث مي‌شود كم‌كم همه چيز را كبود ببينيم.

وقتي درون انساني ماورايي باشد، اگر عيبي هم از كسي ببيند آن را پوشش مي‌دهد، اين صفت ستارالعيوبي است، در درون خود جستجو كنيم، ببينيم آيا اينگونه هستيم و يا برعكس دنبال اين مي‌گرديم كه عيبي از كسي ببينيم و آن را بزرگ كنيم.

اگر كيفيت يادگيري داشته باشيم، در خدمت هم مؤثر است. جلسات الگوي بارز براي زندگي بيرون از اينجاست. براي همين گفته مي‌شود در اينجا تظاهر نكنيد، زيرا تظاهر ديده مي‌شود و چون اغلب انسانها اين مراحل را گذرانده‌اند، بالاخره كسي متوجه مي‌شود.

ما فكر مي كنيم درمان شده‌ايم، چند كلمه هم ياد گرفته‌ايم، پس همه چيز درست شده است. ولي بارها گفته شده به مرور زمان لايه‌هاي دروني آلوده روي هم چيده شده و سايه در سايه است كه وقتي يكي كنار مي‌رود، ‌ديگري پيدا مي‌شود. خيلي از صفاتي كه داشتيم را نمي‌دانستيم، پنهان بود چون در صور پنهان ما فعاليت‌ مي‌كردند و ما چسبيده بوديم به صور آشكارمان. مثلاً چاپلوسي و تملق كسي را مي‌كنيم ولي درونمان چيز ديگري است. تشكر بيهوده مي‌كنيم و اين را خودمان مي‌دانيم و اين مي‌شود همان جهنم كه از آن صحبت شد. بهشت آن است كه وقتي موضوعي يا آموزشي شنيديم، آن را ياد بگيريم نه حفظ كنيم. وقتي ياد گرفتيم هر جاي دنيا باشيم، در موقع لزوم به آن عمل مي‌كنيم زيرا آن را ياد گرفته‌ايم.

حس ما مي‌گويد كاري را بكن ولي عقل ما را نهي مي‌كند و اگر به حرف عقل گوش كرديم، مثلاً وارد معامله‌ي پرسود ولي نامشروع نشديم، نشان مي‌دهد كه به سمت الهي بودن در حركتيم و در اين مسير قدم برمي‌داريم. وقتي حس مي‌گويد مواد مخدر مصرف كن، عقل نهي مي‌كند ولي درون مادي‌گرا براي آن مانع تراشي مي‌كند و توجيه مي‌آورد. پس حس و عقل رابطه تنگاتنگي با هم دارند و مثل اسب و سواركار است.

گفتيم خروجي مادي‌گرايي هيولاي دروني است. منافع شخصي فقط منافع مالي نيست، مي‌تواند ارضاء درونيات آلوده‌اي باشد كه پرورش داده‌ايم. فردوسي خيلي زيبا در داستان ضحاك ماردوش بيان مي‌كند كه براي آرام نگه داشتن مارها حتماً بايد مغز جوان به آنها مي‌داد. اين تمثيل براي درون ماست. ما براي ارضاي مارهاي دروني بايد از شوهر، مادرشوهر، مادرزن و يا هر كس ديگري بدمان بيايد و كينه و نفرت داشته باشيم، ‌اينها خوراك همان مار دروني ماست.

دانستن مطالب در زندگي تأثير بسزايي دارد ولي به شرط اينكه حقيقتش را بدانيم نه با جهالت و دانسته‌هاي غلط. تا نمي‌دانيم كه نمي‌دانيم، ولي اگر غلط دانستيم، اشتباه است. حس گيرنده و فرستنده دارد. گيرنده و فرستنده، نوع ارتباط ما را برقرار مي‌كند و با حس سالم مي‌توانيم ارتباط خوبي با ديگران برقرار كنيم حتي اگر طرف مقابل نسبت به آن واكنشي نشان نداد، در ما هيچ تأثير منفي ندارد.

اگر مطيع قانون نباشيم، صددرصد دچار مشكل مي‌شويم. براي همين اينجا روي رعايت قوانين و حرمتها تأكيد مي‌شود. تمام نظم و قوانين و حرمتها ما را به سوي يادگيري آموزش الهي مي‌برد، نه حفظ كردن. كساني كه در جامعه در پي آن هستند كه نشان دهند، الهي هستند، آموزشها را حفظ كرده‌اند ولي به عمق مطلب پي نبرده‌اند.

بعضي مسائل را بايد تجربه كنيم، ‌اگر تجربه نكنيم، به آگاهي نمي‌رسيم. دليل اينكه گفته مي‌شود به هيچ مصرف‌كننده و انساني كه نمي‌خواهد تغيير كند، هيچ كس نمي‌تواند كمك كند اين است كه تغيير ساختار از مادي‌گرايي به الهي بودن يك فرآيندي است كه زمان و آموزش خاص خودش را نياز دارد. آموزش يادگيري مي‌خواهد نه حفظي، براي همين كسي كه يادگير نيست، هيچ كس نمي‌تواند به او كمك كند و بستري كه اينجا براي سفر دوم آماده شده براي همين است.

مادي‌گرايي در همه بوده و ممكن است همچنان هم باشد. اگر با اين دستور جلسه به فكر فرو رفتيم و حس كرديم اينها در وجودمان هست بايد راهش را ياد بگيريم و آن اين است كه از مادي‌گرايي به الهي بودن قدم برداريم. و آنجاست كه اين جمله عينيت مي‌يابد از تو حركت از خدا بركت. بركت اينهاست نه پول و ثروت و ماشين و...

دوستاني كه در اين زمينه مشاركت نمودند:

همسفران: تقيان- احمدي- نوروزي- ابراهيمي- سيدمحسني-

مسافران: ميثم2- عليرضا – علي- عليرضا ر-

 

مسئول نظم اين كارگاه آموزشي:

مسافر محمد

madegeraee1

دیدگاه‌ها

0 #6 پاسخ: مادي‌گرايي يا الهي بودنمسافر علیرضا رفیعائی 1399-12-24 22:39
تشکر فراوان از استاد و کمیته آموزش
0 #5 پاسخ: مادي‌گرايي يا الهي بودنهمسفر سید محسنی 1399-12-23 20:18
با عرض سلام وخسته نباشید خدمت شما و خدا قوت ، این دستور جلسه که استاد به خوبی باز کردن. با تشکر فراوان از کمیته آموزش و سایت
0 #4 پاسخ: مادي‌گرايي يا الهي بودنمسافرحسین ن 1399-12-22 10:18
سلام خسته نباشیدوباتشکرازکمیته اموزش واقعاهرکدوم ازدستورجلسات دنیای ازمفاهیم هست که دران نهفته مهم این هست که من بفهمم درکجای مراحل زندگی قراردارم الهی یامادی گرای
0 #3 پاسخ: مادي‌گرايي يا الهي بودنهمسفرسبحانی 1399-12-21 16:01
با سلام و خدا قوت به کل سروج ممنون
0 #2 مادی گرایی یا الهی بودنعلی 1399-12-21 13:09
با تشکر از استاد
سخنان استاد در این دستور جلسه من را یاد شعر مولانا ودرک بهتر این شعر انداخت که میگه؛
هوش را بگذارو آنگه هوش دار
گوش را بربندو آنگه گوش دار
من با عقل وهوش جزئی وبا جهالتم وبا گوش دادن ظاهری میخوام به معنویات والهی بودن برسم درصورتی که تازمانی که اینهارو کنار نگذارم نمیتونم اموزش درست بگیرم و اعمالم الهی باشه و درک درستی از فرامین الهی داشته باشم
0 #1 مادی گرایی یاالهی بودنهمسفردوستی 1399-12-21 00:10
باسلام وتشکرازاستادبسیارعالی بود

Comments are now closed for this entry

آخرین اخبار

ورزش سروج

  • ورزش جمعه بیست و چهارم دی
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/10/24 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه هفدهم دی
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/10/17 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه دهم دی
      اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/10/10 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه سوم دی
      برنده کسی نیست که هرگز شکست نخورده است، بلکه کسی است که هرگز جا نزده!   روز جمعه مورخ 1400/10/3 ساعت 7:30 لغایت 10 صبح دوستان مسافر و همسفر، در محل...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و ششم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/9/26 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه نوزدهم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری     روز جمعه مورخ 1400/9/19 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه دوازدهم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/9/12 ساعت 7:30 لغایت...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه پنجم آذر
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/9/5 ساعت 7 صبح...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و هشتم آبان
    اگر امروز وقت برای ورزش نگذارید در آینده وقت زیادی برای بیماری خواهید گذاشت انتخاب با خودمان است: ورزش و سلامتی یا تنبلی و بیماری   روز جمعه مورخ 1400/8/28 ساعت 7 صبح...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و یکم آبان
    رسیدن به قله پیروزی آسان است، به شرط اینکه راه رسیدن به قله را بشناسی و توانش را هم داشته باشی.   روز جمعه مورخ 1400/8/21 ساعت 7 صبح دوستان...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه چهاردهم آبان
    تفاوت بین افراد عادی و افراد موفق در چگونگی نگرش آنها به شکست است شکست فرصتی است برای شروع دوباره با هوشیاری بیشتر   روز جمعه مورخ 1400/8/14 ساعت 7 صبح...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه هفتم آبان ماه
    برای شاد بودن، نیازی به تأیید دیگران نداری   روز جمعه مورخ 1400/8/7 ساعت 7 صبح دوستان مسافر و همسفر،  در محل پارک فدک، مقر ورزشی سروج گرد هم جمع...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه سی ام مهر
    برای اینکه نتایج مطلوبی داشته باشی این تو هستی که باید تغییر کنی نخواه که مسایل آسان تر شوند تلاش کن که تو توانمندتر شوی   روز جمعه مورخ 1400/7/30...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه بیست و سوم مهر
      روز جمعه مورخ 1400/7/24 ساعت 7 صبح دوستان مسافر و همسفر،  در محل پارک فدک، مقر ورزشی سروج گرد هم جمع شدند و به ورزشهای دسته جمعی پرداختند.   هدف...

    ادامه مطلب...

  • ورزش جمعه شانزدهم مهر
    بهترين منظره بعد از سخت‌ترين صعود است با انگيزه پيش به سوي صعود...   روز جمعه مورخ 1400/7/16 ساعت 7 صبح دوستان مسافر و همسفر،  در محل پارک فدک، مقر ورزشی...

    ادامه مطلب...